با محسن قیصری مستندساز جنگ سینمای جنگ به تعطیلات رفته است

پوشش رسانه ای وقایع مختلف در عصر حاضر به ثانیه ها گره خورده است. 2 دهه پیش که کشور با تهاجم نیروهای متخاصم در جغرافیا و سرحد غربی خود مواجه شد
کد خبر: ۱۵۲۷۰۴
، رسانه های مکتوب ، دیداری و شنیداری در جهت اطلاع رسانی و ثبت وقایع دوران دفاع مقدس تلاش خودجوشی را به خرج می دادند.
پس از اتمام جنگ در بازخوانی آنچه بر ملت گذشت ، اقشار مختلفی دست به کار شدند که از آن میان هنرمندان بخصوص افرادی که رسانه ای چون تصویر را ارجع دانستند، از منظر ساختاری مستندگونه به آن دوران نقبی زدند.
فیلمهایی که مستقیم یا غیرمستقیم جنگ را دستمایه موضوعی خود قرار دادند در گام نخست یا از منابع آرشیوی بهره می بردند یا به داده های تازه تری نظر داشتند و در واقع به تبعات پس از جنگ نیز می پرداختند.
محسن قیصری در حوزه ساخت فیلمهای مستند با محوریت جنگ از روزهای نخستین این رخداد عظیم به ثبت وقایع پرداخته است. با این هنرمند مستندساز جنگ همسخن شدیم.


شما در آغاز تهاجم دشمن با تفنگ به صحنه های رزم گام نهادید یا با دوربین جنگ را رصد کردید؛
روزهای نخست که تفنگ بسختی پیدا می شد، پشتیبانی و تدارکات در آغاز جنگ آنقدرها غنی و منسجم نبود. مردم با نارنجک های دست ساز و وسایل اولیه دیگر به دفاع می پرداختند. تا این که آرام آرام بسیج شکل گرفت. سپاه تجهیز شد و ارتش بخش پدافندی کار را به عهده گرفت . در آن مقطع ، 19سال بیشتر نداشتم. 2ماه نخست به کارهای پشتیبانی و تدارکات می پرداختم. چند مرتبه ای که برای کمک رسانی به جبهه های اطراف اهواز سر زدم ، متوجه شدم که سوژه های جذابی در پیرامون و دل جنگ وجود دارد. همین قضیه در خود شهر نیز قابل توجه بود. اهواز هر روز بمباران می شد و اتفاقات زیادی رخ می داد که این اتفاقات هم بسرعت در حال تغییر و تحول بود. این تغییرات باعث شد که به فکر ثبت این وقایع بیفتم.

چقدر با مقوله تصویر در آن مقطع آشنایی داشتید؛
سال 1355 در سینمای آزاد اهواز دوره فیلمسازی 8 میلیمتری را سپری کردم و عکاسی را هم به صورت تجربی آموختم. به هر حال یک پیش زمینه ذهنی داشتم . وقتی جنگ پیش آمد، برای ثبت وقایع بلافاصله اقدام کردم ، روی همین اصل با یک دوربین سوپر 8خوب از اتفاقاتی که به سرعت در کنارم حادث می شد فیلم می گرفتم. ماحصل فعالیت های آن زمان چیزی حدود 200حلقه فیلم سوپر هشت 3دقیقه ای شد.

در آن بحبوحه جنگ این فیلمها را از کجا تهیه می کردید؛
فیلم سوپر هشت در بازار پیدا می شد. آن زمان درآمدی هم نداشتم و تهیه فیلمها هم هزینه بر بود.

در جایی هم اشتغال داشتید؛
تازه دیپلم گرفته بودم. 3 ماه بعد از آن به واسطه جنگ در صدا و سیمای مرکز خوزستان مشغول به کار شدم.

اکنون آن فیلمهای سوپرهشت چه وضعیتی دارند؛
فیلمهای بی نظیری است که هم اکنون موجود است. روزهایی که اهواز را با خمپاره می زدند یا بمباران می شد، سریع با موتور خود را به محلهای آسیب دیده می رساندم و فیلم می گرفتم. با وقایع مختلف که داخل شهر به وقوع می پیوست سعی می کردم خیلی زنده درگیر شوم . در آن مقطع یک مدت زمانی خودجوش فیلم می گرفتم ، بعد دیدم بضاعتم برای پشتیبانی کار تصویری جنگ با توجه به هزینه هایی که دارد ضعیف است. توسط یکی از دوستان به صدا و سیمای مرکز خوزستان معرفی شدم. با توجه به پیش زمینه ای که از قبل داشتم ، به عنوان یکی از نیروهای فعال در زمینه ثبت تصاویر شروع به کار کردم.

با چه دوربین هایی سال 59 فیلم می گرفتید؛
دوربین های 16میلی متری آن زمان مخصوص کارهای تلویزیونی بود. همزمان هم آموزش می دیدم و هم کار می کردم و بعد از جنگ موفق به ادامه تحصیل در زمینه کارگردانی و تلویزیون شدم.

در آن مقطع فقط به نگاتیوها نور می رساندید یا یک ذهنیت ساختاری هم داشتید و به شاخصه های زیباشناسی هم توجه می کردید.
وقتی وارد منطقه می شدیم تلاش داشتیم که یک خط داستانی برای کارمان طراحی کنیم. به عنوان مثال اگر عملیاتی در کار بود تمام جزییات و رخدادهایی که به عملیات منتهی می شد را پوشش می دادیم. برخی حوادث هم در لحظه و فی البداهه اتفاق می افتاد که ما خودمان را به آن می سپردیم.

پس ثبت حوادث محوریت خاصی برای شما داشت؛
بله ، منتها موضوعی که من به آن توجه داشتم این بود که یک مقدار خود را به سوژه نزدیک کنم تا با تعمق بیشتری بتوانم با رخدادها و آدمها ارتباط برقرار کنم. در واقع کارم صرف فیلمبرداری از صحنه های مختلف نباشد.

چقدر با گونه ای مثل مستند آشنا بودید؛
من داخل جنگ این گونه سینمایی را آموختم. هر بار که می رفتیم فیلم می گرفتیم و می آمدیم ماحصل کار را یک بازنگری می کردیم که خود این مقوله برای ما تجاربی را به همراه داشت. 17 دی 1359 اهواز 45 دقیقه زیر بمباران و آتش خمپاره دشمن بود. تمام ماوقع آن روز را با دوربین سوپر هشت ضبط کردم ، 20 روز بعد که فیلمها حاضر شد نشستیم با جمعی راشها را نگاه کردیم . تاثیر این راشها که خام و بدون برنامه و فی البداهه بودند بقدری بر مخاطب های ما زیاد بود که خود این راشها به من خط می داد که چگونه براساس موضوع و رخدادها و تاثیر آن بر مخاطب در کارهای آتی جلو بروم.

در حال حاضر چگونه باید به مستند جنگ نگاه کرد و برای ترسیم رخدادها، خاطرات و مخاطرات آن چه شیوه ای را پیش گرفت؛
من در حال حاضراحساس خوبی ندارم و فکر می کنم سینمای جنگ ما به نوعی دارد تعطیلات خود را سپری می کند. سینمای کشور وضعیت مساعدی ندارد که مستندسازی هم بخشی از آن است.

اگر یک رجوعی به 2سال گذشته خود کنیم چه آثار شاخصی در بخش مستند جنگ تولید شده است؛ گروه روایت فتح که در حال تولید برنامه هستند؛
به هر حال روایت فتح تا یک دوره ای بار سنگین مستندسازی جنگ را به دوش می کشید. اکنون هم دوستان تلاش دارند همان رویه را هر چند کج دار و مریز ادامه دهند. شاید تنها رایحه ای که از دفاع مقدس اینک به مشام می رسد، همین تولیدات روایت فتح است.

چرا با این که کلی متولی در زمینه سینمای جنگ داریم ولی مستند کم تولید می شود؛
اگر بخواهیم در زمینه ساخت دسته بندی کنیم ، مستند یا باید بازسازی شود یا به آرشیو اتکا کند. به نظرم مستندهایی که بازسازی می شوند در واقع اصالتشان زیاد بالا نیست و بیننده با این گونه فیلمها ارتباط برقرار نمی کند. چون آن را به عنوان یک محصول مصنوعی فرض می کند. لذا این بخش از مستندسازی جنگ نمی تواند بی نصیب از فیلمهای آن دوران باشد. بخشی از مشکلاتی که در این زمینه داریم به عدم سازماندهی منظم برای دسترسی به این منابع است. در واقع منابع درست در اختیار مستندسازان قرار ندارد. در درجه دوم بودجه کافی به این گونه کارها اختصاص داده نمی شود. سوم خود سینماگران ما روی این مقوله به اندازه کافی انرژی نمی گذارند.

خبرنگاران جنگ


پروسه 8 ساله دفاع مقدس برای محسن قیصری مکتبی بود که در آن درس مقاومت ، عشق و هنر را در هم بیاموزد.

سال 59 دوربین سوپر هشت برای جوان 19 ساله اهوازی حکم قلمی را داشت که وقایع یک دوره تاریخ ساز از انقلاب تازه نفس ما را به ثبت می رساند.
در کارنامه این مستندساز 46ساله فیلمهایی چون قاصد یاران در 20 قسمت ، شیخ شهید در 3 قسمت ، پیامبران سرزمین ایران در 13 قسمت و مستند ملت در تبعید در 13 قسمت قابل اشاره است. تازه ترین کار وی «خبرنگاران جنگ» نام دارد.

ارگان های ذی ربط مثل ارتش و سپاه آن گونه که باید به شکل شایسته به فیلمهای جنگی توجه ندارند. در زمان دفاع مقدس آن قدری که برای تسلیحات و تدارکات آن سرمایه گذاری می کردیم ، اکنون برای کار فرهنگی جنگ هزینه ای نمی کنیم . کسانی که دیروز پشتیبان جنگ بودند امروز هم باید در مقوله فرهنگی جنگ این کار را انجام انجام دهند. در واقع بخش فرهنگی جنگ را نباید تمام شده فرض کرد به هر روی ارگان های ذی ربط به طریقی در این قضیه دارند کوتاهی می کنند.

شما به منابع آرشیوی و داشته های دیروز نظر دارید، وضعیت امروز و موضوعاتی همچون تبعات جنگ را اغلب در حاشیه می بینید؛
نگاهی که دارم این است که خودم را متکی می دانم به داشته های دیروز! جنگ سال 1367 تمام شد و تبعات و حکایت های آن می تواند تا امروز تداوم پیدا کند این بخش دیگری از مستندهای جنگ است که می تواند به ساخت و پرداخت آن قدام کرد. در همین بنیاد حفظ آثار ما آمدیم به آنالیز کردن راشهای جنگ پرداختیم ، همین حالا 10هزار دقیقه فیلم آرشیوی دست نخورده جنگ موجود است . ما این راشها را داریم سر و سامان می دهیم. 10هزار دقیقه فیلم سوپر هشت گروه چهل شاهد را داریم. چهل جوان در 20گروه 2نفره بودند که رخدادهای جنگ را با دوربین های خود ثبت کردند. شاید از این 10هزار دقیقه ، 60دقیقه آن از تلویزیون پخش شده است . پس ما آثار غنی داریم که هنوز دست نخورده اند. در آرشیو صداوسیما چه در تهران و چه در مراکز شهرستان ها راشهای زیادی وجود دارد که هنوز پخش نشده است . خودم ده ها ساعت فیلم از مقاطع مختلف جنگ و عملیات تهیه کرده ام مثلا در عملیات والفجر مقدماتی 18 ساعت فیلم 16میلیمتری ضبط کرده ام که شاید 10دقیقه آن را مردم دیده اند. ما الان یک سرمایه غنی تصویری داریم که بلااستفاده مانده است. اگر بخواهیم اکنون روی موضوع های جدیدی کار کنیم ، اساس کار می تواند همان تصاویر دیروز باشد. روی سوژه های مختلفی می شود کارکرد به هر حال موضوع ها بسیار متنوع است.

به این آرشیو غنی که تمام فیلمسازان دسترسی ندارند!
بله ، یکی از مشکلات ساخت مستند جنگی همین عدم دسترسی به این راشهای غنی است. به هر حال می بینیم در بخش مستند اطلاعات اندک است و دوستان فیلمساز هم به سمت بازسازی می روند که این رویه یک مقدار نچسب درمی آید. به هر روی ارگان های متولی و ذی ربط باید زمینه های کاری فراهم کنند تا علاقه مندان بتوانند به آسانی فیلم بسازند.

برخی معتقدند ساخت چنین آثاری مختص یک طیف آدم های خاص است.
من فکر نمی کنم ، به دست خود ما در بنیاد حفظ آثار طرح های مختلفی می رسد اما اغلب به آثاری برمی خوریم که به جای طرح واقعیات جنگ به سمت سیاه نمایی می روند. مشکلی که در ارتباط با هنرمندان وجود دارد این است که یک تصور ذهنی از جنگ دارند و به جای توجه به واقعیات از تخیل خود بهره می برند. در صورتی که شما اگر بیایید از واقعیت برداشت کنید و بعد تخیل را به آن بیفزایید آن اثر درست درمی آید. همین چند مدت پیش جشنواره تئاتر دفاع مقدس در سنندج برگزار شد، 80 نمایش در محضر دید عموم قرار گرفت اما چه تعداد کمی از این نمایش ها به حقیقت جنگ نزدیک بود. در بخش مستند هم همین طور است.

بین مستندهای جنگی خارجی و داخلی چه تفاوتهایی را می توان رصد کرد؛
مستندهای ایرانی علاوه بر کالبد و ساختار دارای یک روح هستند که تاثیرگذاری وجوه انسانی اثر بر مخاطب زیاد است. در واقع مستندهای جنگی ما به دنبال اثبات موضوعی نیستند. در حالی که در مستندهای خارجی این مقوله خیلی واضح و آشکار است. در فیلمهایی که بی بی سی در افغانستان ، عراق و جاهای دیگر دنیا تهیه کرده شما متوجه می شوید که بیشتر به ظاهر جنگ می پردازند و به نوعی داده ها رو است.

علی احسانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها