فلسطین در نظر یهودیان همان سرزمین موعودی است که خداوند به بنی اسرائیل وعده داده است. یهودیان ساکن در این منطقه بعد از ویرانی اورشلیم (بیت المقدس) در سال 70 میلادی ازسوی رومیان از فلسطین رانده شدند و درمیان ملل دیگر به صورت اقلیت زندگی می کردند؛ اما این یهودیان همواره آرزوی بازگشت به سرزمین موعود را در سر داشتند. صدها سال بعد در قرن 19 میلادی جریان های یهودستیزی در اروپا شدت گرفت و صهیونیسم به وجود آمد. بنیانگذار جنبش صهیونیسم که همان تئودور هرتزل ، روزنامه نگار اتریشی بوده است با نوشتن کتاب دولت یهود (Juden State) نظریه خود را به جامعه یهودیان عرضه کرد.
|
زندگی در کابوس وحشتناک
یاعیل بازمیلاد، یکی از نویسندگان مطرح اسرائیلی در مقاله معروف خود در روزنامه معاریو می نویسد: همیشه این خواب و خیال مرا رنج می دهد، بارها سعی کرده ام این فکر را از سر بیرون کنم ، اما هر بار با اتفاق جدیدی روبه رو می شوم که مرا به این قناعت نفس می رساند که چاره ای جز این نداریم که با این کابوس وحشتناک زندگی کنیم. باید باور کنیم اسرائیل پایان خوبی نخواهد داشت و مرگ سختی در انتظارش نشسته است. موضوع زوال افسانه ساختگی صهیونیسم تحت عنوان کشوری به نام اسرائیل که با هدف مصونیت بخشیدن به آنچه یهودی آزاری خوانده می شود، شکل گرفت ، تنها در رسانه های داخلی اسرائیل به بحث و بررسی گذاشته نشده است بلکه این گونه بحثها در رسانه های مطرح جهان و روزنامه های جهانی چون مجله نیوزویک نیز به بررسی و گفتگو گذاشته شده است. مثلا مجله نیوزویک با به تصویر کشیدن ستاره اسرائیل و گذاشتن علامت سوالی در وسط این ستاره می نویسد: آینده اسرائیل چگونه است ؛ آیا اسرائیل حق بقا دارد و آیا می تواند بقای خود را تضمین کند؛ دولت یهودی اسرائیلی به چه بهایی می تواند حق بقای خود را تضمین کند؛ |
او با طرح نظریه ایجاد دولت ملی یهودی در فلسطین ، خواستار دولتی سکولار در فلسطین بود و این بر خلاف عقیده سنتی یهودیان مبنی بر ایجاد دولت الهی در سرزمین موعود بود. اولین کنگره صهیونیست ها در بازل سوئیس در سال 1897 با هدف ایجاد یک دولت ملی در فلسطین تشکیل شد و این هدف رسما در آن اعلام شد.
مرکز صهیونیسم و مقر هرتزل در وین قرار داشت و صهیونیست ها در این زمان در میان یهودیان در اقلیت بودند. صهیونیست ها با وجود تعداد اندک از سازماندهی قوی و حمایت مالی گسترده برخوردار بودند، روزنامه های آنان به بسیاری از زبان های دنیا منتشر می شد. تبلیغات وسیع و زیرکانه از شگردهای صهیونیست ها و از عوامل عمده موفقیت آنها محسوب می شود.
شکست انقلاب روسیه در سال 1905 و فشارهای دولت تزاری باعث شد تا تعدادی از جوانان یهودی به فلسطین مهاجرت کنند. در سال 1914 حدود 90 هزار یهودی در فلسطین ساکن بودند. در بحبوحه های جنگ اول جهانی ، صهیونیسم رشد سریعی یافت و رهبری آن به یهودیان روسی تبار ساکن بریتانیا منتقل شد. در این زمان حییم وایزمن ، اولین رئیس جمهور اسرائیل ، تلاش های گسترده ای انجام داد تا از دولت بریتانیای کبیر تعهداتی در مورد ایجاد دولت ملی یهود در فلسطین بگیرد. سرانجام درسال 1917 م وزیر امور خارجه انگلیس با صدور اعلامیه ای قول داد که دولت انگلیس از یهودیان برای ایجاد دولت یهودی در فلسطین حمایت خواهد کرد.
با این اعلامیه که به اعلامیه بالفور مشهور است ؛ اولین نطفه اسرائیل بسته شد. جنگ عثمانی ها و انگلیس ها در واقع به نفع یهودیان صهیونیست تمام شد. بعد از جنگ امپراطوری عثمانی از هم پاشیده و قیمومیت فلسطین به انگلیس واگذار شد و به این ترتیب زمان برای تحقق وعده بالفور انگلیس به یهودیان بتدریج فرا رسید. تا ظهور هیتلر، روند مهاجرت کند بود؛ اما فشاری که نازی ها و یهودی ها وارد کردند روند مهاجرت را تسریع بخشید.
طی جنگ جهانی دوم صهیونیسم طرفداران بیشتری یافت ، بخصوص یهودیان ثروتمند امریکایی حمایت مالی گسترده ای از آن به عمل آوردند و به عمده ترین حامیان صهیونیسم مبدل شدند. صهیونیست ها با تشکیل یک سازمان تروریستی به نام هاگانا فضای پرآشوب و فتنه آمیزی را در فلسطین به وجود آورند. اعلام موجودیت اسرائیل به سرعت بعد از صدور قطعنامه سازمان ملل در سال 1948 انجام گرفت و در پی آن اولین مرحله از جنگ های اعراب و اسرائیل شروع شد.
اگر بخواهیم نگاهی به صهیونیسم از درون صهیونیسم بیاندازیم ، می بینیم که بسیاری از نویسندگان مطرح و رهبران این جنبش ، خود از منتقدان اصلی آن هستند و بسیاری از روایت های ذکر شده درباره وقایع این جنبش را تکذیب می کنند. در بسیاری از این نوشته ها نگرانی های موجود مبنی بر فروپاشی افسانه ساختگی اسرائیل که بر اساس اسطوره سازی صهیونیسم و آزار رسانی به یهودیان ساخته شده است ، ملموس است. یوری افینری ، یکی از اعضای سابق کنست و نویسنده مطرح اسرائیلی از جمله کسانی بود که از همان آغاز با طرح صهیونیست ها و نحوه تشکیل کشور مستقل اسرائیل بر اساس نقشه های آنها مخالف بود.
وی برای مقابله با طرح صهیونیست ها مجله هاعولام هزه یعنی (این جهان) را تشکیل داد و سیاست های صهیونیست ها انتقاد کرد. وی با انتشار کتابی به نام اسرائیل بدون صهیونیسم می نویسد: وجود اسرائیل بر اساس طرح صهیونیست ها محکوم به فناست ، زیرا این اسرائیل تشکیل شده حاضر نخواهد بود که اعتراف کند سرزمین موعود متعلق به اعرابی است که صدها سال در آن ساکن بوده اند. صهیونیست ها می خواهند بر اساس طرحی به تشکیل اسرائیل اقدام کنند که این طرح در سابق توسط فرانک ها در جنگ صلیبی چهارم و در تاریخ 601 هجری به اجرا گذاشته شد.
پایان این طرح چیزی جز شکست و فروپاشی امپراتوری فرانک ها در سرزمین مقدس نبود. فرانک ها در جنگ صلیبی چهارم مسیر خود را از حمله به مصر به سوی فلسطین تغییر دادند و با به اشغال در آوردن بخشی از این مناطق حکومت خود را تحت نام مملکت فرانک ها آغاز کردند. افینری در ادامه این کتاب خود می آورد: فرانک ها توانایی انجام هر چیزی را داشتند جز توانایی زندگی کردن در آرامش و صلح و امروز اسرائیل می خواهد این تجربه شکست خورده فرانک ها را با انجام برخی تغییرات جزیی به مرحله اجرا گذارد. نباید انتظاری جز شکست برای طرح صهیونیست ها در سرزمین های اشغالی داشته باشیم.
شلومو رایع ، یکی دیگر از نویسندگان اسرائیلی درباره طرح صهیونیست ها برای تشکیل اسرائیل چنین می نویسد: اسرائیل این مسیر را آنقدر ادامه خواهد داد تا بالاخره به پایان راه برسد.