در بسیاری از موارد، زمینی که برای تولید مواد غذایی استفاده می شود با زمینی که برای تولید الیاف استفاده می شود رقابت می کند. الیاف طبیعی علاوه بر کود و سوخت برای ماشین آلات کشاورزی ، انرژی بالای مورد نیاز را به طور مستقیم از خورشید تامین کرده و فشار کمتری را روی منابع انرژی موجود وارد می کنند. به هر حال ، آنها مقدار قابل توجهی از زمین را اشغال کرده اند و متکی به منافع محدود آب هستند.
در تعدادی از نواحی زیر کشت پنبه مانند شرق چین ، دلتای نیل و غرب ترکیه در هنگام رقابت برای استفاده از زمین ، تولید الیاف نسبت به تولید غذا بازنده است. کنف در اروپای غربی کشت می شود چون به آن سوبسید زیادی (همانند غلات) تعلق می گیرد.
|
افزایش ناگهانی تولیدات نساجی
همراه با جهانی شدن صنعت نساجی ، تجارت جهانی منسوجات و الیاف از اهمیت خاصی برخوردار شده است. نقل مکان صنعت نساجی به نواحی تولید کم هزینه تر پدیده جدیدی نیست ؛ اما شدت و سرعت وقوع آن در پایان این قرن خارج از تصور نسبت به سالهای اولیه شروع آن بود. طی قرن بیستم ، حدود یک سوم الیاف و نسبت بسیار کمتری از پارچه ها و منسوجات تکمیل شده در سراسر مرزهای تعرفه ای بین المللی معامله شدند.در دهه 1970 ، یکپارچگی جهانی تولید ناگهان افزایش یافت و در انتهای قرن حجم تجارت جهانی دو برابر شد.

توجه داشته باشید یک محصول مشخص نساجی مثل الیاف ، پارچه یا لباس می تواند چندین بار مرزهای تعرفه ای را قطع کند. بنابراین مجموع حجم تجارت جهان می تواند بالغ بر 100 درصد مصرف جهانی شود. تولید صنعتی ، مصرف پنبه و حجم تجارت هر سال تغییر می کند. اطلاعات دقیقی راجع به تجارت جهانی طی دوره 1900 تا 1960 در دسترس نیست ، اما از سال 1970 تا 1998 ، اطلاعات دقیقی درباره دامنه وسیعی از کشورها و مناطق تجاری موجود است. کشورهای با مزیت نسبی کمتر به میزان قابل توجهی وارد کننده هستند. در حالی که کشورهای کم هزینه ، صادرات و مخصوصا صادرات کالاهای نساجی را گسترش می دهند. روندهای کنونی روبه جلو و تا سال 2020 توسعه داده شده اند، اما باید حاشیه خطا مجاز باشد؛ چون شرایط اقتصادی از کشوری به کشور دیگر در نوسان است |
کشت مدرن پنبه مستلزم مقدار زیادی آب ، کود و آفت کش هاست و سوبسیدهای نقدی زیادی را در بسیاری از کشورها دریافت می کند. به استثناء سال 1995 ، از سال 1981 قیمت پنبه بر حسب دلار جاری امریکا به محدوده قیمت 50 تا 80 سنت در هر پوند منحصر شده است ، به طوری که پلی استر، تبدیل به یک رقابت کننده برتر شده است.
کشاورزان پی برده اند که سودشان تا نقطه ای کاهش یافته که تولیدکنندگان با کارآیی کمتر مجبور شده اند تا تجارت کشت پنبه را برای تجارت محصولات ارزشمندتر کنار بگذارند. این مساله که تا چه مدت دولتها از کشت پنبه با سوبسیدهای نقدیشان حمایت خواهند کرد، همچنان که سیاست های محیطی نفوذشان را گسترش می دهند، هنوز مورد بحث است. نظر نسل بعدی در این موضوع ممکن است عامل تعیین کننده ای باشد و نتیجه را مشخص کند.
اگر چه امروزه ، فناوری جدید تنها راه نجات است ؛ اما می توان پیش بینی کرد که در قرن 21 ، سوختهای فسیلی کافی برای تولید مواد شیمیایی و الیاف در دسترس خواهد بود و زمان کافی برای توسعه هیدروژن ، متانول و منابع انرژی خورشیدی در آینده وجود خواهد داشت. به علاوه چه کسی می داند، چه کشفیات جدید و چشمگیری در پیش روی علم فیزیک و انرژی قرار دارد؛
پیشرفت های فنی ، نه تنها در تولید الیاف و نساجی ؛ بلکه در همه زمینه های فعالیت بشر به سرعت رخ می دهد.
گرایش به جایگزینی ماشین آلات ، مقدار نیروی کار انسانی لازم برای تولید نساجی را به میزان 10 برابر در طول 10 سال کاهش داده است. تولید پوشاک تاکنون به این نرخ بهبود بهره وری رسیده است ؛ اما شکی نیست که تولید خودکار و سفارشی لباس در اوایل قرن 21 به واقعیت تبدیل خواهد شد.
جهان به مازاد ظرفیت تولید نساجی رسیده است و بیشتر آن مربوط به تجهیزات کهنه و بدون بازده است. این مازاد به طرق مختلف بالای 20 تا 30 درصد نیاز واقعی جهان تخمین زده می شود. چین از 40 میلیون دوک نصب شده ، 10 میلیون آن را به ضایعات تبدیل کرده است و به استثناء افرادی که شغلشان را از دست دادند، چیزی از دست داده نشد.
در آینده ، 4 میلیارد نیروی کار مازاد پیش بینی شده در کجا اشتغال خواهند یافت؛ به یقین برای تولید محصولات نساجی که به طور روزافزونی یک بار مصرف ، سپس بازیابی می شوند، به تعداد افراد کمتری نیاز خواهد بود.کوشیده اند تا اشتغال لازم برای برآوردن نیازهای الیاف و منسوجات جهانی از سال 1900 تا 2000 محاسبه شود؛ اما دستیابی دقیق به آن به علت عدم وجود داده های مرتبط با تولید خانگی بافندگی در مقیاس زیر صنعتی و دیگر فعالیت های ثبت نشده نساجی در بسیاری از کشورها مشکل است. در مقایسه با امروز، تولید صنعتی پارچه و پوشاک در سال 1900 به 10 برابر نیروی کار بیشتری نیاز داشت (با این واقعیت همراه است که پوشاک به جای تولید کاربر خانگی 100 سال پیش ، امروزه بیشتر به طور انبوه تولید می شود) احتمالا به نظر می رسد که اکنون تولید حجم بسیار بزرگتر نیاز جهانی منسوجات ، نیازمند میزان نیروی کار مشابه با قرن گذشته خواهد بود.
سلائق مشتریان در منسوجات ، وضعیت متغیر اجتماعی - اقتصادی هر کشور و فرهنگ را منعکس می کند. میزان تغییرات شتاب می گیرد و در نتیجه ، تقسیم شدن بازار، به یقین منجر به اوقات پر از فعالیتی در بخشهای بازاریابی می شود. بسیاری از مشخصه های مشتری جهانی قرن 21 ، در بازارهای غربی آشکار شده است. مدهای جهان وطنی و منطقه ای دستها را به یکدیگر مرتبط می کند و بیشتر افراد درصدد ابراز وجود از طریق ظاهر خود هستند. در سراسر جهان میل به راحتی و قدردانی از کیفیت و ارزش در ازاء پرداخت بهای آن وجود دارد.
حدود 500 سال قبل مایکل نوستراداموس وقوع فاجعه ای جهانی را برای سال 1999 پیش بینی کرد. این فاجعه هنوز رخ نداده و شاید زمان بندی آن به درستی درک نشده است. اگر گذشته راهنمای آینده باشد، در جهانی که از دستکاری ژنتیکی و بیولوژیکی استفاده می کند، شاید همچنان نتوان از گذشته به عنوان راهنما استفاده زیادی کرد. در عرض 100 سال 4 میلیارد نفر روی کره زمین و تعداد زیادی در فضا زندگی خواهند کرد. آنها می توانند انتظار مصرف منسوجات بیشتری را در مقایسه با گذشته داشته باشند، اما تعداد کمی برای تولید آنها استخدام می شوند. این صنعت مجبور خواهد شد راههایی برای کاهش فشار آن بر منابع جهانی پیدا کند، چون مراقبت از محیط زیست دیگر یک فعالیت نظری نیست. تداوم نابودی گونه های مشابه که روی این سیاره سکونت دارند، می تواند منجر به نابودی انسان در کمتر از یکصد سال شود و نمی توان این علائم هشداردهنده را نادیده گرفت.
نقش نانو در الیاف
نانو تکنولوژی ، توانایی و قابلیت ادعا شده در ساخت اشیا و سازه ها با دقت و مقیاس اتمی است که به طور تحت اللفظی می توان با کنار هم قرار دادن اتم به اتم مواد در ساخت اشیائ و سازه ها را به آن نسبت داد. در واقع این کار یک بازتاب و آینه ای از توانایی های دنیا و هستی است و درست همان چیزی را انجام می دهد که به هر حال اساس و پایه گذاری آن بر مبنای تحول و تکامل در چیدمان اتمهاست نه طراحی اتمها. نانو تکنولوژی کنترل سه بعدی ساختار مواد و ابزارها، فرآیندها و محصولات تولید شده آنها در سطح مولکولی و اتمی است.
در واقع انجام فرآیندهای مهندسی در ابعاد نانو (یعنی یک بیلیونیم متر، 10) را نانوتکنولوژی گویند؛ البته در دسته بندی عمومی تا ابعاد 1000 nm نیز جزو NT قرار می گیرد.
یکی از عواملی که امروزه به سرعت در حال دگرگونی و حرکت به سمت این فناوری است علوم و صنعت نساجی است که به عنوان مثال در ساخت برخی الیاف یا کامپوزیت ها بویژه کامپوزیت های لیفی داریم.