فاجعه انرژی در 10 سال آینده

یارانه از موضوعات بحث برانگیز در سالهای اخیر بوده و بیشترین یارانه به بخش انرژی اختصاص یافته است.
کد خبر: ۱۴۷۰۱۶

آیا پرداخت یارانه یک ضرورت است یا هدفمند کردن آن؛ براساس آمار سازمان مدیریت و برنامه ریزی حدود 16.5 میلیارد دلار در سال 82 صرف یارانه های مختلف شده و از این میزان 13 میلیارد دلار را یارانه سوخت به خود اختصاص داده است . در سال 85 این رقم به بیش از 20 میلیارد دلار رسید در حالی که کل بودجه عمرانی کشور کمتر از 10 میلیارد دلار بوده است. با این روند سهم نسلهای بعد چه خواهد بود؛ دکتر اسماعیل ساعی ور عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس ، سالهاست که در زمینه انرژی های نو مشغول فعالیت است.
او که هم اکنون دبیر کمیته انرژی بسیج اساتید کشور و مدیر گروه انرژی مرکز بررسی استراتژیک ریاست جمهوری است ، اعتقاد دارد که ما به لحاظ علمی فاصله ای با دنیا نداریم و تنها حمایت مسوولان را نیاز داریم تا دستاوردهای موجود را به نتیجه برسانیم . در گفتگو با دکتر ساعی ور ، همه جوانب بحث یارانه انرژی را مرور می کنیم.


وظیفه کمیته انرژی بررسی استراتژیک چیست و چه اهدافی را دنبال می کند؛
در این مرکز از متخصصان وزارت نفت و نیرو دعوت کرده ایم در راستای سند چشم انداز 20 ساله و برنامه 5 ساله چهارم و مشکلاتی که در سر راه این برنامه است ، جلساتی داشته باشیم. در این مدت حدود 30جلسه داشته ایم. تا امروز 3 پیش نویس لایحه پیشنهادی تقدیم هیات دولت کرده ایم که مستقیما به دست شخص رئیس جمهور رسید. اولین پیش نویس لایحه پیشنهادی ما در رابطه با تشکیل سازمان مدیریت انرژی کشور است.

ضرورت تشکیل این سازمان در کشور چیست و تا چه اندازه به واقعیت نزدیک است؛
تجربیات ما با توجه به این که در زمینه بحث مسائل انرژی ، نفت ، گاز و حامل های انرژی با وزارت نیرو نیز در ارتباط هستیم ، کمک کرد تا در مجموع به این نتیجه برسیم جایگاه یک سازمان انرژی که بتواند سیاست های کشور را یکپارچه کند و مصالح کشور را به طور کلان ببیند ، در کشور خالی است . هرچند که قبلا شورای عالی انرژی متولی این کار بود اما مساله اینجاست که غالبا به دلیل مشغله کاری وزرا ، جلسات زیادی در آن تشکیل نشد و در نتیجه دستاورد خوبی هم نداشت . با توجه به مطالعاتی که در کشورهای مختلف ازجمله مطالعه ای که از ژاپن داشتیم نشان می دهد آنها مرکزی را برای سیاست های کلان کشور در نظر گرفته اند. ما به دلیل این که تعدد تصمیم گیری در زمینه انرژی داریم (از طریق بخشهای مختلف وزارت نیرو یا وزارت نفت) ، بعضی تصمیماتی که گرفته می شود ، در کلان به صلاح کشور نیست . به عنوان مثال ، ما در جنوب کشورمان که یک منطقه گرمسیری است ، غالبا بیشتر به برق نیاز داریم تا به گاز. اگر بخش پخت و پز را هم در نظر بگیریم ، باز هم می صرفد که به جای این که کیلومترها لوله کشی گاز و نفت داشته باشیم ، از همان شبکه برق استفاده شود و گاز به مناطق سردسیر کشور منتقل شود اما چون مصالح کشور یکجا دیده نمی شود ، هر وزارتخانه ای ماموریت خودش را انجام می دهد. در نتیجه در کلان می بینیم که سرمایه گذاری زیادی انجام شده بدون این که نتیجه خوبی داشته باشد.

این یعنی سرمایه گذاری بدون پژوهش؛
قطعا کارهای کارشناسی در حوزه خودش انجام می شود اما نه در سطح کلان ! هر وزارتخانه ای بخش کارشناسی برای پروژه هایش دارد ، منتها این کارشناسی ها در کل مسائل کشور دیده نمی شود. از این رو پیشنهادی که ما کردیم این بود که حتما چنین سازمانی تشکیل شود. جلوگیری از بزرگ شدن دولت از سیاست های دولت فعلی است . برای این که ما در این راستا حرکت کنیم ، می توانیم بخشی از سازمان هایی که به طور موازی این کار را در ارگان های مختلف دنبال می کنند ، در زیرمجموعه این سازمان سازماندهی کنیم که امیدواریم در آینده نزدیک به جمع بندی خوبی در این زمینه برسیم. یکی از دغدغه های اصلی دولت و مردم در حال حاضر مساله سوخت و یارانه انرژی است.

آیا در این مورد هم در این کمیته تدبیری اندیشیده شده است؛
دقیقا پیش نویس لایحه دوم ما در رابطه با بحث قیمت تمام شده سوخت است. ما سالی حداقل 35میلیارد دلار یارانه سوخت داریم. برای این که بتوانیم بخشی از این یارانه ها را از طریق فرهنگ سازی کاهش دهیم ، دولت قیمت تمام شده سوخت را از خود دولت شروع کند. ما پیش نویس آن را تحت عنوان انرژی با قیمت تمام شده برای بخشهای دولتی ارائه دادیم که خوشبختانه بعد از طی شدن سیکل اداری ، الان شاهد اجرای آن هستیم که این خود آغاز یک فرهنگ سازی برای ورود به بحث سوخت با قیمت تمام شده است.

تقریبا همه برای چنین پیشامدی دلایلی را مطرح یا پیش بینی می کنند اما شما که از بالا به این جریان نگاه می کنید ، چه دلایلی را اولویت کار قرار دادید؛
با توجه به بررسی هایی که انجام دادیم ، دیدیم که امکان صادرات ما روز به روز با توجه به رشد مصرف ، کم می شود و برآورد شده که اگر روند مصرف انرژی ما در ایران به همین صورت ادامه پیدا کند ، در 8 تا 10 سال آینده ، کل نفت استخراجی ما باید صرف مصارف داخلی شود و دیگر نمی توانیم سوختی را صادر کنیم . با توجه به این که کشور ما یک کشور تک محصولی است و بخش عمده درآمد از طریق نفت و گاز تامین می شود ، اگر مصرف انرژی از حالا کنترل نشود و ما مجبور باشیم که همه سوخت را خودمان مصرف کنیم ، طبیعی است که بودجه کشور با مشکل جدی روبه رو می شود و ما با بحران روبه رو می شویم و این برای کشوری که خودش دارای ذخایر انرژی تثبیت شده نفت است ، اصلا زیبنده نیست.

رویکرد شما در رابطه با بحث سهمیه بندی سوخت چگونه بود؛
لایحه سوم پیشنهادی ما همین بحث سهمیه بندی بود که تقریبا 90درصد نقطه نظرات ما در آن منظور شد. ما اگر نتوانیم فرهنگ سازی مصرف انرژی را در کشور پیاده کنیم ، در آینده نزدیک فاجعه ای در انتظار ما خواهد بود. ما چاره ای جز جلوگیری از مصرف بی رویه نداریم . در صنایع هم ما یک مشکل عمده داریم و آن سوبسیدی است که روی انرژی می دهیم. صنعت ما انرژی را با سوبسید می خرد و به خاطر همین برای عرضه محصولش با قیمت تمام شده ، نیاز به یک بازنگری دارد. چون قیمت تمام شده اش دیگر قابل رقابت در بازارهای جهانی نیست. اگر بخواهیم شدت مصرف انرژی در ژاپن و ایران را مقایسه کنیم ، باید گفت که ایران 16برابر ژاپن انرژی مصرف می کند تا یک خودرو تولید کند.

آیا اگر یارانه انرژی در صنایع ما قطع شود، تبعات مثبتی هم دارد یا تنها از بازارهای بین المللی عقب می مانیم؛
البته که تاثیرات مثبت هم به همراه دارد. مثل این که می تواند صنایع ما را متحول کند. ما می توانیم از استانداردهای فعلی به سمت فناوری های جدید سوق پیدا کنیم . به همین دلیل تلاش و اولویت ما این است که حتما سازمان مدیریت انرژی کشور تشکیل شود و بسیاری از این مسائل زیر پوشش آن اصلاح شود. در نظر بگیرید ، مسائل بهینه سازی در خانه هایی که الان ساخته می شود ، منظور نمی شود یا سیستم هایی که ما تولید می کنیم ، مصرف بسیار بالایی دارد. اگر ما بخواهیم در سال 1404 رتبه اول کشورهای آسیای جنوب غربی باشیم ، ممکن نیست مگر این که از حالا برنامه ریزی مان طوری باشد که با حداقل انرژی ، بیشترین استفاده ها را ببریم.

به نظر می رسد همین آماده نبودن صنایع یکی از دلایل مخالفان هدفمند کردن یارانه انرژی است....
ما سالهای سال است با یارانه زندگی می کنیم ، طبیعی است که هر نوآوری ، مخالفان خاص خود را به همراه دارد. عده ای حتی کسانی که از نظر وضعیت مالی جزو دهکهای بالا هستند فورا سنگ محرومان را به سینه می زنند ، در صورتی که منطقی کردن یارانه ها یعنی اگر کسی واقعا توان پرداخت دارد ، پرداخت کند. که هدف ما در پیشنهاد لایحه چهارم این است که با منطقی کردن یارانه ها، بخش عمده ای از یارانه های کشور را که بدون حساب و کتاب توزیع می شوند ، هدفمند کنیم. برآورد ما نشان می دهد چیزی حدود 15 - 20 میلیارد دلار از طریق منطقی کردن یارانه ها صرفه جویی می شود.

این صرفه جویی چه اثراتی می تواند داشته باشد؛
اگر سالانه حداقل 10 میلیارد دلار صرفه جویی ارزی در بخش انرژی داشته باشیم ، هم نقش زیادی در توسعه کشور دارد و هم می تواند صنایع را متحول کند و هم می توان به مساله اشتغالزایی پرداخت . بنابراین نظارت عالیه بر قوانین لازم الاجر است تا روز به روز جلوی این هرز رفت انرژی را گرفت.

صرف نظر از برنامه های این کمیته ، نظر شخصی شما در رابطه با یارانه انرژی چیست؛ در سطح کلان به صلاح نیست یا در کل؛
من شخصا معتقدم یارانه در کل به صلاح کشور نیست. یعنی ما یارانه ای را که باید صرف توسعه کشور باشد از دست می دهیم. در حال حاضر میزان مصرف کشور ما چندین برابر یک کشور است. فرانسه 6 برابر ما خودرو دارد اما ما 2 برابر فرانسه مصرف سوخت داریم. این نتیجه همان برنامه های غیرکارشناسی و هدفمند نبودن است . پیش بینی من این است که اگر دولت با قدرت وارد میدان شود ، از هدر دادن سرمایه ملی جلوگیری می شود. ببینید کشور ژاپن نفت و گاز ندارد اما چون تکنولوژی دارد ، دهها برابر ما درآمد دارد ولی ما هنوز به آن نقطه نرسیدیم. باید از این فرصت کمی که داریم استفاده کنیم و از این درآمدها برای توسعه کشور به سمت صنعتی شدن استفاده کنیم.

هما کبیری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها