تسخیر لانه جاسوسی تصمیمی درست بود

13 آبان و تسخیر لانه جاسوسی امریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام آنقدر مهم بود که امام خمینی ره از آن به عنوان انقلاب دوم یاد کردند.
کد خبر: ۱۵۱۱۴۵

این واقعه با توجه به ابعاد و پیامدها و همچنین بازتاب های وسیع ملی و بین المللی آن از اهمیت و جایگاه ویژه ای در تاریخ انقلاب اسلامی برخوردار است ، به طوری که با گذشت نزدیک به 3 دهه از آن ، همچنان مرورش آموزنده است. مناسب دیدیم تا همزمان با بیست و هشتمین سالگرد این واقعه تاریخی با دکتر معصومه ابتکار عضو شورای اسلامی شهر تهران و یکی از چهره های فعال تسخیر لانه جاسوسی به گفتگو بنشینیم. ابتکار در این گفتگو چگونگی آشنایی خود با همسرش که وی نیز یکی از دانشجویان پیرو خط امام شرکت کننده درراهپیمایی تسخیر لانه جاسوسی بود صحبت به میان آورد. متن کامل مصاحبه را می خوانید.

شما ازجمله کسانی بودید که در تسخیر سفارت امریکا در 13 آبان 58 حضور داشتید. این اقدام دانشجویان پیرو خط امام ره با چه هدفی صورت گرفت و چرا تصمیم به این کار گرفتید؛
برای این که درک خوبی از این اقدام دانشجویان داشته باشیم ناگزیر هستم به فضای سال 58 مراجعه کنم. درک این واقعه بدون درک آن شرایط زمانی و تاریخی مقداری دشوار است و امکان دارد درک آن در فضای کنونی سخت باشد و این سوال مطرح شود که دانشجویان چه حقی داشتند که مبادرت به این کار کردند؛ فضای 13 آبان 58 به گونه ای بود که انقلاب اسلامی در دوران کودکی خود به سر می برد و کشور آسیب پذیری های زیادی داشت و در حقیقت کشور وضعیت تثبیت شده ، قدرتمند، قوی و دارای نیروهای نظامی و امنیت و نیروهایی را که از جهات مختلف حافظ کشور باشند، نداشت و حتی خود دولت موقت بود و مجلس هنوز شکل نگرفته بود، یعنی شرایط آسیب پذیری بسیار بالایی داشت.
در آن فضا اتفاق دیگری که کاملا مشهود بود، امریکا نمی خواست انقلاب اسلامی ایران را به رسمیت بشناسد، البته تعاملاتی را با دولت موقت شروع کرده بود، اما در تبلیغات خود و در رویکردهای خود با ایران نمی خواست بپذیرد که انقلابی شکل گرفته و آن ژاندارم و حکومتی را که در اختیارش بود از اختیارش خارج و به مردم واگذار کرده است.
امریکا بشدت در حال از دست دادن منافع خود در منطقه بود. فضای باز دانشگاه ها، آزادی بیان ، اجتماعات و آزادی سیاسی خیلی مشهود زمان انقلاب این امکان را فراهم کرده بود که دانشجویان با این مباحث و مفاهیم آشنا شوند و ورزیدگی فکری پیدا کنند و تجربه کشورهایی مانند شیلی ، کشورمان خودمان را که به لحاظ تاریخی برایشان اهمیت داشت ، همواره در تریبون ها و جلسات ، مطرح و مورد بحث قرار دهند.
زمانی که به این مرحله رسید امریکا به شاه اجازه ورود داد. دانشجویان به این نتیجه رسیدند که اتفاقاتی در حال شکل گیری است و مساله ورود شاه به امریکا فقط نمادی از آن وقایع بزرگی است که پشت پرده در حال رخ دادن است.
دانشجویان وقتی مواضع و تحلیل های امام را شنیدند، متوجه شدند امام نیز همان نگرانی ها را دارند و احساس می کنند امریکا به هیچ وجه با انقلاب اسلامی ایران کنار نیامده و آن را به عنوان واقعیت نپذیرفته و به شیوه های مختلف به دنبال آن است که انقلاب اسلامی ایران را به زمین این باعث شد دانشجویان به فکر بیفتند که در شرایط فعلی رسالتی فراتر دارند و باید اقدامی کنند.
این بود که دانشجویان پس از جلساتی به این نتیجه رسیدند که علیه سفارت امریکا در ایران اقدام کنند و نام خود را نیز دانشجویان مسلمان پیرو خط امام گذاشتند تا نشان دهند به هیچ گروه سیاسی وابستگی ندارند و صرفا یک گروه دانشجویی مستقل هستند و به امام اعتقاد دارند.

این حرکت کاملا خود جوش بود یا در آن فضا و شرایط چهره های شاخص و مطرح نظام نیز تاثیرگذار بودند؛
دیدگاه های حضرت امام تاثیرگذار بود و دیدگاه های دیگران نیز ممکن است که اثرگذار بوده باشد؛ اما تصمیم ، کاملا تصمیمی خودجوش بود و تنها آقای موسوی خوئینی ها در جریان تصمیم قرار گرفت و هیچ کس نمی دانست که در جمع دانشجویان چنین تصمیمی گرفته می شود و این تصمیم کاملا دانشجویی و مستقل بود و تاکید هم داشتند که از ارکان دولت و قدرت مستقل باشند، چون آن موقع گرچه دولت موقت و نوپا بود، اما عواقب سیاسی و بین المللی آن به شکل دیگری می شد و باید پاسخگو می بود.

چرا از میان همه شخصیت ها آقای موسوی خوئینی ها را انتخاب کردید؛
آقای موسوی خوئینی ها ارتباط خوبی با دانشجویان داشتند و نماینده امام در هیات 5 نفره تحکیم وحدت بودند و نیز اعتماد متقابل خوبی هم میان دانشجویان با ایشان برقرار بود و در آن زمان دسترسی به افراد نبود و آقای موسوی خوئینی ها با توجه به ارتباط مستقیمی که به واسطه حاج احمد آقا خمینی با امام داشتند، بهترین فرد بود.

چه هدف مهمی را از این اقدام خود دنبال می کردید؛
پیش بینی اصلی این بود که رشته توطئه امریکا علیه انقلاب اسلامی که انقلابی نوپا بود، قطع و آسیب پذیری انقلاب کم شود، در واقع نهال تازه انقلاب محافظت شود و این تحلیل و هدف دانشجویان از تسخیر سفارت امریکا بود، ضمن این که چنین حرکتی موج تبلیغاتی را راه می انداخت که به دنیا مظلومیت مردم ایران را نشان می داد.

آیا گروگان گرفتن کارمندان سفارتخانه نیز در برنامه شما بود؛
بله. تقریبا چنین پیش بینی می شد و دانشجویان عقیده داشتند چنین شرایطی پیش می آید و کسانی که آنجا هستند دستگیر یا گروگان گرفته شوند.

پس از طولانی شدن تسخیر و به طول انجامیدن 444 روز، نوع خواسته ها و اهداف این کار تغییر کرد. چطور شد که این نوع نگاه تغییر کرد؛
خواسته های دانشجویان به آن شکل تغییر نکرد، زیرا از همان ابتدا شرایط خود را اعلام کرده بودند، ولی مقاومت امریکا و مخالفتش با آن شرایط، قطع رابطه با امریکا و وضعیت به وجود آمده که باعث طولانی تر شدن مساله شد و با تاکید مردم و امام بر مقاومت و اعتقادی هم که دانشجویان به مقاومت داشتند، شرایط به گونه ای دیگر شد. ضمن این که امام از یک برهه ای به بعد هم پس از شکل گیری مجلس ، کار را به مجلس واگذار کردند و ماموریت دادند که مجلس تصمیم بگیرد و شرایط از جانب مجلس مطرح شد و دانشجویان در نگهداری افراد و مجموعه با مجلس همکاری کردند.

پس از آزادی گروگان ها، آنها هنوزم که هنوز است مدعی هستند شکنجه شده و مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند. در این مدت چه نوع رفتاری با آنها شد؛
آن زمان این اتهامات خیلی مطرح بود. فیلمهای زیادی هم آن زمان از سوی دانشجویان درباره رفتارشان با گروگان ها پخش شد که امریکایی ها نیز از این اقدام آنها خوششان نیامد. رفتار دانشجویان با آنها رفتاری انسانی بود و نیازهای آنها را رفع می کردند تا بتوانند این شرایط سخت را پشت سر بگذرانند، اما واقعیت این بود که آنها گروگان بودند و برای آنها سخت بود. اما آنچه به عنوان واقعه نمونه و مثال زدنی می توان از آن نام برد یک واقعه گروگان گیری و یک واقعه انقلابی بود. به هر حال حرکت غیرمتعارفی بود ولی طی این مدت هیچ کدام از این 52 نفر آسیبی ندیدند و یکی از آنها بیمار شد و حضرت امام بلافاصله دستور دادند که به امریکا منتقل شود. فراز و نشیب های زیادی این جریان داشت. بعد از جریان طبس این دانشجویان را به شهرستان بردند و در راه خطرات زیادی برای آنها رخ داد، اما هیچ کدامشان آسیب ندیدند و همه صحیح و سالم بعد از 444 روز آزاد شدند.
از نظر روانی ممکن است همه شان ناراحت شده باشند و این طبیعی است زیرا گروگان بودند؛ با این وجود اگر بخواهیم استانداردهای رفتار دانشجویان را در آن زمان با استانداردهای رفتار امریکا در گوانتانامو و زندان ابوغریب مقایسه کنیم ، اصلا قابل مقایسه نیست. دانشجویان نشان دادند که دنبال انتقامجویی ، اذیت و آزار نیستند و صرفا حرکتی انقلابی است که می خواهند اعتراض خود را به دنیا اعلام کنند.

یکی از مهمترین اتفاقاتی هم که در آن دوره پیش آمد، استعفای دولت موقت بود. آیا دولت صرفا به خاطر تسخیر سفارت امریکا استعفا داد؛
مطمئنا متاثر از این اقدام بود و احساس کردند که خیلی با این مساله نمی توانند کنار بیایند و خیلی نمی توانند ادامه دهند. ضمن این که تحلیل های متفاوتی داشتند و به ایجاد رابطه با امریکا خوشبین بودند و اما این خوش بینی در امام و سایر مجموعه دولت نبود و ترجیح دادند استعفا داده و کنار بروند.

عاملان اصلی تسخیر سفارت امریکا چه کسانی بودند؛
شورای مرکزی این حرکت آقایان میردامادی ، بی طرف ، اصغرزاده ، سیف اللهی و باطنی بودند و بعد هم حدود 15 نفر به آنها پیوستند و در مجلس ششم بسیاری از دانشجویان آن زمان نماینده مجلس بودند و در دولت هفتم و هشتم در بین وزرا و معاونین رئیس جمهور حضور داشتند و این اتفاقی یگانه بود و دیگر اتفاق نیفتاد. بحثهای زیادی وجود دارد که تاکنون ناگفته باقی مانده و یکی از علتهای آن هم تابویی است که در مورد بحث رابطه با امریکا و 13 آبان به وجود آوردیم و این مانع شده که نسل دوم و سوم به مساله پی ببرد. دیگر این که ارتباط این قضیه با اصلاح طلبان در هاله ای از ابهام است و به دلیل وجه سیاسی دانشجویانی که این جریان را راهبردی کردند امروز نمی توانیم پیوند درستی برقرار کنیم و باید خیلی کار کنیم و رابطه درستی با دنیا و هم نسل دوم و سوم خود برقرار کنیم و من حتی خاطرات خودم درباره این مساله را به زبان انگلیسی نوشتم.

بسیاری از چهره های شاخص اصلاح طلب و اصولگرا در مقطع کنونی در تسخیر سفارت امریکا حضور داشتند. چه شد که جمع دانشجویان مسلمان پیرو خط امام با آن همه انسجام و یکپارچگی خطمشی های جدایی را اتخاذ کرده و نوع نگاهشان تغییر کرد؛
در ابتدای شکل گیری این حرکت از سوی دانشجوی مسلمان عضو تحکیم وحدت به طور محرمانه ای از دانشگاه ها دعوت به عمل آمد و همگی جمع شدند و همان جا دو دانشگاه علم و صنعت و فکر کنم تربیت معلم بشدت با مساله مخالفت کرده و جدا شدند. بخشی از این انشعاب فکری و سیاسی از اینجا شکل گرفت.

تصمیم دانشجویان درست بود


امروز این سوال مطرح می شود که آیا دانشجویان پشیمان نیستند ضمن این که طیفی از این دانشجویان به طیف اصلاح طلب معروفند. و از من سوال می کنند که آیا به عنوان اصلاح طلب ، از کاری که انجام داده ام پشیمان نیستم و عذاب وجدان ندارم؛
من و کسانی که در این ماجرا بودیم طبعا تحلیل روشنی داریم ، اما می توانیم به نسل دوم و سوم خود حق بدهیم که سوالات زیادی داشته باشند. آن فرصتی که باید پیش می آمد تا به سوالات پاسخ دهیم ، پیش نیامد و این فرصت را به پرسش کننده ندادیم و شعاری برخورد کرده و اجازه طرح چنین بحثهایی را نداده ایم.
دانشجویان در آن زمان براساس عقلانیت این کار را انجام دادند و تصمیمشان تصمیمی درست بود؛ اما دانشجویان چون ابزاری نداشتند، نتوانستند واقعه را خوب جا بیندازند، صحبت کنند و حتی این فرصت به بازیگران اصلی و مغزهای متفکر این اقدام داده نشد و اکنون هم به دلیل گرایش های سیاسی شان از آنها خواسته نمی شود بیایند و در مورد این مساله صحبت کنند. این مانع از این شده که از موضع امروز در مورد دیروز صحبت کنیم.
اگر این فرصت داده نشود تا نسل دوم و سوم ما از ما که جریان اصلی را در دست داشتیم ، پرسشهای خود را بپرسند، دیگران آمده و پاسخهای آنها را فراهم می کنند

بخش دیگر انشعاب بر می گردد به مقطع بعد از این ماجرا و نحوه بهره برداری هایی که از آن صورت گرفت. ما تا جایی که منافع ملی ، استقلال و هویت ما را در بر بگیرد و جنبه کلیدی داشته باشد مساله را دنبال می کنیم ، اما در جایی که برسد به یکسری برخوردهای شعاری و تکراری دنبال نمی کنیم.
جریان 13 آبان حاصل فضای آزاد دانشگاه بود. امکان نداشت ما یک دانشگاه بسته و انسدادی در دانشگاه داشته باشیم و یک دانشجوی پیرو خط امام از دل آن بیرون بیاید. دانشجوی پیرو خط امام از دل دانشگاهی بیرون آمد که در آن تمامی گروههای معاند و چپ و کمونیست و... حضور داشتند. در دانشگاه تریبون بود تا بحث کنند و دانشجوی مسلمان برای این که بتواند از عقایدش دفاع کند، مجبور بود برود کار کند و مطالعه کند، چون آنها هم کار می کردند. چپی ها بهترین نمرات معارف را می گرفتند و ما چون درگیر فعالیت های اجتماعی ، سیاسی و... بودیم کمترین نمرات معارف را بچه های انجمن اسلامی می آوردند.فضا چون فضای تضارب آرائ بود خود را تجهیز می کردند و دانشجوی مسلمان پیرو خط امام چطور از دل این شرایط بیرون آمد و به این معرفت و بصیرت رسید که چنین گامی بردارد و کشور را به سمت استقلال پیش ببرد و عزتش را حفظ کند. اعتقاد راسخ اصلاح طلبان این بود که قوت نظام در دست آزادی های اساسی است.
البته کار سختی است ، اما می توان با هوشیاری عمل کرد و اجازه نداد بنا به گفته رهبری اغواگری صورت بگیرد. حال این به مماشات ، انفعالی بودن متهم می شود. گفتگوی تمدنها نیز ماهیتی همانند حرکت 13 آبان دارد که در دو مقطع متفاوت رخ داده است . گفتگوی تمدنها نیز مطرح شد برای حفظ عزت و مصلحت کشور و دقیقا در ذیل سپر گفتگوی تمدنها بود که کشور بیشترین پیشرفت ، رشد اقتصادی ، فنی و علمی خود را تجربه کرد و مقداری این انشعاب زمانی شکل گرفت که دانشجویان احساس کردند که ما از داخل از آن مسیر اصلی انقلاب جدا نشویم و احساس کردند مستمرا نیاز به اصلاح دارند.
نترسیم از این که بخواهیم خود را از درون اصلاح کنیم و اصول خود را نیز حفظ کنیم. این امر صرفا در درون دانشجویان شکل نگرفت و در تمامی طیفها این تفاوت فکری به وجود آمد، اما امروز متاسفانه آلوده شده به اتهامات ناروا و امروز اصلاح طلبان که بسیاری از آنها در 13 آبان نقش داشتند متهم می شوند که نسبت به امریکا و ارتباط با آن کرنش داشته و یکسری کلمات متداول شده و کاملا مشخص است که می خواهند چهره این طیف خدوم را که در برهه های مختلف نقشهای مهمی را ایفا کرده اند خدشه دار کنند که این اصلا به نفع کسی نیست.

علت مخالفت دانشجویان مسلمان دو دانشگاهی که از شما منشعب شدند، چه بود؛ ضمن این که برخی از شخصیت های برجسته در آن زمان نیز مخالف حرکت شما بودند.
آن دو دانشگاهی که منشعب شدند معتقد بودند که باید سفارت شوروی را گرفت و کاملا تحلیل شان از اوضاع متفاوت بود و مخالف تسخیر سفارت امریکا و تحلیل اکثریت دانشجویان بودند و این باعث انشعاب شد. برخی از آقایان نیز با این مساله بنا به تحلیل خود مخالفت کردند، اما فصل الخطاب همه اینها مواضع امام بود و از مساله بسیار محکم و قاطع حمایت کردند و البته بنی صدر به انحائ مختلف مخالفت کرد.

یکسری اسناد در آن مقطع زمانی منتشر شد که در مورد سندیت آن ابهاماتی است ؛ زیرا عنوان می کنند آن اسناد قبلا توسط دستگاه کاغذ خرد کن به صورت رشته رشته در آمده بود و با انتشار همین اسناد بود که رابطه برخی از افراد داخل کشور با امریکا نیز فاش شد.
اسناد به وسیله دستگاه به صورت رشته رشته در آمده بود و در بشکه عظیم روی هم انباشه شده بود و دانشجویان به دنبال راه حلی بودند که این اسناد را به گونه ای بهم وصل کنند و هنگامی که می خواستند ترکیب داخل بشکه ها را به هم بریزند، من مانع شدم و گفتم احتمال این که این رشته ها به همین شکل بوده و به هم ریخته نشده باشد، زیاد است. بنابراین شکلی را تعبیه کردیم و کاغذها را بر اساس نوع کاغذ، رنگ ، اندازه ، نوع فونت و رنگ فونت طبقه بندی کردیم که تقریبا 30 تا 40 طبقه بندی شکل گرفت که هر چه که مشابه بود کنار هم قرار می گرفت و این کار 3 ماه به طول انجامید و بعد سند بسیار ارزشمندی هم شد و چون بعضا اسناد فوق سری بودند به شکل رمز بودند و بعد رمزگشایی شد.

گفته می شود زمینه های ازدواج شما با همسرتان آقای دکتر هاشمی در مدت تسخیر سفارت امریکا فراهم شد. آیا این گونه بود و چطور اتفاق افتاد؛
البته من آقای هاشمی را دور را دور می شناختم. من در آن مقطع 19 سالم بود و دانشجوی سال دوم مهندسی شیمی بودم که بعدا تغییر رشته دادم. آقای هاشمی هم دانشجوی مهندسی مکانیک در دانشگاه پلی تکنیک بودند و آن زمان 22 سالشان بود.
من در روز اشغال نبودم و بعد از 3 روز که از ماجرا می گذشت ، دانشجویان دعوتم کردند و گفتند چون زبان انگلیسی ام خوب است ، به آنها کمک کنم. آقای هاشمی مدعی هستند که عامل این قضیه بودند. البته من خیلی ایشان را نمی شناختم و در طول تسخیر سفارت نیز بیشتر درگیر کار بودم و مسوولیت آن هم خیلی سنگین تر از توان یک جوان 19 ساله کم تجربه بود. البته همه ما کم تجربه بودیم و مسن ترین و با تجربه ترین مان 23 ساله بود. البته غیر از آقای موسوی خویینی ها که نقش راهبری را داشتند.
ماجرای خواستگاری آقای هاشمی یک سال پس از جریان 13 آبان صورت گرفت و در سال 1360 هم ازدواج کردیم و آقای میردامادی و خانمشان و آقای شمس وهابی و خانمشان از جمله افرادی بودند که تسخیر سفارت زمینه ساز ازدواجشان بود.
البته دانشجویان سرنوشت های متفاوتی پیدا کردند، اما بسیاری از آنها شهید شدند و خیلی از آنها شخصیت های فوق العاده ای داشتند؛ مانند آقایان هادی پور، صدوقی و ورامینی که ایشان فرمانده عملیات دانشجویان بودند. خاطره جالبی از آقای ورامینی دارم که برایتان تعریف می کنم.
آقای ورامینی مسوول توزیع سلاح میان دانشجویان در جریان تسخیر سفارت بودند و بنده علاوه بر فعالیت در بخش روابط عمومی و بخش اسناد بر طبق علاقه در محوطه سفارت نیز نگهبانی می دادم. در عصری که نوبت من بود، یک سلاح ژ 3 هم به من داده شد و سلاح را باید به نفر بعدی که پاس داشت ، تحویل می دادم. در همین حین خانمهایی که آنجا بودند، از من خواستند از درخت توت بالا بروم و برای آنها توت بچینم. آنها مرا فریب دادند. اسلحه را پایین درخت گذاشتم و رفتم بالای درخت که توت بچینم . در همین حال آقای ورامینی با ماشین در حال کنترل محوطه و پاس ها بود و من از ترس آبروریزی از درخت پایین نیامدم اسلحه را پایین درخت دید و بعد از کسب اطلاع که نوبت کیست ، با عصبانیت اسلحه را برداشت و رفت.
خانمهای دیگر هم پنهان شده بودند.پس از آن توتها را به خانم ها دادم و رفتم به یکی از اتاقها که دفتر عملیات بود و با شرمندگی جریان را تعریف کردم ، البته نگفتم رفته بودم بالای درخت. ایشان بسیار انسان شریف ، فوق العاده وارسته و اهل فکری بودند. خدا کند بتوانیم دین خود را نسبت به شهدا ادا کنیم.

پس از این همه سال رویکرد امریکا درباره ایران تغییری نکرده. با توجه به تجربیاتی که کسب کرده اید فکر می کنید راه حل مقابله با این دولت چیست؛
شکی در خصومت ، دشمنی و سلطه جویی امریکا نیست. امریکا، انقلاب اسلامی را به عنوان یک واقعیت نپذیرفته است . ما باید هوشمندانه حرکت کنیم ، قطعا نباید فرصتها را از دست بدهیم و کشور را به رودررویی خطرناک برسانیم . باید از توانمندی و نفوذمان در معادلات دیپلماتیک و اقتصاد استفاده کرده و با روش دیپلماتیک عزتمندانه مساله را حل کنیم. باید سعی کنیم منطقی برخورد کنیم. هیات حاکمه امریکا رفتار خود را درخصوص جهان اسلام نشان داده که فوق العاده منفی و خصمانه است و افکار عمومی در امریکا هم نسبت به این دیدگاه ها بدبین است. باید در این شرایط راه حل منطقی و خطمشی عزتمندانه اتخاذ کنیم.
امریکا هم باید دست از تهدید و تحریم و زور بردارد و باید بپذیرد با ایران مذاکره کند تا راه حلی پیدا شود.


فاطمه تیمورزاده
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها