نقشی بر زندگی «روی لبه تیغ»

می گوید: سریال ما داستان زندگی جاری آدمهاست. قطعه ای از زندگی آدمهای اطراف ماست. آثار زیادی را می بینی که ممکن است دلمشغولیت نباشد ، ولی وقتی به آن نگاه می کنی متوجه می شوی که به خودت نگاه کرده ای.
کد خبر: ۱۴۰۲۰۵

به نظرم سریال «نقشی بر زندگی» چنین حال و هوایی دارد که شخصیت گل درشت آن افشاری است. او با تغییر موقعیتی که روی می دهد دچار یک دوگانگی می شود و البته این دوگانگی به کمک اعضای خانواده اش ختم بخیر می شود.
می گوید: پس از سریال «زیرزمین » که تهیه کنندگی آن را سال گذشته به عهده داشتم طرحی 20 صفحه ای به شبکه 3 سیما دادم با نام نقشی بر زندگی و خب طبیعی بود که شبکه باید از میان طرحهای رسیده یکی را انتخاب کند و این موضوع به زمان نیاز داشت تا این که اول اردیبهشت به ما گفتند که طرح پذیرفته شده است. با زمان کمی که تا ماه رمضان در اختیار داشتیم دست به کار شدیم و سریال را جلوی دوربین بردیم.
اینها صحبت های بهروز مفید، تهیه کننده سریال نقشی بر زندگی است که این روزها در لوکیشنی حوالی میدان قیام کار تصویربرداری آن به کارگردانی علی عبدالعلی زاده ادامه دارد.

لوکیشن این سریال چیزی شبیه لوکیشن سریال زیرزمین در منطقه پامنار است. یک خانه کاملا قدیمی که به لطف طراحی صحنه تلاش شده ریختگی هایش مرمت شود و شکل امروزی تری پیدا کند. گروه فیلم و سریال شبکه 3 سیما امسال هم در ماه رمضان با یک سریال طنز به خانه ها خواهد آمد. نقشی بر زندگی داستان پیچیده ای ندارد. صادق افشاری ، مرد بازنشسته و معتمد محل است که به خاطر روحیه خاصش مدام تلاش می کند به بهانه های مختلف به دیگران کمک کند.
با وجود توصیه های دیگران او به کارش ادامه می دهد و همین موضوع دلیلی می شود تا مردم محل برای حل مشکلات ریز و درشتشان به او مراجعه کنند؛ اما این تازه آغاز ماجراست.
یک باره پول هنگفتی به خانواده افشاری می رسد، اگرچه ابتدا همه چیز معمولی به نظر می رسد اما روند حوادث به گونه ای پیش می رود که افشاری و خانواده اش با ماجراهای پیش بینی نشده ای روبه رو می شوند.
مفید درباره ویژگی های نقشی بر زندگی می گوید: تعریفی که ما از داستان این سریال داریم این است که علاوه بر معناگرا بودن ، از طنز موقعیت هم بهره ببرد.
در مرحله ابتدایی نگارش احساس کردیم در جاهایی به یکی از این موارد لطمه می خورد. تقریبا از یک ماه پیش بود که با آقای خشایار الوند وارد صحبت شدیم و ایشان هم به عنوان نویسنده با ما همکاری کردند. تاکنون که 19 روز از کار تصویربرداری گذشته است ، توانسته ایم نزدیک 150 دقیقه ضبط مفید داشته باشیم.

این اتفاق قبلا افتاده

توی حیاط، یکی از سکانس های سریال در حال تصویربرداری است که البته هر بار بر اثر اتفاقی تصویربرداری قطع می شود. علی عبدالعلی زاده که پیشتر آثاری چون 13 گربه روی شیروانی ، تارزن و تارزان و سرتو بدزد رفیق را کارگردانی کرد. درباره کارگردانی نقشی بر زندگی می گوید: وقتی طرح را خواندم به خاطر طنزی که در آن بود پذیرفتم آن را بسازم چون بیشتر آثاری که من ساخته ام در حوزه طنز بوده اند.
خب ماه رمضان یکجوری ویترین است. در این ماه سریال ها دیده می شوند. سریال ها پشت سر هم پخش می شوند و برای فیلمساز هم موقعیت خوبی است که خودش را محک بزند برای این که ببیند می تواند اثری بسازد که طیف وسیعی از تماشاگران را با خود همراه کند یا نه. می شود گفت حرکت بر لبه تیغ است.
اما این موضوعی نیست که عبدالعلی زاده از آن واهمه داشته باشد. طرح سریال اردیبهشت تصویب و باعث شده کار نگارش فیلمنامه و تصویربرداری همزمان انجام شود. امروز قسمت هشتم فیلمنامه تازه به گروه تولید رسیده است . عبدالعلی زاده در این باره می گوید: هنگام ساخت اولین فیلمم تعقیب بدون فیلمنامه سرصحنه رفتم.
یک صفحه کاغذ داشتم و سرفصل سکانس ها که درآن چه اتفاقاتی می افتد. سریال بعدی هم که در سال 75 به نام «گروه نجات» ساختم باز هم به همین گونه بود.
ما فیلمنامه نداشتیم ؛ البته هیچ وقت نمی گویم که نداشتن فیلمنامه چیز خوبی است ، ولی ترس و واهمه ای هم ندارم.
برای این که چنین اتفاقی قبلا برایم افتاده است. سال 83 ، روز پیش از شروع فیلمبرداری بازیگر ما نیامد. من در عرض یک شبانه روز فیلمنامه را عوض کردم. برای من ایده آل است که فیلمنامه کامل را در دست داشته باشم ، ولی خب من به شکلهای دیگر هم کار کرده ام.
او در ادامه می گوید: نقشی بر زندگی یک کمدی اسلپ استیک نیست که ما از ابتدا دلمان را بگیریم و ریسه برویم ؛ البته با توجه به حال و هوای ماه رمضان ، در حد لبخند موقعیت هایی را پدید می آوریم. قرارمان بر این است که زندگی آدم ها را نمایش دهیم. نمی خواهیم به هر طریقی مخاطب را بخندانیم.
صحنه ای که قرار است تصویربرداری شود یکی از همان صحنه هایی است که شخصیت آقای افشاری و خانواده او را بیشتر نمایان می کند. در این صحنه برزو ارجمند در نقش حمید، پسر افشاری و مهتاج نجومی در نقش عالم ، خانم همسر افشاری ظاهر شده اند.
حمید: آقای حسینی. اینجا خانواده زندگی می کنه. انبار که نیست.
حسینی: چیزی نیست حمید جون. چارتیکه اثاث خونه اس. من خودم با آقای افشاری صحبت کردم گفت اشکالی نداره. وردار بیار!
عالم خانم (جلو می آید): افشاری صبح از خونه رفته بیرون. شما کی باهاش صحبت کردی؛
حسینی: دروغ که نمی گم عالم خانم. صبح تو کوچه داشت می رفت ازش خواهش کردم. یه دو روزی این اثاث ما پیش شما امانت بمونه گفت باشه. نشون به اون نشون که می خواست بره طرفای الهیه از من آدرس پرسید.

کمتر کار می کنم


رضا بابک ، بازیگر نام آشنای تئاتر، سینما و تلویزیون که در این سریال ایفاگر نقش صادق افشاری است با توضیح این که از طرح سریال خوشش آمده ، می گوید: یکی دو سالی است که من کمتر کار می کنم. مشکل کارهای تلویزیونی بخصوص آثاری که باید در زمان خاصی پخش شوند شتابی است که هنگام ساخت این آثار وجود دارد.
این موضوع به هر حال تاثیر منفی روی همه چیز می گذارد. همیشه این مثال راه زده ام ، بچه ای که قرار است متولد شود به طور طبیعی باید تا یک زمانی در شکم مادر بماند. کمتر از آن طبیعی نیست. سالهاست که من این موضوع را می گویم که چرا ما همیشه دقیقه 90 کار می کنیم.
عجله و شتاب زیاد هم به کیفیت کار و هم به سلامت گروه ضربه می زند. بازیگر نمی تواند شب تا صبح کار کند و روز بعد استراحت نکرده ، سر کار حاضر شود. رضا بابک که در این شبها از او گل بارون زده از شبکه 3 سیما پخش می شود درباره شخصیت افشاری می گوید: صادق افشاری پدر خانواده است. بچه هایی دارد که هرکدام رویای خاص خودشان را دارند. این آدم ، آدم نجیبی است که نمی تواند نه بگوید و دوست دارد اگر کسی مشکلی دارد آن را حل کند. به هر حال او دارد زیادی از خودش مایه می گذارد و این در نهایت برایش دردسرساز می شود

حمید: حالا شما برو. وقتی خودش اومد بیا. تا بعد از ظهر برمی گرده.
حسینی: من کلی پول وانت و کارگر دادم حمید جون. نمی تونم تا بعد از ظهر علافشون کنم که. همین گوشه حیاط می چینمشون. کاری به شما نداره.
عالم خانم: ببین چه کارهایی می کنه این بابات؛
هوا بشدت گرم است و به خاطر این که امکان روشن کردن کولرهای نیست همه با باد بزن دستی خود را خنک می کنند.

طنز متفاوت

برزو ارجمند، بازیگر نقش حمید هم با توضیح این که طنز متفاوتی را در این سریال تجربه می کند، می گوید: وقتی متن فیلمنامه کامل باشد مثل صاحبدلان شما نقشه های درست تری برای ارائه نقش می توانی بکشی ، اما در اینجا چون ما در مرحله تولید قرار داریم و متنها تازه به دستمان می رسد این امکان وجود ندارد، اما در صاحبدلان با آن که 100 روز کار تصویربرداری داشتیم ، ولی به دلیل این که متن کامل داشتیم نمودار مشخصی هم از شخصیت ها داشتیم.
حالا مکان دوربین را تغییر داده اند. قرار است ادامه آن پلان تصویربرداری شود.
حسینی: (از لای در به بیرون) بیاین تو بچه ها. به در و دیوار نزنین چیزی رو.
لنگه در باز می شود. وانتی پر از اثاثیه دیده می شود که بعضی از آنها در کارتن هستند. حمید با تعجب به آنها نگاه می کند. کارگرها اسباب و وسیله به دست وارد می شوند.
حمید: کل اثاث خونه شو ورداشته آورده اینجا.
عالم خانم: عیبی نداره پسرم. حتما صاحبخونه جوابش کرده. فقط تو همین جوری یه آمار بگیر ببین چی آورده. پس فردا یه چیزی کم نباشه ، جوابگو بشیم.
حمید (به حسینی): ما احتمالا فردا شب مهمون داریما. کی می یای ببریشون؛
حسینی: (در حال حمل اثاث) مهمونتون که نمی خواهد بیاد گوشه حیاط بشینه. هست این کنار. کاریم به شما نداره. فوقش یه پارچه ای چیزی بکشین روش.
کارگردان که کات می دهد فرصتی پیش می آید تا گروه برای تصویربرداری صحنه بعد آماده شوند. روشنک عجمیان ، یکی دیگر از بازیگران این مجموعه است.
او می گوید: من نقش سوسن دختر بزرگ خانواده افشاری را بازی می کنم. سوسن ویژگی خاصی ندارد. برای این که خانمها در سریال های طنز ویژگی خاصی ندارند؛ اما نسبت به دختر دیگر خانواده ، خیلی سنگین تر است.
او که در سریال پخش نشده «بابای خجالتی» به همراه مرحوم منوچهر نوذری به ایفای نقش پرداخته است ، می گوید: می شود گفت نقشی که در بابای خجالتی داشتم جزو نقشهایی بود که برای من خیلی کم تکرار شد. به خاطر این که من بیشتر نقش دخترهای خوب و مهربان و... را بازی می کردم ، چیزی که مثلا در «کوچه اقاقیا» هم شاهد آن بودیم ، ولی در بابای خجالتی نقش دختر شیطان دانشجویی که عاشق مادرش بوده و همیشه غصه از دست دادن پدرش را داشته و یک جورایی به عنوان مرد خانواده محسوب می شده را بازی می کرد.
عجمیان با اشاره به تجربه اجرای یک برنامه زنده تلویزیونی می گوید: به هر حال اجرای زنده ، سختیهای خودش را دارد، چون در اجرای زنده باید مواظف خیلی چیزها باشی. بسیاری از قوانینی که باید اینجا رعایت کنید در یک اجرای زنده هم باید رعایت شوند. راستش ابتدا نمی خواستم به عنوان یک مجری شناخته شوم. بیشتر دوست داشتم به عنوان یک بازیگر شناخته شوم ، ولی الان که دارم این کار را انجام می دهم باید بگویم اصلا پشیمان نیستم.
محسن قاضی مرادی ، بازیگر نقش دایی پرویز است. خودش درباره نقش اش می گوید: این یک آدم یلخی است که اصلا برایش مهم نیست سر و وضعش به چه شکل باشد. بیشتر هم دنبال مال و منال است. یک پسر دارد که نقش او را یوسف تیموری بازی می کند. با شوهر خواهرش یعنی صادق افشاری بده بستان خوبی ندارد. مدام سعی می کند او را اذیت کند. اگر جایی با او مهربان صحبت می کند، در پلان بعدی به او بد و بیراه می گوید. حتی در مراسم خواستگاری که باید از سر مهر صحبت کند، عملا برخلاف تصور همه صحبت می کند و همه چیز را به هم می ریزد.

آدم بد و خوب نداریم

رامتین خداپناهی هم نقش محسن ، داماد خانواده افشاری را بازی می کند. خداپناهی در پاسخ به این پرسش که آیا این نقش منفی است یا مثبت ، می گوید: من بارها گفته ام که آدم خوب یا بد موجود نیست. بد و خوب را واکنش های ما در برابر کنشهای اجتماع می سازد. اسامی مختلفی می توان روی این واکنش ها گذاشت.
هر آدم براساس نوع جهان بینی اش می تواند هنجار یا نابهنجار باشد. این آدم در درگیری ها و پیچیدگی های خاص خودش را دارد. به زعم خودش برای نجات خودش دست به تلاش می زند و راههای گوناگونی را برای این کار انتخاب می کند. بله. یک جورایی این شخصیت ، آدم بد قصه است.
بازیگر فیلم سنگ ، کاغذ، قیچی درباره طنز تلویزیونی می گوید: ما طنز تلویزیونی و کمدی تلویزیونی به مفهوم تعریف علمی جهانی اش نداریم. حالا بعضی از بازیهای کلامی که در این کار با توجه به رفتارهای شخصیتی انجام می شود، می تواند باعث خنده در تماشاچیان بشود؛ ولی این موضوع ربطی به طنز ندارد، ربطی به کمدی هم ندارد. به نوعی یک موقعیت ایجاد می کند که بیشتر بارش روی بازیگران این آثار است.


مهدی غلامحیدری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها