امریکا برای به راه انداختن ناآرامی های اجتماعی در روسیه دست به کار شده است. در پشت حوادث آخر هفته در مسکو، تلاشهای جدی و برنامه ریزی شده ای نهفته است تا اوضاع سیاسی در روسیه بی ثبات جلوه داده شده و جامعه روسیه دچار شکاف گردد.
برگزاری رژه «مخالفان» در 14 آوریل در مسکو، بیشتر یک اقدام تحریک آمیز سیاسی ضد حکومت روسیه تلقی می شود. البته مسائل بسیاری پشت این اقدام وجود دارد. بی خود نبود که چند روز پیش از برپایی تظاهرات خیابانی در مسکو، بوریس بریزفسکی (بازرگان روسی پناهنده شده به انگلستان) در مصاحبه ای با روزنامه گاردین ، به روسیه درخصوص راه اندازی انقلاب هشدار داده بود. در گزارش اخیر حقوق بشر و دموکراسی وزارت امور خارجه نیز به مساله تامین مالی سازمان های مخالف دولت در روسیه تاکید بسیار شده بود. به نظر می رسد که امریکا جدی و با برنامه ریزی پیگیرانه ای خود را برای تاثیرگذاری بر حیات سیاسی روسیه آماده کرده است.
در اوضاع کنونی روسیه زیر فشار مضاعفی قرار گرفته و تلاش می شود تا جامعه این کشور دچار شکاف شود. در این راه از هر امکان و هر نیروی سیاسی برای بی ثبات کردن وضع سیاست داخلی روسیه استفاده می شود، چرا که در واقع به وجود روسیه ای قدرتمند نیازی نیست ، همانطور که به وجود یک اوکراین طرفدار روسیه یا گرجستانی با اقتصادی توسعه یافته یا قرقیزستان باثبات احتیاجی نیست.
امریکا برا ی توسعه دموکراسی در منطقه اوراسیا بودجه ای معادل یک میلیارد و 200 میلیون دلار اختصاص داده است که مبلغ بسیار زیادی است. به طور مسلم این پول صرف ایجاد یک حزب سیاسی جدید که از خارج از روسیه کنترل شود، نخواهد شد، چرا که با توجه به ساختار اجتماعی روسیه ، چنین نیروهای سیاسی شانس پیروزی در انتخابات را ندارند. بنابراین بهترین راه برای رسیدن به مقصود، بی ثبات کردن اوضاع سیاسی در روسیه است تا از این طریق اوضاع برای به راه اندازی یک ناآرامی اجتماعی در این کشور به وجود آید.
امریکا پس از چند سال از تحرکات سیاسی در کشورهای اقماری روسیه که این کشور در آنها نفوذ داشت نظیر اوکراین ، گرجستان ، ارمنستان و دیگر کشورها برای همسوکردن این کشورها با خود، اکنون به این فکر افتاده است که هدف را مرکز روسیه قرار دهد، چراکه با کوچکترین تحرکی ، پس لرزه ای بزرگ همه کشورهای زیر نفود روسیه را در بر می گیرد. اختصاص بودجه یک میلیارد و 200 میلیون دلاری سال گذشته امریکا برای توسعه دموکراسی از نظر خود در منطقه اوراسیا اکنون بیشتر خودنمایی می کند و در این چارچوب می توان آن را ارزیابی کرد.