سرهنگ سلطانی ، معاون اداره مبارزه با سرقت پلیس آگاهی تهران روز گذشته با اشاره به خبر دستگیری عاملان جنایت مسعودیه به خبرنگار جام جم گفت: ساعت 6بامداد 24خرداد امسال چند نفر از اهالی 10متری دوم افسریه که از خیابان شیرازی عبور می کردند، ناباورانه متوجه جسد مرد ناشناسی شدند که در یکی از خرابه های اطراف خیابان در حال سوختن بود. بنابراین با کلانتری 157مسعودیه تماس گرفتند و ماجرا را اطلاع دادند.
با عزیمت ماموران به محل کشف جسد، معلوم شد دست و پای مقتول با پارچه بسته شده و این احتمال وجود دارد که وی در منطقه دیگری به قتل رسیده و با انتقال به این محل ، وی را به آتش کشیده اند.
به این ترتیب با گزارش حادثه به بازپرس شهریاری ، کشیک ویژه قتل ، با دستور قضایی وی ، جسد سوخته مرد ناشناس به پزشکی قانونی انتقال یافت تا هویت و علت مرگ وی معلوم شود و کارآگاهان اداره پلیس 10آگاهی تهران جستجوی ویژه ای را آغاز کردند.
سرهنگ سلطانی ادامه داد: چند ساعت پس از کشف جسد، مردی به مرکز پلیس مراجعه کرد و از ناپدید شدن برادر 25ساله خود به نام روح الله ح خبر داد.
ردپای زن جوان در قتل شوهرش
این مرد در تشریح ماجرا به پلیس گفت: امروز به محل کار برادرم رفتم ، اما او در آنجا نبود. نگران شدم و به منزلش رفتم و سراغش را از همسرش گرفتم که وی اظهار بی اطلاعی کرد و بیان داشت شوهرش شب گذشته پس از مشاجره با وی ، منزل را ترک کرده و دیگر مراجعه نکرده است.
ماموران که احتمال می دادند جسد سوخته متعلق به برادر گمشده شاکی باشد، از وی و خانواده اش خواستند به پزشکی قانونی مراجعه کنند که به این ترتیب هویت مقتول تایید شد.
معاون اداره مبارزه با سرقت پلیس آگاهی تهران افزود: ماموران در ادامه تحقیقات خود، به زن مقتول (فاطمه) مظنون شدند و با دستور قضایی ، وی بازداشت و برای ادامه تحقیقات به اداره 10پلیس آگاهی تهران منتقل شد.زن جوان در بازجویی های مقدماتی پلیس ، از به قتل رسیدن شوهرش اظهار بی اطلاعی کرد، اما وقتی پی برد که ماموران به اختلاف های میان او و شوهرش پی برده اند، اعتراف کرد که با همدستی مرد جوانی به نام حمید، شوهرش را به قتل رسانده است.
اعتراف به توطئه مرگبار
متهم در اظهاراتش گفت: یک سال پس از ازدواج با شوهرم ، اختلاف هایمان شروع شد. چند بار قصد جدایی داشتم که فرزندم به دنیا آمد و از تصمیم خود منصرف شدم. اما این کشمکش ها هر روز بیشتر می شد و دیگر علاقه ای میان ما وجود نداشت. یک سال پیش منزلمان را تغییر دادیم و به مسعودیه آمدیم. همانجا بود که با حمید - پسر یکی از همسایه ها آشنا شدم و ارتباط پنهانی میان ما شکل گرفت.
او در غیاب شوهرم به منزلمان می آمد. ما به هم علاقه مند شده بودیم و قصد ازدواج داشتیم ، اما شوهرم حاضر به جدایی نبود. شب حادثه وقتی شوهرم خوابیده بود، حمید به ملاقاتم آمد. شوهرم ناگهان از خواب بیدار شد، دستپاچه شده بودیم. شوهرم با حمید درگیر شد و داد و فریاد راه انداخت که حمید دهان شوهرم را محکم گرفت و بعد ضربه هایی با گوشت کوب و چاقو به وی زد و جسد را شبانه از منزل خارج کرد و من لکه های خون داخل اتاق و حیاط را تمیز کردم و قالیچه خون آلود را به قالیشویی بردم. حمید روز بعد به من گفت که جسد شوهرم را به آتش کشیده است ، بنابر این تصمیم گرفتیم همدیگر را مدتی نبینیم.
به دنبال اظهارات زن مقتول ، همدستش هم عصر روز 26خرداد امسال در حالی که قصد رفتن به منزلش را داشت ، دستگیر شد و با انتقال به مرکز پلیس و مواجهه با زن مقتول ، به جرم خود اعتراف کرد. با صدور دستور قضایی از سوی بازپرس شهریاری ، تحقیق در این زمینه ادامه دارد.