در نهایت ، با توجه به یکایک مراتب فوق ، آزمون مکمل ضرورتی است که به هر صورت جهت غربالگری اصولی داوطلبان اجتناب ناپذیر به نظر می رسد. ببینید، عده ای تا مقاطع پایانی دبیرستان از نتایج عالی و کیفیت ممتازی برخوردارند، اما در کنکور ناموفق هستند، چرا؛ علت این است که مادامی که نوع امتحان بدون توجه به تاکتیک های خلاقه فرد در اجرای شیوه های مطالعاتی ، مدیریت زمان و رابطه ارگانیک وی با کتاب و کتابخوانی و توسعه ابعاد وجودی سنجیده نشود، نتیجه حاصله فاقد قدرت تمییز خواهد بود. در شرایط عادی ، امتحانات عادی در مدارس ، با فواصل زمانی نسبتا قابل ملاحظه و از بخش خاصی از کتاب و یا فقط از یک کتاب خاص برگزار می شود.
در مجموع این چنین موقعیتی با توجه به تفکیک و تقطیع مرحله ای کتاب یا کتابها، فرصتی مناسب برای دانش آموزان پرخوانی ارزیابی می شود که امتحانات را به طور مجزا و مرحله به مرحله ، با فرجه های عالی طی می کنند. در این مقطع ، موضوعاتی همچون مدیریت زمان و عناصر خلاقه تحلیل منطقی آموخته ها کم رنگ تر می شود و لذا در این مرحله دانش آموزان پرخوان نسبت به دانش آموزان خوش خوان که عموما اهل مطالعات غیردرسی نیز هستند، در مجموع به طور عام امتحانات موفقیت آمیزی را تجربه می کنند، در صورتی که در شرایط سنجش کلی (آزمون سراسری با انبوه کتب سالهای مختلف دبیرستان) شرایط به طور مطلق دگرگون می شود.
دانش آموز به موازات تحصیل در دوره پیش دانشگاهی و درگیری با کتابهای جاری ، مستثنا از کتابهای پیش رو، به ناگاه با حجم عظیمی از کتابهای متنوع و حجیم سالهای مختلف دبیرستان روبه رو می شود آن هم با قلت مضاعف زمان در فرصت های مطالعه و نیز در برهه عملی آزمون سراسری با سوالاتی مفهومی که چندی است در سازمان سنجش باب شده ، در این مقطع عناصر خلاقه تحلیل منطقی و استراتژی و تاکتیک در اجرای شیوه های مطالعاتی ، تفکر خلاق و هدفمند و ارتقای نظم فکری و وسعت ذهن و اندیشه به عنوان ابزار نیرومندی کانون توجه قرار می گیرد. در پرتو این امر، عنصر تفکر عقیم و تفکر خلاق در مرزبندی بین افراد یک برگی و بدون دامنه و افراد صیقل خورده به نحو بارزی جلوه گر می شود.
در این فرآیند متاسفانه به ناگاه با حیرت و شگفتی مشاهده می کنیم دانش آموزی که تا مقطع پایانی دبیرستان نتایج خوبی کسب کرده ، در نهایت غافلگیری در مسلخ کنکور ساقط شده است . ترکیب پذیرفته شدگان کنکور نیز مبین این واقعیت است که افراد خلاق و پرتوان و خوش خوان ، در شرایط سنجش کلی همواره در موضع مسلط و برتری قرار داشته اند.
نظر به این که اعمال سوابق تحصیلی در سه پایه فوق ، باعث گسترش زودهنگام جو ملتهب کنکور در مدارس خواهد شد و از آنجا که دانشگاه های دولتی به سبب ارائه امکانات مطلوب مشتاقان و علاقه مندان فراوانی دارند، لذا با توجه به سطح کیفی بسیار متفاوت مدارس در اقصی نقاط کشور، این امر سبب بروز حساسیت بیشتر در دانش آموزان برای کسب نمرات برتر و گرایش بیشتر آنها به کلاسهای کنکور خواهد شد که ضمن این که دانش آموزان را از اوایل دبیرستان درگیر کنکور خواهد کرد، باعث دور شدن آموزش و پرورش از اهداف کلان آن خواهد شد.
عواقب و آثار سوء این امر بویژه درباره افراد خوش خوان به نحو بارزتری نمود خواهد داشت ، چراکه در جو ملتهب زودهنگام ، با اعمال سوابق تحصیلی سه ساله و مسائل حاشیه ای ناشی از آن ، مطالعات غیردرسی و متنوع آنها در حوزه های مختلف ، تحت الشعاع موضوع فوق عقیم خواهد شد و آنها را ناخواسته به سمت قالبهای خشک و رسمی و کلیشه ای هدایت خواهد کرد.
یک امتیاز مثبت
بدیهی است حذف مطلق کنکور سراسری افراد پرخوان و یک برگی و بدون دامنه را که طی سالهای تحصیلی کاری جز تحصیل مکانیکی دروس ندارند، جدا به شوق خواهد آورد. لذا به نظر می رسد لحاظ کردن مطلق سوابق تحصیلی سه ساله دوره متوسطه در نحوه پذیرش دانشجو، رسیدن به نقطه مطلوب را تحت الشعاع قرار دهد، این امر به ناگزیر حذف سوابق تحصیلی سال دوم متوسطه و حتی الامکان سال سوم متوسطه را به ذهن متبادر می سازد.
به نظر می رسد ارزیابی سوابق تحصیلی در مقطع پیش دانشگاهی ایده مطلوبی است و به موازات آن برگزاری حداقل 2 بار آزمون سراسری در این مقطع نه تنها در کاهش استرس داوطلبان موثر خواهد بود، بلکه برای دانش آموزان خوش خوان و خلاق نیز امتیاز مثبتی محسوب می شود.