بررسی دکترین های امریکا در قبال ایران

بررسی بیش از نیم قرن روابط ایران و امریکا دستمایه پژوهشی است که قسمت اول آن چهارشنبه 10مهر منتشر شد. روند روابطی که از بعد از جنگ دوم جهانی نفوذ روزافزون امریکا در ایران را به دنبال داشت
کد خبر: ۱۴۷۴۹
به دهه 60میلادی رسید. در این دوره و خصوصا پس از کودتای 28مرداد ایران عملا به کشوری تحت الحمایه امریکا تبدیل شده و جریان فزاینده حضور متشاران امریکایی در ایران ، موید این امر است . اکنون قسمت دوم این نوشته را با هم می خوانیم .
الف .2)دکترین جان .اف .کندی ؛ پاسخ انعطاف پذیر جان .اف .کندی از حزب دمکرات در بهمن ماه 1339به عنوان رئیس جمهور جدید امریکا وارد کاخ سفید شد. وی با عنایت به بروز پی درپی بحران های سیاسی و اجتماعی در کشورهای جهان سوم ، استراتژی جدیدی با عنوان پاسخ انعطاف پذیر مطرح کرد. کندی با بازسازی نیروهای متعارف نظامی ، بویژه واحدهای ضدشورش کارآمد برای حضور در کشورهای جهان سوم ، تلاش کرد از کمکهای نظامی بکاهد و برضرورت اصلاحات اقتصادی و اجتماعی در جهان سوم تاکید می ورزید. در ایران نیز ایالات متحده ، فشار شدیدی بر دربار در جهت دادن آزادی های سیاسی ، انجام اصلاحات ارضی و برکناری کادرهای فاسد هیات حاکمه وارد آورد تا زمینه های بروز و گسترش گرایش های مارکسیستی را در ایران از میان بردارد. کندی در سال 1961رسما اعلام کرد پرداخت 35میلیون دلار کمک امریکا، منوط به انتصاب دکتر علی امینی به نخست وزیری است . پس از روی کار آمدن امینی ، شاه به پیشنهاد وی به منظور جلب رضایت و حمایت امریکا، مجلس بیستم را منحل کرد و تعدادی از سران فاسد لشکری و کشوری به زندان انداخته شدند و برنامه اصلاحات وسیعی اعلام شد که اصلاحات ارضی در راس آن قرار داشت . در دوره امینی و علم ، برنامه اصلاحات ، مطابق نظر و دکترین کندی پی گرفته شد و برنامه هایی چون ملی کردن جنگلها، فروش و واگذاری سهام کارخانه های دولتی به مردم ، سهیم شدن کارگران در سود کارخانه ها، اصلاح قانون انتخابات و ایجاد سپاه دانش به مرحله اجرا درآمد که بعدها در مجموع «انقلاب سفید» نام گرفت . در عین حال ، هرگونه مخالفتی با این اصلاحات ، با تایید حکومت امریکا، ارتجاعی خوانده و بشدت سرکوب می شد که مثال بارز آن سرکوب قیام 15خرداد 1342است . با ترور کندی در سال 1342، جانشین اولیندون جانسون ، زمام امور را در امریکا به دست گرفت . جانسون طی سالهای 1342تا 1348تقریبا همان دکترین کندی را دنبال کرد. در دوره جانسون ، در دوم مهرماه 1343، مجلس شورای ملی پس از مذاکرات طولانی میان سفارت امریکا و حکومت ایران ، قانونی را از تصویب گذراند که براساس آن ، به مستشاران و نظامیان امریکایی مامور در ایران و بستگانشان ، همانند کادر دیپلماسی مصونیت قضایی اعطا می شد. موضوع کاپیتولاسیون از زمان نخست وزیری اسدالله علم شروع شد و در زمان صدارت حسنعلی منصور به سرانجام رسید. اعطای حقوق کنسولی به امریکایی ها موجب گسترش اعتراضات مردمی و تبعید امام خمینی (ره) به عنوان رهبر قیام - به ترکیه شد. الف .3)دکترین ریچارد نیکسون ؛ دکترین «گوام » در آبان 1347، ریچارد نیکسون به عنوان رئیس جمهور جدید امریکا انتخاب شد. وی نخستین بار در 4مرداد 1348در جزیره گوام ، دکترین خود را در سیاست خارجی عنوان کرد. دکترین مذکور در منطقه خلیج فارس ، مشتمل بر استراتژی «دو ستون » بود؛ به این معنا که ایالات متحده با دادن کمکهای نظامی - اقتصادی به کشورهای متحد خود در منطقه ، یعنی ایران و عربستان سعودی ، این امکان را فراهم می آورد که آنها مستقیما و با استفاده از وسایل ، تجهیزات ، نظرات و امکانات موجود، مسوولیت دفاع از منطقه را خود به عهده گیرند. این استراتژی به استراتژی جایگزینی نیز شهرت داشت که دلیل آن درگیری شدید امریکا در جنگ ویتنام بود. امریکایی ها که به اصطلاح از ویتنامی شدن مجدد سیاست امریکا، سخت هراس داشتند، نه می خواستند و نه می توانستند برای دفاع از منافع خود در خاورمیانه ، نیروی نظامی اعزام کنند؛ زیرا از تجدید خاطره درگیری ارتش امریکا در ویتنام بشدت نگران بودند؛ به این ترتیب ، امریکا از آغاز سال 1970حدود 20میلیارد دلار تسلیحات فوق العاده مدرن و پیچیده نظامی به ارتش ایران فروخت . نخستین تجربه این دکترین ، به نتیجه مطلوبی منتهی شد و ارتش مجهز ایران ، قدرت برتر خود را در سرکوبی شورش کمونیستی در عمان به اثبات رساند و موفق به نجات تاج و تخت سلطان آن کشور شد. با این وصف ، دکترین نیکسون در سال 1979درخصوص تغییر رژیم در ایران با ناکامی روبه رو شد و ایالات متحده ، ناگزیر به آن خاتمه داد. الف .4)دکترین کارتر در سال 1355، دوره 4ساله ریاست جمهوری جرالدفورد که به دنبال ماجرای واترگیت جانشین نیکسون شده بود، پایان یافت و جیمی کارتر از حزب دمکرات در 25دی 1355برگزیده شد. این امر تاثیر مستقیمی بر رژیم شاه گذاشت . رژیمی که با تکیه بر دکترین نیکسون ، حوزه حکومتش از مرز کشور فراتر رفته و نقش ژاندارمی منطقه را به عهده گرفته بود و هر صدایی را در داخل با بی رحمی و خشونت در گلو خفه می کرد، ناگهان با یک نامزد رئیس جمهوری مواجه شد که در شعارهای انتخاباتی اش می گفت به دولتهایی که حقوق بشر را رعایت نمی کنند، اسلحه نخواهد فروخت . بر این اساس ، دکترین کارتر مبتنی بر دفاع از حقوق بشر و آزادی های سیاسی توام با گسترش دمکراسی شکل گرفته بود. دکترین مذکور در مواجهه با انقلاب اسلامی مردم ایران با تناقضی عمیق مواجه شد. اگر کارتر در مقابله با انقلاب به دنبال سیاست مشت آهنین ، به دخالت مستقیم نظامی در ایران روی می آورد و دکترین خود را نقض می کرد، ویتنام دیگری ساخته می شد و اگر شاه را به حال خود رها می کرد، منافعش در منطقه از دست می رفت . در نهایت ، کارتر گزینه خروج شاه و روی کارآوردن دولت بظاهر ملی بختیار را انتخاب کرد و برای جلب وفاداری سران ارتش به بختیار، ژنرال هایزر را به ایران فرستاد. با وجود این ، تلاشهای امریکا با شکست مواجه شد و انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی به پیروزی رسید. ب) دخالت های ایالات متحده در ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ، مهمترین حلقه کمربند دفاعی امریکا در برابر روسیه کمونیستی از میان رفت و زنجیره مذکور از هم گسست . متعاقب این امر و اشغال افغانستان از سوی اتحاد جماهیر شوروی ، توازن بین شرق و غرب در منطقه خاورمیانه از میان رفت و سیاست خارجی امریکا وارد مرحله جدیدی شد که درخصوص ایران می توان از عنوان کلی «مهار» برای آن استفاده کرد. ب.1)دکترین جدید کارتر کارتر در 13ژانویه 23/1980دیماه 1358، استراتژی جدید امریکا را در دفاع از منطقه حساس خاورمیانه در برابر تهدیدات داخلی و خارجی ، این چنین اعلام کرد: «بگذارید موضع ما کاملا مشخص باشد؛ هر تلاشی از طرف هر نیروی بیگانه برای در اختیار گرفتن کنترل منطقه خلیج فارس ، به عنوان حمله به منافع حیاتی ایالات متحده تلقی خواهد شد و در نتیجه با استفاده از تمام وسایل ضروری ، از جمله نیروی نظامی با آن مقابله خواهد شد.» اعلام دکترین کارتر نشان از ضرورت مداخله امریکا در منطقه برای پر کردن خلائ قدرت ناشی از سقوط شاه داشت و خط پایانی برای دکترین نیکسون به شمار می رفت . کارتر با اجرای استراتژی جدید خود، نیروهای واکنش سریع را بازوی نظامی آن قرار داد تا نیازهای مهم امریکا در منطقه ، یعنی مقابله با انقلاب اسلامی ، جلوگیری از گسترش نفوذ شوروی ، حمایت از دوستان امریکا و دفاع از عربستان سعودی تامین شود. به این منظور امریکا، ناوگان دریایی خود را در تنگه هرمز مستقر کرد که گاه با تهدیدهای نظامی علیه نیروی دریایی ایران نیز توام می شد. همچنین ایالات متحده پس از خروج شاه از ایران به بهانه معالجه ، پذیرای او شد و با درخواست های مردم انقلابی ایران مبنی بر تحویل شاه برای محاکمه ، مخالفت ورزید. در عین حال ، سفارت امریکا نیز به ستاد ایجاد بحران در کشور و تلاش برای ایجاد یک ائتلاف متشکل از لیبرال های سیاسی ، چهره های سیاسی میانه رو، سکولارها، ملی گرایان و سران ارتشی متمایل به غرب ، برای سرنگونی انقلاب نوپای اسلامی تبدیل شد. در مقابل این تحرکات ، دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در 13آبان 1358، سفارت امریکا را اشغال کردند و اعضای سفارت را به مدت 444روز گروگان گرفتند. در مقابل ، دولت امریکا پس از ناکامی در تلاشهای دیپلماتیک برای آزادی گروگان ها، در فروردین ماه 1359، قطع روابط سیاسی امریکا و ایران را به طور رسمی اعلام کرد. پس از آن ، کارتر از متحدان غربی خود خواست در تحریم اقتصادی ایران شرکت کنند؛ در پی آن کشورهای عضو بازار مشترک اروپا، ژاپن ، کانادا و بسیاری از کشورهای جهان سوم ، به استثنای بلوک شرق ، در تحریم اقتصادی ایران به امریکا پیوستند. پیش از این تاریخ ، در 21آبان 1358، کارتر دستور قطع خرید نفت از ایران را صادر کرد و در 23آبانماه ، دستور داد کلیه دارایی های ایران در بانکهای امریکایی و شعب خارجی آن مسدود شود. دارایی های ایران در بانکهای مختلف امریکا، از جمله چیس مانهاتان بانک حدود 10میلیارد دلار می شد. در عین حال شاه نیز حدود 5/56 میلیارد دلار از ایران خارج کرده و به امریکا برده بود. در نهایت در پنجم اردیبهشت ماه 1359عملیات کماندویی برای نجات گروگان ها با تجاوز هواپیماها و بالگردهای امریکایی در طبس انجام شد که در همان مرحله نخست ، به واسطه طوفان شن شکست خورد. با شکست این عملیات و طولانی شدن ماجرای اشغال لانه جاسوسی ، رژیم جاه طلب عراق این فرصت را یافت تا توافق امریکا را برای یک یورش نظامی گسترده به ایران جلب کند. ادموند ماسکی وزیر خارجه امریکا پس از تشدید بحران در روابط ایران و امریکا و شکست عملیات طبس ، سیاست امریکا در برابر ایران را چنین اعلام کرد:
1)اضمحلال و از هم گسیختگی داخلی
2)اقتصاد رو به نابودی
3)تهاجم و حمله به مرزها.
برژینسکی در کتاب خود با عنوان «قدرت و اصول اخلاقی » می نویسد: «در حالی که کریستوفر و کاتلر به تلاش خود برای رسیدن به نوعی توافق ادامه می دادند، توصیه من برای تسریع در حل مساله این بود که به ایرانی ها هشدار دهیم اگر حاضر به مصالحه نشوند، ما عراق را در جنگ با آنها تقویت خواهیم کرد». اما پیش از شروع جنگ تحمیلی ، امریکا راه دیگری را نیز آزمود و آن عبارت بود از: کودتای نافرجام نوژه . کودتای مذکور با هدف سرنگونی نظام جمهوری اسلامی با همکاری سران سابق ارتش ، نیروهای ساواک ، گروههای ضدانقلاب و با تایید آیت الله شریعتمداری صورت گرفت و از سوی C.I.A رهبری می شد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها