پروفسورحمید مولانا: شرایط بین المللی ما بهتر از همیشه است

«وضع بین المللی و منطقه ای ما هیچ گاه از جنبه های احترام ، پرستیژ و قدرت بخوبی وضع فعلی نبوده است».
کد خبر: ۱۵۲۸۴۵
این مطلب را پروفسور حمید مولانا ، استاد و مدیر گروه ارتباطات بین الملل دانشگاه امریکن دی سی واشنگتن می گوید.
وی که یکی از بنیانگذاران رشته های ارتباطات و روابط بین المللی در سطح جهانی است و چند سال پیش به عنوان یکی از چهره های ماندگار جمهوری اسلامی ایران معرفی و مورد تقدیر قرار گرفت ، معتقد است :
رسانه ها و مسوولان غربی در 2سال اخیر با رئیس جمهور کشورمان وارد یک بازی رسانه ای شده اند که با توجه به مسائلی که بتازگی در نیویورک و دانشگاه کلمبیا گذشت ، محمود احمدی نژاد با اختلاف زیادی از حریف خود پیش افتاده است. وی در ادامه تاکید کرد این بازی همچنان ادامه دارد.


امروزه کشورهای غربی به طور گسترده ای از رسانه برای ایجاد جنگ روانی استفاده می کنند. در خصوص کارکردهای مرتبط با سیاست رسانه کمی توضیح دهید.
رسانه ها علاوه بر این که در کار اطلاع رسانی فعالیت دارند، دو سه کار اساسی دیگر نیز انجام می دهند. یکی از آنها نقش رسانه در تشکل مردم است ؛ یعنی رسانه وقتی به وجود می آید عده ای را به هم متصل می کند، بنابراین کاربرد رسانه مهمتر از محتویات آن است ، چرا که وقتی نباشد مردم دور آن بسیج نمی شوند. به عنوان مثال اسکناس یک رسانه است . وقتی اسکناس یا سکه تهیه می شود فعالیت اقتصادی ایجاد می کند و علاوه بر این وظیفه اصلی ، کار دیگری نیز انجام می دهد؛ این که همه مردم را به هم متصل می کند. دومین کاری که رسانه می کند، دستور روز را تا حدودی برای ما تعیین می کند. به این معنی که تعیین می کند مردم جامعه راجع به چه موضوعی فکر بکنند و در مورد آن موضوع چه عقیده ای داشته باشند. سومین کاربرد رسانه ، فضاسازی است ؛ یعنی رسانه یک محیط اطلاعاتی ، سیاسی ، تفریحی و... را برای ما به وجود می آورد بدون این که ما چنین محیطی را لمس کنیم .بنابراین وقتی ما این 3کارکرد را در نظر می گیریم ؛ یعنی رسانه به عنوان ایجاد تشکل ، تعیین دستور روز و ایجاد یک محیط زیست ، می بینیم که از رسانه برای دگرگون کردن محیط سیاسی کشورها، بسیج کردن افکار عمومی در حمایت از سیاستگذاری دولتها، ایجاد جنگ روانی ، فروش کالا و بسیاری موارد دیگر نیز استفاده می شود. دول غربی بویژه امریکا که سالهاست در رشته رسانه تبحر دارند و کار کرده اند، از رسانه های موجود برای رسیدن به اهداف خود بسیار بهتر از دیگران استفاده می کنند.

در گذشته ما شاهد جریان یک سویه ای از اطلاعات از غرب به شرق بودیم. آیا شواهدی حاکی از این که چنین جریانی در حال معکوس شدن یا حداقل متوازن شدن باشد، به چشم می خورد؛
تا 10سال پیش گردش اطلاعات از غرب به شرق و از کشورهای توسعه یافته به سمت کشورهای در حال توسعه بود؛ ولی در سالهای اخیر به دلیل پیشرفت فناوری ، زیرساخت های مخابراتی و توسعه کشورهای آسیایی ، آفریقایی و امریکای لاتین ، این وضع تغییر کلی پیدا کرده است . مثلا در جنگ اول امریکا با عراق که همان جنگ خلیج فارس بود ما در صحنه بین المللی منطقه یک رسانه جهانی داشتیم که توانایی داشت اخبار را منتشر کند و به عده ای معدود از مردم برساند. اسم آن هم سی ان ان بود که هنوز هم است . سی ان ان در آن زمان انحصار گردش اخبار تلویزیونی را به دست داشت ؛ اما در همین چند سال گذشته ما شاهد به وجود آمدن حدود 20شبکه بزرگ تلویزیونی شده ایم که با سی ان ان رقابت می کنند. مثل بی بی سی یا ان اچ کی (NHK) ژاپن یا پرس تی وی در ایران بنابراین مخاطبان در حال حاضر انتخاب بیشتری دارند و از این نظر کنترل فضای جهان را تنها یک عده معدود از شرکتهای غربی به دست ندارند. اگر کشورهایی مانند ایران و دیگر کشورهای اسلامی سیاستگذاری خوبی بکنند آن وقت می توانند حتی در محیط رسانه ای امروزی تاثیرگذار باشند.

آیا تاکنون جمهوری اسلامی ایران توانسته از فضای رسانه ای غرب برای رسیدن به اهداف انقلاب اسلامی استفاده کند؛
بله. البته توانسته و مثال بسیار شفاف آن مسافرت آقای دکتر احمدی نژاد به نیویورک و حضور ایشان در مجمع عمومی سازمان ملل و دانشگاه کلمبیا و دیدار و گفتگو با نخبگان سیاسی و اصحاب رسانه و ایرانیان مقیم امریکا و مصاحبه های مختلف بود. بدون شک ما هم می توانیم این را ببینیم که رسانه های دنیا به دکتر احمدی نژاد توجه دارند و وقتی چنین جریانی ایجاد می شود ایران و خود آقای دکتر احمدی نژاد می توانند از این توجه و حضور رسانه ها استفاده کنند و استفاده هم کردند.در جریان سخنرانی در دانشگاه کلمبیا و همچنین حضور در مجمع سازمان ملل ، به گفته و روایت خیلی از منابع غربی ، حدود 500میلیون نفر از مردم دنیا به طور مستقیم و غیرمستقیم بیننده این سخنرانی بودند و آن را دیدند و شنیدند؛ اما چنین مساله ای قبلا سابقه نداشت . من خاطرم است حدود 40یا 50سال پیش در نیویورک و واشنگتن وقتی سران دول می آمدند، کسانی مثل کاسترو، نهرو، تیتو آرزویشان این بود که فقط 50یا 100هزار نفر حرف آنها را از طریق رادیو بشنوند، چون ارتباطات رسانه ای به شکل امروز وجود نداشت . پس از مدتی هم که به وجود آمد، این ارتباطات یک سویه بود. امروزه آن جریان یک سویه هم دارد از میان می رود و میدان برای کسانی که هشیاری دارند و می توانند از این فضا استفاده کنند، باز است.

دلیل فضاسازی های زیادی که پیش از سفر احمدی نژاد و همچنین هنگام حضور وی در امریکا انجام می شد؛ چه بود؛
دلایل زیادی برای انجام این کار وجود دارد. از زمانی که ایشان به ریاست جمهوری اسلامی ایران انتخاب شدند، مواضع رسانه ای امریکا نسبت به وی تخاصمی بود و می خواستند چهره ایشان را مخدوش کنند و یکی از دلایل این بود که اصلا رسانه ها و دولتمردان امریکایی انتظار نداشتند ایشان به ریاست جمهوری برسند. دوم این که ایشان خیلی از فرضیه ها و پیش فرض های امروز دنیا را زیر سوال می برند. سوم این که ایشان بیش از هر رئیس دولت کنونی در دنیا، امریکا را مورد انتقاد قرار می دهد و خیلی صریح و آشکار ارزشهای انقلاب اسلامی را بیان می کند، چهارم این که ایشان با صراحت و آشکارا اسطوره های به وجود آمده مانند هولوکاست را زیر سوال می برد. اینها همه دلایلی است که رسانه های امریکایی به آنها توجه می کنند. علاوه بر آن ، در 2سال گذشته حیثیت و پرستیژ ایران در صحنه بین المللی و منطقه ای بسیار بالا رفته و 2موضوع باعث این مساله بوده است . اول مواضع قاطعانه دولت ایران در تبیین و دفاع از حقوق مسلم ایران برای انرژی هسته ای ، دوم مشکل امریکا در عراق و این که ایران بیش از هر کشور دیگری در عراق نفوذ دارد. وقتی شما همه اینها را با هم جمع کنید، می بینید رسانه های امریکا متوجه رئیس جمهور ایران می شوند. همچنین رسانه های امریکا همیشه به دنبال شخصیتی هستند که بتوان از آن یک موضوع و کالای جنجالی درست کرد؛ یعنی انگیزه های رسانه های امریکایی هم انتفاعی است و هم سیاسی . سیاسی است برای این که اصحاب رسانه های امریکایی در سیاست های خارجی با دولتمردان کشورشان توافق دارند. انگیزه های انتفاعی دارند چون باید در عرصه بین المللی تولید سرمایه کنند، بنابراین اینها باید در صحنه جهانی جنجال درست کنند، دشمن بتراشند، موضوعاتی را آماده کنند که مخاطبان بپسندند؛ بنابراین رسانه های امریکا از آقای احمدی نژاد استفاده کردند و خواستند ایشان را به صورت یک شخص غیرعادی ، یک اصولگرای اسلامی که ممکن است تهدیدآمیز شود و به صورت فردی که ارزشهای غربی را زیرسوال می برد برای مردم امریکا معرفی کنند. در عین حال ایشان سعی کردند در این نبرد وارد بشوند و از خود همین رسانه ها برای تصحیح این تصویرهای مخدوش و تبیین مواضع ایران برای جهانیان استفاده کنند. چنین مساله ای مانند این است که 2تیم وارد این بازی شدند و هر دو تلاش داشتند پیروز این میدان باشند و همیشه پیروزی با تیمی است که راهبرد خوبی دارد و از شرایط زمان و مکان بخوبی استفاده می کند. اینجاست که باید گفت با وجود تمام کوشش های رسانه های غرب ، دکتر احمدی نژاد به فاصله بسیار زیاد از حریف خود جلوست و این بازی همچنان ادامه دارد.

طرح برخی موضعگیری ها مانند نفی هولوکاست در تریبون های عمومی آیا باعث نمی شود کشورهای غربی در هماهنگ کردن افکار عمومی علیه ایران راحت تر عمل کنند؛
این مساله به اهداف و راهبرد و سیاستگذاری های رئیس جمهور برمی گردد. من در دنیا رئیس جمهوری را نمی شناسم که درخصوص موضوعی ، موضع بگیرد و کسی با او مخالفت نکند. اگر شما بخواهید همه با شما موافق باشند باید از ارزشهای خودتان دست بردارید.مواضع آقای خاتمی با مواضع آقای احمدی نژاد بسیار فرق دارد و راهبردها و سیاست هایشان بسیار متفاوت است ، هر چند اهداف آنها مشترک است . همیشه هر سیاستمدار ابتدا می سنجد که اگر من حرفهایم را به این صورت مطرح کنم برخی افراد را از خودم خواهم رنجاند و عده ای را نیز همراه خودم بسیج می کنم . اگر ما بخواهیم دولتمردان و حتی مردم امریکا از ما نرنجند باید روی چالشهایی که بین 2 کشور است سرپوش بگذاریم ، ولی اگر بخواهیم قاطعانه سیاست هایی را دنبال کنیم که باعث قوت و قدرت و توانایی ما باشد، بدون شک عده ای از ما خواهند رنجید؛ بنابراین سوال این نیست که مردم دنیا در مورد ما چه فکر می کنند، بلکه پرسش اصلی این است که ما درباره خودمان چه فکر می کنیم و چه اهدافی را مدنظر داریم . مسلما هدف ما خشنود کردن بقیه نیست ، بلکه سعادتمندی و بالا بردن قدرت خودمان است.

آیا تاکنون با مواضعی که احمدی نژاد داشته ، دستاوردها بیشتر بوده است یا هزینه ها؛
برای توضیح در این خصوص من چند نکته را از نگاه خودم مطرح می کنم . 5سال پیش حیثیت و آبروی امریکا اینقدر که امروز بد است نبود و در آن موقع نظریات مردم دنیا درخصوص جایگاه ما به عنوان یک قدرت منطقه ای بخوبی امروز نبود. ما اینها را امروز به دست آورده ایم به بهای این که رسانه های دنیا به رئیس جمهور ما یا حتی به ملت ما حمله بکنند.مثال دیگر که می توانم بگویم این است که آقای دکتر احمدی نژاد ممکن است به خاطر حملات رسانه های امریکایی میان افکار عمومی امریکا وجهه مناسبی نداشته باشد، اما در همین حال ایشان مقبولیت و محبوبیت ویژه ای میان کشورهای اسلامی ، مردم خاورمیانه و بسیاری از کشورهای اروپایی دارند. حال اینها به صورت یک معادله است که خود شما می توانید قضاوت کنید که به سود ما بوده است یا به ضرر ما. اما کاملا مسلم است که امریکا دلش برای ما نمی سوزد، بلکه فکر منافع خود است .ما هم در جهان امروز باید دلمان برای خودمان بسوزد و به فکر منافع ملی و امتی خود باشیم ؛ هر چند دولتمردان ، رسانه ها و حتی افکار عمومی امریکا علیه ما باشند. ما باید سعی کنیم تا می توانیم آنها را درست کنیم ، ولی وظیفه اول یک رئیس جمهور این نیست که محبوبیت خود را در کشورهای دیگر بالا ببرد به بهای از دست دادن منافع کشورش.

در چند دهه گذشته شاهد این مساله بوده ایم که خبرنگارهای خارجی خیلی راحت با مسوولان رده بالای ما مصاحبه می کند، اما خبرنگاران ما هرگز نمی توانند با مسوولان آنها گفتگویی داشته باشند. آیا این مساله به نفع ماست یا به ضرر ما؛
ما از زمان انقلاب اسلامی تا امروز دروازه های کشور را برای ورود خبرنگاران کشورهای خارجی و بخصوص امریکایی ها باز گذاشته ایم و در مقابل ، مقامات امریکایی تاجای ممکن موانع درست کرده اند و حتی تا امروز اجازه نمی دهند خبرنگاران و مطبوعات دایره خبرگزاری در امریکا ایجاد کنند و این یک بی عدالتی است .فکر می کنم ایران می تواند با سیاستگذاری خوب این وضع نامتوازن امروز را تا حد بسیار خوبی تصحیح کند.در چند دهه اخیر سیاست های مسوولان ما این بوده است که هر چند امریکایی ها به رسانه های ما اجازه نمی دهند به آنها دسترسی داشته باشیم ، ولی ما با وجود تمام این بی انصافی ها به آنها اجازه می دهیم و این موضوعی است که باید کمی روی آن تامل کرد؛ همچنین انتقاد دیگری که در این خصوص به مسوولان ما وارد است این که ما همواره شاهدیم مسوولان ما به خبرنگاران خارجی وقت می دهند، اما با خبرنگاران خودمان کمتر مصاحبه می کنند؛ البته امروزه این رویه تا حدود زیادی تغییر کرده است.

تفاوت ایران و امریکا


چندی پیش که من در مراسم بزرگداشت هشتصدمین سالگرد تولد مولانا حضور داشتم ، یکی از شرکت کنندگان خارجی وقتی فهمید که من در امریکا زندگی می کنم و به تدریس مشغولم ، از من پرسید: فرق امریکا و ایران در خلاصه کلام برای تو در چیست؛ من دیدم هیچ پاسخی بهتر از این نیست که به او بگویم فرق آن در این است که ما الان در مراسمی شرکت کرده ایم که برای گرامیداشت هشتصدمین سالگرد تولد یک شاعر و عارف برگزار شده است و رئیس جمهور در این جلسه حضور دارد و سخنرانی می کنند.
رئیس پارلمان ما ریاست جلسه را به عهده دارد. وزیر فرهنگ و ارشاد و تعدادی از نمایندگان مجلس ما در این جلسه حضور دارند، بنابراین مساله ای را که در ایران با چنین اهمیتی شاهد آن هستیم در تاریخ امریکا مشابهی برای آن نمی توانید بیابید.
من که 50سال در امریکا زندگی کرده ام به یاد ندارم که یک رئیس جمهور امریکایی به کنگره بین المللی شعر و ادبیات برود، حالا چه برسد به این که در آنجا صحبت کند.
همین الان ترجمه مثنوی مولانا؛ پرتیراژترین کتاب شعری امریکاست ، بنابراین مهمترین فرق ایران و امریکا واقعا در همین است و این چیزی است که ما در اختیار داریم و آنها هرگز قادر به تولید یا به دست آوردن آن نیستند؛ ولی توپ و تفنگ چیزهایی هستند که هم آنها ممکن است داشته باشند و هم ما داشته باشیم.
به عقیده من به عنوان استاد روابط بین الملل ، ما باید از گزینه هایی که داریم و آنها فاقد آنها هستند در عرصه جهانی بیشترین استفاده را ببریم.

ما باید این مساله را مدنظر داشته باشیم که وقت دادن و پذیرفتن نامحدود یک گزارشگر سی.ان.ان ، مشروعیت آن شخص خبرنگار را خیلی بالا می برد و گاهی ما شاهد بوده ایم که در این معامله رسانه ای ، طرف خریدار که امریکایی ها بوده اند منفعت بیشتری عایدشان شده است ما همیشه پیش از مصاحبه از خودمان باید بپرسیم از مصاحبه ای که انجام می دهیم چه بهره ای خواهیم برد و اگر این بهره اندک است ، نباید مصاحبه کنیم.

برای تصحیح این نامساواتی و عدم توازن چه راهکارهایی وجود دارد؛
راههای مختلف هست که ما می توانیم این نابرابری را تصحیح کنیم و بستگی به این دارد که تا چه حد از زیرساخت ها و فرهنگ سیاسی ، روزنامه نگاری و تبلیغاتی امریکا آگاهی داریم . ایران از زمان انقلاب اسلامی تا حال و بخصوص در 2سال اخیر یک کالای خبری پرقیمتی برای دنیا و بویژه رسانه های امریکا شده است . وقتی شما یک کالای پر قیمت و کمیاب دارید به عقیده من باید تا جای ممکن قیمت کالا را خودتان تعیین کنید تا شخص خریدار؛ ولی ما از این مساله به خوبی استفاده نکردیم . ما وقتی می بینیم که رسانه های امریکا تشنه مصاحبه با رئیس جمهور ما هستند و بدون آن نمی توانند زندگی کنند و به دلایل انتفاعی و همراه با انگیزه های سیاسی می خواهند این کار انجام شود، باید شرایط این مصاحبه را تا جایی که امکان دارد به نفع خودمان تعیین کنیم . مثلا شما می توانید بگویید سوالات نباید تکراری باشد یا این که اگر شما مصاحبه را کاملا پخش نکنید، دیگر با شما مصاحبه نمی کنیم . حتی می توانید تهدید کنید که اگر طرف مقابل به خبرنگاران ما اجازه ورود یا فرصت مصاحبه ندهد، ما هم بعد از این از ورود خبرنگاران شبکه های مختلف خبری امریکایی به کشورمان خودداری می کنیم و با آنها مصاحبه نمی کنیم . وقتی شما این گونه عمل کنید، چون ایران کالای خوبی در دست دارد و رقابت های رسانه ای فوق العاده ای در جهان برقرار است ، همین موضوع باعث می شود که مدیران و صاحبان رسانه های امریکایی به مسوولان کاخ سفید فشار بیاورند تا سیاست های خود را متعادل تر کنند؛ اما من تعجب می کنم چرا در 3دهه که از انقلاب می گذرد، ما از این فرصت استفاده نکرده ایم.

جایگاه فعلی ایران را درعرصه روابط بین المللی چگونه ارزیابی می کنید؛ آیا نسبت به گذشته موقعیتمان بهتر شده است یا بدتر؛
وضع بین المللی و منطقه ای ما هیچ گاه از جنبه های احترام ، پرستیژ و قدرت به وضع فعلی نبوده است و این برو برگرد ندارد. از سوی دیگر ما از جنبه ثبات سیاسی داخلی ، اولین کشور منطقه هستیم . همچنین در سالهای اخیر قدرت مادی و معنوی ما بسیار بالا رفته است . منظورم از قدرت مادی جمعیت ، امکانات ، تجهیزات ، سرمایه ... است و قدرت معنوی هم همان ایمان ، شور انقلابی و فرهنگ و تمدن است که ما داریم و امریکایی ها از آن بی بهره یا کم بهره اند.امروز امریکا از ایران هراس و بیم دارد و همه مشکلاتش به این برمی گردد که آنها معتقدند ما می خواهیم نظام جمهوری اسلامی را به کشورهای دیگر توسعه دهیم ، بنابراین اگر نظام ما در اقتصاد، در انرژی هسته ای و در امور نظامی و دیگر بخشها موفق شود، این نظام ممکن است برای کشورهایی که در کنترل امریکاست ، الگو شود.برای همین است که ارزشهای اسلامی و انقلابی بالاترین چیزی است که ما داریم و اگر به بهای این که دولتمردان یا حتی افکار عمومی امریکا را با خود موافق کنیم و در نگهداری این ارزشها کوتاهی کنیم ، بزرگترین اشتباهی است که می توانیم انجام دهیم .اگر 28سال پیش نیز درخصوص انقلاب کوتاه آمده بودیم به خاطر این که ممکن است برخی ناراحت شوند، هرگز انقلابی رخ نمی داد و ما همچنان در نظام دیکتاتوری شاهنشاهی تحت سلطه امریکا زندگی می کردیم . هنوز که هنوز است بسیاری از مردم امریکا به خاطر مغشوش بودن فضای رسانه ای کشورشان ، تصویر درستی از انقلاب اسلامی ندارند، اما این دلیل نمی شود که ما هم باورمان را از انقلاب خودمان از دست بدهیم .دستور روز ما این نیست که برای خودمان محبوبیت درست کنیم ؛ بلکه ما باید برای ملت خودمان قدرت سیاسی ، نظامی و فرهنگی ایجاد کنیم و جلوی سلطه گرایی کشورهای قلدری که سالها بر دیگر ملتها مسلط شده اند را بگیریم .آنها هم دقیق همین طور فکر می کنند و اگر این طور نبود، اکنون آقای بوش باید از همه کشورهای اشغال شده امریکا مانند عراق و افغانستان خارج می شد. نکته مهم دیگر این است که ما باید با توجه به واقعیات و تاریخ ، مسائل را بسنجیم و تحت تاثیر فضاسازی های رسانه ای قرار نگیریم . از چندین دهه اخیر تا شروع جنگ تحمیلی و دفاع مقدس ، ایران با کسی وارد جنگ نشده است ، بعکس اروپایی ها به جان یکدیگر افتادند و در جنگ جهانی دوم حدود 100میلیون نفر کشته دادند، ما کشوری صلح طلب بوده و هستیم .مسافرت دکتر احمدی نژاد به امریکا و عملکرد ایشان دقیق نشان می دهد که چه کسی می خواهد گفتگو کند و چه کسی می خواهد گفتگو را متوقف کند.

بزرگترین انتقادی که به عملکرد احمدی نژاد دارید، چیست؛
من به این معنی که بخواهم از کارهای ایشان انتقاد کنم یا برای پشتیبانی از ایشان جبهه گیری بکنم ، صحبتی نمی کنم ؛ اما به عنوان یک عضو دانشگاهی و معلمی که روابط بین الملل تدریس می کنم ، مشاهده می کنم که فعالیت ها، کارها و تبحر و شجاعت ایشان در سخنوری و کاری که ایشان برای امور دیپلماتیک انجام می دهد و نتایجی که از مسائل ، عاید ایران می شود، باعث شده است ترازو کاملا به سمت ایران سنگین شود.البته ما مشکلات فراوانی پیش رو داریم که نمی توان آنها را به آقای احمدی نژاد یا روسای جمهور سابق مربوط کرد؛ بلکه این مشکلات زیرساختی است که برخی از آنها مشکلات مدیریتی ، هماهنگی سیاستگذاری ، مشکلات آموزش و پرورش و نیروهای انسانی است که باید همه آنها حل و فصل شود.

در چند ماهه اخیر، شاهد ایجاد جنگ روانی از سوی رسانه ها درخصوص جنگ علیه ایران هستیم. فضای رسانه ای تا چه حد انعکاس افکار دولتمردان امریکاست؛
یکی از استفاده هایی که از رسانه در روابط بین الملل می شود، این است که از طریق رسانه ارادت و وحدت طرف مقابل را بسنجند. کاربرد دیگر رسانه این است که از آن برای آزمایش توافق یا عدم توافق افکار عمومی درخصوص یک مساله استفاده می کنند. گاهی هم برخی اخبار را برای ایجاد رعب و وحشت در میان مردم و ایجاد تردید در میان مدیران شرکتها و سرمایه گذاران استفاده می کنند.اما چیزی که مهم است ، این که خود امریکایی ها به طور رسمی اعلام کرده اند، می خواهند تا جای ممکن از رویارویی نظامی جلوگیری کنند و از طرق دیگر ازجمله تحریم یا جنگهای روانی مساله را حل و فصل کنند.

پس شما وقوع جنگ را محتمل نمی دانید؛
من فکر نمی کنم که آنها به چنین حماقتی دست بزنند؛ البته برای من باعث تعجب است که ما این همه از خودمان و دیگران درخصوص حمله نظامی امریکا علیه ایران سوال می کنیم بدون این که فکر کنیم اصولا در این دنیا، امریکا یا هر کشور دیگری چه حقی دارد که هر کسی را بخواهد مورد حمله نظامی قرار دهد. خود همین مساله برای امریکایی ها مهم است . یعنی ما باید حرمت این کار را زیر سوال ببریم تا این که در پی این باشیم که آیا این کار انجام می شود یا خیر. ما باید این موضوع را اینقدر قبیح بشناسیم که نه تنها آمادگی دفاع از خودمان را داشته باشیم ؛ بلکه طرف مقابل را از اندیشیدن به چنین مساله ای خجالت زده کنیم وگرنه اگر ما همیشه فکر کنیم که امریکا می تواند چنین کاری را بکند، این خود دلیلی برای حقارت و رعب و وحشت ماست.در پاسخ به افرادی هم که حمله امریکا به عراق و افغانستان را دلیلی برای احتمال حمله به ایران می دانند باید گفت مگر ما عراق و افغانستان هستیم . ما باید از خودمان و دیگران همیشه بپرسیم در این دنیا چه کسی حق دارد برای دیگران تصمیم بگیرد و به بهانه های مختلف کشورها را مورد تجاوز قرار دهد. برای این که صحبت هایم ملموس باشد، مثالی می زنم . فرض کنید رئیس جمهور ما اعلام کند ما نقشه حمله به انگلستان و لندن را همیشه داشته ایم و داریم ؛ اما فعلا حمله نمی کنیم . اگر هم لازم بدانیم ، حمله می کنیم. شما فکر کنید که انعکاس این مساله در انگلستان و اروپا و جهان چه خواهد بود.یعنی ببینید ما وقتی قبول می کنیم که این جنگ طلبی مشروع است و فقط برای اطلاع رسانی از خودمان و دیگران می پرسیم که آیا حمله می کنند یا نمی کنند، این مساله ما را در موضع ضعف قرار می دهد؛ ولی اگر بیاییم با خودمان بیندیشیم که اینها چقدر احمقانه فکر می کنند، فضای جهان را تغییر خواهیم داد.ما اگر واقع بینانه نگاه کنیم ، می بینیم در طول تاریخ شکست های امریکا بیش از پیروزی هایش بوده است. به ویتنام نگاه کنید! عراق و افغانستان را ببینید! جالب اینجاست همه این شکست ها در کشورهایی رقم خورده است که هیچ یک به قدرت ایران نبوده اند؛ اما متاسفانه ما این مسائل را آنچنان که باید به بچه هایمان ، به دانش آموزان و دانشجوهایمان به وسیله رسانه ملی نمی گوییم ؛ بلکه در یکی دو قرن اخیر ما عادت کرده ایم که خودمان را در جایگاه مظلوم قرار دهیم و آنها را بالاتر از خودمان بدانیم البته هیچ کس نمی تواند انکار کند که یک نفر می تواند با قضاوت نادرست و دیوانگی ، اقدامی بکند که فاجعه به همراه بیاورد؛ ولی ما باید با استفاده از یکی از کارکردهای رسانه که همان فضاسازی است برای جلوگیری از آلودگی محیط به ترویج افکار انحرافی اقدام کنیم . این نکته را هم باید همیشه در نظر داشته باشیم که امپراتوری ها سکته نمی کنند؛ بلکه فلج می شوند و کم کم می میرند. اگر به تاریخ گذشته و وضعیت فعلی امریکا نیز بنگریم مصداق چنین مساله ای را می بینیم .مثلا امروز ارزش دلار در مقابل دیگر پولها نزول کرده است و امریکا بدهکارترین کشور دنیاست. از سوی دیگر در بسیاری از کشورها در باتلاقی که خود درست کرده ، گیر کرده است . این مثال ها و بسیاری از مثال های دیگر شاهدی بر این قضیه است که سیر نزولی ایالات متحده از مدتها پیش آغاز شده است و همچنان ادامه دارد.

حسین نیک پور
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها