نوجوان سارق در اظهاراتش گفت: یک روز که برای انجام کاری به منزل شاکی رفته بودم ، متوجه شدم زن همسایه طلاهایش را داخل کشوی یکی از اتاق ها می گذارد.
بنابراین برق طلاها وسوسه ام کرد تا این که شب حادثه وقتی مطمئن شدم آنها به میهمانی رفته اند، تصمیم گرفتم نقشه سرقت را عملی کنم. ابتدا در اطراف منزل شاکی پرسه زدم تا این که متوجه شدم پنجره یکی از اتاقها باز است ، بنابراین از آنجا وارد منزل شدم و با برداشتن طلاها از داخل کشو، فرار کردم. قصد فروش آن را داشتم که ناکام ماندم.