گزارش تصویری از یک روستا: اینجا ماخونیک است ، روستای لی لی پوت ها

ایران کشور چهار فصل است. ایران کشور ادیان مختلف است. ایران کشور نژادهای گوناگون است. ایران ، ایران است.
کد خبر: ۱۳۱۵۹۲

به گزارش خبرنگار جام جم آنلاین، ایران، استانی دارد به نام خراسان جنوبی و خراسان جنوبی، یکی از استان های بزرگ و با جاذبه های تاریخی و گردشگری است.
روستاهای شگفت انگیز چون کندوان، ماسوله، میمند، ابیانه و... در ایران کم نیستند و یکی از 8 روستای معروف و تاریخی کشور در استان بیرجند جنوبی واقع است. این روستا، ماخونیک نام دارد.
روستای ماخونیک از نظر تقسیمات کشوری جزء دهستان درح، بخش سربیشه و شهرستان بیرجند محسوب می شود. این روستا در جنوب غربی شهرستان بیرجند و در فاصله 143 کیلومتری این شهرستان واقع شده است.
ماخونیک، روستایی است معروف به روستای لیلی پوت های ایران. روستایی که قد مردم آن شهره عام و خاص است.
مردم شناسان می گویند اکنون دیگر قد مردم ماخونیک، کوتاه نمانده، چنان که می گفتند زمانی از 1.40 سانتیمتر فراتر نمی رفت و به مرور، آن ها از قدهای معمول برخوردار می شوند.
با این حال خانه های مسکونی لیلی پوت های ایران همچنان پابرجاست و خانه هایی با ساخت امروزی و گاه شهری و دارای آجرنما، اگرچه قد برافراشته و خانه های تو سری خورده را در سایه خود قرار داده اما نتوانسته اند نگاه ها را از آن برگیرند. ماخونیک همچنان زنده است.
مردم ماخونیک، مسلمان و اهل تسنن است. کارشان، کارگری در معدن گرانیت روستا و قالیبافی است. بز، همدم همیشگی شان و فقر همراه دیروز و امروزشان.
ماخونیک از سه جزء "ما"، "خونی" و "ایک" تشکیل شده که خونی در عربی به معنی چشمه است و ماخونیک شاید به معنی چشمه ماه و یا چشمه ماد باشد. ولی در واقع بسیاری از اهالی معتقد بودند به علت سردی و خنکی بیش از حد هوا، این روستا، ماخونیک نام دارد.
پیرمردی که در ورودی روستا ایستاده بود در پاسخ به ما، وقتی از او خواستیم معنای ماخونیک را بگوید، گفت: ماخونیک یعنی سرما. یعنی فقر. یعنی فلاکت. یعنی نداری. وقتی خواستیم از آن ها که عکس گرفتن از زنها را گناه می دانند، عکس بگیریم، گفتند:عکس به چه درد ما می آید. پول می شود مگر ما را؛
پیرمرد دیگری گفت: هر روز آدم های زیادی می آیند و از ما عکس می گیرند، درباره ما می نویسند و معروف شده ایم، اما کسی به داد بیکاری ما، به داد نداری ما نمی رسد.
پیرمرد دیگری حرفش را پی گرفت و گفت: 120 خانواریم ما. تنها پیرمرد دیدیم و زن هایی با چادرهای روشن و کودکانی پابرهنه. فقر، جوانان را از ماخونیک فراری داده است.
زن ها و کودکان پا برهنه هرکدام مشتی فسیل در دست دارند و اینگونه، محبت می خواهند با فروش فسیل های حلزون ها و صدف ها و شاخ بز و...
ماخونیک روستای مردم باصفایی است که در گرما و خاک و یکرنگی شان، درختی در خانه دارند و کودکان شان را با پابرهنگی آموخت می کنند.
می گفتند اینجا دختر و پسرهای جوان باید سه سال با هم نامزد بمانند تا به عقد هم درآیند.
می گفتند کار نداریم و آسمان نیز ، بارانش را دریغ کرده از سرمان.
می گفتند ما هم مسلمان هستیم
می گفتند ما هم ایرانی هستیم
می گفتند ما هم انسان هستیم














































تهیه کننده و عکاس:
یوسف علیخانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها