در این میان، هنوز برخی این مسأله را مطرح میکنند که چرا رسانه ملی در برخی اخبار با تأمل حرکت میکند و گاهی از فضای مجازی عقبتر بهنظر میرسد؟ کمی قبل بود که رئیس صداوسیما در پاسخ به این انتقاد، نکتهای کلیدی را یادآور شد؛ نکتهای که در ذات حرفهایگری رسانه نهفته است: «نمیتوان خبر نقل قولی، تأییدنشده یا غیرمعتبر را منتشر کرد؛ خبری که احتمال تکذیب آن وجود دارد». این احتیاط، نه عقبماندگی بلکه بخشی از مسئولیت حرفهای یک رسانه فراگیر است. در روزگاری که سرعت انتشار خبر گاه جای دقت را گرفته و شایعه با یک کلیک به واقعیت بدل میشود، رسانهای که قرار است مرجع اعتماد عمومی باشد ناگزیر از مکث، راستیآزمایی و انتخاب هوشمندانه است. همین تمایز است که مرز میان رسانه حرفهای و شبکههای هیجانی مجازی را مشخص میکند. نمونه روشن این رویکرد را میتوان در رخدادهای اخیر مشاهده کرد؛ از اقدام بهموقع در پوشش پرتاب ماهوارهها گرفته تا انعکاس اعتراضات خیابانی کسبه و بازاریان نسبت به نوسانات و تلاطمهای بازار ارز و طلا. در این موارد، رسانههای معاند و ضدانقلاب در انتظار یک خلأ خبری بودند تا میدان را بهنفع روایتهای جهتدار خود مصادره کنند اما چنین فرصتی فراهم نشد. چون رسانه ملی بهعنوان «راوی اول»، وسط میدان ایستاد. ایستادن در میدان صرفا بهمعنای پخش تصویر نیست بلکه بهمعنای روایت مسئولانه است. صداوسیما در این پوششها، هم نقد منصفانه را در دستور کار قرار داد و هم اصل ماجرا را بیواسطه روایت کرد. همین اقدام باعث شد رسانههای معاند با شگفتی از «پخش اعتراضات توسط صداوسیما» سخن بگویند و حتی با تعابیری مانند «رسمیت دادن صداوسیما به اعتراضات» این خبر را دست به دست کنند. حال آنکه واقعیت چیز دیگری بود. رسانه ملی نه در پی رسمیتبخشی سیاسی بلکه در حال انجام وظیفه حرفهای خود بهعنوان یک رسانه فراگیر بود؛ وظیفهای بهنام روایت اول. این تجربه مسبوق به سابقه است. در ایام جنگ ۱۲روزه شبکه خبر به مرجع اصلی پیگیری تحولات بدل شد. مخاطبان لحظه به لحظه اخبار را از این شبکه دنبال میکردند چراکه میدانستند اطلاعات ارائهشده برپایه منابع رسمی، تحلیل کارشناسی و روایت دقیق است. پوشش صرف رویدادها نبود. برای هر تحول، برنامه، تحلیل و گفتوگو تدارک دیده میشد تا مخاطب صرفا مصرفکننده خبر نباشد بلکه فهمی عمیقتر از ماجرا بهدست آورد. همین الگو در مواجهه با مسائل اقتصادی نیز تکرار شد. بلافاصله در شبهای اخیر با حضور معاون سازمان برنامه و بودجه در رسانه ملی، تحلیلهایی درباره مشکلات ارز و طلا و دیگر. تحولات اقتصادی ارائه شد؛ تحلیلهایی شفاف، مستند و قابل فهم برای عموم. این سرعت عمل همراه با عمق تحلیلی نشان داد صداوسیما میتواند همزمان، هم بهموقع باشد و هم دقیق. از سوی دیگر بازتاب منصفانه اعتراضات مسالمتآمیز بازاریان پیام مهمی برای افکار عمومی داشت: شنیدن صدای مردم، بهمعنای واگذاری میدان به رسانههای معاند نیست. اتفاقا برعکس، با روایت صادقانه و متوازن، امکان سوءاستفاده از فضا و تحریف مطالبات واقعی کاهش مییابد. بسیاری از مخاطبان همین رویکرد را نشانهای از بلوغ رسانهای دانستند؛ اینکه اعتراض اجتماعی دیده میشود اما در چارچوبی حرفهای، آرام و مبتنی بر واقعیت. در نهایت ماجرای «روایت اول» بیش از آنکه یک شعار باشد، یک استراتژی رسانهای است. رسانهای که روایت اول را در اختیار دارد، نهتنها افکار عمومی را از سرگردانی نجات میدهد بلکه اجازه نمیدهد حقیقت، قربانی هیجان و شایعه شود. صداوسیما با همه نقدهایی که به آن وارد است، در این مقاطع نشان داد وقتی تصمیم میگیرد در میدان بایستد، میتواند معادله رسانهای را بهنفع اعتماد عمومی تغییر دهد. دست صداوسیما اگر با دقت، شجاعت و حرفهایگری همراه باشد، نه مانع بلکه نقطه اتکای روایت ملی است؛ روایتی که در هیاهوی رسانهای امروز، بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم.
تقدیر ویژه از رسانه ملی
محمدرضا عارف معاون اول رئیس جمهور همزمان با آغاز اجرای مصوبه جدید دولت درباره بنزین، از عملکرد رسانه ملی، گزارشهای خبرنگاران و حضور میدانی از ساعت ابتدایی بامداد ۲۲ آذرماه قدردانی کرد. محمدرضا عارف در این خصوص گفته است: مسألهای که قابل ذکر است، نقش صدا و سیما در پروژه مهم ملی (بنزین) بود. صداوسیما با تمام توان و با استفاده از کارشناسان، نخبگان و خبرنگاران خود تلاش کرد که کارهای میدانی انجام دهد در جایگاههای بنزین حاضر شد و با مردم صحبت کرد. این تلاشها بازتاب مثبتی داشت و جا دارد که صمیمانه از این رسانه تشکر کنم.