احمدینژاد در ابتدای سخنان خود نیز با تبریک فرا رسیدن ولادت حضرت معصومه(س) به بیان احساس خود مورد حضور در دانشگاه علم و صنعت پرداخت و در حالی که از سوی دانشجویان تشویق میشد، حضور در دانشگاه و در جمع دانشجویان را فرصتی مغتنم برشمرد و ادامه داد: البته برای کسی که ریشه اصلیش در دانشگاه و دانشگاه در تار و پود اوست، حضور در دانشگاه یک مفهوم دیگری دارد و شاید اینگونه بتوان تعبیر کرد که لحظات حضور در دانشگاه برای من مانند بازگشت یک ماهی به یک اقیانوس زلال است.

دانشجویان شعار دادند دکتر خوشآمدی دکتر خوشآمدی و رئیس جمهور در ادامه به بیان خاطراتی از حضور خود در دانشگاه علم و صنعت پرداخت و اظهار کرد: سال 54 یعنی حدود 33 سال قبل وارد دانشگاه علم و صنعت شدم. این دانشگاه مانند امروز نبود و تغییرات زیادی کرده است. البته در آن زمان به اسم دانشکده علم و صنعت معروف بود که بعدها اسم دانشگاه علم و صنعت را به خود گرفت و وضعیت آن زمان قابل مقایسه با اکنون نیست. در آن زمان باغی دارای درختان سیب و گیلاس نیز در کنار دانشگاه قرار داشت. روزی که در دانشگاه قبول شدم و قصد ثبتنام داشتم یکی از اقوام از روی دلسوزی آمد و نصیحت کرد و گفت فلانی مراقب باش. از این حرفهایی که در خانه و محله میزنید مبادا در دانشگاه بزنید. حتی در درختهای دانشگاه نیز میکروفن گذاشتهاند.
احمدینژاد ادامه داد: البته اینجورها هم نبود ولی میخواهم فضا را توصیف کنم؛ در دانشگاه ما گارد ویژهیی بود و آدمهایی قوی هیکل، خشن و نفهم حضور داشتند. رئیس آنها فردی بود به نام آقای هنری که فعالیتهای دانشجویان را زیر نظر داشت و برای دانشجویان دردسر ایجاد میکرد. اگر به دانشجویی شک میکرد آن دانشجو توسط این گارد مورد ضرب و شتم قرار میگرفت و بعضا نیز به ساواک تحویل داده میشد.
وی با اشاره به کارت دوران دانشجویی خود ادامه داد: وقتی وارد دانشگاه شدم، چندان مویی در صورتم نبود و مانند شما جوان بودم، جثه درشتی نداشتم ولی در کارهای مبارزاتی همراه دانشجویان دیگر و مامور نقل و انتقالات اعلامیهها و کتابها بودم.
رئیسجمهور با اشاره به خاطرات مبارزات انقلابی خود گفت: من این خاطرات را برای شما بیان کردم که بدانید فضا چگونه بود و ما به فضل رهبری امام(ره)، شهدا و مردم به کجا رسیدهایم و در چه فضایی قرار داریم. نمیخواهم بگویم ما در نقطه آرمانی قرار داریم. با آن نقطه فاصله داریم و باید تلاش بیشتری برای رسیدن به آن بکنیم. با حضور در این دانشگاه صدها کتاب خاطره در ذهن من مرور شد؛ چگونه ساواک تلاش میکرد که در بین دانشجویان تفرقه و اختلاف ایجاد کند و حتی استادان دانشگاه اجازه نداشتند در مورد وضعیت دانشگاهها صحبت کنند. ما باید خدا را شکر کنیم که در حال حاضر در این جا قرار داریم.