ترامپ با صراحت از عدم تمایل خود برای هر ماجراجویی که برای آمریکا هزینههای غیرقابل پیشبینی دربر داشته باشد، سخن گفت و نتانیاهو دست خالی از واشنگتن بازگشت.نکته مهمی که اغلب نظامیان و مقامات امنیتی رژیم صهیونی که از پختگی کافی برخوردارند به نتانیاهو گوشزد میکنند، این است که بدون آمریکا نباید سرنوشت رژیم را به تهدید علیه ایران گره بزنند. این واقعیت را ژنرال هالیدی در گزارشی که اخیرا منتشر کرد تا ایام پایانی مسئولیت ریاست ستاد کل ارتش صهیونی را تحویل دهد، این بود که در جنگ غزه ۶۰۰۰ کشته و ۱۵هزارزخمی داشتهاند واکنون ۱۷۰هزار نفر از نظامیان احتیاط رژیم بهدلیل مشکلات روانی و عصبی در صف معالجات پزشکی قرار دارند.نظرسنجی اخیر در چند روز گذشته که نتانیاهو سعی کرد با خشکسری در اجرای توافق آتشبس غزه، تمرد و در تبادل اسرای فلسطینی در مقابل چهار جسد و شش نظامی آنها، اسرای فلسطینی را آزاد نکرد و ژست حمله مجدد نظامی به غزه را گرفت، تاکید دارند که بیش از ۷۰درصد جامعه صهیونی مخالف شروع جنگ جدید در غزه هستند و باید نتانیاهو به تعهدات آتشبس و آزادی اسرای فلسطینی پایبند باشد. حال اگر خسارتها، تلفات و زخمیهای ارتش صهیونی در جنگ با حزبالله را نیز به آن بیفزاییم، به آن معناست که ارتش صهیونی باید سالها برای بازسازی ارتش خود و بهبود شرایط روحی نظامیان و ترمیم خسارتهای گوناگون مالی و اقتصادی و هزینههای جنگ، وقت بگذارد. دلیل این عربدههای نتانیاهو از زبان مخالفان و مقامات نظامی و اطلاعاتی رژیم، این است که نتانیاهو بدون جنگ و تهدید و تنشسازی، قابلیت حیات ندارد و کابینه ائتلافی وی سقوط خواهد کرد. ولی از سوی دیگر نتانیاهو و نخبگان نظامی و اطلاعاتی رژیم بهخوبی میدانند که ارتش صهیونی حتی در تسلیحات و طرحهای دفاعی برای هر ماجراجویی به آمریکا متکی است و این در حالی است که ترامپ در قبال لاف در غربت نتانیاهو، به دنبال جنگ، در غزه و در لبنان و بهویژه در قبال ایران نیست.
یک شاخص روشن در تمامی برآوردهای اطلاعاتی و نظامی این است که فرمانده سنتکام در چند روز گذشته اعلام کرد، هواپیمای F-۱۶ آمریکایی و پهپاد MQ-۹ آنها با موشک یمنی مجبور به فرار شده است و به یاد داریم که سه ناو هواپیمابر آمریکایی نیز، مانند تلآویو مقابل موشکهای هایپرسونیک یمنی، که به آنها هدیه شده است، خسارت دیده و از دریای سرخ خارج شدهاند.این روشن است که ناتوانی و ناکامیهای رژیم و شکستی که در غزه و لبنان نصیب نتانیاهو شده، شاید با جنگ روانی و جنگشناختی و عربده و تهدید جبران شود و این مساله را شبکههای رسانهای و مجازی در امپراتوری رسانهای غربی ــ صهیونی، با تمام توان پمپاژ میکنند تا ذهنیت افکار عمومی خارجی و بهویژه ایرانی، به جای درک واقعیتهای متزلزل و ناتوان در رژیم، محاسبات وارونهای داشته و محاسبات و نگاه انفعالی داشته باشند و این بهترین شیوه انفعال و بازدارندگی در مقابل شرایط پر خطر برای رژیم صهیونی و خصوصا نتانیاهو است. این سروصدا و لافزنی نتانیاهو، با این هدف که دیگران از اوضاع پرچالش و ناتوان رژیم منحرف شوند و تصویری غیرواقعی از رژیم داشته باشند، دنبال میشود و باید تاکید کرد که همین شیوه نخنما، برای رژیم نیز هزینه خواهد داشت. نشانه آن را باید در موضع دیروز ترامپ جستوجو کرد که تلویحا خشم خود در قبال رفتار نتانیاهو و اینکه شاید در قبال نتانیاهو موضع دیگری را دنبال کند راعلنی کرد.
نتانیاهو نهتنها ناتوان از هرگونه تهدیدآفرینی است، بلکه برای متحدان خود نیز در آمریکا و خصوصا در اروپا و پس از شکاف و اختلافی که اروپا با ترامپ در پرونده اوکراین و مذاکرات با روسیه پیدا کرده، به هزینه و سربار تبدیل شده است و کسی از آنها حاضر نیست هزینهای برای نتانیاهو پرداختکند.