همانطور که عبدالله در «روز واقعه» بعد از شنیدن ندای «کیست مرا یاری کند» امام حسین (ع) دیر به کربلا رسید و حقیقت را در زنجیر، پاره‌پاره بر خاک و بر سر نیزه دید، مرتضی و گردانش هم در «بلمی به سوی ساحل» دیر و یک روز پس از سقوط خرمشهر می‌رسند، با این تفاوت که باوجود اتفاق تلخ رخ داده، به تسلیم و شکست رضایت نمی‌دهند و با خلوص نیت، اراده و جانفشانی تقدیر را تغییر می‌دهند.
کد خبر: ۱۳۶۷۳۲۸
تعداد بازدید : 37

به گزارش جام جم آنلاین، بلمی به سوی ساحل به‌عنوان دومین فیلم سینمایی رسول ملاقلی‌پور، ضمن برخورداری از مولفه‌های اعتقادی و ایمانی و بازتاب فرهنگ مقاومت در شخصیت رزمنده‌ها و مدافعان وطن، با برجسته‌کردن عناصر اکشن و حفظ میزان تعلیق و هیجان قصه، از همه زمینه‌ها برای ارتباط موثر با مخاطب بهره می‌برد.

بلمی به سوی ساحل نومیدی و امید و غم و شادی را به اتفاق دارد، همانطور که تیتراژ اول فیلم را با فیکس‌فریم تجاوز و اشغال نیرو‌های بعثی عراق آغاز می‌کند، اما آن جمله ورودی که پس از تقدیم فیلم به شهیدانی، چون جهان‌آرا و موسوی و دشتی، خبر از خواندن سرود فتح خرمشهر می‌دهد، حکایت از پایان خوشی بیرون از جهان قصه دارد.

ملاقلی‌پور که از قضا اولین فیلم سینمایی‌اش «نینوا» نام دارد، در بلمی به سوی ساحل هم روایتگر کربلایی دیگر است، کربلایی امروزی و اینجایی با رزمندگی و ایثار مردم خرمشهر و همه هموطنانشان؛ به قول شهید آوینی: «کربلا ما را به سوی خود فرامی‌خواند و ارواح مشتاق ما بی‌تابانه همچون کبوتران حرم به سوی کربلا بال می‌گشایند. بار دیگر صدای «هل من ناصر» امام عشق در دل تاریخ بلند است و این بار حضور امت به راستی شگفت‌آور است.»
 

علی رستگار - گروه فرهنگ و هنر روزنامه جام جم 

برچسب ها: کربلا سکانس سینما
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها