بزرگترین مدعی و مخالف برنامه هسته ای ایران ایالات متحده است. به اعتقاد امریکایی ها، اگر ایران به فناوری هسته ای دست یابد در حد صلح آمیز آن متوقف نمی ماند و گرایش ذاتی به تولید سلاح هسته ای دارد.
کد خبر: ۱۳۰۰۰۸
این سلاح می تواند امنیت اسرائیل را به صورت جدی تهدید کند و کشورهای همسایه ایران بویژه عربستان و ترکیه را وادار کند تا برای جلوگیری از هژمونی منطقه ای جمهوری اسلامی ایران به سوی هسته ای شدن گام بردارند و این چرخه می تواند دکترین منطقه ای ایالات متحده را که مبتنی بر حمایت از رژیم صهیونیستی ، انزوای سیاسی ، اقتصادی و نظامی ایران و حضور موثر نیروهای امریکایی برای شکل دادن به تحولات منطقه ای است ، تهدید کند و تمام منطقه خاورمیانه و نظم بین المللی را تحت تاثیر قرار دهد؛ بنابراین سیاستمداران امریکا بر این اعتقادند که به هر شکل ممکن و با استفاده از ابزارهای دیپلماتیک و غیردیپلماتیک باید از هسته ای شدن ایران پیشگیری کرد و در این خصوص باید از ابزارهای گوناگون اعم از اقتصادی ، سیاسی و نظامی بهره گرفت تا ایران هسته ای هیچ گاه در خاورمیانه ظهور پیدا نکند.
1- تضاد در دیپلماسی هسته ای امریکا طرح ابتکار امنیت تکثیر هسته ای امریکا که برای جلوگیری از انتقال غیرقانونی مواد هسته ای تدوین شده با حمایت بسیاری از کشورهای جهان روبه رو شده است ؛ اما در پس سیاست عدم تکثیر هسته ای امریکا مشکل اساسی برخورد دوگانه و آن چیزی است که بسیاری آن را دورویی می خوانند. اما برخی نیز لقب واقعگرایی به آن می دهند. از همان ابتدای عصر هسته ای ، دولتهای امریکا بیشتر نگران دستیابی دشمنانشان به بمب بودند تا دوستان و متحدانشان . در دهه 1960 امریکا به انگلستان و فرانسه کمک کرد تا قوای هسته ای مستقر کنند و این در حالی بود که در فکر اقدامات پیشدستانه (Preemptive) در مقابل قوای هسته ای چین بود. این کشور، کره شمالی و ایران را به خاطر بازی کردن با برنامه های هسته ای تهدید می کند، اما مدتهاست که اسرائیل و بتازگی هند درباره فعالیت های هسته ای خویش از امریکا چراغ سبز دریافت کرده اند. در حالی که در برابر ایران که راهبرد هسته ای خویش را بر مبنای دستیابی به فناوری صلح آمیز هسته ای (Nuclear Peacefull Technology) قرار داده و بارها اعلان کرده است که در پی تسلیحات هسته ای نخواهد رفت و فقط به دنبال استفاده از فناوری صلح امیز هسته ای در اموری نظیر انرژی برق ، پزشکی ، کشاورزی و... است و در این راه هرگونه همکاری نیز با نهادهای بین المللی برای اعتمادسازی (Confidence Building) بین المللی خواهد کرد، مقابله می کند و آن را تهدید صلح و امنیت منطقه ای و بین المللی می داند و درصدد است تا به هر وسیله ممکن مانع ظهور ایران هسته ای شود.
2- دیپلماسی مرحله ای امریکا در قبال پرونده هسته ای ایران ایالات متحده امریکا بیشتر به ایران به عنوان کشوری که تهدیدکننده نظم بین المللی است و از هنجارهای جامعه بین المللی فاصله دارد، نگریسته است ؛ اما واقعیت این است که ایران تاکنون در پرونده هسته ای و مذاکراتی که با اتحادیه اروپایی داشته ، همواره در چارچوب قواعد و نرم های بین المللی عمل کرده است. واقعیت این است که این امور همراه با تمایل مجدد اتحادیه اروپایی در اجلاس نوامبر 2005 آژانس مبنی بر آغاز مجدد مذاکرات هسته ای با ایران و انجام مذاکرات دسامبر 2005 در وین تاحدود زیادی دیپلماسی هسته ای امریکا در قبال ایران را منعطف تر کرده است. تاکنون ایالات متحده توانسته است به نتایج و مطلوبیت های موثری در مورد متقاعدسازی ایران به انجام همکاری های بین المللی در این چارچوب دست یابد. الگوی رفتاری قانونمند و مسوولانه ایران در همکاری با آژانس شکل گرفته است و مقامات سیاسی ایران تعامل با آژانس را مهمترین اولویت خویش اعلام کرده اند. ایالات متحده درصدد است که در این مرحله با استفاده از نهادهای بین المللی از دستیابی ایران به فناوری هسته ای پیشگیری کند. در مرحله دوم اعمال محدودیت های راهبردی بر ضد ایران توسط کشورهای اروپایی قرار دارد. ایالات متحده تلاش دارد دیدگاه ها و نگرشهای خویش را از طریق تروئیکای اتحادیه اروپایی EU3 به اجرا بگذارد، بدون این که به صورت مستقیم با ایران وارد مذاکره شود. این شورا می تواند با همکاری قدرتهای بزرگف محدودیت های سیاسی و اقتصادی علیه ایران وضع کند. آنها بر این اعتقادند که برنامه هسته ای ایران در صورت عدم موفقیت مراحل فوق باید دردستور کار شورای امنیت سازمان ملل متحد قرار بگیرد، چرا که هرگونه کوتاهی در برخورد با برنامه هسته ای ایران ، این پیام را به دیگران خواهد داد که در صورت پیگیری برنامه هسته ای ، با عواقب جدی مواجه نخواهند شد.
3- گزینه های امریکا در پیشگیری از هسته ای شدن ایران دیپلماسی امریکا در برخورد با پرونده هسته ای ایران در 2 بخش سیاسی و نظامی قابل بررسی است. ازدیدگاه استراتژیست های امریکایی برخورد سیاسی با پرونده هسته ای ایران در صورتی موفقیت آمیز است که:
1- مقامات سیاسی ایران آماده مذاکره با امریکا درباره مشکلات بنیادینی شوند که در روابط دو جانبه وجود دارد.
2- دولت بوش آماده مذاکره با حکومتی باشدکه سالهاست خواستار سرنگونی آن است.
3- ایران ناقض ان پی تی شناخته شود و کشورهایی نظیر هند، ژاپن ، روسیه و چین که منافع اقتصادی زیادی با ایران دارند، متقاعد شوند که با امریکا و اتحادیه اروپایی در تحریم اقتصادی و انزوای سیاسی ایران همکاری کنند.
4- امریکا و اتحادیه اروپایی به این نتیجه مشترک برسند که با ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت ، حمایت چین و روسیه را نیز خواهند داشت.
5- انتقال این مطلب به دولت ایران که ایالات متحده از تلاش برای تغییر رژیم در صورتی دست خواهد برداشت که تهران به گونه ای قابل رسیدگی از دستیابی به توانایی تولید موادی که ممکن است در سلاحهای هسته ای به کار گرفته شوند، دست بکشد.
6- ارائه امتیازات اقتصادی و تضمینات امنیتی برای ممانعت از غنی سازی اورانیوم توسط ایران.
7- تلاش برای انصراف ایران از پافشاری برحق خود مبنی بر غنی سازی اورانیوم از طریق ایجاد مرکز غنی سازی تحت نظارت آژانس بین المللی انرژی اتمی یا پیشنهاد دسامبر 2005 روسیه مبنی بر ایجاد یک شرکت ایرانی روسی در زمینه غنی سازی اورانیوم و انجام عمل غنی سازی در روسیه و انتقال آن به ایران.
نتیجه
در میان نظریه پردازان و استراتژیست های امریکایی درباره برخورد با پرونده هسته ای ایران اجماع وجود ندارد. گروهی از آنها حمله امریکا به ایران را محتمل می دانند، اما معتقدند در این راه دشواری های بسیاری خواهند داشت. برخی کارشناسان امریکایی نیز اذعان دارند که اطلاعات جاسوسی آنها درباره ایران ناکافی است و در مورد مناقشه هسته ای ایران بر این باورند که امریکا باید در تلاش برای حل مناقشه به اتحادیه اروپایی بپیوندد و درمذاکرات ، حضور پیوسته و فعال داشته باشد. این گروه بر این اعتقادند که با نزدیکی امریکا و اروپا به یکدیگر، این دو می توانند به یک موضع مشترک برای حل مساله هسته ای ایران نائل آیند.