فیلمهای ایرانی گاه به سرشتی سخت و پر از چالش شبیهاند؛ گویی در دنیایی بیرحم و پر از کژیها، تکدرختهایی از حقیقت به زحمت از خاک سرد برمیآیند. بچه مردم، نخستین ساخته محمود کریمی، در همین مسیر قرار دارد اما با نگاهی متفاوت و رسا. فیلم بچه مردم، نخستین اثر بلند سینمایی محمود کریمی، که در آن به سراغ کودکان پرورشگاهی و جستوجوی هویت انسانی آنان رفته است، بهطور معناداری به این پرسش پاسخ میدهد: در دنیای بدون پدر و مادر، ریشه انسانی کجا باید جستوجو شود؟ اثر او همچون بسیاری از آثار سینما، در تلاش است تا در دل ساختار یک درام اجتماعی، به حقیقتی تلخ از زوایای پنهان جامعه ایران پرداخته و همزمان به نگاهی تربیتی و انسانی درخصوص هویت و ریشهها اشاره کند.
وطن، مادر گمشده
کارگردان با بهرهگیری از روایت داستانیای پیچیده، فیلمی را میسازد که بهظاهر میخواهد به جستوجوی هویت فردی بپردازد اما در باطن جستوجوی هویت جمعی و فرهنگی در دل ایران و در سایه جنگ و تحولات اجتماعی را به نمایش میگذارد. بچه مردم با بهرهگیری از فضای فانتزی در بخشهایی از داستان، بهویژه در ابتدای فیلم تلاش میکند تا روایتی انسانی از بحران هویت و رفاقت در دل یک جامعه بحرانزده به نمایش بگذارد؛ بهویژه در بخشهایی که با تحول شخصیتها روبهرو میشویم، این تغییرات بهصورت تدریجی و در تعامل با بحرانهای تاریخی ایران به نمایش درمیآید. این جستوجو برای هویت در میان شخصیتهای اصلی فیلم – ابوالفضل و دوستانش– بهگونهای به تصویر کشیده شده که این افراد با وجود آنکه در پرورشگاهها بزرگ شدهاند و در پی یافتن ریشههای خود هستند، در واقع در دل بحرانهای اجتماعی و جنگی ایران نیز در جستوجوی انسانیترین پاسخها هستند. چطور انسانها در غیاب خانواده در فضاهای پرتنش و بحرانزده میتوانند هویت خود را پیدا کنند؟ در این دنیای بیپناه، آغوش جمعی و رفاقت تنها چیزی است که میتواند انسانها را در مسیر رشد و تعالی قرار دهد.
فانتزی و واقعیت درهمتنیده
بچه مردم بسان هتل بزرگ بوداپست اندرسون، در آغاز با رنگها و طراحیهای خاصی در خدمت فضای فانتزی است. اما در عینحال، بهسرعت به دل واقعیتهای تلخ و جدیتر تاریخ و زندگی روزمره شخصیتها میرود. در این مسیر، همچنان که در آثار اندرسون و ژونه شاهد تحول شخصیتها در دل فضای فانتزی هستیم، در بچه مردم نیز فضای فانتزی بهطور مؤثر با واقعیتهای تلخ اجتماعی ایران درهم میآمیزد.در این اثر، دنیای فانتزی بهویژه از طریق طراحی صحنه، لباسها و رنگها ساخته شده اما بهتدریج و در نیمه دوم فیلم، این دنیای فانتزی به واقعیتهای سنگینتر و تاریکتری تبدیل میشود. این تغییرات، تأثیر عمدهای در شخصیتپردازی و داستان میگذارد. این سبک فنی و هنری در کنار پیامهای اجتماعی فیلم، آن را از دیگر آثار مشابه در سینمای ایران متمایز میکند.
طراحی صحنه و موسیقی در خدمت روایت انسانی
در زمینه فنی، بچه مردم در سطحی بسیار متناسب با روایت خود، از نظر بصری و صوتی بسیار قوی عمل میکند. طراحی صحنه در این فیلم، با دقت فراوان و توجه به جزئیات، فضای دهههای ۴۰ و ۵۰ ایران را بهخوبی بازسازی کرده است. از تصاویر پرنور و روشن در ابتدا که حس دنیای کودکانه و بیدغدغهای را به نمایش میگذارد، تا تصاویری تاریکتر و سردتر در قسمتهای میانه و انتهایی که پر از جنگ و وحشت است، همه بهدقت طراحی شدهاند. در کنار طراحی صحنه، موسیقی کریستف رضاعی نیز توانسته فضاسازیهای احساسی را بهطور مؤثر ایجاد کند. موسیقی رضاعی در این فیلم از ابتدا تا انتها به شکل پیچیدهای همگام با روند تحول شخصیتها عمل میکند. در لحظاتی که فیلم به فضای فانتزی نزدیک میشود، موسیقی بهگونهای مهار شده و لطیف عمل میکند و در مواقعی که فیلم به سمت بحرانها و درگیریهای اجتماعی میرود، موسیقی نیز با تغییراتی شدیدتر، تنشهای درونی شخصیتها را تقویت میکند. در واقع موسیقی در این فیلم در نقش یک شخصیت فعال، نه فقط در پشتصحنه، بلکه در دل روایت در حال تکامل داستان، نقشی حیاتی ایفا میکند. این قابلیت موسیقی برای همراهی با تحول درونی شخصیتها، یکی از ویژگیهای بارز این فیلم است که بهطور طبیعی از طراحی صحنه و تدوین نیز حمایت میکند.
از گسست تا اتصال فانتزی به واقعیت در تدوین
تدوین فیلم بچه مردم تحت نظارت مهدی حسینیوند بهطور هوشمندانهای توانسته ریتم داستان را در لحظات حساس و بحرانها حفظ کند. در این فیلم، تدوین بهویژه در سکانسهایی که ازفضای فانتزی به واقعیتهای تلخ اجتماعی وجنگ میپردازد، تأثیرگذار است. این تغییرات ریتمی که بهصورت ناگهانی از حالت شاد و کودکانه به دنیای جنگ و بحران میرسند، بهطور عمدی و به قصد نشان دادن تحولات شخصیتها و موقعیتهای اجتماعی طراحی شده است.این تغییرات در ریتم در عینحال که ممکن است برای برخی مخاطبان کمی گیجکننده باشد اما در خدمت تقویت شخصیتها و دراماتیزه کردن تحول داستان است. این نشاندهنده نگاه هوشمندانه کریمی و تیم تدوین فیلم است که توانستهاند بدون تکیه بر هرگونه افراط یا اغراق، داستان را بهطور طبیعی از فضای فانتزی به دنیای واقعی و تلخ رهنمون کنند.
پیشرفت در طراحی شخصیتها و بازیگری
بچه مردم در زمینه بازیگری نیز بهویژه در میان چهار بازیگر نوجوان خود بهخوبی ظاهر شده است. بازیگران اصلی فیلم در نقشهایی که بهشکلی فوقالعاده طبیعی و بیپرده به تصویر کشیده شدهاند، توانستهاند از شخصیتهای خود روح و احساسات زندگی واقعی را بروز دهند. ابوالفضل با اجرای بینقص خود از آن شخصیتهایی است که همچون گلی در میان دنیای بیرحم و سرد رشد میکند و از خطاها، رنجها و امیدهای خود درس میگیرد. حضور بازیگران شناختهشدهای چون گوهر خیراندیش و رضا کیانیان همچنان در تضاد با نقشهای کوتاه و نقشی مکمل بهطور مؤثر داستان را پیش میبرد.
شجاعت در انتخاب مضامین تربیتی و اجتماعی
فیلم بچه مردم در مواجهه با چالشهای اجتماعی و هویتی بهویژه از جنبه تربیتی، پیامی عمیق و تأثیرگذار برای جامعه امروز دارد. بچه مردم در نهایت، نه فقط یک فیلم اجتماعی بلکه یک اثر تربیتی است که بهطور همزمان مسائل اجتماعی ایران و چالشهای هویتی فردی را در دل خود دارد. فیلم با نگاهی تربیتی و هنری از دل حوادث تاریخی و انسانی، پیامی از رفاقت، همدلی و هویت در دنیای پیچیده انسانها رابه نمایش میگذارد.بچه مردم فیلمی است که بهطور مؤثر توانسته است به جستوجوی هویت انسانی در یک سرزمین پر از بحران و غربت بپردازد. فیلم با تمام جزئیات فنی خود، از طراحی صحنه و موسیقی گرفته تا تدوین و بازیگری، نشاندهنده توانمندیهای بالای سینمای ایران در پردازش داستانهای انسانی و اجتماعی است. در نهایت این فیلم نهفقط بهعنوان یک درام اجتماعی، بلکه بهعنوان یک اثر تربیتی و انسانی به ما یادآوری میکند که انسانها حتی در دل سرزمینهای بحرانزده میتوانند با رفاقت و حقیقت بهدنبال هویت خود باشند.این اثر سینمایی با نگاه به گذشته و دغدغههای اجتماعی و انسانی امروزتوانسته جایی ویژه در سینمای ایران پیدا کند و در میان آثار مشابه، اثری بهیادماندنی و برجسته باشد.