گفتگو با مهران غفوریان به بهانه ساخت سومین مجموعه طنز زیر آسمان شهر
چه خوشمان بیاید و چه نه ، زیر آسمان شهر جزو پرمخاطب ترین برنامه های تلویزیون در زمان نمایش خودش بود.
کد خبر: ۱۴۲۹۴
هرچند حرف و حدیث های بسیاری در زمان نمایش آن به راه افتاد که تا همین الان هم البته شنیده می شوند. مهران غفوریان ، کارگردان این مجموعه تا پیش از زیر آسمان شهر هم شناخته شده بود؛ اما این مجموعه زیر آسمان شهر بود که او را به عنوان یکی از مدعیان طنز تلویزیونی مطرح ساخت . پس از 2مجموعه قبلی ، حالا غفوریان عزم کرده سری سوم این مجموعه را روی آنتن ببرد. این بار اما از حمید لولایی خشایار مستوفی معروف که به اعتباری نقطه اتکای مجموعه های پیشین بود ، خبری نیست . اما در عوض اکبر عبدی ، رضا ژیان ، اکرم محمدی ، غزل صارمی ، حسن پورشیرازی ، رامین پرچمی حضور پررنگی در سری جدید زیر آسمان شهر دارند. چندی پیش فرصتی دست داد تا با غفوریان در محل لوکیشن این کار گپ و گفتی داشته باشیم . آنچه می خوانید حاصل این گفتگوست . آقای غفوریان ، باز هم زیر آسمان شهر، چرا؛ بیشترین انگیزه ساخت مجموعه زیر آسمان شهر 3را مردم به من دادند. برای این که هنوز هم می بینم که مردم سراغ آن برنامه را می گیرند. در این چند سال خیلی کم پیش آمده که برنامه ای اینقدر بیننده ، پیدا کند. این را به این دلیل که برنامه خودم هست ، نمی گویم . سری اول زیر آسمان شهر 82درصد بیننده داشت و سری دوم آن 89درصد. کما این که خیلی ها فکر می کردند که سری دوم ضعیفتر از کار درمی آید و یکی از آن آدمها هم البته خودم بودم که می ترسیدم شاید سری دوم ضعیف شود؛ ولی همین موضوع ترس از بد شدن کار -انگیزه ای شد تا گروه ، تلاش بیشتری کند و همه اینها باعث شد تا این برنامه همه گیر شود. بدون مبالغه می گویم زیر آسمان شهر، برنامه ای است که همه از کودک 2ساله گرفته تا پیرمرد 70ساله به آن توجه دارند. یعنی همه ردیف های سنی را شامل می شود. در حالی که شبکه سوم هدف اصلی اش قشر جوان است ... بظاهر در مجموعه جدید، خیلی از بازیگران سری گذشته حضور ندارند. اگر بازیگرانی که در سری اول و دوم بودند در سری سوم حضور ندارند فقط و فقط به خاطر عوض شدن طرحمان است . به هر حال ما مجبور بودیم تغییراتی در روند داستان بدهیم تا بیننده احساس یکنواختی نکند. در برنامه های اینچنینی ، بعضی وقت ها جای طنز و هجو عوض می شود. نظر خودتان چیست ؛ برای من «هجو» را معنا می کنید؛ منظورم یک جور لودگی و سطحی نگری در بعضی از برنامه های روتین است ؛ ما وقتی که تئاتر کمدی کار می کردیم ، کارگردان به ما می گفت که بچه ها! موضوع را خیلی جدی بگیرید! اگر دیالوگی گفتید و حرکتی کردید که تماشاگر خندید، آن حرکت و صحبت را 10بار تکرار نکنید؛ برای این که بازیگری که روی صحنه بازی می کند دوست دارد مدام «واکنش » مخاطب را ببیند. بعضی وقت ها هم بازیگر حواسش نیست که آرام آرام به طرف لودگی می رود؛ یعنی یک کاری را آنقدر تکرار می کند تا لوس شود. در کار انبوه سازی که ما انجام می دهیم احتمال هر خطری هست ؛ مثلا ممکن است طنز ما به هجو کشیده شود. خودم در کارم مراقبم که کار به هجو کشیده نشود. در زیر آسمان شهر، آدمهایی که معرفی شده اند آدمهایی واقعی هستند. خشایار اگرچه یک «تیپ » را بازی می کرد؛ ولی باور کردنی بود و آدم این احتمال را به خودش می داد که چنین آدمهایی در جامعه وجود داشته باشند و مثلا نمی گفتند: «ها! ببین کله اش را کچل کرده اند تا شبیه فلانی شود». یعنی کسی به این مساله دقت نمی کرد. برای این که ما شخصیت را به آن واقعیت مطلوب رسانده ایم . یا مثلا بهروز؛ آدمی است که می توانیم در گوشه و کنار جامعه خودمان او را ببینیم . بعضی وقت ها که با مخاطبان برنامه برخورد می کنم ، می گویند که ما یک بهروز خالی بند در محل کارمان داریم . این موضوع نشان می دهد شخصیت هایی که ما در داستان انتخاب کرده ایم ، شخصیت های واقعی هستند که چون کار طنز می کنیم طبیعتا باید چیزهایی نیز به آن اضافه کنیم و یا چیزهایی را غلو کنیم که خاص بشود؛ چون ما کار تصویری می کنیم و در کار تصویری هم باید یکسری چیزها نشان داده شود. شاید آن ویژگی های شخصیت واقعی همه خصوصیاتش به درد ما نخورد. مثلا اگر من بخواهم رضا ژیان را برای نقش سرایدار بگذارم ، می گویم بعضی سرایدارها لباسشان این طور است و بعضی رفتارشان هم طور دیگری است . بعضی وقت ها هم موضوع را کاملا برعکس می کنم ؛ یعنی می گویم «آقا! اتفاقا بیایید یک جوری با موضوع برخورد کنیم که تا حالا مرسوم نبوده »، مثلا شخصیت خشایار مستوفی . ببین حتی اسم این آدم هم سرایداری نیست . یک اسم پرطمطراق دهن پرکن است . الان هویت پیدا کرده است . در حالی که وقتی این شخصیت روی کاغذ بود، می گفتند این اسم سرایداری نیست . وقتی ما از قالبهای شناخته شده بیرون می آییم ، همین به نظرم جذابیت دارد؛ ولی به هر حال خطر آن هجوی که شما می گویید، همچنان پابرجاست . که باید مواظب باشیم به سمتش کشیده نشویم . و شما چه کار کردید که به آن سمت نروید؛ والله ، این را بیشتر با کنترل بازیگران و نیز دقت در کارگردانی انجام دادیم و همچنین رعایت و دقت در نگارش متنها، یعنی سعی کردم این متنها صرفا براساس طنز حرکات فیزیکی و دیالوگ نوشته نشود. به عبارت دیگر سعی کردیم طنز موقعیت را داشته باشیم . چون مدل کاری ما، ایجاد طنز موقعیت است . و به این دلیل است که کار روتین را از اواسط تابستان شروع کرده اید؛ خب آره . با این روش هم زمان بیشتر و هم انرژی بیشتری برای ارتقای سطح کیفی برنامه داریم . وقتی فشار پخش پشت سر کارگردان باشد ممکن است متن نامرغوب هم قبول کند. وقتی با پخش 2روز فاصله داریم واقعا هیچ کاریش نمی شود کرد؛ ولی الان فرصت بیشتری داریم تا متنها را بخوانیم ، با بازیگران کلنجار برویم و سکانسی که درنمی آید را باز هم تکرار کنیم . به نظر خودتان زیر آسمان شهر - 3چه ویژگی هایی دارد؛ خودم احساسم این است که زیر آسمان شهر - 3ماحصل زیر آسمان شهر 1و 2است . برای ساخت این سری ، مردم به من روحیه دادند؛ وگرنه به عنوان تهیه کننده می توانستم طرح دیگری را برای ساخت ارائه کنم . اما دیدم که اگر سری اول زیر آسمان شهر را 6ماه دیگر پخش کنیم حداقل 50درصد بیننده خواهد داشت چه بسا که اگر یک زیر آسمان دیگر تهیه و پخش شود، ممکن است همان اندازه مخاطب داشته باشد. انتقادهایی که به سری های قبل این مجموعه می شد حول چه موضوعاتی بود؛ انتقاداتی که بیشتر به این برنامه شد درباره محتوای آن بود. می گفتند آقا! طنز وظیفه اش فقط این نیست که مخاطب را بخنداند، باید تلنگر هم بزند و به فکر وادارد. فکر می کنم اگر بعضی از حرفها در قالب طنز قرار بگیرد مخاطب خیلی بهتر می پذیرد تا این که در قالب برنامه ای جدی این حرفها ارائه شود. کما این که زیر آسمان شهر بستری برای طرح این گونه مسائل بود و دیدید که اکثر قسمتهای این مجموعه به نحوی دارای پیام بود؛ موضوعاتی که به نوعی جامعه با آن درگیر است و موضوعاتی که خیلی مهم است . وقتی برنامه ای در مجموع خوب باشد، مردم خیلی درباره جزییات آن صحبت نمی کنند. چون به هر حال 80درصد کار نظرشان را تامین کرده است . بنابراین در همان اندازه 10یا 20درصد انتقاد می کنند. ازجمله انتقاداتی که شد این بود که تکیه کلام های شخصیت های این سریال ، بدآموزی دارد. البته خودم فکر نمی کنم عبارت «می بینم که ...» بدآموزی داشته باشد. من فقط در میان شخصیت های این مجموعه متوجه خشایار شدم که با پسرش بد تا می کرد که این موضوع را در قسمت های بعدی کم کردم ؛ ولی ما هم به هر حال باید یک چیزهایی برای دستمایه کار داشته باشیم . مردم وقتی به چیزهایی واکنش مثبت نشان می دهند، خب لابد آن را دوست دارند. من به زور به کسی نگفتم «حرف بزن ، یاد بگیر، بگو!» مردم چیزی را که دوست دارند، تکرار می کنند. من نمی توانم برای آنها تعیین کنم چه چیزی را تکرار کنند. من سعی می کنم به کاراکتر فکر کنم . طبیعتا خشایار با آن هیئتی که دیدیم ، نمی تواند دیالوگ هایی بجز آنچه شنیدیم داشته باشد. ما در رفتارش اگر می بینیم که به فولاد پرخاش می کند و برای کمی پول خودش را می کشد، نمی توانیم بگوییم که چیزی نگوید که نشاندهنده شخصیت واقعی اش باشد. واقعا هدفمان این نبود و نیست که بدآموزی کنیم . قصد ما این است که موضوع را شیرین کنیم . این تنها انتقادی بود که من شنیدم . یکی از تکیه گاه های یک مجموعه طنز به هر حال متنهای آن است . شما برای این که این کارها معمولی و شبیه هم نشود چه کار کردید؛ همین تغییر دادن طرح ، یکی از تمهیدات ما برای شبیه نشدن قسمت های مختلف این مجموعه بوده است . نویسندگان ما همان نویسندگانی هستند که در سری قبل می نوشتند. آنها می دانند که در گذشته به چه موضوعاتی پرداخته اند. البته بعضی از موضوعات جای پرداخت زیادی دارند. به نظر من یک معضل اجتماعی را باید آنقدر گفت تا حل شود. چه اشکالی دارد؛ ما وقتی می بینیم قوانین راهنمایی و رانندگی رعایت نمی شود، معنی اش این است که هنوز باید روی موارد این چنینی از بعدهای مختلف کار کرد. هر متن چند روزه آماده می شود؛ سروش صحت ، هر سه روز یک متن ؛ حمید برزگر، هر 2روز یک متن و آقای طالبیان هم هر 7ماه یک متن ارائه می کنند!