اما و اگرهای یک رویای شیرین

مدتی است که موضوع داغ حذف کنکور به طور گسترده ای از سوی مسوولان سازمان سنجش ، وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری ، آموزش و پرورش و کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس و رسانه های مختلف دیداری و شنیداری و محافل گوناگون اجتماعی مطرح است.
کد خبر: ۱۳۰۸۷۷

در مقطع فعلی تقریبا روزی نیست که پیاپی اظهارات ضد و نقیض و نگران کننده ای در خصوص حذف کنکور از سوی افراد مسوول و غیرمسوول ارائه نشود.
در این بحبوحه ، تناقضات موجود در اظهارات یاد شده به آشفتگی و نگرانی فزاینده ای در میان اقشار مختلف جامعه دامن زده است ، به گونه ای که گاه و بیگاه اظهارات غیرکارشناسی در این حوزه سبب اضطراب شدید داوطلبان سالهای آتی و ایجاد جو روانی ملتهب و نگران کننده ای در سطح جامعه شده است. هرچند در شرایط فعلی گمان می رود با تعامل مجلس و وزارت علوم و سازمان سنجش جنبه های نگرش غیرکارشناسی به موضوع و مواضع شعارگونه و هیجانی ، قدری تعدیل یافته و التهابات اولیه فروکش کرده است و طرفین در حال بازنگری و برطرف کردن برخی شبهات موجود برای ارائه راهکارهای مناسب در طرح ساماندهی کنکور هستند؛ اما نگرانی ها تا تصویب نهایی طرح همچنان پابرجاست ؛ چرا که مساله حذف کنکور در صحن علنی مجلس همچنان مطرح است.

کارشناسان فن در سازمان سنجش با تعبیری متفاوت از «اصلاح» طرح ساماندهی کنکور سخن می گویند و البته نه «حذف مطلق» آن. در برداشتی خوشبینانه به یقین می توان عنوان کرد افرادی که از حذف کنکور سخن می گویند، منظورشان عملا نه حذف آن ، بلکه حذف آزمون سراسری بوده است ؛ هرچند موضوع خلط مبحث میان این دو مقوله تازگی ندارد، اما باید اذعان کرد مقوله کنکور موضوع جدا و پیچیده ای است.
گرچه موضوع حذف کنکور ایده مطلوب و جالبی به نظر می رسد و قاعدتا افراد زیادی از حذف آن واقعا مسرور و خشنود خواهند شد؛ ولی واقعیت این است که همواره گفتگوهایی که درباره آن می شود عموما گنگ و کلی و تجریدی است. آیا ظرفیت دانشگاه ها امکان جذب این لشکر انبوه مشتاقان را خواهد داشت؛ حال با حذف کنکور و کمی ظرفیت کنونی برای پذیرش مستعدترین داوطلبان و توزیع عادلانه آنها در رشته های خاص و دانشگاه های مطلوب چه کار باید کرد؛ با حذف کنکور (نه حذف آزمون سراسری) معیار جایگزین چیست؛ تردیدی نیست هنگامی موضوع حذف کنکور فعلیت می یابد که برای داوطلبان هیچ گونه مانعی برای ورود به دانشگاه مورد نظر و انتخاب رشته مطلوب در میان نباشد. بدیهی است حتی در مقطعی که تعداد داوطلبان با ظرفیت دانشگاه ها نیز برابری کند، مساله غربالگری دانشجویان مستعد و توانمند در رشته ها و دانشگاه های مطلوب و توزیع عادلانه کلیه پذیرفته شدگان در رشته های مختلف موضوع قابل اعتنایی خواهد بود و محک آن نیز چیزی جز کنکور نخواهد بود و تاکید می شود که منظور از کنکور نیز صرفا آزمون سراسری نیست ؛ البته باید گفت هدف مهم کسانی که با سازوکار کنکور مخالفند این است که دوست دارند در هر رشته دانشگاهی که می خواهند، تحصیل کنند و حذف کنکور را معادل این خواستشان می دانند.
در صورتی که تحقق این موضوع در شرایط فعلی بسیار ساده لوحانه است ؛ چرا که حذف آن فعل ساده ای نیست ، بلکه این موضوع تابع فرایندی پیچیده ، تدریجی و طولانی با در نظر گرفتن همه زیرساخت های لازم و ملاحظه تمامی جوانب و حواشی و ابعاد گسترده موضوع است و بدیهی است بر مبنای همان اصولی که ضرورت برگزاری کنکور را اجتناب ناپذیر ساخته (یعنی توزیع تعداد انبوهی داوطلب در مقابل تعداد معدودی رشته های اولویت دار با ظرفیت پایین) باید براساس حل آن ضرورت نسبت به حذف آن اقدام کرد، اینک آیا به واقع مساله ضرورت های کنکور رفع شده تا عملا نسبت به حذف آن اقدامی صورت گیرد؛ شاید حذف آزمون سراسری برای بسیاری از دوره های دانشگاه آزاد، پیام نور و موسسات غیرانتفاعی امر ممکنی باشد؛ ولی در موضوع یادشده نمی توان این موسسات را ملاک عمل قرار داد، چرا که حذف آزمون نه تنها برای دوره های کارشناسی دولتی ، بلکه برای دوره های کاردانی نیز میسر نیست.
داوطلبان دوره های کاردانی در کنکور سراسری معدل های بالایی دارند و معیار سوابق تحصیلی صرف با توجه به داوطلبان قوی و تعداد فراوان متقاضیان و قلت ظرفیت امکان پذیر نیست. برخلاف این که براساس برآوردهای خوشبینانه ، مطابق طرح مجلس تا سال 90 با حذف کنکور به ظاهر گره کور آن حل خواهد شد؛ اما با نگاهی کارشناسانه و بر پایه واقعیت های اجتناب ناپذیر باید اذعان کرد، کنکور نه تنها حذف نمی شود بلکه به حوزه های گسترده تر و تخصصی تری کشیده خواهد شد و با برگزاری آزمون های گسترده نهایی در 3 پایه تحصیلی ، پایه های دوم و سوم متوسطه و همچنین پیش دانشگاهی برای دانش آموزان همچنان نقش کنکور را ایفا خواهد کرد. تردیدی نیست هنگامی که آینده داوطلبان براساس نمرات 3 پایه تحصیلی رقم می خورد، دوباره و به ناچار همان معضل و دور تسلسل همیشگی در اشکال جدیدی ظاهر می شود. از آنجا که دانشگاه های دولتی به سبب ارائه امکانات مطلوب مورد استقبال بیشتری هستند، بنابراین حساسیت جامعه برای رشته های خاص ، پیشاپیش از اوایل دبیرستان ، سبب گرایش سوء دانش آموزان به کلاسهای کنکور و به تبع آن باعث رواج و بازارگرمی بیشتر آنها خواهد شد. با این تفاسیر دانش آموزان عملا از سالهای اول متوسطه درگیر کنکور خواهند شد و بدیهی است این موضوع سبب عقیم شدن آموزش و پرورش از اهداف و رسالت های آموزشی خواهد شد به گونه ای که اعمال سوابق تحصیلی و معدل ، دانش آموزان را به سوی کسب معدل بیشتر با هر روش ترغیب خواهد کرد که به موازات این مساله ، به یقین نظام آموزشی متحمل خسارات و آسیبهای جدی و نزول کیفیت آموزشی خواهد شد.
پیرو تداوم این موضوع و با توجه به تجربیات پیشین با این شرایط دیگر کسی در پی کسب مهارت های اجتماعی و کاربردی و فکری و مطالعه آزاد و پرورش و ارتقا استعدادها و کسب علم نخواهد بود و به طور طبیعی داوطلبان در پی کسب نمرات برتر به حوزه های دیگری جذب خواهند شد و رواج موسسات خصوصی نیز بیش از پیش گسترده تر خواهد شد. از این رو با نگاهی اجمالی به مساله به وضوح درمی یابیم که در موضوع یاد شده صورت مساله به نحو ناشیانه ای پاک شده است و به عبارتی به ظاهر اسم کنکور حذف شده ؛ اما معضل کنکور نه تنها برطرف نشده است ؛ بلکه علاوه بر عوارض معمول ، حواشی و شعاع آن گسترده تر و تخصصی تر شده است ، البته با پیچیدگی ها و مشکلات اجرایی خاص آن.
به این ترتیب مدرسان نیز تحت تاثیر جو روانی کنکور و نداشتن وقت کافی در عمل راغب نخواهند بود دانش آموزان را به بازدیدهای علمی از جمله بازدید از کارخانه ها و موسسات تولیدی و مراکز گوناگون فعالیت های اجتماعی ببرند و نکات علمی ، آموزشی ، تربیتی و مفاهیم ارزشمندی چون روحیه مشارکت ، آشنایی با قوانین و مقررات ، وجدان کاری ، آداب معاشرت ، رعایت حقوق دیگران ، رعایت نظم و انضباط و احساس مسوولیت را که در چنین محیطهایی موثرتر و نافذتر است آموزش دهند و آنها را به سمت شکوفایی استعدادهایشان و رشته های مناسب هدایت کنند و ابعاد عملی و کاربردی موضوعات درسی را برای دانش آموزان تشریح کنند، چرا که در غیر این صورت از آمار قبول شدگان در کنکور کاسته می شود و درجه اعتبار مدرسه و معلمان نزول می کند، لذا مجبور خواهند بود صرفا به قالبهای خشک و رسمی تن داده و به کلیشه ها و برنامه های درسی عقیم بسنده کنند. با ملاحظات تبعات این موضوع ، حتی رئیس سازمان سنجش نیز طرح مذکور را عملا از چاله به چاه افتادن ارزیابی می کند و حذف کامل کنکور را در فقدان زیرساخت های اساسی در این بخش به مثابه فاجعه ای تلقی می کند. به نظر می رسد با توجه به احاطه گسترده سازمان سنجش در این حوزه و ارائه شفاف مشکلات طرح ساماندهی کنکور، تعامل گسترده مجلس با سازمان سنجش به موازات تعامل با سایر بخشها می تواند در تسریع تصویب و کارایی طرح فوق نقش بسزایی ایفا نماید.
نظر به این که قانون مجلس باید مبتنی بر کلیات باشد، به نظر می رسد مجلس اجازه دهد کمیته ساماندهی پذیرش دانشجو در تصمیم گیری ها نقش پررنگتری ایفا نماید، چرا که اعضای این کمیته با هر ترکیبی که باشند، چون بدون حواشی در بطن موضوع قرار دارند، علاوه بر کلان نگری ، به جزییات و ریزه کاری های تخصص موضوع نیز اشراف کامل دارند.

هنگامی موضوع حذف کنکور فعلیت می یابد که برای داوطلبان هیچ گونه مانعی در ورود به دانشگاه موردنظر و انتخاب رشته مطلوب در میان نباشد

نظر به این که دانش آموزان جدی از اوایل دبیرستان برای کنکور برنامه ریزی می کنند، لذا تغییرات سریع و ناگهانی در کنکور، داوطلبان مستعد را متضرر می نماید. بنابر این به نظر می رسد به منظور اجرای عدالت آموزشی ، هر تغییری باید با ارزیابی جوانب آن و طی فرایندی تدریجی و درازمدت صورت پذیرد و با توجه به این که حتی تغییرات بسیار جزیی در روند کنکور متضمن بررسی موشکافانه بسیاری از مسائل ریز و درشت است ، لذا به نظر می رسد برای رسیدن به نقطه مطلوب بررسی مسائل ذیل می تواند در روند پیگیری طرح ساماندهی کنکور مثمر واقع گردد.

غربالگری دانش آموزان

تعداد انبوهی از دانش آموزان نخبه در کشور وجود دارند که با هزاران معدل یکسان در گروههای آزمایشی مختلف در حال تحصیلند و صلاحیت حضور در دانشگاه های طراز اول کشور را دارند. آیا دانشگاه های کشور با این شاخص پذیرش ، گنجایش این همه نخبه را در دانشگاه های مطرح کشور خواهند داشت؛
مشخص نیست طرح برای تحت پوشش گرفتن این همه دانش آموز با معدلهای یکسان و غربالگری آنها جهت توزیع عادلانه پذیرفته شدگان در دانشگاه های مطلوب و در رشته های اولویت دار با ظرفیت پایین ، چه تمهیداتی به کار خواهد بست. البته در غایت امر، منظور از اشاره به معدلهای یکسان مفهوم کلی آن و در برگیرنده دانش آموزان پرتوان ، متوسط و کم توان با معدلهای یکسان است که در جای جای کشور دارای معدلهای همانند هستند. لذا در آزمون های نهایی با این وسعت ، نمرات توانایی رتبه بندی داوطلبان را ندارند و از آنجا که رتبه بندی داوطلبان به هیچ وجه قابل حصول نیست ، لذا ضرورت یک آزمون مکمل ، جهت غربالگری داوطلبان ضروری به نظر می رسد. با توجه به این دیدگاه و ملاحظه جوانب موضوع ، اعمال سوابق صددرصدی در روند پذیرش دانشجو مقدور به نظر نمی رسد. گو این که باتوجه به سطح دشواری سوالات طی سالهای مختلف و اعمال سلیقه مصحح در تصحیح اوراق تشریحی ، معدل و سوابق تحصیلی و به تبع آن سطح دانش افرادی که طی سالهای مختلف معدلهای مختلفی را احراز کرده اند، به هیچ عنوان با همدیگر قابل مقایسه نخواهند بود.

داوطلبان قبلی

در هر کنکور، به طور متوسط، 65 درصد افراد، داوطلبان سالهای گذشته اند. با توجه به ابهام موجود در طرح ، حال چگونه می تواند برای این دسته از داوطلبان که فاقد سوابق تحصیلی هستند، به طور ضرب الاجل اعمال سابقه نماید. از آنجا که طرح ساماندهی کنکور، شرایط داوطلبان سالهای گذشته را در اجرای کنکور پیش بینی نکرده ، لذا به نظر می رسد ضروری است دست اندرکاران طرح ، این ابهام را با جوانب و ابعاد آن مورد تامل و مداقه جدی قرار دهند.

خلاء گروه های آزمایشی شناور

چالش مهم در این طرح اساسا مشکل اعمال سوابق تحصیلی در گروههای آزمایشی شناور است ، این مساله زمانی حاد می شود که داوطلبان در گروههای آزمایشی شناور متقاضی ادامه تحصیل باشند. این معضل زمانی که بخواهیم داوطلبانی از گروههای آزمایشی زبانهای خارجی و هنر را که عملا سوابق تحصیلی ندارند، گزینش کنیم بروز می کند و خلائ این گروههای آزمایشی نیز خطراتی را متوجه نظام آموزشی موجود می کند. چرا که به اذعان تمامی دست اندرکاران امور آموزشی ، تفکیک گروههای آزمایشی شناور یکی از دستاوردهای بسیار مهم نظام آموزشی در چالش با معضلات نظام آموزشی ، جهت ارتقای کیفیت آموزشی بوده است ، به گونه ای که پس از اجرای آن سطح کیفی دانشگاه ها در رابطه با گروههای آزمایشی فوق به نحو شگفت انگیزی ارتقا یافته است. به نظر می رسد ضروری است طرح با برنامه های کارشناسی شده ، ابعاد همه جانبه این موضوع را کالبدشکافی کند.

امکان جبران

به نظر می رسد سوابق تحصیلی به موازات اعمال امتحانات هماهنگ و کشوری ، هنگامی قابل اعمال است که قابل جبران نیز باشد. غیرقابل جبران بودن امتحانات از ایرادهای اساسی این طرح است. یعنی فرد پس از احراز سوابق تحصیلی به هیچ عنوان امکان جبران آن را ندارد و فی الواقع پس از امتحانات تا واپسین سالها به یک تماشاگر صرف بدل می شود. با پذیرش این امر که افراد همواره شامل افت و خیزهایی هستند، مشاهده می کنیم که در آزمون های سراسری ، چه بسا افرادی پس از افت و عدم موفقیت در کنکور می توانند به جایگاه واقعی خود دست یابند و با تلاش و کوشش مجدد، با احراز بهترین رتبه های کنکور، به دانشگاه های طراز اول کشور راه یابند. دامنه این موضوع آنقدر گسترده است که داوطلبان پس از گذشت سالیان متمادی فرصت جبران مافات را دارند.

بسیج برای تصحیح اوراق

امتحانات سراسری برای ایجاد نمره ملی باید به طور همزمان و با حداکثر ضریب امنیتی برگزار شود و از آنجا که ، امتحانات سراسری و ملی است ، بدیهی است تصحیح اوراق نیز باید سراسری و استاندارد باشد. هرچند ناگفته پیداست که تصحیح اوراق امتحانی نیز متضمن رعایت قواعد و ویژگی های خاص همچون کدگذاری اوراق برای بالا بردن ضریب امنیتی آن است.
با توجه به انبوه دانش آموزان در سه پایه تحصیلی ، باید حدود دهها میلیون برگه امتحانی تصحیح شود که نیرو و امنیت و تصحیح استاندارد آن با این تعداد عظیم کار دشواری است. هرچند در تصحیح استاندارد اوراق در امتحانات تشریحی شائبه هایی مطرح است ، اما به هر صورت تصحیح اوراق حساسیت فوق العاده ای دارند. لذا اگر قرار باشد هر برگه حداقل دو بار تصحیح شود، تصحیح دهها میلیون اوراق ، بسیج تعداد عظیمی مدرس را می طلبد. ضمن اشاره به اهمیت بازبینی تصادفی (راندوم) برگه ها جهت بالاتر بردن سطح کیفی تصحیح اوراق ، باید با تمهیدات مناسب و طرحها و برنامه های کارشناسی شده و ارائه راهکارهای مناسب جهت حل اساسی این دشواری ها گامهای اساسی برداشت.

سلیقه مصحح

براساس ماده یک طرح ساماندهی کنکور، وزارتخانه های علوم و آموزش و پرورش موظف به برگزاری آزمون های تشریحی و همزمان در کشور شده اند. به نظر می رسد قبل از هر چیز، تعیین نوع آزمون ، ورود قانونگذاری به امر اجرا را در ذهن متبادر می سازد، در حالی که به نظر می رسد قوانین مجلس اصولا باید مبتنی بر کلیات باشد و جزییات امر را می توان به بخشهای اجرایی سپرد؛ چراکه شیوه های متنوعی برای ارزشیابی معلومات و اندوخته های واقعی و پتانسیل علمی دانش آموزان وجود دارد که هر کدام در شرایط مختلف ، قدرت ارزشیابی خاص خود را دارند؛ مثلا در تصحیح استاندارد اوراق در امتحانات تشریحی همواره شائبه هایی مطرح بوده و اعمال نظر سلیقه ای مصحح ، پیوسته یکی از دغدغه ها در جهت تصحیح استاندارد اوراق بوده است.
به عنوان مثال در امتحانات تشریحی ، داوطلب در پاسخ به سوالات امتحانی ، هرچند پاسخ دقیق آن را نداند، برای خالی نبودن عریضه ، حول و حوش آن موضوع ، از دانسته های دور و نادانسته هایش چندین سطر طولانی کلی گویی می کند و مطالبی کلی به هم می بافد و با کلمات بازی می کند. از آنجا که در تصحیح این اوراق و کلی گویی ها و ردیف کردن ها روش هم ارز و معادلی وجود ندارد، می بینیم که با توجه به سلیقه معلم و نگرش شخصی وی به موضوع ، نمرات مختلفی به آنها هرچند ناچیز اختصاص می یابد که هیچ کدام از این نمرات استاندارد نیست.
لذا در تصحیح اوراق تشریحی ، پرت و پلانویسی از دانسته های دور و نادانسته ها و نحوه نمره دادن به آن با سلیقه مصحح از مشکلات اساسی است ؛ گو این که به غرض صحت تصحیح اوراق ، تصحیح آن به وسیله عوامل انسانی ، همواره درصدی از خطا و اشتباه را اجتناب ناپذیر می کند. از طرفی ، مطابق نظر برخی متخصصان امور آموزشی آزمون های تشریحی توان لازم برای ارزشیابی گسترده و عادلانه را ندارند.

تحمیل ضربه ای هولناک بر جوانان


واقعیت این است که انتقال علم و دانش صرفا از رهگذر کتابهای درسی تحقق نمی یابد و در شرایطی که دانش آموزان به موازات تحصیل به مطالعات غیردرسی و کتابخوانی روی می آورند، به طور موثرتری ارتقا می یابند و با کشف دنیای شگفت انگیز کتابها، فقط با کتابهای درسی اقناع نمی شوند؛ بلکه با مطالعه کتابهای متنوع به نیازهایشان پاسخ می دهند.
مجموعه های یاد شده با تفکر نقاد و واگرا و اندیشه های خلاق همواره به مانند موتور محرکه جامعه عمل می کنند، این گروه جامعه را به شکل موثرتری تحت تاثیر قرار می دهند و به عنوان پیشتازان جامعه در زمینه های کار و تولید و فعالیت ها و اندیشه های خلاق محسوب می شوند. با این تفاسیر به نظر می رسد با گسترش حوزه کنکور در 3 پایه تحصیلی ، اگر همه وقت دانش آموزان با کتابهای درسی پر شود، ضمن محرومیت از یادگیری فعال ، از دانش روز دنیا و پاسخ به نیازهایشان تهی می شوند و ضربه هولناکی نیز به جامعه تحمیل خواهد شد

به عنوان مثال در تعیین سوال برای یک امتحان تشریحی از یک کتاب حجیم ، به تعداد محدودی سوال بسنده می شود، در حالی که با توجه به گستردگی کتاب ، توزیع و پراکندگی ناعادلانه و اتفاقی سوالها مشکلات عدیده ای برای داوطلبان فراهم می کند، در حالی که سوالات تستی با توجه به حجم کتاب ، دقت بالا و پراکندگی نزدیک و توزیع ناعادلانه ای دارند. از طرفی گاهی یک سوال تستی ، مثلا ریاضی ، استفاده از روشهای مختلف و فرمول ها و معادلاتی را می طلبد که به عنوان یک تست رسیدن به نتایج ، متضمن انجام عملیات بسیاری است و عملا یک سوال به مثابه چندین سوال ، دانش آموز را درگیر می کند.
در سوالات تستی مفهومی ، نمود این ویژگی ها با عمق و گستردگی خاص حس می شود که به هیچ وجه با آلات و اسطرلاب بعضی کلاسهای کنکور قابل سنجش نیست. با وجود جانبداری در برخی زمینه ها، در این مقوله به هیچ وجه قصد مقایسه و اثبات ویژگی های سوالات تشریحی و تستی در بین نبوده است ، چراکه این موضوع بحث علی حده ای را می طلبد و گسترش بحث ویژگی های سوال تشریحی و تستی نیز با توجه به ماده یک طرح ساماندهی کنکور، مبنی بر تعیین نوع آزمون ، قائم بر این بود که قوانین مجلس باید ناظر بر کلیات امور باشد و جزییات را عملا می توان به بخشهای اجرایی محول کرد؛ چراکه در قالبهای تنگ و محدود، توان اجرا و پیگیری خلاق امور از مسوولیت اجرایی سلب خواهد شد و آثار سوئی بر ارکان و اجزای نظام اجرایی پویا خواهد داشت.

پرخوان یا خوش خوان؛

در نهایت ، با توجه به یکایک مراتب فوق ، آزمون مکمل ضرورتی است که به هر صورت جهت غربالگری اصولی داوطلبان اجتناب ناپذیر به نظر می رسد. ببینید، عده ای تا مقاطع پایانی دبیرستان از نتایج عالی و کیفیت ممتازی برخوردارند، اما در کنکور ناموفق هستند، چرا؛ علت این است که مادامی که نوع امتحان بدون توجه به تاکتیک های خلاقه فرد در اجرای شیوه های مطالعاتی ، مدیریت زمان و رابطه ارگانیک وی با کتاب و کتابخوانی و توسعه ابعاد وجودی سنجیده نشود، نتیجه حاصله فاقد قدرت تمییز خواهد بود. در شرایط عادی ، امتحانات عادی در مدارس ، با فواصل زمانی نسبتا قابل ملاحظه و از بخش خاصی از کتاب و یا فقط از یک کتاب خاص برگزار می شود.
در مجموع این چنین موقعیتی با توجه به تفکیک و تقطیع مرحله ای کتاب یا کتابها، فرصتی مناسب برای دانش آموزان پرخوانی ارزیابی می شود که امتحانات را به طور مجزا و مرحله به مرحله ، با فرجه های عالی طی می کنند. در این مقطع ، موضوعاتی همچون مدیریت زمان و عناصر خلاقه تحلیل منطقی آموخته ها کم رنگ تر می شود و لذا در این مرحله دانش آموزان پرخوان نسبت به دانش آموزان خوش خوان که عموما اهل مطالعات غیردرسی نیز هستند، در مجموع به طور عام امتحانات موفقیت آمیزی را تجربه می کنند، در صورتی که در شرایط سنجش کلی (آزمون سراسری با انبوه کتب سالهای مختلف دبیرستان) شرایط به طور مطلق دگرگون می شود.
دانش آموز به موازات تحصیل در دوره پیش دانشگاهی و درگیری با کتابهای جاری ، مستثنا از کتابهای پیش رو، به ناگاه با حجم عظیمی از کتابهای متنوع و حجیم سالهای مختلف دبیرستان روبه رو می شود آن هم با قلت مضاعف زمان در فرصت های مطالعه و نیز در برهه عملی آزمون سراسری با سوالاتی مفهومی که چندی است در سازمان سنجش باب شده ، در این مقطع عناصر خلاقه تحلیل منطقی و استراتژی و تاکتیک در اجرای شیوه های مطالعاتی ، تفکر خلاق و هدفمند و ارتقای نظم فکری و وسعت ذهن و اندیشه به عنوان ابزار نیرومندی کانون توجه قرار می گیرد. در پرتو این امر، عنصر تفکر عقیم و تفکر خلاق در مرزبندی بین افراد یک برگی و بدون دامنه و افراد صیقل خورده به نحو بارزی جلوه گر می شود.
در این فرآیند متاسفانه به ناگاه با حیرت و شگفتی مشاهده می کنیم دانش آموزی که تا مقطع پایانی دبیرستان نتایج خوبی کسب کرده ، در نهایت غافلگیری در مسلخ کنکور ساقط شده است . ترکیب پذیرفته شدگان کنکور نیز مبین این واقعیت است که افراد خلاق و پرتوان و خوش خوان ، در شرایط سنجش کلی همواره در موضع مسلط و برتری قرار داشته اند.
نظر به این که اعمال سوابق تحصیلی در سه پایه فوق ، باعث گسترش زودهنگام جو ملتهب کنکور در مدارس خواهد شد و از آنجا که دانشگاه های دولتی به سبب ارائه امکانات مطلوب مشتاقان و علاقه مندان فراوانی دارند، لذا با توجه به سطح کیفی بسیار متفاوت مدارس در اقصی نقاط کشور، این امر سبب بروز حساسیت بیشتر در دانش آموزان برای کسب نمرات برتر و گرایش بیشتر آنها به کلاسهای کنکور خواهد شد که ضمن این که دانش آموزان را از اوایل دبیرستان درگیر کنکور خواهد کرد، باعث دور شدن آموزش و پرورش از اهداف کلان آن خواهد شد.
عواقب و آثار سوء این امر بویژه درباره افراد خوش خوان به نحو بارزتری نمود خواهد داشت ، چراکه در جو ملتهب زودهنگام ، با اعمال سوابق تحصیلی سه ساله و مسائل حاشیه ای ناشی از آن ، مطالعات غیردرسی و متنوع آنها در حوزه های مختلف ، تحت الشعاع موضوع فوق عقیم خواهد شد و آنها را ناخواسته به سمت قالبهای خشک و رسمی و کلیشه ای هدایت خواهد کرد.

یک امتیاز مثبت

بدیهی است حذف مطلق کنکور سراسری افراد پرخوان و یک برگی و بدون دامنه را که طی سالهای تحصیلی کاری جز تحصیل مکانیکی دروس ندارند، جدا به شوق خواهد آورد. لذا به نظر می رسد لحاظ کردن مطلق سوابق تحصیلی سه ساله دوره متوسطه در نحوه پذیرش دانشجو، رسیدن به نقطه مطلوب را تحت الشعاع قرار دهد، این امر به ناگزیر حذف سوابق تحصیلی سال دوم متوسطه و حتی الامکان سال سوم متوسطه را به ذهن متبادر می سازد.
به نظر می رسد ارزیابی سوابق تحصیلی در مقطع پیش دانشگاهی ایده مطلوبی است و به موازات آن برگزاری حداقل 2 بار آزمون سراسری در این مقطع نه تنها در کاهش استرس داوطلبان موثر خواهد بود، بلکه برای دانش آموزان خوش خوان و خلاق نیز امتیاز مثبتی محسوب می شود.


دایان خاسمی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها