گروههایی که سخت به ائتلاف می رسند

در حالی کم کم به زمان آغاز فعالیت های انتخاباتی مجلس هشتم نزدیک می شویم که احزاب و گروههای سیاسی ، خیز خود را برای این انتخابات حساس برداشته اند.
کد خبر: ۱۴۱۸۴۸

اصلاح طلبان که با پذیرش سه شکست پیاپی در انتخابات اخیر عملا فضای غالب برای گفتمان اصلاح طلبی و خروج کامل از عرصه قدرت و حاکمیت سیاسی را در خطر می بینند شاید بیش از هر زمان دیگر گامهای خود را برای پرش از مانع انتخابات مجلس هشتم برداشته اند. طیف اصلاح طلبان مدرن که همواره با سر دادن شعار «یا با ما یا علیه ما» خود را محور ائتلاف و اجماع سایر گروههای دوم خردادی معرفی می کنند با عیان شدن آسیبهای جدی این رویکرد به ناچار دست به دامان شیوخ اصلاح طلب و تا حدی تلطیف مواضع تند خود شده اند. دعوت و دیدار با چهره های شاخص و محوری دوم خردادی نظیر کروبی ، خاتمی یا حتی هاشمی رفسنجانی شاید بیش از هر زمان دیگر نشان دهنده شکاف فکری و تشتت آرا در نزد اصلاح طلبان است.

طی هفته های اخیر اخبار متفاوتی از نزدیکی گروههای مختلف اصولگرا نظیر اعلام منشوری 20 ماده ای که ظاهرا به امضای چهره های شاخص این جناح رسیده ، منتشر شده است. اهداف اصلی این منشور که بسیاری از آن به عنوان «منشور ائتلاف اصولگرایی» یاد می کنند مواردی از جمله ایجاد همگرایی و انسجام میان گروههای اصولگرا و ایجاد زمینه مشارکت حداکثری در انتخابات مجلس هشتم عنوان شده است.
در کنار این منشور، مجمع عمومی جبهه پیروان خط امام و رهبری در نشستی توافق کرد که گروهی شش نفره از نمایندگان سه جریان اصلی اصولگرا، جریان های سنتی ، تحول خواه و حامیان دولت تشکیل شود و راه را برای رسیدن به ائتلافی گسترده هموار کند. این تصمیم که در میان اصولگرایان با استقبال روبه رو شد و حتی لاریجانی هم از آن در کنار شورای هماهنگی نیروهای انقلاب به عنوان گروه 6+5 نام می برد هنوز پاسخ روشنی از سوی حامیان دولت و سایر گروههای اصولگرا دریافت نکرده است.
عسگراولادی دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری معتقد است که قرار است هیات 5نفره ای نیز در کنار این هیات باشد و هرکجا حکمیتی لازم بود انجام دهد. هر چند میریان عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین اظهار داشته ، ترکیب هیات 5نفره گروههای اصولگرا تقریبا مشخص شده ولی قرار است فعلا به صورت رسمی اعلام نشود. جبهه پیروان خط امام و رهبری که خود را از پیشگامان تلاش برای دستیابی به ائتلاف می داند از 14 گروه اصولگرا تشکیل شده است.
در حالی که قدمهای نخست ائتلاف بزرگ اصلاح طلبان با ابهامات و سوالات بسیاری روبه روست ، جبهه اصولگرایی خود را برای شرکت هر چه وسیع تر و یکپارچه تر در انتخابات آماده می کند. آنچه در میان گروههای معروف به طرفداران اصلاحات مایه اصلی نگرانی است ، رد صلاحیت گسترده نامزدهاست.
در انتخابات دوره قبل ، صلاحیت برخی از نمایندگان مجلس ششم برای نامزدی انتخابات هفتمین دوره تایید نشد و همین مساله هم یکی از نگرانی های اصلی آنها شده است تا حدی که برای رفع این دغدغه ناچار شدند دست یاری به سوی هاشمی دراز و در نشستی با وی دیدار کنند. هاشمی رفسنجانی در این دیدار آنها را به حضور فعال در انتخابات آینده تشویق و توصیه کرد، میدان را خالی نکنند. او در مورد نگرانی رد صلاحیت های احتمالی گفته بود: من در این زمینه با آقایان مذاکره خواهم کرد و امیدوارم شرایط خوبی برای برگزاری یک انتخابات آزاد فراهم شود. این اظهار امیدواری هاشمی در حالی است که کدخدایی ، سخنگوی شورای نگهبان ضمن تاکید براین که در مورد رد صلاحیت شدگان دوره پیش امکان تجدید نظر وجود دارد، ابراز امیدواری کرد ردصلاحیت ها در انتخابات مجلس هشتم به حداقل برسد.
در هر صورت به نظر می رسد اگر اصلاح طلبان کمی به حافظه تاریخی خود رجوع کنند باید از همین ابتدا مشخص کنند که چه انتظاری از هاشمی دارند. شاید در گام اول آنها از هاشمی توقع داشته باشند تا در حوزه هایی چون تایید صلاحیت نامزدها و سلامت انتخابات به کمک آنها آید. این مساله با توجه به این که هاشمی با اتفاقات چند سال اخیر به جریان اصلاح طلب تمایل پیدا کرده در برداشت اول زیاد دور از انتظار نیست ، اما توجه به این نکته که خط مشی هاشمی اکنون و بخصوص پس از حوداث 3 تیر 84 این است که هم اصولگرایان و هم اصلاح طلبان او را از خود بدانند، هدف اصلاح طلبان را تا حدودی دست نیافتنی نشان می دهد.

حرکت با چراغهای خاموش

گرچه هنوز 8 ماه به برگزاری انتخابات مجلس هشتم مانده ، اما رقابت غیررسمی جناحهای مختلف مدتی است آغاز شده است. اصولگرایان و اصلاح طلبان می کوشند با انتقادهای تند، رقیب خود را تضعیف کنند و در میان صفوف خود به ائتلافی فراگیر دست یابند. در انتخابات شوراهای سال گذشته در حالی که اصلاح طلبان به ائتلاف نسبتا فراگیری دست یافتند، اصولگرایان پس از رایزنی های بسیار سرانجام با سه فهرست متفاوت وارد رقابت شدند. یکی از دلایل شکاف میان اصولگرایان تشکیل گروهی موسوم به حامیان دولت با عنوان رایحه خوش خدمت بود که پس از پیروزی احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری در همراهی با دیگر گروههای این جناح نرمش چندانی از خود نشان نداد.

گروههای اصلاح طلب در برابر این پرسش که اگر دگر بار با اقبال مردم مواجه شوند چه تضمینی برای عدم تکرار گذشته به مردم می دهند؛ اغلب سکوت اختیار می کنند

در دیگر سو، با نگاهی به آسیب شناسی شکستهای متوالی و زنجیره ای اصلاح طلبان در 3 انتخابات اخیر جدا از ضعف در دیدگاه و وارونگی اولویت ها می توان به فقدان یک ائتلاف فراگیر اشاره کرد. عاملی که موجب تشتت آرا و تقسیم گروههای اصلاح طلبی شد.
گرچه دوری اصلاح طلبان از قدرت ، اجماع احزاب دوم خردادی را برای آنها امری واجب و البته تا حدی میسر کرده است ، لیکن این احزاب تنها در اعتراض به دولت نهم و ناکارآمد جلوه دادن آن با یکدیگر هم سخن اند و در این همزبانی البته خبری از همدلی نیست. مروری بر مصاحبه های اخیر و البته مکرر بزرگان جبهه اصلاحات نشان می دهد که آنها به دلیل آنچه خود فقدان سازمان منسجم و هدایت کننده در درون اردوگاه می خوانند، هنوز به یک ائتلاف حداکثری نرسیده اند و در صورت رسیدن به این مرز نیز امیدی به ادامه راه ندارند. در ادوار گذشته انتخابات مردم چند بار طعم رای به کسانی که تنها به خاطر «نه» به دیگری با همدیگر همراه شده بودند را چشیدند.
جالب اینجاست که خود گروههای اصلاح طلب در برابر این پرسش که اگر دگر بار با اقبال مردم مواجه شوند چه تضمینی برای عدم تکرار گذشته به مردم می دهند؛ اغلب سکوت اختیار می کنند یا می گویند تا زمانی که سازماندهی مناسب میان تمام نیروهای دوم خردادی به وجود نیاید، تکرار اشتباهات و اتفاقات گذشته امری دور از دسترس نیست. ترجمه دیگر جملاتی از این دست این می شود که هیچ امیدی نباید به ائتلاف های موسمی اصلاح طلبان داشت ؛ چراکه مروری بر کارنامه اصلاح طلبان نشان می دهد آنها دیرجوش در همگرایی و زود جوش در واگرایی هستند و بنا بر اعتراف رسمی خود در صورت تصدی دوباره مجلس و دولت به همان راه می روند که قبلا_ رفته اند. البته اگر این اعترافات نیز نبود پی بردن به شکنندگی و ترد بودن ائتلاف های مصلحتی میان گروههای دوم خردادی کار سختی نبود؛ چرا که خیز گرفتن اصلاح طلبان برای بازگشت به قدرت تنها از مسیر تخریب دولت و بلندتر کردن دیوار بی اعتمادی رسانه های همراه می گذرد.
تجربه ائتلاف حول محور مسائل سلبی و نه ایجابی به مردم نشان داده که این قبیل ائتلاف ها اتحاد نیست ، بلکه بید ظریفی است که با هر بادی حتی جریان هوای گامهای مخالف هم می لرزد. هنوز هیچ اتفاقی در راستای یک اجماع فراگیر در اردوگاه اصلاحات رخ نداده است که باز زمزمه های تک روی برخی گروههای دوم خردادی پیشرو بلند است و همین امر نیز حکایت از این مهم دارد که نمایش ائتلاف میان آنها در اصل یک سناریوی سیاسی برای بر هم زدن آرایش انتخاباتی رقیب است.
شاید اکنون دیگر همه حتی عقلای اصلاح طلب نیک به این امر واقفند که چرا در مقابل درخواست های مکرر این طیف ، آنها از رفتن به ته چاه ریزش کرده اصلاحات با طناب پوسیده ائتلاف های فصلی گریزانند. اصلاح طلبان بعد از سالهایی دور از قدرت در یک دگردیسی ناگهانی که خود نیز هرگز آمادگی و نیز باورش را نداشتند به قدرت رسیدند. اصولگرایان برعکس آنها ابتدا از شوراها شروع کردند بعد مجلس و سپس به دولت رسیدند. همین مساله هم آنها را برای سکانداری کشتی قدرت آماده کرده بود و از نظر ذهنی می دانستند که دولت را برای چه می خواهند. بر کرسی نشستن یک شبه اصلاح طلبان بدیهی بود که سالیانی کشور را با یک نوع کمای بی برنامگی و اغمای سیاست زدگی دچار کند.
درعین حال هم هر گروهی از ساختار تا حدودی ناهمگن اصلاحات نیز در این میان سهم خود را از قدرت می طلبید و سهم خواهی گروههای دیگر را زیاده خواهی می نامید.به هر حال در مسیر ناگزیر ائتلاف اصلاح طلبان که بسیاری از این تحرکات شیخوخیت مال بانه زیر پوستی را حرکت با چراغهای خاموش یاد می کنند و معتقدند در نیمه شب تاریک اجماع شاید آنها برای در امان ماندن از دامنه های امواج تند تخریب و کیش مهره های اصولگرایان در صفحه شطرنج انتخابات ناچارند این چنین حرکت کنند تا حدی غیر قابل باور به نظر می رسد؛ چرا که می توان از همین الان حدس زد که باز قبل از روشن کردن این چراغها هر آن امکان دارد در برخورد به دیوار خود رایی و ترکتازی بشکند.


ارسلان مرشدی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها