سیاست ترس

بررسی نمونه های فراوانی از برنامه های خبری در روسیه و ایالات متحده نشان می دهد که اخبار تروریسم نقش تهییج کننده و مهمی را در انتخابات روسیه و امریکا ایفا می کند.
کد خبر: ۱۳۰۱۴۹

همچنین عامل ترس به عنوان برگ برنده ، موقعیت رهبران سیاسی در این کشورها را مستحکم تر کرده است.
شبح ترس می تواند جامه به تن کند و حتی برنامه های سیاسی یک کشور را تعیین کند. یک جنبه از نقش ترس زمانی آشکار می شود که سیاستمداران ، از ترس در رقابت های انتخاباتی بهره می گیرند. گونه های مختلفی از ترس ، از شوک حمله تروریستی گرفته تا نگرانی راجع به جنگ اتمی ، می توانند به عنوان ابزارهای انتخاباتی مفیدی عمل کنند. این مقاله به طور خاص ، نقش ترس از تروریسم در رقابت های انتخاباتی روسیه و امریکا را بررسی می کند. این مقاله تلاش دارد نشان دهد چگونه به اخبار تروریسم شکل داده می شود و نیز رای دهندگان چه واکنشی به این اخبار نشان می دهند. این مقاله ، اخبار انتخاباتی در چرخه انتخاباتی 2003 - 2004 روسیه و انتخابات ریاست جمهوری 2004 ایالات متحده را بررسی می کند.
مقاله نشان می دهد چگونه کانال های مهم تلویزیونی به تهدید تروریستی پرداخته اند، چگونه این اخبار تبدیل به گزارش های انتخاباتی شده و چگونه رای دهندگان به این گزارش ها واکنش نشان داده اند. شواهد موجود نشان می دهد که روسیه و ایالات متحده ، تجربه مشترکی از نقش تروریسم در رقابت های انتخاباتی داشته اند.

تروریسم و امنیت بین المللی ، محور انتخابات ریاست جمهوری 2004 امریکا بودند. نگران ساختن امریکایی ها درباره خطرات تروریسم در تمام مدت مبارزات انتخاباتی سال 2004 ، امری بسیار شایع بود. از آنجایی که انتخابات سال 2004 اولین انتخابات پس از حادثه 11 سپتامبر بود ، فرد انتظار دارد که بحث زیادی درباره تروریسم در طول مدت مبارزات انتخاباتی صورت گیرد. با وجود تفاوت های عدیده ای که سیستم های رسانه ای ایالات متحده با روسیه دارند ، درخصوص نقش تروریسم در رقابت های انتخاباتی ، تشابهات میان 2 کشور ، بیشتر از تمایزات است.
با بررسی اخبار در طول مبارزات انتخاباتی 2004 امریکا (اخبار جهان امشب ABC ، اخبار عصر CBS و اخبار شبانه NBC) به این نتیجه می رسیم که 43 درصد از گزارش های خبری با مساله انتخابات مرتبط بوده اند. در عین حال ، تروریسم ، شعار متداولی در 22 درصد از این گزارش های انتخاباتی بود. تروریسم ، بیشتر در ارتباط با جنگ عراق مطرح می شد. در عین حال ، بسیاری از رای دهندگان می گفتند که جنگ عراق و تروریسم ، عوامل اساسی شکل دهنده اولویت های انتخاباتی آنان بوده است. با وجود حضور زیاد تروریسم در گزارش های خبری انتخابات ، اخبار ABC ، CBS و NBC ، اطلاعات اساسی درخصوص برنامه های نامزدها راجع به این مساله را به مخاطبان ارائه ندادند. با این که 67 درصد از این گزارش ها به مواضع جورج بوش و رقیب دموکراتش جان کری ، نسبت به تروریسم اشاره می کردند ولی این اشارات در مقایسه با دیگر مسائل انتخاباتی ، بسیار مبهم بودند.
جورج بوش درباره تروریسم بیشتر حرف زد؛ ولی هر دو نامزد تمایل داشتند تا به شیوه ای مشابه درباره تروریسم بحث کنند. هیچ کدام از این گزارش های خبری ، تروریسم را به حوادث 11 سپتامبر مربوط نمی ساختند (با این که این امر، یک ارتباط طبیعی از نظر مخاطبان بود).
بوش و کری اغلب درباره تروریسم صحبت می کردند و نوعا به توانایی واقعی و احتمالی یکدیگر در مورد مقابله با تروریسم ، حمله می کردند. حدود نیمی از گزارش های خبری که به تروریسم اشاره می کردند ، حاوی اظهارات منفی بوش و کری درباره یکدیگر بودند. بوش ، رقیب خود را به ضعف و نداشتن یک برنامه منسجم برای جنگ با ترور متهم کرد: «جان کری فردی برای کاری نادرست ، در زمانی نامساعد است». جملات بوش ، معمولا با وعده های گرمی همراه می شد که او متزلزل نخواهد شد و تروریست ها را در هر کجا که باشند به دام خواهد انداخت.
هیچ کدام از نامزدها، راجع به راهبردها یا شیوه های معین تقویت امنیتی ، بحثی انجام ندادند. در عوض آنان از ترس مردم از ترور بهره برداری می کردند و ادعا داشتند که کشور را امن خواهند کرد. هر دو نامزد، طبق توصیه مشاوران سیاسی شان می دانستند مردم امریکا ترس زیاد و تا حدودی غیرمنطقی از حملات تروریستی دارند. در نتیجه هراس افکنی و ظاهرسازی بر بحث منطقی و استدلال سیاسی غلبه یافت.
هیچ کدام از نامزدها برنامه خاص و بلندمدتی را ارائه نکردند. واضح است احساسات به جای تدبیر، نقش اصلی را در انتخابات ایفا می کرد، بویژه برای آنانی که طرفدار هیچ کدام از احزاب جمهوریخواه یا دموکرات نبودند. این احساس اساسا ترس بود و درباره انتخاب بوش یا کری ، خیلی از مردم ، بوش را در این احساس ، دلگرم کننده تر یافتند. بیشتر، جان کری را کاندیدایی می دانستند که باهوش تر است ولی اتفاق نظر بر این بود که بوش قوی تر است.
رسانه ها به جای بررسی علل تروریسم ، بیشتر بر انعکاس رویدادهای ترورستی تمرکز داشتند. به طور کلی احساسی در میان امریکایی ها ترویج می شد که جهان برای امریکایی ها در حال خطرناک تر شدن است و کار زیادی هم در این مورد نمی توان انجام داد. در کل ، مردم از انجام تغییرات مفید در این رابطه احساس ضعف می کردند و در نتیجه این احساسات به اهمیت زور و در نتیجه به ترجیح جورج بوش ، منجر شد.

انتخابات 2003 - 2004 روسیه

از آغاز دور اول ریاست جمهوری پوتین در سال 2000 رسانه های روسیه به طور فزاینده ای تحت کنترل کرملین درآمده اند. بنابراین تعجبی ندارد که کانال اول دولتی ، اخبار را به صورتی یکجانبه گزارش می دهد و سیاست های امنیتی روسیه بویژه درخصوص جنگ چچن را زیر سوال نمی برد.
دیگر برنامه های تلویزیونی ازجمله تلویزیون تجاری NTV در کانال 4 و نیز برنامه خبری Vremya در کانال یک ، نیز طی دوران انتخاباتی به طور یکجانبه ای عمل می کنند و پوشش خبری وسیعی را به سردمداران وقت و افراد نزدیک به منافع کرملین ، اختصاص می دهند و نیز افراد منتقد کرملین را نادیده گرفته و یا از آنان بدگویی می کنند.

مقابله با تروریسم


تروریسم ، یکی از موضوعات اصلی اخبار رقابت های پارلمانی روسیه بود. درست 2 روز قبل از انتخابات 2003 ، یک حمله تروریستی به قطاری در شمال روسیه انجام شد که به کشته شدن 40 نفر منجر شد. از دیگر حملات تروریستی مهم می توان به گروگان گیری در تئاتری در مسکو در اواخر سال 2002 اشاره کرد که حداقل 170 کشته بر جای گذاشت. بیش از نیمی از اخبار تروریسم به چچن و بقیه به دیگر مسائل تروریسم مربوط می شدند.
در جریان انتخابات ریاست جمهوری 2004 روسیه ، انتخاب کنندگان ، رهبریت قوی را بسیار با اهمیت می دانستند و تعریف آنان از قوی بودن به حل و فصل وضعیت چچن و به طور کلی تروریسم مربوط می شد. همچنین پیامهای انتخاباتی بسیار مهمی از سوی پوتین و احزاب طرفدار وی درباره برخوردی شدید به مساله چچن و تروریست ها مخابره می شد. موضع شدید پوتین در برابر تروریسم باعث شد که انتخاب کنندگان ، وی را رهبری قوی و قاطع بپندارند که قول داده است تروریست های چچن را به طور کامل نابود کند. آنان با توجه به قوی و کارآمد پنداشتن پوتین ، احساس می کردند که وی می تواند با مشکلات بی شمار روسیه از جمله تروریسم ، مقابله کند.

طی انتخابات پارلمانی سال 2003 روسیه ، 16 درصد از اخبار Vremya و 13 درصد از برنامه خبری NTV یعنی Sevoclnya مربوط به رقابت های انتخاباتی می شد. مهمترین موضوعاتی که برنامه خبری Vremya در طول انتخابات پارلمانی به آن می پرداخت عبارت بودند از: کارآمدی و کفایت پوتین ، اهمیت رهبران بلندپایه حزب حامی دولت «روسیه متحد» و روابط سیاسی نزدیک آنان با پوتین ، تلاش دولت مرکزی برای رفع مشکلات منطقه و نقش روسیه در عرصه بین المللی.
با این که کانال اول دولتی ، در سطح بسیار وسیع تری انتخابات را تحت پوشش قرار داده بود؛ ولی احزاب سیاسی ، چندان مورد پوشش خبری قرار نگرفتند و تقریبا هیچ گونه بحثی در مورد سیاست های دولتی صورت نگرفت.

تبدیل ترس به قدرت

شواهد موجود نشان می دهد که تروریسم نقش مشابهی را در انتخابات اخیر روسیه و ایالات متحده ایفا کرده و به نمایش گذاشتن قدرت در هر دو کشور اهمیت زیادی در جریان انتخابات داشته است ؛ این که تروریسم در انتخابات 2 کشور بسیار مشهود بود؛ ولی هیچ گونه بحث ریشه داری در مورد آن صورت نگرفت. در روسیه ، پوتین و حزب حامی وی ، بر عرصه سیاسی تسلط داشتند و اجازه خودنمایی به دیگران را نمی دادند. در ایالات متحده ، اقتصاد و بحران فعلی مراقبت های بهداشتی می توانستند موضوعات انتخاباتی ارزشمندی باشند. در حقیقت ، در هر دو کشور از تروریسم به شیوه های احساسی بهره برداری شده است.
رسانه ها و سیستم سیاسی هر دو کشور، از نگرانی ها درباره امنیت داخلی و بین المللی سوء استفاده کرده اند. این امر تا حدودی ریشه در تاریخ دو کشوری دارد که رهبران شان طی دوران جنگ سرد، از عامل ترس برای حمایت از قدرتشان ، بهره جسته اند. کشورهایی که می خواهند تا خود را به عنوان بازیگران اصلی عرصه بین المللی نشان دهند، نیاز دارند تا همیشه لیست بلندبالایی از دوستان و نیز دشمنان سرسخت خود را ارائه دهند. بزرگنمایی ترس و تهدیدات بین المللی ، ابزار مفیدی برای دولتمردانی بوده است که در صدد حفظ قدرت و محدود کردن حقوق مدنی هستند.
در روسیه و ایالات متحده ، رای دهندگانی که به جای حس تاثیر و مشارکت سیاسی با احساس ترس و درماندگی برانگیخته شده بودند، به هیچ وجه نقش یک شهروند را ایفا نکردند. درباره نقش اخبار تلویزیون در دوران رقابت های انتخاباتی امریکا و روسیه می توان گفت که شبکه های تلویزیونی در هیچکدام از این دو کشور، بحث منطقی ای در خصوص بهبود امنیت داخلی و بین المللی ارائه نکردند. باید گفت که رسانه های دو کشور، به جای تکرار طوطی وار سخنرانی های دولتمردان ، می باید در پی ایجاد بحث و مناظره می بودند. این وضعیت ، نبود یک عرصه عمومی مطبوعاتی در هر دو کشور را نشان می دهد. تلویزیون تا چه حد می تواند مباحثه ای منطقی به راه اندازد، یا تا چه حد می تواند به طور مطلق از نیازهای احساسی مخاطب یاخواسته های دولتمردان پیروی کند؛ به طور خلاصه می توان گفت که در روسیه و ایالات متحده ، تلویزیون ، انتخابات را از صورت یک نهاد دموکراتیک به فرآیندی تغییر داده است که ترس را به قدرت تبدیل می کند.


یعقوب نعمتی وروجنی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها