سبک‌زندگی مردم در دوران دفاع‌مقدس چگونه بود؟

گنجینه تمام‌نشدنی یک دفاع تمام‌عیار

اگر جبهه‌های جنگ تحمیلی را صحنه بروز ایثارگری و حماسه آفرینی رزمندگان در نظر بگیریم، این صحنه و بازیگرانش عقبه‌ای داشتند به وسعت یک ملت که در دامان خود چنین فرزندانی را پرورش می‌دادند. در واقع جبهه‌های جنگ، صحنه ظهور و بروز انسان‌هایی بود که در جامعه‌ای با فرهنگی غنی رشد کرده و فضای خشن جنگ را به فراخور حال‌شان دگرگون می‌ساختند. آن‌ها از جنگ گنجینه‌ای تمام ناشدنی برای آیندگان فراهم آوردند.
کد خبر: ۱۳۸۱۵۹۴
نویسنده داود جعفری - گروه جامعه
‌می‌گویند هر ملتی آن طور که آموخته است از خودش دفاع می‌کند. به این معنی که فرهنگ، آداب و رسوم و سبک زندگی یک ملت روی نوع رزمش در میادین جنگ اثر می‌گذارد. اما این اثرگذاری دوسویه است. یعنی شرایط جبهه‌های جنگ نیز روی رفتار‌های مردم جامعه تاثیرگذار است.

ظرفیت بالا برای تحمل سختی‌ها

جنگ تحمیلی در میان تحریم‌ها، کاستی‌ها، کمبود‌ها و نابرابری‌هایی که داشت، آدم‌هایی را می‌طلبید که با این شرایط کنار بیایند. تحمل سختی‌ها در عین کمبود‌ها و کاستی‌ها یکی از نکاتی است که ملت ایران در دهه ۶۰ به خوبی آموخته بودند. مردم می‌دانستند که مدیریت جنگ برعهده آنهاست و از خودگذشتگی‌شان ضامن پیروزی در شرایط سخت موجود است. عبدالمحمود محمودی از رزمندگان و راویان دفاع‌مقدس در گفتگو با ما می‌گوید: پدران و مادرانی که عزیزترین شخص زندگی‌شان یعنی فرزندشان را راهی جبهه می‌کردند، ابایی نداشتند تا سختی‌های دیگر را در این راه تحمل کنند. خانواده‌های دهه ۶۰ روی نوعی از سبک زندگی تمرکز کرده بودند که مولفه‌هایی، چون قناعت، از خودگذشتگی، ایثار و تحمل سختی‌ها از ارکان اصلی آن بود.

وی می‌افزاید: اگر فیلم مصاحبه شهید مهرداد عزیزالهی از رزمندگان نوجوان دفاع‌مقدس را تماشا کنید، می‌بینید که ایشان می‌گوید: اصلا زمینه جبهه‌آمدن من (به عنوان یک نوجوان) را پدر و مادرم فراهم کردند. بعد در ادامه می‌گوید: به دیگر پدر و مادر‌ها می‌گویم ولو شده برای یک هفته بچه‌های‌تان را به جبهه بفرستید تا با فضای اینجا آشنا شوند. محمودی که خودش از رزمندگان نوجوان دفاع‌مقدس بود بیان می‌کند: خود من ۱۸ بار برای اعزام به جبهه اقدام کردم و هربار به خاطر سن کمی که داشتم موافقت نمی‌کردند. نهایتا هجدهمین بار با دست‌بردن در شناسنامه‌ام موفق شدم به جبهه بروم. پدرم هم رزمنده بود و اصل تلاشی که برای حضور در جبهه می‌کردم به خاطر فضایی بود که در خانواده و محله‌مان (در اصفهان) فراهم آمده بود.

ساده‌زیستی، شرط ازدواج

رزمنده‌ای که جانش را در جبهه‌های جنگ کف دستش می‌گرفت، شایسته بود دختری را به همسری بگیرد که با شرایط او همراهی کند. بسیاری از دخترخانم‌های دم بخت دهه ۶۰ که با یک رزمنده وصلت می‌کردند، فرض را بر این می‌گرفتند که شاید تا چند ماه دیگر همسرشان به شهادت برسد و آن‌ها را با آرزوهایش تنها بگذارد؛ لذا بررسی معیار ازدواج جوانان در دهه ۶۰ یکی از شاخصه‌هایی است که می‌توان با آن نوع سبک زندگی مردم در دوران دفاع‌مقدس را بررسی کرد. سیدمهدی حسینی از دیگر راویان دفاع‌مقدس می‌گوید: اگر می‌شد جلسات خواستگاری و شروطی که طرفین ازدواج در دهه ۶۰ برای هم می‌گذاشتند را ضبط می‌کردیم، الان بهترین الگو و سبک زندگی برای جوانان حال حاضر فراهم می‌شد. یکی از شهدای مدافع حرم برای همسرش شرط گذاشته بود تا وقتی که جنگ است باید به جبهه بروم. ایشان در دفاع‌مقدس توفیق شهادت پیدا نمی‌کند، اما سال‌ها پس از اتمام جنگ تحمیلی باز طبق شرطی که برای همسرش گذاشته بود به جبهه دفاع از حرم می‌رود و آنجا به شهادت می‌رسد.

ازدواج ۴ خواهر با ۴ جانباز

علاوه بر ازدواج با رزمندگان، وصلت با جانبازان یکی دیگر از رفتار‌هایی بود که از سوی دختر‌های جوان دهه ۶۰ دیده می‌شد. سلیمه، نعیمه، صدیقه و حلیمه سنگرگیر چهار خواهر آبادانی بودند که در سال‌های ۶۱ تا ۶۲ به عنوان مهاجر جنگی همراه والدین‌شان به اصفهان مهاجرت می‌کنند و برادر‌ها هم راهی میدان نبرد می‌شوند. روحیه انقلابی خواهر‌ها باعث می‌شود تصمیم مهمی در زندگی‌شان بگیرند. آن‌ها با هم قرار می‌گذارند که با جانباز ازدواج کنند تا از این طریق به جبهه‌ها خدمت کنند. می‌گویند اگر نمی‌توانیم به جبهه برویم و سلاح به دست بگیریم، می‌توانیم کمک حال جانبازان باشیم. خواهران سنگرگیر سخت‌ترین نوع جانبازی را انتخاب می‌کنند و هر کدام با یک جانباز با درصد مجروحیت بالا ازدواج می‌کنند.

ویلایی‌ها!

ازدواج‌های ساده و بی‌تکلف شاخصه اصلی وصلت‌های دهه ۶۰ است. شهید علیرضا موحد دانش موسس تیپ۱۰ سیدالشهدا (ع) مراسم ازدواج خود را در مسجد برگزار می‌کند. همسر شهید می‌گوید: پیشنهاد برگزاری مراسم ازدواج در مسجد را من به علیرضا دادم. او چنین مراسمی را دوست داشت. ولی می‌ترسید که من بعد‌ها پشیمان شوم، به همین خاطر به زبان نیاورده بود. به پیشنهاد من، مراسم ازدواج را در مسجد برپا کردیم. علیرضا با لباس سپاه و من با یک لباس ساده و چادر مشکی در مراسم ازدواج حضور یافتیم. بسیاری از رزمندگان با لباس فرم و همان لباسی که با آن در جبهه‌ها حضور پیدا می‌کردند پای سفره عقد حاضر می‌شدند. اگر فیلم ویلایی‌ها را تماشا کرده باشید، بسیاری از رزمندگان، همسران‌شان را همراه خود به مناطق عملیاتی می‌بردند و در ساده‌ترین منازل، در سختی‌های حضور در یک منطقه جنگی زندگی می‌کردند.

همراهی و همدلی مردم

پشتیبانی از جبهه‌های جنگ یکی از فعالیت‌های عمده مردم در زمان جنگ بود. گذشتن از مال در حالی صورت می‌گرفت که بسیاری از جوان‌ها در آن روز‌ها از جان‌شان گذشته بودند. ارسال کمک‌های مردمی به جبهه باعث شده بود تا بخش قابل توجهی از جامعه دست و دلبازی بیشتری را در مقایسه با دوره‌های دیگر تجربه کنند. حجم کمک‌های مردمی به جبهه‌ها تا حدی بود که نهاد تازه تاسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توانست برای هر استانی یک تیپ یا لشکر در نظر بگیرد. چرا که اگر نیرو‌های حاضر در این لشکر‌ها از جوانان داوطلب مردمی تامین می‌شد، همان مردم که جوانان‌شان را فدا می‌کردند، ابایی نداشتند تا از مال‌شان به جهت پشتیبانی از جبهه‌ها دریغ کنند. همدلی و همراهی در شرایط سخت از خصوصیات بارز مردم ایران است. جنگ نیز در لیست شرایط سخت قرار می‌گیرد و لذا همدلی مردم با یکدیگر را می‌طلبید؛ بمباران شهر‌ها و تلاش مردم برای کمک به آسیب‌دیدگان. برگزاری خودجوش مراسم مردمی برای شهدا و حضور پررنگ در تشییع پیکر شهدا احترام به خانواده شهدا و ایثارگران و رزمندگان و... همگی از مصادیق بارز همراهی و همدلی مردم با یکدیگر در دهه ۶۰ است.

روزنامه جام جم 
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها