258 مجرم حرفه ای پایتخت در طرح پلیس دستگیر شدند

انهدام باند خفاش های شب تهران

258 نفر از مجرمان حرفه ای پایتخت که در قالب 60 باند فعالیت می کردند، در طرح ضربتی پلیس آگاهی پایتخت دستگیر شدند. در این طرح اعضای باند سرقت که در پوشش مسافر سرقت کرده و مرگ دو راننده را رقم زده بودند ، دستگیر شدند.
کد خبر: ۱۳۶۴۲۳۲

به گزارش جام جم آنلاین، امروز – شنبه – شانزدهمین مرحله از طرح کاشف از سوی پلیس آگاهی تهران بزرگ برگزار شد و سردار حسین رحیمی، فرمانده انتظامی تهران بزرگ در حاشیه اجرای این طرح گفت: در این مرحله از طرح ۲۵۸ نفر از سارقان حرفه‌ای و سابقه‌دار که عمده جرایم آنها زورگیری ، کیف قاپی ،سرقت خانه و اماکن و جعل ،قتل، سرقت مسلحانه و تجاوز به عنف بود، بازداشت شدند.2دستگیر شدگان که در قالب 60 باند فعالیت می کردند، در تحقیقات به دوهزار و ۸۷ فقره سرقت خودرو، موتور، کیف قاپی ،خانه و مغازه اعتراف کردند.

وی افزود : سه متهم که با ربودن یک تبعه افغانستان و ارسال فیلمی به خانواده اش قصد اخاذی 100 میلیون تومانی داشتند نیز در این طرح دستگیر شدند. ۱۶ نفر از دلالان ارزی هم بازداشت شدند .

سردار رحیمی از راه اندازی مرکز واکنش سریع پلیس پایتخت خبرداد و گفت :۱۰۰ تیم عملیاتی برای مبارزه با کیف قاپان و موبایل قاپان در سراسر پایتخت مستقر شده‌اند. ارتباطشان این تیم های عملیاتی با مرکز 110 آن لاین است.

ناکامی تازه داماد در سرقت مسلحانه از طلافروشی


پسری 25 ساله ولاغراندام به نام مهرداددرمیان بازداشتی ها است.یک ماه قبل از سوی پلیس دستگیر شد و حالا در میان بازداشتی های پلیس آگاهی است.

سابقه داری ؟
یکبار به اتهام سرقت خانه دستگیر شدم که رد مال پرداخت کرده وبا پایان محکومیتم آزاد شدم.

این بار به چه اتهامی؟
شروع به سرقت مسلحانه طلافروشی در شادآباد تهران.

از طراحی نقشه سرقت بگو؟
دو سال قبل برای کار به تهران آمدم. پیش از این درحوالی شاد آباد در ساختمانی کار می کردم طلافروشی هم در آن حوالی بود. قصدم کش روی طلا بوداما بدهی 20 میلیون تومانی به یک زن ،باعث شد تصمیم به سرقت مسلحانه بگیرم. چهارشنبه هفته گذشته در شاد آباد قراربود مسلحانه طلافروشی را بزنیم. همدستانم سلاح را نیاوردندو نقشه اجرا نشد . روز بعد قرارشد سرقت کنیم که من و همدستم بازداشت شدیم. بعد از دستگیری متوجه شدم، یکی از دوستانم به طور اتفاقی در خیابان صدای من و دختر مورد علاقه ام و نقشه دزدی را شنیده و به پلیس خبرداده بود.دو همدستم متواری اند.

ماجرای بدهکاری 20 میلیونی چه بود؟
شش سال قبل دلباخته دختری شدم به خاطر مخالفت خانواده ها ازدواج نکردیم. یک ماه قبل به زور خانواده با دختر دیگری ازدواج کردم. 20 میلیون تومان از دختر مورد علاقه ام برای جشن ازدواجم قرض گرفتم. برای پرداخت بدهی اش تصمیم به سرقت طلافروشی گرفتم. می خواستم بدهی را بدهم و فراموشش کنم و همسرم را به تهران بیاورم که نشد .

2 قتل در باند سرقت از رانندگان

51 ساله است ، متاهل و دختری 21 ساله دانشجو دارد . مویی سفید کرده و با پنج مرد بازداشت شده و در ماجرای سرقت و مرگ دو مرد نقش دارد .

چه شد به فکر سرقت افتادی؟
در یک شرکت وابسته به پالایشگاه نفت در جنوب کشور کار می کردم و .فشارکارم زیاد بود . به همین خاطر خودم را بازخرید کردم. پنج سال قبل به تهران آمدم و مسافربری می کردم. یک سال قبل در خانه ای در محله دروازه غار ساکن شدم. اوایل صاحبخانه پول نمی خواست اما از دی سال یک میلیون و 500 هزار تومان اجاره خواست.

چرا سرقت با شیوه بیهوشی؟
صاحبخانه خلافکارمان پیشنهاد شیوه سرقت را داد و می گفت دزدی با بیهوشی خطر ندارد . از سوی دیگر 8 ماه قبل هم مردی که دوستم بود آمد خانه ام نوشیدنی مسموم به من دادکه پنج روز بیهوش بودم و بعد فهمیدم اموالم را سرقت کرده است. با صاحبخانه به ناصر خسرو رفته و باپرداخت 100 هزارتومان قرص ها را خریدیم. ابتدا در روز سرقت کردیم اما با خواندن مطلبی درباره خفاش شب تصمیم گرفتیم شب ها سرقت کنیم و مثل او باشیم.اسم باندمان را خفاش های شب گذاشتیم.

چطور سوژه ها را انتخاب می کردید؟
مقابل بیمارستان ها و آبمیوه فروشی ها مسافران را شناسایی می کردیم. به رانندگان می گفتیم ، همسر یا خواهرزنمان فرزند به دنیا آورده و به این مناسبت شیرینی پخش کرده ایم. نسکافه یا شیر موز که 10 تا 15 قرص داخل آن ریخته بودیم را به راننده داده و بعد از بیهوش شدن او ، خودرو را سرقت کرده و راننده را در محل های خلوت رها می کردیم.

با خودروهای سرقتی چه می کردید؟
دو پراید را فروخته وپولش را بابت کرایه خانه به صاحبخانه پرداختیم. دو خودرو را برای اوراق به شمال کشور بردیم که مالخران به بهانه اینکه پلیس سر رسیده ، ما را فراری دادندو سرمان کلاه گذاشتند. دو خودرو را به مبلغ 65 میلیون تومان در سایت دیوار فروختیم.

فکرمی کردی دو نفر فوت شوند؟
فکر کردیم بیهوش می شوند. جسد یکی راقبل عید در زرندیه انداختیم. دیگری راننده 40 ساله بود که دوهفته قبل اورا دربیابان رباط کریم رها کردیم . البته وقتی کشف شد، در آنجا دفنش کرده بودند.

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها