jamejamonline
استانها تهران کد خبر: ۱۳۱۶۸۰۷   ۰۱ خرداد ۱۴۰۰  |  ۱۴:۴۹

در هفته میراث فرهنگی نگاهی به حال و روز این سرمایه‌های ملی انداخته‌ایم

میراث غریب

شرایط سخت اقتصادی، شیوع کرونا و پیامدهای تلخ و نفسگیرش، نزدیک شدن به موعد انتخابات و شور و هیاهوی سرگرم کننده‌اش و حتی نسل‌کشی در فلسطین که افکار مردم و رسانه‌های ایران و جهان را به خود جلب کرده، باعث نمی‌شود موضوع مهمی مثل میراث فرهنگی به انزوا و محاق فراموشی برود و حواس دلسوزان و فعالان این حوزه آنقدر پرت و سرگرم شود که بتوان واقعیت‌های تلخ و ناخوشایند موجود در این حوزه را با پوششی از زرورق‌های براق و رنگی بسته‌بندی و عرضه کرد.

کاری که علی‌اصغر مونسان، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی هفته گذشته و در حاشیه بازگشایی ورودی باب عالی کاخ‌ گلستان انجام داد. مونسان در آیین احیا و بازگشایی ورودی باب عالی کاخ گلستان (سردرشمس العماره) که سه‌شنبه گذشته برگزار شد، گفت:« شکر خدا الان وضعیت میراث‌فرهنگی‌مان خوب است و به صورت مداوم بناهای مختلفی افتتاح می‌شود، از جمله 300 پروژه که توسط رئیس‌جمهوری افتتاح شده و ۵۰۰ پروژه دیگر که آماده افتتاح است.»

مساله این است وجود این آمار و افتتاحیه های پیاپی (که حتی می‌تواند واقعی باشد) تا چه اندازه می‌تواند نشان‌دهنده شرایط حقیقی و وضعیت حال میراث فرهنگی ( آثار و بناها و بافت‌های تاریخی) کشورمان باشد؛ سوالی که نه با رجوع به صحبت‌های خوشایند وزیر میراث فرهنگی که با نیم‌نگاهی به شهرها و مناطق تاریخی و آنچه اکنون در آنها می گذرد، می‌توان به پاسخ آن رسید.

ماه‌های متوالی است که در همین صفحه، گزارش‌های متعددی از استان کرمان منتشر می‌کنیم؛ گزارش هایی که هر بار حال خراب و رو به نابودی بخشی از میراث این خطه کویری باستانی را روایت می کند، بدون آن‌که هیچ نهاد و مسؤول مرتبط و غیرمرتبطی آن را به خود بگیرد، پاسخی به ما ( مردم) بدهد یا اصلا پس از درج گزارش خبری مبنی بر تغییر شرایط و رسیدگی و بهبود اوضاع بشنویم.

«پنجه های غول آهنی در قلب تاریخ کرمان» منتشر شده در 23 فروردین 1400، «اختیار آباد در اختیار غیرمیراثی‌ها» مورخ 12 اردیبهشت 1400 و «میراث ویران کرمان» در تاریخ 8دی 99 تنها برخی از گزارش‌هایی است که ما فقط در چند ماه اخیر در همین صفحه در قالب آنها به شرایط بد و وخیم میراث فرهنگی یکی از کهن‌ترین مناطق این سرزمین پرداختیم؛‌ گزارش‌هایی که به ترتیب از ساخت یک سازه تجاری عظیم در قلب بافت تاریخی و مجاور بازار تاریخی کرمان، اجرای یک طرح بزرگ عمرانی در حریم چند اثر ثبت ملی شده و تخریب روزافزون خانه‌ها و کاروانسراهای تاریخی این شهر خبر می‌دهد و تنها مشتی نمونه خروار است؛‌ خروار میراث بدحالی که از یک تمدن چندین هزارساله به ما رسیده؛ تمدنی با 660 اثر ثبت ملی شده و هفت اثر ثبت شده در میراث جهانی یونسکو.

اگر از جانب چپ کرمان نگاهی به نقشه بیندازید و با چشم استان‌های یزد، فارس و کهگیلویه و بویراحمد را پشت سر بگذارید، به یکی دیگر از تمدن‌های ایران زمین می رسید؛ به جلگه خوزستان که گذرگاه و محل استقرار نژادها و قوم‌های مختلف بوده و به گهواره تمدن مشهور است. استان پهناوری که با تمدن 9هزار ساله‌اش مثل کرمان، بهشت باستان‌شناسان به شمار می‌رود و با صدها اثر ثبت ملی شده و سه اثر جهانی باید آن را روی چشم گذاشته و باقیمانده تمدن و تاریخش را حفظ کرد.

با این همه اخبار میراثی این خطه هم روایت‌کننده حال و روز ناخوش آن است. تعرض و تخریب تل باستانی چگاسفلی،‌ در روستای چگاسفلی در شهرستان بهبهان به بهانه احداث کانال دفع آب‌های سطحی که در آذر سال گذشته رخ داد و موجی از اعتراضات رسانه‌ای را در سراسر ایران به راه انداخت، نمونه‌ای از اخبار تلخ خوزستان است. اقدام به احداث کارخانه قند در حریم بنای جهانی چغازنبیل در آبان سال گذشته که پای بازرسان یونسکو را به ایران باز کرد هم مصداق دیگری از تعرضات به آثار این خطه و غفلت مسؤولان میراثی از حمایت و حفاظت درست و دلسوزانه از این ثروت‌های ملی و جهانی است.

متولی، حرمت امامزاده را نگه دارد

شرایط حاکم بر میراث کرمان و خوزستان، شرایطی است که تقریبا در بیشتر استان‌های کشور از جمله پایتخت شاهد آن هستیم، برای همین اردشیر اروجی، مدیرکل سابق دفتر برنامه‌ریزی آمار و اطلاعات سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به ما می‌گوید: حال میراث فرهنگی ایران اصلا خوب نیست چراکه آسیب‌های زیادی در سال‌های اخیر به بناها و بافت‌های تاریخی کشور وارد شده است.

اروجی معتقد است کم‌کاری وزارتخانه میراث فرهنگی و به‌ویژه معاونت میراث فرهنگی به حدی است که در سال‌های اخیر شاهد خروج بسیاری از آثار تاریخی از فهرست ملی هستیم.

به گفته وی گرچه این بناها و خانه‌های تاریخی با رأی دیوان‌عدالت اداری از ثبت ملی خارج شده، اما متولیان میراث باید با دفاع محکم مانع خروج آنها از فهرست سرمایه‌های ملی کشور می‌شدند به‌ویژه آن‌که از تابستان سال 98 دارای وزارتخانه و بسیار قوی‌تر شده‌اند.

این پژوهشگر می‌گوید در گذشته هربار که از مسؤولان درباره عملکرد ضعیف‌شان می‌پرسیدیم، جواب می‌شنیدیم که چون سازمان هستیم و برای مبادرت به هرکاری باید از رئیس‌جمهور سؤال و درخواست کنیم اما اگر وزارتخانه شویم می‌توانیم با ورود مستقیم به مسائل و قدرت اجرایی وزارتخانه موانع و مشکلات را برطرف کنیم. سازمان میراث فرهنگی وزارتخانه شد اما مشکلات میراثی کم که نشد، بیشتر هم شد. به‌طور مثال اتفاقاتی که در خوزستان برای میراث فرهنگی می‌افتد حتی به زبان آوردنش هم شرم‌آور است؛ این‌که لودر بیندازند و آثار و تپه‌های ماقبل تاریخ را صاف کنند یا این‌که بشنویم یک محوطه تاریخی توسط یکی از اعضای یگان حفاظت میراث فرهنگی خریداری و درختکاری شده است. اینها اخبار دردناکی است که این روزها از این حوزه به گوش می‌رسد؛ این‌که کار به جایی رسیده که حتی پاسداران میراث یک مملکت خودشان به این میراث بی‌احترامی می‌کنند؛ حال آن‌که انتظار می‌رود متولی حرمت امامزاده را نگه دارد.

این کارشناس میراث فرهنگی می‌گوید با وجود این اخبار و اتفاقات تلخ در حوزه میراث فرهنگی چطور آقای مونسان می‌تواند از حال خوب میراث صحبت کند و بگوید ما بسیار موفق عمل کرده‌ایم.

اروجی به بازگشایی در دوره ناصریه کاخ گلستان هم اشاره کرده و می‌گوید این پروژه هم طرح خاص و مهمی نبود و به نظر می‌آید تنها بهانه‌ای برای ایراد سخنان خوشایند و قشنگ بوده است.

مشاور سابق برنامه‌ریزی روسای سازمان میراث فرهنگی و گردشگری یاد‌آور می‌شود که نه‌تنها بخش میراث فرهنگی که حوزه صنایع‌دستی و گردشگری نیز با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کند بدون آن‌که راه چاره‌ای برای رفع آنها اندیشیده و اجرایی شده باشد. مصداقش مشکلات متعدد فعالان صنایع‌دستی در حوزه صادرات، بازاریابی، تهیه مواد اولیه و... و عدم چاره‌اندیشی برای وضعیت گردشگری در شرایط کروناست.

فاطمه مرادزاده - ایران / روزنامه جام جم

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
رحلت عالم بلاد

رحلت عالم بلاد

دهه ۶۰ بود. واکسن فلج اطفال درست اثر نکرد. پاشنه‌های نوجوان روستایی به سختی به زمین می‌رسید.

نیازمندی ها