پکن سه ماه پس از سقوط حکومت بشار اسد با حکام جدید دمشق ارتباط برقرار کرد؛ چراکه چینیها نسبت به ماهیت اصلی گروه هیات تحریرالشام شک و تردید فراوانی داشتند. گو جیاکون، سخنگوی وزارت خارجه چین طی کنفرانس خبری ۱۸ فوریه (۳۰ بهمن) بر لزوم مخالفت دولت موقت سوریه با تمامی اشکال تروریسم و افراطگرایی تاکید کرد و پکن شرایط فعلی دمشق را برای لغو تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل مساعد ارزیابی نکرده است.
نگرانیهای امنیتی مقامات چینی در سوریه حول محورهای احتمال اشاعه نیروهای تروریستی در منطقه و بینالملل، تبدیل ناحیه لوانت (کرانه شرقی مدیترانه) به خانه امن جریانات افراطی و حضور افراد مسلح اویغورتبار در صفوف نظامیان هیات تحریرالشام است. در سال ۲۰۱۷ یک جنگجوی اویغور در مصاحبه با آسوشتیدپرس درباره تحولات جنگ داخلی سوریه گفت: «برای ما اهمیتی ندارد که نتیجه جنگ در این کشور چه خواهد شد؛ ما فقط میخواهیم نحوه استفاده از سلاح را یادبگیریم و سپس به چین بازگردیم.» نتیجتا، جداییطلبان تکفیری اویغور در چشم چین بهعنوان یک تهدید بلندمدت امنیتی برای منافع پکن در غرب آسیا و آسیای مرکزی محسوب میشوند.
در بعد روابط اقتصادی، چینیها مطلع هستند که بازسازی سوریه نیازمند سرمایهگذاری در زیرساختهای جنگزده لوانت است اما تحریمهای آمریکا همچنان مانع جدی ورود بدون هزینه پکن به بازار سوریه تفسیر میشود. پیشنهاد عضویت سوریه نوین در پروژه راه ابریشم نوین (BRI) نیز ریسک آن را دارد که کشورهای غربی از واهمه گرایش دمشق به چین، تحریمهای این کشور را تعلیق نکنند و در نتیجه، الجولانی که نیازمند حدود ۲۵۰ تا ۴۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری برای احیای اقتصاد کشور است با خطر شورش وسیع عمومی مواجه شود.
پیشتر، در ژانویه ۲۰۲۲ بشار اسد، رئیسجمهور سابق سوریه عضویت دمشق را در کریدور راه ابریشم نوین اعلام کرد و در سپتامبر ۲۰۲۳ طی سفری به پکن، موافقتنامه همکاری استراتژیک را با همتای چینی منعقد نمود. هرچند به دلیل حجم مبادلات جاری اندک (۵۴۱ میلیون دلار) و ریسک بالای سرمایهگذاری در سوریه، از سال ۲۰۱۰ پروژه بزرگی توسط چین در این کشور راهانداری نشده است.
بنابراین ورود جمهوری خلق چین به سوریه تحت حکمرانی هیات تحریرالشام به صورت یکجانبه نخواهد بود؛ بلکه پکن از طریق شرکای حاشیه جنوبی خلیجفارس بهویژه عربستان سعودی و امارات جهت توسعه روابط با دمشق استفاده خواهد کرد.
چینیها براساس راهبرد دیپلماتیک خود در قبال تعمیق روابط با کشورهای نظام بینالملل تلاش میکند که با همسو کردن اقدامات خویش با اجماع منطقهای بهجای یکجانبهگرایی، رویکردی مبتنی بر ائتلاف را درپیش بگیرد تا ریسک اصطکاک غیرضروری (تضاد منافع) با شرکای کلیدی منطقه غرب آسیا را در لوانت کاهش دهد.
در صورت عدم مشکل اساسی در روابط جدید پکن و دمشق، مراحل احتمالی گسترش روابط چین با هیات تحریرالشام با عادیسازی روابط، حمایت اقتصادی یا دعوت غیرمستقیم از سوریه برای حضور در ابتکارهای منطقهای ادامه پیدا خواهد کرد.
اولویتهای مدنظر چین برای آغاز فصل جدیدی از روابط با دمشق بر دو ستون امنیت پایدار و فرصتهای اقتصادی بنا میشود. به عبارت دیگر، در نگاه نهادهای نظامی و امنیتی چین حضور فرماندهان اویغور در ساختار نظامی هیات تحریرالشام در جایگاه تهدید مستقیم پکن تلقی شده که بایستی از طریق چانهزنی با مقامات دولت موقت حل گردد تا مسیر گفت و گو درباره منافع اقتصادی دوجانبه هموار شود.
لوانت، ساب-سیستم دارای ارزش ژئوپلیتیک بالای منطقه غرب آسیا است که چهارراه اتصال آسیا، اروپا و آفریقا به یکدیگر شناخته میشود. سلطه بر کرانه شرقی مدیترانه در طول تاریخ به وسیله قدرتهای جهانی همواره از طریق ابزارهای دیپلماتیک، نظامی و اقتصادی اعمال گشته است.
چینیها طبق کلانپروژه راه ابریشم نوین به دنبال پیوند زدن ناحیه اوراسیا به یکدیگر هستند تا بر مسیرهای تجاری حاکم شوند. افزایش نفوذ در لوانت، ظرفیت ایجاد مسیرهای جایگزین یا تکمیلکننده کانال سوئز جهت اتصال شرق به غرب را دارا است.
برنامه توسعه شبکه راهآهن تریپولی-سوریه که از عراق آغاز و تا ترکیه میتواند ادامه داشته باشند در کنار طرح خطوط لوله نفت و گاز عراق-تریپولی ازجمله پروژههایی است که ذیل راه ابریشم نوین ظرفیت انتقال کالا و خدمات چینی را به مدیترانه شرقی دارند.چین که در مرحله سوم افزایش قدرت اقتصادی خود از سال ۲۰۱۵ یعنی توانایی صادرات ماشینآلات صنعتی و انتقال تکنولوژی سطح بالا همچنین تاسیس پروژههای زیرساختی در کشورهای دیگر طی یک دهه گذشته قرار دارد؛ امیدوار است که حجم تجاری خود با غرب آسیا را به حدود ۶۰۰ میلیارد دلار تا سال ۲۰۲۵ ارتقا دهد. آمریکاییها باید توجه داشته باشند که رقابت با پکن محدود به جنوب شرقآسیا نبوده و تمام مناطق در حال توسعه جهان به صحنه رزم اقتصادی-امنیتی پکن و واشنگتن تبدیل شده است.