برزو ارجمند، بازیگر نقش حمید هم با توضیح این که طنز متفاوتی را در این سریال تجربه می کند، می گوید: وقتی متن فیلمنامه کامل باشد مثل صاحبدلان شما نقشه های درست تری برای ارائه نقش می توانی بکشی ، اما در اینجا چون ما در مرحله تولید قرار داریم و متنها تازه به دستمان می رسد این امکان وجود ندارد، اما در صاحبدلان با آن که 100 روز کار تصویربرداری داشتیم ، ولی به دلیل این که متن کامل داشتیم نمودار مشخصی هم از شخصیت ها داشتیم.
حالا مکان دوربین را تغییر داده اند. قرار است ادامه آن پلان تصویربرداری شود.
حسینی: (از لای در به بیرون) بیاین تو بچه ها. به در و دیوار نزنین چیزی رو.
لنگه در باز می شود. وانتی پر از اثاثیه دیده می شود که بعضی از آنها در کارتن هستند. حمید با تعجب به آنها نگاه می کند. کارگرها اسباب و وسیله به دست وارد می شوند.
حمید: کل اثاث خونه شو ورداشته آورده اینجا.
عالم خانم: عیبی نداره پسرم. حتما صاحبخونه جوابش کرده. فقط تو همین جوری یه آمار بگیر ببین چی آورده. پس فردا یه چیزی کم نباشه ، جوابگو بشیم.
حمید (به حسینی): ما احتمالا فردا شب مهمون داریما. کی می یای ببریشون؛
حسینی: (در حال حمل اثاث) مهمونتون که نمی خواهد بیاد گوشه حیاط بشینه. هست این کنار. کاریم به شما نداره. فوقش یه پارچه ای چیزی بکشین روش.
کارگردان که کات می دهد فرصتی پیش می آید تا گروه برای تصویربرداری صحنه بعد آماده شوند. روشنک عجمیان ، یکی دیگر از بازیگران این مجموعه است.
او می گوید: من نقش سوسن دختر بزرگ خانواده افشاری را بازی می کنم. سوسن ویژگی خاصی ندارد. برای این که خانمها در سریال های طنز ویژگی خاصی ندارند؛ اما نسبت به دختر دیگر خانواده ، خیلی سنگین تر است.
او که در سریال پخش نشده «بابای خجالتی» به همراه مرحوم منوچهر نوذری به ایفای نقش پرداخته است ، می گوید: می شود گفت نقشی که در بابای خجالتی داشتم جزو نقشهایی بود که برای من خیلی کم تکرار شد. به خاطر این که من بیشتر نقش دخترهای خوب و مهربان و... را بازی می کردم ، چیزی که مثلا در «کوچه اقاقیا» هم شاهد آن بودیم ، ولی در بابای خجالتی نقش دختر شیطان دانشجویی که عاشق مادرش بوده و همیشه غصه از دست دادن پدرش را داشته و یک جورایی به عنوان مرد خانواده محسوب می شده را بازی می کرد.
عجمیان با اشاره به تجربه اجرای یک برنامه زنده تلویزیونی می گوید: به هر حال اجرای زنده ، سختیهای خودش را دارد، چون در اجرای زنده باید مواظف خیلی چیزها باشی. بسیاری از قوانینی که باید اینجا رعایت کنید در یک اجرای زنده هم باید رعایت شوند. راستش ابتدا نمی خواستم به عنوان یک مجری شناخته شوم. بیشتر دوست داشتم به عنوان یک بازیگر شناخته شوم ، ولی الان که دارم این کار را انجام می دهم باید بگویم اصلا پشیمان نیستم.
محسن قاضی مرادی ، بازیگر نقش دایی پرویز است. خودش درباره نقش اش می گوید: این یک آدم یلخی است که اصلا برایش مهم نیست سر و وضعش به چه شکل باشد. بیشتر هم دنبال مال و منال است. یک پسر دارد که نقش او را یوسف تیموری بازی می کند. با شوهر خواهرش یعنی صادق افشاری بده بستان خوبی ندارد. مدام سعی می کند او را اذیت کند. اگر جایی با او مهربان صحبت می کند، در پلان بعدی به او بد و بیراه می گوید. حتی در مراسم خواستگاری که باید از سر مهر صحبت کند، عملا برخلاف تصور همه صحبت می کند و همه چیز را به هم می ریزد.
آدم بد و خوب نداریم
رامتین خداپناهی هم نقش محسن ، داماد خانواده افشاری را بازی می کند. خداپناهی در پاسخ به این پرسش که آیا این نقش منفی است یا مثبت ، می گوید: من بارها گفته ام که آدم خوب یا بد موجود نیست. بد و خوب را واکنش های ما در برابر کنشهای اجتماع می سازد. اسامی مختلفی می توان روی این واکنش ها گذاشت.
هر آدم براساس نوع جهان بینی اش می تواند هنجار یا نابهنجار باشد. این آدم در درگیری ها و پیچیدگی های خاص خودش را دارد. به زعم خودش برای نجات خودش دست به تلاش می زند و راههای گوناگونی را برای این کار انتخاب می کند. بله. یک جورایی این شخصیت ، آدم بد قصه است.
بازیگر فیلم سنگ ، کاغذ، قیچی درباره طنز تلویزیونی می گوید: ما طنز تلویزیونی و کمدی تلویزیونی به مفهوم تعریف علمی جهانی اش نداریم. حالا بعضی از بازیهای کلامی که در این کار با توجه به رفتارهای شخصیتی انجام می شود، می تواند باعث خنده در تماشاچیان بشود؛ ولی این موضوع ربطی به طنز ندارد، ربطی به کمدی هم ندارد. به نوعی یک موقعیت ایجاد می کند که بیشتر بارش روی بازیگران این آثار است.