تورم پدیده مزمن ولی مهارشدنی

پول ارزش و برکت خود را از دست داده است. این ساده ترین تعریف و برداشت از گرانی و تورم است که مردم کوچه و خیابان به زبان می رانند.
کد خبر: ۱۳۱۱۷۴

در واقع گرانی در مفهوم عام یعنی افزایش سطح قیمت همه کالاها و در این میان مردم با این بیان خود بهتر از هر کسی آن را طرح می کنند. تورم و گرانی چیزی نیست جز کاهش ارزش پول که خود را به شکل افزایش قیمتها نشان می دهد و ما با آن میزان پول که در اختیار داریم ، نسبت به چند ماه یا سال پیش ، کالای کمتری می توانیم بخریم.
تورم و یا گرانی علل متعددی دارد. متاسفانه عملکرد اقتصادی کشور نشان می دهد باوجود درک آثار سوئ تورم بر مسائل اجتماعی ، سیاسی و حتی فرهنگی هنوز عزم و اراده قوی برای مبارزه با تورم در کشور شکل نگرفته است. عزمی که حتی می تواند به شکل توافقنامه سیاستگذاران پولی چون بانک مرکزی و سیاستگذاران مالی چون وزارت اقتصاد یا سازمان مدیریت باشد. از زمانی که علم اقتصاد در جهان صنعتی شکل گرفته تاکنون نظریات مختلفی در بیان علل تورم شکل گرفته است که این نظریات را می توان به نظریات مقداری پول ، نظریه ساختار گرایان ، نظریه فشار هزینه و نظریاتی که به عوامل روانی معتقدند، تقسیم بندی کرد. اما شاید مهمترین نکته در بحث کاهش نرخ تورم و یا گرانی شناسایی عوامل تورم زا در کشور است که باید با تعمق به آن پرداخت.

وجود قحطی ، گرانی و دیگر پدیده های مشابه در قرون گذشته و در طول تاریخ هیچ شباهتی با تورم و گرانی و افزایش قیمتها در عصر حاضر ندارد و لذا نمی توان راه حل های رفع تورم را در گذشته های تاریخ جستجو کرد و یا حتی به مقایسه آن با زمان حال پرداخت.
ریشه های تورم در ایران بیش از هر چیز به ضعف ساختار اقتصادی کشور برمی گردد. از نظرگاه تاریخی ریشه این ضعف ساختاری را باید در سقوط ارزش ریال که متعاقب سقوط روابط صحیح اقتصادی و در نهایت وابسته شدن به بیگانگان اتفاق افتاده ، دانست.
بسیاری از صاحب ظران معتقدند که وابستگی اقتصاد ایران به درآمدهای نفتی زمینه بسیار مساعدی برای رشد تورم را فراهم کرده است. دلارهای نفتی که پس از دهه 50 به ایران سرازیر شده با توجه به ساختارهای سنتی اقتصاد کشور خود یکی از عوامل عمده رشد نرخ تورم است و تجربه بیش از 3 دهه درآمدهای ارزی حاصل از صادرات نفت نیز این فرضیه را تایید می کند. ارزهای نفتی که به کشور وارد می شود باید محلی برای مصرف داشته باشد و از آنجا که ساختارهای تولید به دلیل وابستگی اقتصاد به نفت شکل نگرفته اند این درآمدها از یک سو به رشد واردات و از سوی دیگر به تقویت پایه پولی و افزایش تورم منجر می شود. تورم را نه با شعار و نه با توصیه می توان مهار کرد.
تورم پدیده مزمنی است که کاهش آن در گروی عزم سیاستگذاران پولی و مالی کشور است به همین دلیل در بسیاری از کشورهایی چون کره ، مکزیک ، نیوزیلند یا انگلستان که موفق شدند تورم را تا حد 2 یا 3 درصد مهار کنند، شاهدیم حتی قراردادی بین دولت و بانک مرکزی برای کنترل تورم امضا می شود و این مساله درسی برای اقتصاد ایران است.
اما سوای دیدگاه کلاسیک ، در یک تقسیم بندی ساده 4عامل اصلی در به وجود آمدن تورم موثرند که عبارت است از عوامل تقویت کننده تقاضا، عوامل تحدیدکننده عرضه ، مصوبات قانونی و عوامل روانی.

عوامل تقویت کننده تقاضا

این که افزایش تقاضا با توجه به ثبات عرضه به ایجاد تورم منجر می شود از اصول بدیهی علم اقتصاد است. براساس گزارش های تهیه شده در نهادهای اقتصادی کشور، بودجه های نامتوازن و انبساطی یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار بر بخش تقاضای کشور است.

عوامل تهدیدکننده عرضه

دومین عاملی که می تواند به افزایش نرخ تورم منجر شود، مجموعه شرایطی است که به عوامل تحدیدکننده عرضه مشهورند. یکی از ویژگی اقتصادهای در حال توسعه عدم انعطاف کافی بخش عرضه است ، به طوری که با افزایش تقاضا و ثابت ماندن عرضه ، خود به خود تورم افزایش می یابد. از همین جا اقتصاددانان یکی از راه حل های مقابله با تورم را اصلاحات ساختاری می دانند که در نهایت به بهبود ساختار تولید منجر شود.

مصوبات قانونی

مجموعه قوانین موجود کشور در برنامه سوم توسعه ، بودجه های سنواتی و مصوبات شورای اقتصاد از جمله مسائلی است که در نهایت به افزایش قیمت کالاها و خدمات دولتی و در نهایت افزایش نرخ تورم منجر شده است. منطقی کردن هزینه های آب ، برق ، گاز و تلفن بر اساس ماده 52 قانون برنامه سوم ، افزایش حداکثر 10 درصدی قیمت کالاها و خدمات دولتی بر اساس ماده 5 همان قانون ، افزایش قیمت حامل های انرژی ، افزایش 20 درصدی بهای بلیت پروازهای داخلی و بالاخره وضع عوارض بر حمل و نقل بین المللی کالا بر اساس ماده 132 قانون برنامه سوم از جمله مصوباتی است که در نهایت به افزایش قیمت کالا و خدمات طی سالهای اجرای برنامه 5ساله منجر شده است.

عوامل روانی

یکی از تئوری های اقتصادی در تبیین علل افزایش نرخ تورم ، تئوری انتظارات تورمی است. بر این اساس اگر انتظارات مردم به گونه ای شکل بگیرد که همگان انتظار افزایش نرخ تورم را داشته باشند، این مساله از یک سو خود به افزایش تورم منجر می شود و از سوی دیگر سیاست های دولت برای مقابله با این پدیده را عقیم می کند. با توجه به شرایط اقتصادی ایران و تجربه تورم های دو رقمی در اقتصاد، می توان گفت که اکنون انتظارات تورمی در میان مردم شکل گرفته است.

تورم در وضعیت هشدار

یک عضو کمیسیون برنامه ، بودجه و محاسبات مجلس شورای اسلامی ، پیش بینی کرده است که نرخ تورم در ماههای آینده بیشتر از وضعیت فعلی می شود. هادی حق شناس گفته است در بحث گرانی ها یک کالا مثلا فقط لبنیات یا مسکن گران نشده ، بلکه بسیاری از کالاها اخیرا افزایش قیمت داشته است.
حق شناس تاکید کرده: این گرانی ها مربوط به یک جناح و گروه خاص و یا سهل انگاری یک فرد نیست. گرانی پدیده ای اقتصادی است که نه با دستور متوقف می شود و نه با دستور می توان جلوی رشد آن را گرفت. به گفته وی ، اگر با موضوعات اقتصادی برخورد علمی نشود، قطعا بازتاب آن در جامعه منفی خواهد بود. نرخ تورم موجود در بازار از آمارهای بانک مرکزی بیشتر است.
همچنین مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی اعلام کرد: در ادامه روند کنونی ، رشد نقدینگی امسال به 41.2 درصد و نرخ تورم به 23.4 درصد خواهد رسید.
دفتر مطالعات برنامه و بودجه این مرکز در پاسخ به درخواست کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی پیش بینی خود را در زمینه عملکرد بودجه و اثر آن بر اقتصاد ملی ارائه و تصریح کرد که استفاده بیش از حد از درآمدهای نفتی در سالهای گذشته به بی ثباتی در اقتصاد کشور منجر شده است. به طوری که رشد نقدینگی که در سال 1384 به 34.3 درصد رسیده بود، در سال 1385 به 37.4 درصد و در سال 1386 به (41.2) درصد خواهد رسید.
به اعتقاد مرکز پژوهش ها، بخشی از این رشد نقدینگی فزاینده به دلیل استفاده بیش از حد از درآمدهای نفتی در سالهای پیش است که بتدریج اثر خود را در اقتصاد کشور بر جای می گذارد. افزایش حجم نقدینگی بر شاخص کالاها و خدمات مصرفی بخش دولتی اثر افزایشی دارد، بنابراین دولت در سال 1386 مجبور خواهد شد اعتبارات هزینه ای بیشتری را صرف کند تا سبد کالاهای مصرفی سال 1385 خود را داشته باشد؛ اما چون دولت در سال 86 با محدودیت منابع مواجه خواهد بود، مجبور خواهد شد از اعتبارات عمرانی خود بکاهد. به عبارت دیگر، دولت در سال 1384 و 1385 پرداختی بالایی از اعتبارات عمرانی را ثبت خواهد کرد در حالی که در سال 1386 پرداختی اعتبارات عمرانی می تواند حدود 60 درصد نسبت به سال 1385 کاهش یابد.
نبود روند ثابت در سرمایه گذاری دولت در اقتصاد باعث نوسان در رشد اقتصادی می شود و دوره های شدید رونق و رکود تورمی را به وجود می آورد.

راهکارها چیست؛


افزایش یکباره قیمت کالاها و خدمات مشکل امروز و دیروز ما نیست ، بلکه معضلی است که مردم و مسوولان ما از چندی پیش با آن درگیر هستند اما برای حل این مشکل چه باید کرد؛
این راهها به طور کلی به 2 دسته تقسیم می شوند:
1- سیاست های پولی و مالی: هدف این روش محدود کردن تقاضای کل است . این کار از طریق جمع آوری پول به شکل سرمایه های غیرنقدی صورت می گیرد. (سیاست های انقباضی)
2- سیاست های درآمدی: با دخالت مستقیم در بازار و عوامل تولیدکننده ، تورم کنترل می شود. این روش کاربردی نیست ؛ زیرا در آن مناطق زیادی نیاز به اصلاح دارند. در این باره ایرج ندیمی ، عضو کمیته مشترک مجلس و دولت برای جلوگیری از افزایش قیمتها می گوید: برای حل این مشکل باید به 2 دسته راه حل روی آورد ابتدا راهکارهایی که می تواند مشکلات ما را در کوتاه مدت برطرف کند.
در کنار آن با تدوین سیاستگذاری های بلندمدت به حل معضل گرانی و تورم در بلندمدت بپردازیم. وی با اشاره به ریشه گرانی های اخیر معتقد است: بخشی از موضوع به هزینه تولید و کاهش هزینه های سرمایه ای و بخشی از مشکل هم به تعامل ایران در عرصه اقتصادی جهانی برمی گردد. عضو کمیسیون اقتصادی مجلس می افزاید: برای حل این مشکلات ما باید به بازنگری و ساماندهی سیاست های تجاری و اقتصادی بپردازیم اقدامی که پیش از این برای حل مشکل بورس صورت گرفت درخصوص گرانی های اخیر هم باید انجام شود.
ندیمی با انتقاد از عملکرد مجلس در بخش نظارتی گفته است: متاسفانه به دلایل مختلف آن گونه که انتظار می رفت ، مجلس برای نظارت بر عملکرد دولت وارد عرصه نشد و همین مساله در کنار ضعف مدیریت دولت برای کنترل قیمتها باعث شد شاهد افزایش قیمت کالاها در بخشهای مختلف از ابتدای سال جدید باشیم.
ماحصل کلام آن که راه حل بلندمدت اقتصاد ایران برای مقابله با تورم اتخاذ سیاست هدف گذاری تورم است. سیاستی که اکنون در بسیاری از کشورهای توسعه یافته با موفقیت در حال اجراست.
زمینه اجرای این سیاست انضباط مالی دولت ، استقلال بانک مرکزی ، ثبات در شاخصهای اقتصاد کلان و بازارهای مالی وسیع و عمیق است.
در کوتاه مدت نیز توجه به انضباط مالی دولت و بودجه های متوازن راه حلی است که در سالهای اخیر کمتر به آن توجه شده است

بنابراین دولت خود از طرفی به علت تصمیمات بودجه ای سال 1384 و 1385 موجب بروز نرخ تورم بالا در سالهای 1385 و 1386 می شود و از طرف دیگر به علت افزایش و کاهش شدید در بودجه عمرانی خود به رونق و رکود در اقتصاد (بویژه در بخش کالاهای غیرقابل تجارت) دامن می زند که نتیجه چنین شرایطی بروز پدیده رکود تورمی است.
مرکز پژوهش ها همچنین نرخ تورم برای سالهای 85 و 86 را به ترتیب 22.4 و 23.4 درصد و نرخ رشد این دو سال را 4.5 و 5 درصد پیش بینی کرده است.

طرح تثبیت قیمت ها ، طرحی ناکام

از آنجا که طی 2 دهه اخیر کمک دولت به اقشار آسیب پذیر به واسطه اعطای یارانه و سوبسید بی اثر بوده است ، به دنبال آن هدفمند کردن یارانه ها مطرح شد که البته هم اکنون عده ای از کارشناسان معتقدند که هدفمند کردن یارانه ها نوعی فقرپروری است و اگر دولت به وظیفه اصلی خود مبنی بر ارتقای سطح درآمد ملی بپردازد، موثرتر است.
در این خصوص کاظم نجفی علمی درخصوص طرح مهار تورم با اعمال سیاست طرح تثبیت قیمتها معتقد است که با اجرایی شدن این طرح ، تورم مهار می شود و هزینه های دولت نیز به عنوان بزرگترین مصرف کننده کاهش خواهد یافت.
این عضو هیات علمی دانشگاه و صاحب نظر اقتصادی می گوید: با افزایش تورم ، دولت برای تامین نیازها، اجرای طرحها و برنامه های اقتصادی هزینه بیشتری را متحمل می شود. به گفته وی ، تثبیت قیمتها، کاهش تورم و در نتیجه کاهش هزینه های مردم و بویژه دولت را به دنبال خواهد داشت.
وی همچنین در ادامه با تاکید بر این که چاره ای جز تثبیت قیمتها نیست ، خاطرنشان می کند: دولت برای جبران کسری بودجه خود می تواند هزینه های غیرضروری دستگاه های اجرایی بویژه شرکتهای تولیدی دولتی را کاهش دهد و بهره وری آنها را بالا ببرد. او خاطرنشان می کند: دولت تا کی می خواهد ضعفهای مدیران خود را در بالا بردن میزان بهره وری و جلوگیری از ریخت و پاشهای بی مورد با افزایش قیمت کالا و خدمات بپوشاند.
عباسعلی هشی هم در رابطه با طرح تثبیت قیمتها می گوید: طرح تثبیت قیمتها در شرایطی با کارآمدی همراه است که دولت خود تولیدکننده کالا و خدمات و تعیین کننده قیمت آنها باشد، به طوری که برحسب نیاز جامعه این طرح را عملیاتی کند. اما اجرای طرح مذکور در اقتصاد دولتی پیامدهای نامناسبی را نیز به همراه دارد. این عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی با بیان مطلب فوق ادامه می دهد: قاعده حاکم بر تعیین قیمتها در اقتصاد بازار علاوه بر عرضه و تقاضا، رونق اقتصادی و رقابت است که دخالت دولت در اقتصاد دولتی عملا نمی تواند این امر را محقق سازد.
هشی با اشاره به اقتصاد دولتی دهه 60 ایران تصریح می کند: در دهه 60 به دنبال دولتی بودن اقتصاد در اختیار داشتن قیمت آب ، برق ، سوخت و دیگر قیمتها و حتی نرخ بهره بانکها از سوی دولت مشاهده شد که از قبل این نوع اقتصاد نوعی رانت خواری و به تبع مفاسد اقتصادی به وجود آمد و در دهه 80 با طرح خصوصی سازی و رقابت در شرایط عادی ، اقتصاد خصوصی و ایجاد رقابت به طور جدی مطرح شد. وی با اشاره به توجه مجلس به طرح تثبیت قیمتها در سال 83 یادآور می شود: در سال 83 نیز شرکتهای آب ، برق ، سوخت نفت ، پالایشگاه و دیگر واحدهایی از این قبیل در اختیار دولت بود، اگرچه تثبیت قیمتها توانست قیمت بخشی از کالا و خدمات را کاهش دهد؛ اما به دنبال آن هزینه پرداخت شخص ثالث این شرکتها افزایش یافت و عملا اجرای این طرح به کاهش حاشیه سود و افزایش زیان شرکتهای دولتی منجر شد. به گفته عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی ، طرح تثبیت قیمتها در سال 83 بیشتر شعاری بود و عملا رکود اقتصادی ، کاهش سود فعالان اقتصادی را به دنبال داشت که در فعالیت این پیامد در کاهش شاخص بورس خود را نشان داد؛ ضمن آن که رکود اقتصادی ، کاهش درآمدهای مالیاتی را به دنبال داشته است.
سعید لیلاز، نیز در خصوص طرح تثبیت قیمتها معتقد است: تشدید تورم همزمان با اجرای طرح تثبیت قیمتها به دلیل بی فایده نبودن این طرح نیست ، بلکه این امر نشات گرفته از رشد نقدینگی از سوی دولت است. وی با بیان آن که همزمان با اجرای طرح تثبیت قیمتها، رشد نقدینگی به بالاترین رکورد تاریخی بعد از انقلاب رسیده ، خاطرنشان می کند: کاهش نیافتن نرخ تورم با وجود اجرای طرح تثبیت قیمتها وتشدید آن به دلیل روی آوردن دولت به برخی بی انضباطی های مالی به طور همزمان با اجرای این طرح بوده است ؛ به طوری که بالاترین نرخ رشد نقدینگی را پس از انقلاب اسلامی تجربه کرده است . این کارشناس اقتصادی با بیان آن که رشد نقدینگی اثرات ناشی از طرح تثبیت قیمت را خنثی کرده ، می گوید: طرح تثبیت قیمتها یک تا 1.5 درصد بر نرخ تورم تاثیر گذاشته است.
به نحوی که در سال 85 نرخ تورم به 13.5 درصد تقلیل یافت ؛ زیرا در صورت اجرا نشدن این طرح ، این رقم حتی به 15 درصد هم می رسید. وی سیاست تثبیت طرح قیمتها را سیاستی بی ثمر و نادرست می داند و معتقد است: این سیاست دولت را از منابع درآمدی خود محروم می کند و این امر باعث می شود که نتواند هزینه های خود را به میزان کاهش درآمد، تقلیل دهد و در نهایت دچار کسری بودجه می شود که برای تامین آن ناچار به انتشار اسکناس شده که این امر هم به رشد تورم منجر می شود. وی با بیان آن که سیاست تثبیت قیمتها به ضدخودش تبدیل می شود، تصریح می کند: این سیاست معمولا به ضدخودش تبدیل می شود. زیرا با وجود خواست این طرح مبنی بر کاهش تورم به تورم زایی منجر می شود. البته این تنها نقیصه این طرح نیست ، بلکه رانت خواری ، ریخت و پاش منابع ، تغییر نادرست الگوی مصرف ملی و تشدید فساد اقتصادی را به دنبال دارد.

کنترل ریشه ها

1- تامین مالی شرکتهای دولتی زیان ده از طریق بودجه عمومی و استقراض از نظام بانکی موجب کسر بودجه و تشدید تورم در اقتصاد کشور می شود.
2- تعدیل دستمزد کارگران و کارمندان متناسب با نرخ رشد قیمتها در هر سال ، در شرایطی که بهره وری در سطح نازلی قرار دارد، خود عاملی برای تشدید تورم در اقتصاد کشور است.
3- انتشار اوراق مشارکت برای تامین مالی طرحهایی که بعضا نرخ بازده پایین دارند، باعث جابه جایی کسری بودجه از حال به آینده شده و باعث تورم می شود.
4- اتکا به درآمدهای حاصل از فروش نفت و نداشتن سوپاپ مطمئن برای جلوگیری از افزایش مخارج دولت به تبع وفور درآمدهای نفتی باعث رشد بی رویه تقاضای کل و تورم می شود.
5- افزایش نرخ ارز توام با نبود انضباط پولی و مالی می تواند باعث تورم شود.
تکانه های نفتی (مثبت و منفی ) تورم زاست ، زیرا:
1- تکانه های منفی نفت ، دولت را با کسری شدید بودجه مواجه می کند و نهایتا با استقراض از نظام بانکی برای تامین مخارج جاری ، تورم ایجاد می شود.
2- تکانه های مثبت نفت نیز تورم زاست ؛ زیرا تکانه های مثبت ، قیمتهای نسبی را به نفع بخشهای غیرتجاری سوق می دهد که خود فشار نسبتا زیادی بر شاخص عمومی قیمت وارد می کند و لذا باعث تورم می شود.
تنگناهای طرف عرضه در اقتصاد باعث تورم می شود، زیرا:
1- بهره وری عوامل تولید نسبتا پایین است.
2- فناوری تولید با شرایط روز هماهنگ نیست و استهلاک سرمایه های فیزیکی و انسانی بسیار بالاست.
3- سرمایه گذاری های انجام شده در سالهای پس از جنگ بموقع به بهره برداری نرسیده است و نرخ بازده بسیاری از آنها پایین می باشد و کسی در این خصوص پاسخگو نیست.
4- حجم زیادی از طرح ها ناتمام مانده است که باعث راکد ماندن حجم عظیمی از سرمایه های ملی شده و تولید، پاسخگوی رشد روزافزون تقاضای کل نیست و این مساله باعث تورم شده است.
5- مجموعه سیاست های درآمدی (کنترل قیمتها) کارایی خود را از دست داده است.
موارد دیگری که باعث تورم شده است:
1- انتظارات تورمی
2- افزایش گاه به گاه قیمتهای مصوب دولت
3- استقلال نداشتن سیاست پولی از سیاست مالی
4- بوروکراسی شدید در جذب سرمایه خارجی.


داریوش نوروزی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها