فقط با سهمیه بندی بنزین به کاهش مصرف می رسیم

پیش از این که سال 1386 آغاز شود، درست در ماههای آخر سال هر کجا یعنی از خانه ملت گرفته تا گفتگوهای ساده مردم ، صحبت از تغییر و تحولات قیمت سوخت به خصوص بنزین بود.
کد خبر: ۱۳۱۷۷۳

شاید 2 ماه آخر سال 1385 بود که مردم با یک نگرانی از تغییر و تحولات قیمت بنزین صحبت می کردند که دست آخر مجلس حداقل این تغییرات را به 3 ماه بعد از شروع سال منتقل کرد. شاید می خواستند مانند هر سال مردم را در شروع سال نو با افزایش ناگهانی قیمت سوخت و به تبع آن افزایش قیمت کرایه ها و... مواجه نکنند. شاید هم این تغییرات در پیش است منتها با تاخیر. قرار است بنزین از خرداد ماه با نرخ لیتری 100 تومان ارائه شود، نمایندگان خانه ملت یا حداقل موافقان طرح سهمیه بندی معتقدند باید به کاهش مصرف رسید و طرح سهمیه بندی تنها راه پیش روی این هدف است. برای پیگیری و دلایل تغییر و تحولات قیمت سوخت طی چند ماه اخیر و نتایج به بار آمده از کم و کیف آن گفتگویی را با دکتر حسن سبحانی نماینده مجلس و عضو کمیسیون برنامه و بودجه انجام دادیم که می خوانید.

قبل از این که وارد بحث شویم یک تصویر منسجم از تولید و مصرف سوخت در کشور ارائه دهید و بفرمایید از لحاظ آماری در چه وضعیتی قرار داریم؛
برای ارائه یک تصور منسجم باید عرض کنم که مصرف سوخت بنزین 42 میلیون لیتر در روز است که از منابع داخلی صورت می گیرد. بنابراین آمار تاکنون 32 میلیون لیتر در روز واردات داشتیم و پیش بینی رشد برای سالهای آینده روزانه با احتساب این مقدار مصرف به 81 میلیون لیتر خواهد رسید. مصرف نفت گاز یا گازوئیل هم روند رو به رشد داشته است به طوری که متاسفانه سال گذشته نسبت به سالهای قبل میزان بیشتری گازوئیل وارد کردیم. درباره نفت سفید و نفت کوره واردات نداریم و از تولید داخل مصرف می شود. بخشی از فرآورده نفتی به غیر از گازوئیل و بنزین توسط شرکت ملی نفت ایران صادر می شوند، اما در 4 فرآورده عمده بنزین و گازوئیل واردکننده هستیم.

هر صاحبنظری براساس ایده و ارزیابی خود تعریفی از منطقی کردن مصرف سوخت دارد. شما این پدیده را چگونه تعریف و ارزیابی می کنید؛
شاید یک تعریف واحد از منطقی کردن سوخت برای بنزین و گازوئیل وجود نداشته باشد. آنچه وفاق وجود دارد، مصرف بالای آن است یعنی بالاتر از میزان تولید. از سوی دیگر تحمیل بسیار بالایی بر بودجه کشور دارد. به عبارتی در سال 1385 نزدیک به 5 میلیارد دلار واردات بنزین داشتیم که معادل 4 هزار و 500 میلیارد تومان است. این رقم بسیار بالایی است. بنابراین ما از این حیث می گوییم مصرف غیرمنطقی است. برای روشن شدن تصویر نجومی این رقم ، مثالی را مطرح می کنیم. در سال 1385 اعتبارات عمرانی 30 استان کشور 3 هزار و 600 میلیارد تومان بوده در حالی که واردات بنزین 4 هزار و 500 میلیارد تومان است. بنابراین کشور پول زیادی را صرف خرید بنزین می کند.
وقتی از منطقی کردن صحبت می شود، اهداف مختلفی مدنظر است ؛ اما آنچه محور اصلی است موضوع چگونگی کاهش مصرف و اختلافات موجود بر سر این چگونگی است.

به نظر شما ایده آل های مصرف چه می تواند باشد و چه روشی را منطقی می دانید؛
کاهش مصرف اهداف عمده تمامی دست اندرکاران است. اگر پول زیادی داشته باشیم و برای آنچه مصرف می شود بنزین وارد کنیم ، در آن صورت فضای شهرها کشش این مقدار خودرو را نخواهد داشت .در علم اقتصاد اصولا دو روش برای کاهش مصرف وجود دارد. اول روش قیمتی و دوم روش غیرقیمتی است. در روش قیمتی استدلال این گونه است که با بالا بردن قیمت ، تقاضا را برای مصرف کاهش دهیم ، اما سوالی مطرح می شود که ما به چه میزان قیمت را بالا ببریم تا مصرف در سطح معینی کاهش پیدا کند، باید گفت بعضی از کالاها مانند بنزین کالای بی کششی هستند، بدان معنا که اگر قیمت را صددرصد افزایش دهیم ، لزوما تقاضا برای بنزین صددرصد کاهش پیدا نخواهد کرد. مانند دارو است ؛ زمانی که فرزندی بیمار شود اگر دارو قیمتش 3برابر هم شود، بدیهی است که پدر و مادر خانواده به هر صورت دارو را تهیه می کنند. بنزین هم این گونه است ، کاربراتور خودروها بنزینی است. بنابراین اگر افزایش قیمت بدهیم ، مصرف خیلی کمتر از آن افزایش قیمت کاهش پیدا می کند.

یعنی شما افزایش قیمت بنزین و سوخت را دلیل منطقی برای کاهش مصرف نمی دانید؛
من مخالف افزایش قیمت سوخت هستم. بسیاری از کارشناسان و مسوولان فرآورده های نفتی در کشور معتقدند که اگر قیمت سوخت بخصوص بنزین در کشور به قیمت بازارهای جهانی برسد، مصرف بسرعت کاهش خواهد یافت ؛ یعنی آنها ادعای خود را به کشورهای پیشرفته مرتبط می دانند که آنها سوخت بسیار گرانی در دسترس دارند، ولی در عوض به مصرف منطقی رسیدند.
اگر قیمت بنزین به لیتری 600 تومان افزایش پیدا کند، مصرف به حد قابل توجهی کاهش می یابد. ما با این روش یعنی افزایش 8 برابری روی قیمت بنزین مخالفیم ؛ چون مردم قدرت خرید برای این قیمت بنزین را ندارند از آن گذشته بنزین و گازوئیل کالایی هستند که بسرعت افزایش خود را به کالاهای دیگر تسری می دهند و جامعه را با تورم بسیار لجام گسیخته ای مواجه می کنند که هزینه اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی افزایش قیمت بسیار فراتر است از منافعی که کاهش مصرف دارد.
از سوی دیگر افزایش قیمت در حد 20 تا 70 تومان نیز به کاهش مصرف بنزین نخواهد رسید. ما هدف کاهش مصرف بنزین را تعقیب می کنیم و معتقدیم افزایش قیمت آن از 80 به 100 تومان ما را به هدفمان نمی رساند؛ زیرا مردم توان پرداخت بنزین لیتری 100 تومان را هم دارند.

حمل و نقل عمومی توسعه می یابد


با توجه به اقدامات انجام شده در سال 85 توسعه حمل و نقل عمومی برای سال 86 صورت خواهد گرفت اگر 3 میلیارد دلار از این بابت صرفه جویی شود، یعنی معادل 2 هزار و 700 میلیارد تومان خواهد بود. با این پول می شود 27 هزار دستگاه اتوبوس کاملا مجهز خریداری کرد و گفته می شود در شهر تهران با 3 هزار اتوبوس ، جابه جایی بخوبی صورت خواهد گرفت به شرطی که از تعداد خودروی شخصی کم شود تا وسایل عمومی سریع تر به حمل و نقل مسافر برسند.
شرکت متروی تهران می گوید اگر 400 میلیون دلار در اختیار او گذاشته شود، در یک فاصله 6 ماهه ظرفیت حمل مسافر را روی این دو خط موجود، از طریق افزایش واگن ها دو برابر خواهد کرد. یعنی توان جابه جایی بیشتر از یک میلیون نفر مسافر را خواهد داشت. یعنی به تعداد مسافران حاضر، جابه جایی یک میلیون نفر مسافر هم امکان پذیر خواهد بود. برای توسعه مترو مقداری هزینه مالی در اختیار متولیان توسعه مترو گذاشته شده و ما منتظر نتایج مطلوب آن هستیم

با افزایش بیشتر از این میزان هم مخالفیم بنابراین روش دوم یعنی روش غیرقیمتی را پیشنهاد می کنیم. این روش استدلال می کند که ما چون به دلیلی که ذکر کردیم امکان گران تر کردن قیمت سوخت را نداریم بنابراین باید از مردم بخواهیم در قیمت پایین تر مصرف را کم کنند. یعنی گفته می شود سقف مصرف بنزین در سال 86 به 80 میلیون لیتر می رسید، حال با شروع بحث سهمیه بندی این میزان را به 60 میلیون لیتر کاهش می دهیم یعنی 20 میلیون لیتر کاهش یافته و 60 میلیون لیتر به صورت سهمیه بندی بین مردم توزیع می شود. با احتساب و اجرا شدن این روش به طور قطع ما به هدف کاهش مصرف خواهیم رسید و 20 میلیون لیتر مصرف روزانه کم می شود.
منتها چون 60 میلیون لیتر در اختیار داریم و این معادل تقاضای مردم نیست باید این 60 میلیون لیتر به شیوه ای بین مردم توزیع شود تا به حمل و نقل و جابه جایی بار و مسافر لطمه ای وارد نکند و آن توسعه حمل و نقل عمومی است. با توسعه ناوگان حمل و نقل عمومی می توان از مردم خواست از خودروی شخصی کمتر استفاده کنند تا مصرف کم شود. ما در حقیقت با این طرح می گوییم شما به جای این که بنزین لیتری 600 تومان بخرید، با 80 یا 100 تومان بنزین با سهمیه کمتری خریداری کنید.

شما به عنوان موافقان طرح سهمیه بندی آیا به این موضوع اندیشیده اید که افزایش قیمت چه عواقب منفی ای دارد، به عنوان مثال ما می بینیم که تعداد بیشماری از مردم برای امرار معاش طی روز مسافرکشی می کنند و شاید هزاران هزار نفر در روز توسط تاکسی ها و وسیله های شخصی بین شهر و درون شهرها جابه جا می شوند، با وجود این شاید سهمیه بندی ،کفاف میزان مصرف سوخت شهروندان را ندهد. برای پاسخگویی به این بخش از اقشار جامعه چه راهکاری پیش بینی شده است؛
در مورد آن دسته از اشخاصی که کارشان حمل و نقل مسافر است ، بناست وزارت کشور یک ساماندهی در این باره انجام دهد. به عبارتی این اشخاص یا وسیله نقلیه خود مورد شناسایی قرار می گیرند و براساس قانون سهمیه بندی با نظارت بر آنها سهمیه مازادی به آنها تعلق خواهد گرفت اما در مورد شخصی که مصرف بیشتر دارد و برای اهداف خود بین شهرها و نقاط دور رفت و آمد می کند، این سهمیه اختصاصی عملی نیست و باید از وسیله عمومی استفاده کند.
این شیوه حالت بینابینی دارد، یعنی روزانه 20 میلیون لیتر صرفه جویی می کنیم و پول حاصل از مازاد آن را صرف توسعه حمل و نقل عمومی می کنیم.

آیا توسعه حمل و نقل عمومی عملی است؛
در قانون بودجه سال 85 و 86 هم رقم 4 هزار میلیارد تومان پول صرف توسعه حمل و نقل عمومی و مترو در نظر گرفته شده است. اگر در بودجه عمومی برای خرید بنزین صرفه جویی شود از حساب ذخیره ارزی برای توسعه حمل و نقل استفاده خواهد شد.

فکر می کنید موضوع سهمیه بندی در میان مردم پاسخ مثبت خواهد داد؛
در 7 تا 8 شهر بزرگ ممکن است سهمیه ای که اختصاص یابد اندکی کمتر از نیاز آنها باشد اما براساس اطلاعات دریافت شده در باقی شهرها همین میزان سهیمه ای که اختصاص یافته مصرف می کنند.

افزایش قیمت بنزین از 80 به 100 تومان ما را به هدفمان نمی رساند زیرا مردم توان پرداخت بنزین لیتری 100 تومان را هم دارند

بنابراین در آن شهرها مشکلی وجود ندارد، اما در شهرهای بزرگ ممکن است در کوتاه مدت یعنی تا زمانی که حمل و نقل عمومی توسعه یابد شوکهایی را ایجاد کند، اما تحمل این کمبودها ما را به صرفه جویی 3 میلیارد دلار نزدیک می کند. اگر جامعه به این اطمینان برسد که مازاد پول حاصل از صرفه جویی در سرمایه گذاری ها و توسعه حمل و نقل صرف خواهد شد در آن صورت نگرانی کمتر خواهد بود.

پیشتر موضوع دو نرخی شدن بنزین مطرح بوده و بتازگی هم بعضی از نمایندگان مجلس مطرح کردند که افزایش 20 تومان به نرخ بنزین حلال مشکل نیست. بنابراین ممکن است به نرخ 80 تومان برگردد؛
آنچه الان قانون است ، بنزین لیتری 100 تومان است. اگر طرحی یا لایحه ای به مجلس نیاید و این قانون اصلاح نشود، این رقم 100 تومان است. الان دو نرخ نداریم. قرار است حدود 60 میلیون لیتر در روز بین خودروهای عمومی و شخصی ، موتورسیکلت ها، آژانس ها، مسافرکش ها و قایق ها توزیع شود دولت هم می تواند برای خودروهای شخصی خودش بنزین وارد کند.
بتازگی عده ای از نمایندگان واگذاری بنزین به بخش خصوصی را پیشنهاد کردند تا بنزین به قیمت آزاد هم در بازار عرضه شود.
دو بحث وجود دارد، اول قیمت آزاد و دوم این که چه کسی باید بنزین را وارد کند. البته در مجلس هیچ بحثی در این باره وجود ندارد و این تنها نظر نمایندگان محترم مجلس است ، اما در مورد قیمت آزاد استدلالی موجود است مبنی بر این که اگر شخصی بخواهد خارج از میزان سهمیه بنزین مصرف کند، با قیمت بالاتر از 80 و 100 تومان می تواند آن را تهیه نماید، حال این مازاد را شرکت ملی نفت می خواهد وارد کند یا بخش خصوصی در اختیار بگیرد ما با این نظر مخالفیم به خاطر این که این نظریه آثار مخرب بر اقتصاد دارد. همواره در اقتصادی که دو نرخ وجود دارد نرخ پایین تر متاثر از نرخ بالا می شود. به عبارتی زمانی که من یک سهمیه 120 لیتری دارم و به قیمت 100 تومان در خودروام پمپ می زنم ، همزمان می دانم این 120 لیتر من 100 تومان نمی ارزد بلکه 600 تومان (قیمت آزاد) می ارزد، چون از پمپ دیگر کسی بنزین مازاد را لیتری 600تومانی تهیه می کند. لذا میل به ایجاد بازار سیاه و واگذاری این بنزین به دیگران بیشتر می شود یا اگر بازرگان و تاجری که وضع مالی خوبی دارد و می تواند بنزین آزاد مصرف کند بدون شک این قیمت بالا را روی کالاها و خدماتی که می فروشد یا تولید می کند به مصرف کننده منتقل می کنند، بنابراین ما می بینیم که در اقتصاد یک روند بسیار فزاینده تورمی آغاز شده و منشا آن افزایش قیمت بنزین است ، در حالی که هدف اصلی کاهش مصرف بوده و شاید با ابعاد خرید خارج از سهمیه ما را از هدف کاهش مصرف دور کند. در هر حال ما با دو نرخ آزاد و پایین مخالف هستیم چون فسادپذیر است.

با این حساب یارانه سوخت منتفی می شود؛
البته در مورد سوخت معتقد به وجود یارانه نیستیم ما درباره سوخت از ارزان فروشی صحبت می کنیم یارانه از لحاظ اقتصادی عبارت از ما به التفاوت قیمت تمام شده از قیمت فروش است. تعریف اقتصادی یارانه برای بنزین وجود ندارد ولی اعتراف می کنم که بنزین ارزان فروخته می شود در مقایسه با آب معدنی که 250 تومان قیمت دارد.

اخیرا در خبرها اعلام شد که حذف یارانه سوخت هواپیما از سوی مجلس احتمال افزایش قیمت بلیت هواپیما را در پی دارد، با این که سفر هوایی در کشور 3 درصد اعلام می شود آیا افزایش قیمت بلیت هواپیما به کاهش مسافر منجر نخواهد شد؛
باید دید به واسطه حذف یارانه سوخت ، چه میزان قیمت به بلیت ها اضافه می شود فکر می کنم تقاضا برای سفر هوایی یک تقاضای با کشش نیست مثلا اگر قیمت بلیت 30 درصد افزایش یابد تقاضای سفر 30 درصد کاهش پیدا نمی کند شاید 5درصد کاهش یابد. ولی این 5 درصد به آن معنا نیست که صندلی هواپیما خالی بماند چون در بعضی از فصول سال دیده می شود که تقاضا برای سفر بیش از صندلی های موجود هوایی است ؛ بنابراین با حذف یارانه سوخت موافقم چون جماعتی که از آن استفاده می کنند امکان جایگزین کردن آن را دارند و توان پرداخت افزایش 30درصد را خواهند داشت.

کارت هوشمند تا چه حد برای کنترل قاچاق بنزین موثر است؛ آیا ارتباطی می توان بین این دو یافت و کلا راههای جلوگیری از قاچاق بنزین را در چه می دانید؛
کسانی کارت هوشمند را ابداع کردند که مصرف واقعی هر خودرو و مصرف کل بنزین در کشور را در اختیار دارند. اهداف مختلفی از انواع کارت هوشمند در نظر گرفته شده یکی اندازه گیری میزان مصرف و دیگر این که اگر بخواهیم تا یک حدی سهمیه اختصاص دهیم محاسبه آن امکان پذیر باشد و سوم این که قابلیت دارد که مصرف کننده تا یک مقدار خاص با یک قیمت بنزین بزند و اگر از آن مقدار بالاتر بزند با یک قیمت دیگر پمپ بزند. کارت هوشمند به لحاظ علت و معلولی با قاچاق رابطه تعریف شده ای ندارد، اما اگر قاچاق از پمپهای بنزین صورت بگیرد و چون هر شخصی به میزان معینی می تواند بنزین مصرف کند تا حدودی زمینه های قاچاق بنزین را کاهش می دهد؛ اما زمینه کنترل قاچاق بنزین نیست.

برای کنترل از قاچاق سوخت در حوالی مرزها چه راهکاری مناسب تر است؛
قاچاق بنزین ربطی به قیمت سوخت ندارد زمانی که نیروی انتظامی برای کنترل مرزها مشکل دارد این معضل همچنان اتفاق می افتد؛ البته اگر قیمت سوخت افزایش یابد ممکن است قاچاق سوخت کم شود اما قیمت بالا تورم را موجب می شود بعضی ها استدلال می کنند برای کنترل قاچاق قیمتها را باید افزایش داد این استدلال غلطی است.
به هر حال مقدار قاچاق بنزین آنقدری نیست که به خاطر آن قیمت بنزین را افزایش داد. نمی شود به خاطر این میزان کم قاچاق سوخت کل کسانی را که داخل کشور سوخت مصرف می کنند با افزایش قیمت ، جریمه کرد. باید مرزها را مورد کنترل اساسی قرار داد. افزایش قیمت شاید جلوی قاچاق را بگیرد ولی پرداخت هزینه ها بیش از آن است.

در پایان چه جمع بندی از ماحصل نظرات خود و چه تقاضایی از مردم دارید؛
باید عرض کنم که ما در سال 1386 درباره بنزین در وسط بحران هستیم و در مورد گازوئیل هم وارد بحران می شویم ، گازوئیل در سال گذشته 16 تومان در هر لیتر به فروش می رفت اما براساس تصویب قانون قرار است 45 تومان در هر لیتر به فروش برود. این رقم برای کشاورزی و حمل و نقل عمومی بسیار خطرناک و تورم زاست ، ولی در عین حال مصرف بسیار زیاد ما با حفظ قیمت قابل دوام نیست یعنی قیمت را زیاد کنیم به تورم می رسیم قیمت را ثابت نگه داریم و مصرف را کنترل نکنیم اصولا پولی نداریم که برای مصرف بیشتر وارد کنیم ؛ بنابراین پیشنهاد بهتر همان سهمیه بندی با قیمت ثابت و پایین است که حداکثر از خرداد ماه آغاز می شود این یک تصمیم بزرگ ملی است که نباید تحت تاثیر بحثهای سیاسی قرار بگیرد والا شکست می خورد.


مریم میخانک بابایی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها