خواب خرگوشی ما و ترس دشمن...
رئیس جمهورمان تلاش کردند که در آمریکا، در یک مدرسه آمریکایی برای بچه ها صحبت کنند. اما آن ها موافقت نکردند. شاید ایشان در نوع منطق و محاوره ای که دارند می توانستند اطلاعات بچههای امریکایی را نسبت به کشور ما زیاد کنند. آن ها اِبا داشتند که منطق ما آن جا افشا شود و فرسنگها تفاوت بین آنچه ما میگوییم و وجود دارد و آنچه آنها به خورد مردمشان میدهند و وجود ندارد، مشخص میشد.
بد نیست بدانید، یک روزی در یک کتاب فروشی یک کتاب جغرافیای بینالملل را دیدم. کتاب را که باز کردم از قضا، صفحه ایران آمد. آخرین چاپ این کتاب سال 2004 بود. یعنی حتی برای قبل از انقلاب هم نبود. برای ایران اصطلاح IR را هم ننوشته بودند بعلاوه اینکه عکسی که از ایران انداخته بود، تصویر یک جوان الاغ سوار بود که موهای پریشانش را به باد سپرده بود و زنی در کنارش ایستاده بود با چادری که مثل لباس زورو در هوا بود! بعد توضیح داده بود که اکثر ایران بیابانی است و...
این همان تصویری است که غرب از ایران می سازد؛ تجسم یک کشور عقب مانده که نیاز به قیم دارد و اصلا نمیداند انرژی هستهای چیست چه برسد به داشتن فناوریاش! خب حالا جحداقل دنیا ما را از نزدیک دیده و شنیده و آن وجدانهای بیدار، کمی آگاهتر شده اند و این تلاش کوته فکرانه امریکایی را به چالش میکشند.
دختر من از سن 9 تا 14 سالگی در آمریکا درس می خواند. شاگرد اول کلاس بود و انگلیسی را هم بهتر از همکلاس های آمریکایی اش صحبت می کرد. معلم اش یک خانم یهودی بود.
یکبار به من گفت: «در کلاس وقتی می خواهم سوال بپرسم می گویم به غیر از سعیده و یک دانش آموز چینی دیگر چه کسی بلد است؛ چون همیشه اینها دستشان بالا است.»
این را داشته باشید؛ دختر من وقتی 9 سالش بود، روزه می گرفت. آن هم به سختی؛ در جامعه آمریکا. معلمش به من میگفت: «یکبار به او گفتم می توانی یواشکی آب بخوری، پدر و مادرت که اینجا نیستند». سعیده جواب داده «من برای پدر و مادرم روزه نمی گیرم. من برای خدا روزه می گیرم». معلمش به من می گفت «اسلام چگونه تربیت می کند که یک دختر نه ساله اینطور میفهمد؛» خب! حالا شما قضاوت کنید هوش و ایمان ایرانی در قلب فرماندهی لیبرال دموکراسی، چگونه حرکت میکند؛! خودشان اعتراف میکنند نمی توانند با این تفکر و هوش مقابله کنند...
************
حرفهای بسیاری داشت جانباز شیمیایی دفاع مقدسمان بویژه جریان قدیمی و تکراری ضعف رسانهآی ما و قدرت رسانهای آنها و حضور راحت خبرنگاران غربی در کشور و سختی فعالیت خبری در امریکا... اما هم وقتش نبود و هم حوصلهاش که بارها و بارها گفته شده اما...
برای حسن ختام این گفتگوی کوتاه این چند جمله شاید خوب باشد؛ آن هم بعد از زمانیکه بیژن نوباوه گلویش خشک شده بود و یک لیوان آب طلب کرد...
در آمریکا هزاران رسانهی صوتی و تصویری وجود دارد که براساس تئوری «اشباع و اقناع» آنقدر اطلاعات بیرون میدهند تا آنجا که شما اقناع و از آن بینیاز شوید، حالا فرقی نمیکند که این اطلاعات ضعیف، غلط و یا راست باشد، مهم این است که فراوانی اطلاعات باشد.
در چنین فضاییست که حضور رسانهای کشورهای شرق در میان انواع رسانههای کشورهای غربی بسیار سخت و دشوار میشود؛ حالا استفاده هوشمندانه از چنین ظرفیتی یعنی بهرهبرداری از ابزار دشمن برای شکست خودش، واقعا یک برد شیرین و ماندگار است.