فرهنگ روشنفکری

این کمیته با اعلام این که بمباران صربستان در سال 1999 از سوی ناتو ، «غیرقانونی اما مشروع» بود، باعث بروز انتقادهای شدیدی شد:
کد خبر: ۱۵۲۶۸۴
«این بمباران ، غیرقانونی بود زیرا مورد تایید شورای امنیت سازمان ملل نبود ، ولی مشروع بود، چون تمامی راههای دیپلماتیک به بن بست رسیده بود و هیچ راه دیگری برای متوقف کردن کشتارها و فجایع در کوزوو وجود نداشت».
گلدستون معتقد بود منشور ملل متحد باید در پرتو گزارش این کمیته ، تجدیدنظر شوند. (میزگرد عالی رتبه سازمان ملل دسامبر 2004 ، این عقیده وی را بصراحت رد کرد).
گلدستون اشاره می کند که مداخله ناتو، یک پیشینه بااهمیت است ، زیرا به عنوان نوعی نابهنجاری تلقی می شود. از این رو، حاکمیت دولتی با توجه به جهانی شدن و عزم اکثریت مردمان دنیا بر این که حقوق بشر به مشکل جامعه بین المللی تبدیل شده ، در حال باز تعریف شدن است. وی همچنین بر نیاز به بررسی بیطرفانه سوءاستفاده از حقوق بشر تاکید کرده است. سخن آخر وی ، توصیه خوبی است . یک سوال مهم که باید بررسی های بیطرفانه به آن اشاره کند ، این است که آیا واقعا اکثریت مردمان دنیا، نظر ایالات متحده ، انگلیس و متحدانش درباره بمباران صربستان را می پذیرند. بررسی مختصر مطبوعات جهان و اظهارنظرهای رسمی ، حمایت اندکی از این مساله را نشان می دهد و البته این کمترین چیزی است که می شود گفت . در واقع ، بمباران صربستان ، خارج از کشورهای عضو ناتو بشدت محکوم شد ولی با وجود این ، در ایالات متحده کمترین توجهی به این مساله نشد.از این گذشته ، ناممکن است که تصمیم به اصطلاح دولتهای روشن بین برای معاف کردن خود از منشور ملل متحد و اصول نورنبرگ بتواند حمایت اکثریت مردم دنیا را جلب کند. سوال دیگری که بررسی های بیطرفانه باید به آن پاسخ گوید، این است که آیا واقعا تمامی گزینه های دیپلماتیک در کوزوو به بن بست رسیده بود. این ادعا را نیز نمی توان براحتی پذیرفت . زمانی که ناتو تصمیم به بمباران گرفت ، دو گزینه دیپلماتیک وجود داشت : طرح ناتو و پیشنهاد صربستان (گزینه دوم در ایالات متحده و شاید در کل غرب ، از همگان مخفی نگه داشته شد). پس از 78ساعت بمباران ، توافقی بین طرفین برقرار شد. گرچه یک بار ناتو آن را نقض کرد و این امر به خودی خود نشان می دهد که گزینه های دیپلماتیک نیز امکان داشتند.سوال سوم این است : آیا همان طور که این کمیته مستقل اعلام می کند؛ واقعا راه دیگری برای متوقف کردن کشتارها و فجایع در کوزوو وجود نداشت . در این باره بررسی بیطرفانه به طرز نامعمولی آسان به نظر می رسد. مدارک مستند فراوانی در این زمینه در منابع معتبر غربی می توان یافت ، از جمله اسناد گردآوری شده از سوی وزارت خارجه امریکا که برای توجیه جنگ منتشر شدند و نیز اسناد مفصل سازمان امنیت و همکاری اروپا OSCE و ناتو، هیات بین المللی بازرسی کوزوو، سازمان ملل و نهایتات حقیق مفصل پارلمان انگلیس . تمامی این بررسی ها به نتیجه مشابهی رسیدند؛ این کشتارها و فجایع پیش از بمباران های ناتو رخ نداد، بلکه همان گونه که کیفرخواست میلوشوویچ آشکار کرد، پس از شروع بمباران ها به وقوع پیوستند.این امر، به سختی می تواند شگفت انگیز باشد. فرمانده نیروهای ناتو، وسلی کلارک به محض این که بمباران شروع شد، به طور علنی وقوع این خشونت ها را پیش بینی کرد. همان گونه که کلارک به تفصیل در خاطراتش بازگو می کند و منابع دیگری نیز آشکار می سازند، دولت کلینتون جنایات به وقوع پیوسته پس از بمباران را پیش بینی می کرد. به سختی می توان تصور کرد که دیگر مقامات ناتو ، از این امر غافل بوده باشند.در ادبیات گسترده این موضوع ، اعم از رسانه ای تا دانشگاهی ، این اسناد و مدارک عموما نادیده گرفته شده و ترتیب وقایع برعکس شده است . با آن که در این باره اسناد غم انگیز زیادی وجود دارد، ولی آنها را کنار گذاشته و تنها به چند نمونه عادی اشاره می شود تا عواقب امتناع سیستماتیک از توجه به وقایع ناخواسته (گرچه با منابع معتبر) و جعلیات مستمر در جهت حمایت از قدرت دولتی ، نشان داده شود.فرانک کارولوچی ، وزیر دفاع سابق امریکا می نویسد که ناتو پس از آن شروع به بمباران کرد که میلوشوویچ به عملیات پاکسازی نژادی و دیگر فجایع دست زد. برعکس کردن ترتیب وقایع در اینجا نیز به چشم می خورد. در این که فجایعی که وی می گوید، پیامدهای بمباران ناتو بودند نه دلیل آن ، هیچ گونه مناقشه ای نیست .نایل فرگوسن ، مورخ امریکایی بدون هیچ دلیلی می گوید که علت موجه دخالت ناتو، جلوگیری از نسل کشی بود. دیویدریف ، شواهد ادعای وی را ارائه می کند. طبق گزارش مقامات اطلاعاتی آلمان و دیپلمات های یونانی ، مقامات بلگراد همیشه قصد داشته اند تا شمار زیادی از مردم کوزوو را تبعید کنند (رقم معمول 350هزار نفر بود). حتی اگر منابع ناشناخته دیویدریف هم وجود داشت ، باز هم نظر آنان بی اعتبار بود. برای فهم این که بلگراد همیشه طرحهای احتیاطی برای اخراج مردم کوزوو داشته است ، مجبور نیستیم به مقامات و دیپلمات های ناشناخته استناد کنیم . اگر آنان چنین طرحهایی نداشتند، شگفت آور بود، همان طور که دیگر کشورها، از جمله دولتهای روشن بین نیز چنین نقشهایی را در سر دارند. این که فردی برای توجیه تهاجم دولت متبوعش که (به طوری که خود نیز معترف است).
به تبعید اجباری حدود 800هزار نفر از مردم کوزوو و جنایات متعدد دیگری منجر شد، چنین دلایلی ارائه کند و مردم نیز بتوانند وی را جدی بگیرند، از جمله شگفتی های فرهنگ عقلانی غرب است . در آن سوی اقیانوس اطلس ، کارل هاینز کمپ ، از اعضای بنیاد آدورنو ، به انتقاد از میزگرد دسامبر 2004 سازمان ملل پرداخت ، چرا که این میزگرد حق ناتو (بر خلاف منشور ملل متحد) برای توسل به زور را رد کرد. وی مثالی را ذکر می کند که بسیار معمول است ؛ وی بدون هیچ گونه دلیلی اصرار دارد که ناتو با بمباران صربستان ، ارزش بالاتری به حفاظت از حقوق بشر در مقایسه با متابعت از منشور ملل متحد، قائل شد؛ یعنی با بمباران هایی که انتظار می رفت باعث نقض گسترده حقوق بشر شود (همان طور هم که شد).

اثر: نوام چامسکی
مترجم : یعقوب نعمتی ورو جنی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها