وقتی بزرگترها نامهربان می شوند

وقتی سخن از «تنبیه» به میان می آید، اولین چیزی که به ذهن می رسد معنای «انضباط» است. در نتیجه بعضی از افراد تنبیه را با انضباط و اطاعت کورکورانه مترادف می دانند.
کد خبر: ۱۳۱۱۷۱

یعنی معتقدند که انضباط در سایه اطاعت کورکورانه به دست می آید و منضبط کسی است که بدون اظهارنظر، دستور مافوق خود را اجرا کند. کسانی که این طور فکر می کنند، در واقع معتقدند که یا مافوق هیچ وقت اشتباه نمی کند و دستورهای او همیشه با صلاح و صواب همراه است یا فکر می کنند افرادی که تحت سرپرستی یک نفر قرار دارند، به طور معمول از لحاظ فهم و درک ضعیفند و به نفع آنهاست از کسی که سرپرست آنان است ، اطاعت محض داشته باشند چون اطاعت کورکورانه ، پیشرفت و نتیجه کار را بهتر می کند.
متاسفانه بسیاری از پدران و مادران و مربیان نیز همین فرضها را پذیرفته اند و فکر می کنند که اگر کودک از آنها اطاعت محض کند، کودکی منظم و سر به راه است و زمانی که از دستور آنان سرپیچی می کند باید او را تنبیه کرد تا طبق نظر آنها رفتار کند. این گروه معتقدند: ترس از تنبیه ، کودک را به اجرای وظایف معین وامی دارد و مانع از انجام کارهای خلاف مقررات می شود.

درست است که تنبیه اثر فوری دارد و کودک را از ادامه تخلف باز می دارد، ولی او را نسبت به زشتی کار، آگاه نمی کند، بنابراین اثر تربیتی ندارد، گذشته از این که اثرات منفی زیادی نیز بر روح و روان کودک باقی می گذارد. اصول تربیت اقتضا می کند که آدمی عمل خلاف را نه از ترس تنبیه بلکه به صرف خلاف بودن آن مرتکب نشود و تنها برای این که وجدانش از ارتکاب به گناه مبرا باشد، از انجام آن سر باز می زند پس تنبیه درازمدت در عمل رفتار تنبیه شده را از خزانه رفتار حذف نمی کند و توفیق موقتی آن به بهای گزاف کاهش کارآمدی کلی فرد و خوشوقتی او تمام می شود.
اسکینر، روان شناس معروف پس از تحقیقات فراوانی که درخصوص تشویق و تنبیه انجام داد، چنین نتجیه گیری کرد: تنبیه در درازمدت بی تاثیر است. چنین به نظر می رسد که تنبیه صرفا رفتار ناشایست را پس می زند و زمانی که دیگر تهدید و تنبیه وجود نداشته باشد، نرخ پاسخ ، به میزان اولیه باز می گردد. بنابراین ، گرچه تنبیه خیلی موثر به نظر می رسد؛ اما در واقع اثری ناپایدار بر جای می گذارد. دلایل دیگر اسکینر برای نامناسب بودن تنبیه از قرار زیر است.
آثار جسمی روحی: تنبیه آثار جانبی و هیجانی نامطلوب بر جسم باقی می گذارد. ارگانیسم تنبیه شده می ترسد و حتی گاهی این ترس خود را به محرکهای مختلفی که هنگام تنبیه شدن حضور دارند نیز تعمیم می دهد.
بی اثر بودن آن: تنبیه به ارگانیسم نشان می دهد که چه کار نکند، نه این که چه کار بکند. در قیاس با تقویت و تشویق ، تنبیه در عمل هیچ گونه اطلاعاتی در اختیار ارگانیسم قرار نمی دهد.
اثر معکوس تربیتی: تنبیه علاوه بر این که اثر مثبت تربیتی ندارد، صدمه زدن به دیگران را توجیه می کند. وقتی که کودکان تنبیه می شوند، تنها چیزی که می آموزند این است که در بعضی موقعیت ها صدمه زدن به دیگران جایز است.
تقویت امکان تکرار عمل اشتباه: چنان که کودک با قرار گرفتن در موقعیتی که بتواند رفتار گذشته خود را که به دلیل آن تنبیه شده است ، انجام دهد و برای آن تنبیه نشود، ممکن است آن رفتار را دوباره انجام دهد و در غیاب عوامل تنبیه کننده دست به اقدام مجدد بزند، چرا که او آموخته است در حضور عوامل تنبیه کننده رفتارهای ناشایست را واپس بزند؛ اما دلیلی نمی بیند که در غیاب آنان این رفتارها را انجام ندهد. چون به دلیل ناشایست بودن آگاه نشده است.
ایجاد پرخاشگری: تنبیه ، شخص تنبیه شده را نسبت به عامل تنبیه کننده و دیگران پرخاشگر می کند. خود این رفتار نیز موجب بروز مشکلات دیگری می شود چنان که مشاهده می شود افرادی که از سوی مراجع کنترل کننده در جامعه که تنبیه را به عنوان وسیله اصلی کنترل به کار می برند، افراد بسیار پرخاشگری هستند و مادام که تنبیه یا تهدید تنبیه برای کنترل رفتار آنان به کار می رود، همچنان پرخاشگر باقی خواهند ماند.
عدم اصلاح پاسخ فرد به عوامل بیرونی: تنبیه ، بیشتر یک پاسخ نامطلوب را جانشین پاسخ نامطلوب دیگر می کند و به صورت غیرمستقیم به فرد، عمل نامطلوب دیگری را می آموزد به عنوان مثال کودکی که به دلیل ریخت و پاش کردن اسباب بازی هایش تنبیه می شود، کودکی بهانه جو و گریه کن بار می آید.
افراد به طور غریزی به کسی که رفتارشان آنها را می آزارد حمله می کنند، شاید نه به صورت فیزیکی ؛ بلکه با انتقاد، تایید نکردن ، سرزنش یا تمسخر. بنابراین تنبیه تنها به صورت جسمی و فیزیکی نیست ، بلکه به صورت زبانی و روحی هم ممکن است نمایان شود. اسکینر، روان شناس و محقق ، تقویت کننده ها را جانشین تنبیه می کند. تقویت کننده ها به وجود یا نبود هر محرکی که موجب افزایش وقوع پاسخ شود، گفته می شود. تقویت کننده ها 2نوع هستند. مثبت و منفی.
در تقویت کننده مثبت وجود محرک موجب افزایش تکرار پاسخ می شود؛ اما در تقویت کننده منفی وجود یا نبود محرک موجب تقویت پاسخ می شود. وقتی که پدر و مادر فرزند خود را به دلیل این که به کودکی کوچکتر کمک کرده است ، تشویق می کنند، یا به دلیل این که نمره 20 گرفته به او مقداری پول می دهند، درواقع تقویت کننده مثبت را به کار برده اند. تقویت کننده ها ممکن است شامل موارد اجتماعی (مانند: تشویق ، محبت و...) یا غیراجتماعی (مانند: چیزهای ملموس ، امتیازات خاص و...) باشند. لازم به یادآوری است که به طور معمول پدر و مادر ناخودآگاه و به طور غیرعمدی رفتار کودک خود را تقویت می کنند، هرگاه پدر و مادر تسلیم گریه ها یا خواسته های غیرمنطقی کودک شوند، نه تنها رفتار خلاف کودک را از میان نبرده اند؛ بلکه همان رفتاری که قصد از میان بردنش را داشتند، تقویت کرده اند.
بنابراین ما می توانیم به جای تنبیه از تقویت کننده های مثبت و منفی استفاده کنیم و کودکمان را به رفتار درست وادار کنیم ؛ هرچند این روش در آغاز وقتگیر به نظر می رسد، ولی زمانی که چندین بار در مقابل رفتار ناخوشایند کودک مقاومت شود، آنان یاد خواهند گرفت رفتارهایی را که پدر و مادر یا مربی به آن بی توجه هستند، سریع ترک کنند.
به طور کلی اثرات مخرب تنبیه عبارتند از:
تقلید از روش تنبیهی پدر و مادر: کودکانی که به هر شکلی مورد تنبیه بدنی یا کلامی پدر و مادر قرار می گیرند در آینده بسیار نزدیک امکان دارد همان روشها را برای تربیت کودکان خود به کار ببرند، به این ترتیب بدرفتاری با کودکان از نسلی به نسل دیگر منتقل خواهد شد.
پرهیز و دوری کودک از کسی که او را تنبیه می کند: این موضوع نیز یک اصل در روان شناسی است . انسان از کسی که او را مورد اعتراض یا آزار قرار می دهد همواره رویگردان خواهد بود و در صورت ادامه تنفر و گریز به وجود می آید و عواقبی مانند فرار از خانه یا مدرسه هم می تواند از نتایج این مساله باشد.
اضمحلال شخصیت کودک: همان گونه که تنبیه بدنی عواقب جسمی در پی دارد، تنبیه های کلامی و روحی باعث از هم پاشیدن شخصیت کودک شده و رفتارهای پرخاشگرانه ، تشخیص ندادن صحیح از غیرصحیح ، پناه بردن به دروغ و... را منجر می شود.
البته بعضی روان شناسان تنبیه را در موارد محدودی جایز می دانند و عقیده دارند که آدمی به علت تمایل و غرایز خود در هر سن و سال از ارتکاب به گناه مبرا نیست و کودکان که باید چون نهالی تازه برای زندگی آینده تربیت شوند، احتیاج به دقت فراوان دارند.

نابودی حس ابتکار کودک


کودکانی که مورد تنبیه (چه بدنی ، کلامی و روحی) قرار می گیرند در دوران بلوغ و پس از آن یا در مقابل هیچ مقامی اطاعت نمی کنند و عصیانگر می شوند یا آمادگی توسری خوردن یا فرمانبری محض را پیدا می کنند و ناخودآگاه به انسان هایی تبدیل می شوند که در آینده فقط تنبیه می تواند مانع انجام کارهای خلاف آنان شود و به طور معمول انسان هایی خواهند شد که صحبتهای منطقی دیگران را یا نمی شنوند یا اصلا تحمل حرفهای منطفی را نخواهند داشت

این دقت نه تنها به راهنمایی های لازم و کمکهای فکری و عملی مفید اطلاق می شود؛ بلکه جلوگیری از انجام اعمال زشت و خلاف نیز باید در سرلوحه برنامه های تربیتی آنان قرار گیرد و برای این منظور راهنمایی ها و مراقبت های لازم از اصول اولیه تربیت کودکان به شمار می رود و پس از آن توبیخ و سرزنش و احیانا تنبیه نیز برای آنان لازم است ؛ اما این عقیده یا نگرش نباید دستاویز و بهانه ای برای جایز شمردن تنبیه بدنی یا غیربدنی و کلامی کودک شود، چنان که امام علی (ع) نیز تنبیه غیربدنی را د رمواقعی لازم دانسته اند و در جواب مردی که از فرزند خود به حضرت شکایت می کرد، فرمودند: فرزندت را نزن و برای ادب کردنش از او قهر کن ، ولی مواظب باش قهرت طول نکشد و هر چه زودتر با او آشتی کنی .ابن خلدون ، دانشمند اسلامی نیز خشونت را مردود می داند و می گوید: اگر آموزگار با شاگرد خود خشونت ورزد، دانش آموز نیز به خشونت خو می گیرد، نشاط و شادی روح او از میان می رود، به کسالت و انزوا روی می آورد و به دروغ و باطل پناه می برد؛ چرا که بیم آن دارد که اگر جز این رفتار کند، دیگران بر او غلبه کنند و او را مقهور خود سازند.
این چنین است که دانش آموز با فریب و نیرنگ آشنا می شود و کارهای خود را بر این روش نادرست پی ریزی می کند، بنابراین سزاوار است که آموزگاران در تعلیم و تربیت شاگردان خود و پدران و مادران در تربیت فرزندان خود خشونت و سختگیری نابجا نداشته باشند، بلکه با آنان به نرمی رفتار کنند.
با توجه به این روایات می توان گفت در روش تربیتی اسلام محبت ، رحمت ، احترام و بخشش همیشه مطلوب است و تندی ، عتاب ، خطاب و غضب نسبت به کودک نه تنها مطلوب نیست ؛ بلکه نهی هم شده است. شاهد چنین مدعایی این است که در سیره معصومین (ع) مشاهده نشده است که آنها فرزندان خود یا کودکان دیگری را تنبیه کرده باشند.
در اینجا با گفتن این مقدمات می خواستیم ذهن خوانندگان گرامی را به سوی عواقب مخرب و منفی تنبیه اعم از بدنی یا کلامی سوق دهیم تا بزرگسالان چه در مقام پدر و مادر و چه در مقام معلم و مربی ضمن آگاهی بیشتر از اصول تربیتی برای صبوری و حوصله گذاشتن برای کودک تمرین بیشتری داشته باشند؛ البته همان طور که در رسانه های عمومی نیز اطلاع رسانی می شود، هر ساله وزارت آموزش و پرورش برای برخورد با معلمانی که در کلاس درس از ابزار خشونت استفاده می کنند از روشهای بازدارنده مانند صدور بخشنامه های هشداردهنده و ... استفاده می کنند.
البته در جامعه ما بیشتر معلمان معتقدند که نمی توان نسخه واحدی برای همه دانش آموزان پیچید. به هر حال چه در خانه و چه در مدرسه برای اولیا و معلمان همواره این پرسش مطرح است که در مقابل رفتارهای منفی بچه ها چه واکنشی باید نشان داد؛ در این مورد به طور کلی می توان گفت: ابتدا هرگونه تشویق مثبت و منفی را باید کنار بگذارید و باید توجه داشت که به رفتارهای خوب کودک باید بها داد و آنها را تشویق کرد در حالی که پدر و مادر و مربیان به صورت ناخودآگاه فقط در برابر رفتارهای منفی واکنش نشان می دهند سپس نسبت به اخراج یا تنبیه موقت اقدام می کنند؛ البته این کار باید با شرایط زیر انجام گیرد.

اخراج موقت

موثرترین روش در این مواقع اخراج یا تبعید موقت است. بیش از هر چیز به یاد داشته باشید که اخراج یا تبعید موقت ، یک تنبیه نیست و نباید آن را به این منظور به کار ببرید. بلکه در نظر داشته باشید که با جدا کردن کودک از دیگران هم جلوی رفتار ناهنجار او را گرفته اید و هم این که خطری متوجه کودک یا دیگران نکرده اید، در ضمن چون این روش تنبیه محسوب نمی شود و نمی توان آن را پاداش منفی دانست ، نتیجه بخش خواهد بود. اخراج 5دقیقه ای باید بدون هیچ گونه ملامت ، سرزنش و دعوا باشد، فقط با ترک صحنه و بی اعتنایی انجام گیرد، در غیر این صورت اگر همراه با ملامت باشد، اثرگذار نخواهد بود.
هنگام به کار بردن این روش باید آرامش و خونسردی و سرعت عمل را حفظ کرد و دانست که هدف اصلی ، جدا کردن کودک و قطع رفتار نامطلوب است. پس از 5 دقیقه نیز باید کودک را بدون هیچ گونه توضیح و تفسیری صدا کنید و از گفتن این عبارت به طور جدی بپرهیزید: حالا می تونی از اتاق خارج بشی یا حالا اجازه داری با برادرت بازی کنی. نگویید که چه کاری می تواند انجام دهد یا انجام ندهد. خیلی ساده فقط بگویید که 5 دقیقه تمام شد.
روش اخراج موقت به دلیل انعطاف پذیری فوق العاده در بسیاری از موارد قابل اجراست. مشخص است که اخراج موقت براحتی و به آسانی در خانه قابل اجراست ؛ اما با کمی ابتکار می توانید آن را با شرایط دیگر هم تطبیق دهید؛ به عنوان مثال اگر به گردش یا سینما می روید و عجله چندانی هم ندارید، می توانید خودرو را نگه دارید و بچه ها را از ماشین بیرون آورید و آنها را 5 دقیقه در محلهای جداگانه قرار دهید. یقین داشته باشید اگر بچه ها برای رسیدن به میهمانی و... عجله داشته باشند، این موثرترین تنبیه برای آنهاست تا دوباره مرتکب اشتباه نشوند.
در چند جمله باید گفت زمان و شیوه استفاده از همه روشهای تربیتی تابع ابتکار، قوه تشخیص و شناخت پدر و مادر و مربیان از اوضاع محیطی و شرایط روحی و روانی بچه هاست و پدر و مادر و مربیان باید در تشخیص روش درست به بچه ها کمک کنند، تشخیص این که چه کاری درست و چه کاری نادرست است.


منیراعظم میثاقی نژاد
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها