نساجی در راه جهانی شدن

ریسندگی نخ جزو اولین صنایعی است که انسان به آن پی برد و ابتدا با استفاده از یک دوک چوبی ساده توانست تعداد بی شماری الیاف را به دور هم بتاباند و نخ تهیه کند.
کد خبر: ۱۲۹۸۷۳

این روش ریسندگی قرنها به همان صورت ادامه داشت تا این که در قرن چهاردهم ، اولین قدمها در راه ماشینی کردن روش ریسندگی برداشته شد و در اروپا و هند نوع پیشرفته تری از دوک ریسندگی اختراع و به کار گرفته شد. در قرن شانزدهم چرخ ریسندگی جدیدتری ساخته شد، به طوری که هنگام کار هر دو دست کارگر آزاد بود و می توانست تسلط بیشتری در ریسندگی داشته باشد. سرانجام در قرن هیجدهم ، ماشین ریسندگی اختراع شد و سیستم تهیه نخ به طور کامل دگرگون شد و با ظهور انقلاب صنعتی در انگلستان ، نیروی بخار کم کم جای نیروی دست را گرفت و تحولات بعدی بویژه در قرن نوزدهم سبب توسعه روزافزون این صنعت شد. امروزه پیشرفته ترین ماشین های بافندگی ساخته شده اند که قابلیت پیاده کردن پیچیده ترین نقشه های بافت پارچه را دارا هستند.
گذشته از پیشرفت های تجربی و عملی که سبب توسعه صنایع نساجی شده اند، نقش علوم درخصوص صنایع نساجی از 50 - 60 سال پیش چشمگیر بوده است و مطالعاتی که درخصوص ساختمان شیمیایی و خواص فیزیکی الیاف به عمل آمد، سبب پیدایش و ساختن الیاف مصنوعی شده است ، به این ترتیب تحول شگرفی درخصوص تهیه مواد اولیه نساجی صورت گرفته است که اهمیت آن کمتر از توسعه ریسندگی و بافندگی طی قرن گذشته نبود.

صنعت نساجی بیش از هر صنعت دیگر در جهان ، تحت تاثیر فرآیند جهانی شدن واقع شده است. اکنون واردات نساجی و پوشاک بالغ بر 100 میلیارد دلار است که 60 درصد از پوشاک مصرفی آنها را تشکیل می دهد و پیش بینی می شود با رشد سالانه 5درصد در آینده این مقدار تا مرز 90 درصد برسد. تجارت نساجی و پوشاک ، بیش از هر تجارت دیگری در معرض رقابت شدید بین المللی قرار دارد و طبق موافقت نامه گات کم کم همه سهمیه ها روی واردات نساجی و پوشاک به کشورهای اروپایی و امریکا رفع شده است و تعرفه های گمرکی نیز کاهش خواهد یافت.
صادرات نساجی و پوشاک به علت اشتغال زایی بالا و نیاز به سرمایه گذاری کم ، در بیشتر کشورهای تازه توسعه یافته و در حال توسعه با سهمی در حدود 30 تا 70 درصد از کل صادرات آنها و نقش بسیار اساسی و مهمی در اقتصاد ملی و ایجاد اشتغال ایفا می کند که در ایران این مقدار حدود یک درصد (با احتساب فرش دستباف 6.5 درصد) است.
صنعت نساجی در کشورهای توسعه یافته نیز از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است ، مانند امریکا که این صنعت در اشتغالزایی و همچنین درخصوص تولید ناخالص ملی این کشور ایفای نقشهای اول و دوم را به عهده دارد.
طلیعه هزاره جدید شاید زمان مناسبی برای مرور تکامل صنعت نساجی در طی قرن گذشته ، بررسی قرن 21 و مطالعه عواملی باشد که طی چنددهه آینده ، این صنعت را شکل خواهند داد.
در قرن بیستم ، درآمدها و مصرف محصولات به سرعت رشد کرد و تولید و مصرف نساجی نیز در همین خصوص افزایش یافت. افزایش جمعیت جهان که در ارتباط با پیشرفت های مداوم فنی و توسعه پویای تجارت جهانی است ، سیلی از پیامدهای مهم و گسترده را در صنعت به دنبال داشت.
شاخص ها و چشم اندازهای مربوط به عوامل انسانی گویای آن است که رشد جمعیت تا سال 2050 و فراتر از آن تا سال 2100 متوقف نخواهد شد و مشخص نیست که جمعیت جهان در 10 یا 11 میلیارد نفر به تعادل برسد. در حقیقت هنوز ثابت نشده است که تا سال 2100جمعیت بشر به طور کامل ثبات پیدا کند.
همراه با بهبود استانداردهای زندگی و آموزش ، میزان موالید کم شده است و بالطبع میزان رشد جمعیت جهان افزایش خواهد یافت. افزایش ناگهانی و عظیم نسل جوان (بیشتر در کشورهای فقیر) در سطح جهان واقعیتی است که هم اکنون با آن روبه رو هستیم. حتی با احتمال خانواده های کوچکتر، تاثیر تحولات پزشکی (که طول عمر بیشتری را به ما می دهند) به این معناست که راه زیادی مانده است تا رشد جمعیت جهان متوقف شود. روشن است که فشار رو به افزایش جمعیت روی منابع طبیعی یکی از مشکلات مهم قرن 21 خواهد بود.
شاخص مهم برای تولید نساجی سرانه ، تولید ناخالص داخلی است. هنگامی که سرانه تولید ناخالص داخلی برای بررسی اثرات اوضاع منطقه ای استفاده می شود، آن را می توان به عنوان ابزاری کارآمد برای ارزیابی درآمد قابل مصرف به کار برد. (تورم مالی را می توان با استفاده از دلار ثابت امریکا جبران کرد). در بعضی از کشورها مانند چین که نسبت زیادی از کالاها و خدمات از سوی دولت ارائه می شود، از تولید ناخالص داخلی سرانه نمی توان به عنوان پیشگویی دقیق بهره گرفت.
دومین شاخص مرتبط با مصرف صنعت نساجی سرانه ، مصرف انرژی است. در طی دوره 1900 تا 2000 ، جمعیت جهان 3.7 برابر رشد کرد.
در طی دهه های اولیه قرن بیستم الیاف طبیعی ازجمله پنبه ، پشم ، کتان ، چتایی ، کنف و غیره نقش مهمی را در مقایسه با الیاف مصنوعی سلولزی و سنتزی ایفا کردند. واضح است که رشد آینده بر پایه محصولات مصنوعی قرار می گیرد و انتظار می رود نسبت 80 درصد به 20 درصد برای الیاف مصنوعی نسبت به الیاف طبیعی تا سال 2050 به وقوع بپیوندد.
در قرن بیستم ، دولتها از طریق تنظیم کننده های اصلی کنترل مالی و مالیات بندی ، صنایع و ازجمله صنعت نساجی را کنترل می کردند. در چند دهه اخیر، بازرسی های (حسابرسی) محیطی و اجتماعی در کشورهایی با درآمد بالا وضع شده اند. این مقررات کم کم گسترش بیشتری خواهندداشت و در نهایت می توان انتظار سیستم های جهانی حسابرسی را داشت که کل هزینه های اجتماعی تولید و رشد را تحت پوشش قرار خواهند داد. چنین قوانینی هزینه های تولید نساجی در غرب را افزایش می دهد و سرانجام تاثیر مشابهی در شرق خواهند داشت. تاثیرات مباحث محیطی و جمعیتی روی صنعت نساجی در سالهایی که در پیش است پیامدهای عمیقی را دربر خواهد داشت.

ضروریات صنعت نساجی

مجموع انرژی (غیرقابل تجدید) و آب موردنیاز در سطح جهان برای تولید محصولات نهایی نساجی ، سپس پاکسازی و حفظ آنها دربرگیرنده بارهای سنگین کاری و محیطی است که هرگز به طور دقیق محاسبه نشده اند. اگر این کمیتها مشخص شوند، به یقین الیاف و منسوجات کمتر برای کره زمین مشکل ایجاد می کردند.
در واقع برای تبدیل الیاف به منسوجات تکمیل شده و تحویل آن به مشتریان ، بیشتر از مقداری که برای تولید آنها به صورت مواد خام لازم است ، انرژی مصرف می شود و الیاف مصنوعی به انرژی کمتری نیاز دارند. نگهداری و تمیز کردن همه منسوجات در طول عمر مفیدشان شاید به یک دوم مقدار این انرژی نیاز داشته باشد (به شکل مواد پاک کننده مصنوعی و در مرحله شستشو و خشک کردن). به طور کلی ، تولید و مصرف جهانی همه منسوجات طبیعی و مصنوعی در سال 2010 احتمالا حدود 250 میلیون تن معادل سوخت نفت یا حدود 2.4 درصد از انرژی جهانی را مصرف خواهد کرد (معادل 7 درصد مصرف نفت جهان ).
مواد مصنوعی با برخورداری از طول عمر طولانی (لباسهای پلی استر به طور معمول 2 برابر لباسهای الیاف طبیعی عمر می کنند) و در نظر گرفتن این واقعیت که آنها به انرژی کمتری نیاز دارند تا به محصولات نهایی تبدیل شوند، واضح است که از نظر تقاضا در محیط از ارزش خوبی برخوردارند؛ البته این مساله که آیا آنها از لحاظ پوشش به راحتی و بهداشتی پنبه ، پشم یا کتان هستند خود جای بحث دارد. در هر صورت افزایش رشد جمعیت به صورتی است که 2 یا 3 برابر کردن تولید الیاف طبیعی ، از نظر اقتصادی به صرفه نیست و جهان نیز نمی تواند از منابع زمین برای تولید الیاف طبیعی چشم پوشی کند. عوامل راحتی و بهداشتی در پوشاک ساخته شده از الیاف مصنوعی به آهستگی بهبود می یابد و باید در سالهای آینده با مشکل کمتری همراه باشد.

رقابت تولیدات مواد غذایی و الیاف

در بسیاری از موارد، زمینی که برای تولید مواد غذایی استفاده می شود با زمینی که برای تولید الیاف استفاده می شود رقابت می کند. الیاف طبیعی علاوه بر کود و سوخت برای ماشین آلات کشاورزی ، انرژی بالای مورد نیاز را به طور مستقیم از خورشید تامین کرده و فشار کمتری را روی منابع انرژی موجود وارد می کنند. به هر حال ، آنها مقدار قابل توجهی از زمین را اشغال کرده اند و متکی به منافع محدود آب هستند.
در تعدادی از نواحی زیر کشت پنبه مانند شرق چین ، دلتای نیل و غرب ترکیه در هنگام رقابت برای استفاده از زمین ، تولید الیاف نسبت به تولید غذا بازنده است. کنف در اروپای غربی کشت می شود چون به آن سوبسید زیادی (همانند غلات) تعلق می گیرد.

افزایش ناگهانی تولیدات نساجی


همراه با جهانی شدن صنعت نساجی ، تجارت جهانی منسوجات و الیاف از اهمیت خاصی برخوردار شده است. نقل مکان صنعت نساجی به نواحی تولید کم هزینه تر پدیده جدیدی نیست ؛ اما شدت و سرعت وقوع آن در پایان این قرن خارج از تصور نسبت به سالهای اولیه شروع آن بود. طی قرن بیستم ، حدود یک سوم الیاف و نسبت بسیار کمتری از پارچه ها و منسوجات تکمیل شده در سراسر مرزهای تعرفه ای بین المللی معامله شدند.در دهه 1970 ، یکپارچگی جهانی تولید ناگهان افزایش یافت و در انتهای قرن حجم تجارت جهانی دو برابر شد.

توجه داشته باشید یک محصول مشخص نساجی مثل الیاف ، پارچه یا لباس می تواند چندین بار مرزهای تعرفه ای را قطع کند. بنابراین مجموع حجم تجارت جهان می تواند بالغ بر 100 درصد مصرف جهانی شود. تولید صنعتی ، مصرف پنبه و حجم تجارت هر سال تغییر می کند. اطلاعات دقیقی راجع به تجارت جهانی طی دوره 1900 تا 1960 در دسترس نیست ، اما از سال 1970 تا 1998 ، اطلاعات دقیقی درباره دامنه وسیعی از کشورها و مناطق تجاری موجود است. کشورهای با مزیت نسبی کمتر به میزان قابل توجهی وارد کننده هستند. در حالی که کشورهای کم هزینه ، صادرات و مخصوصا صادرات کالاهای نساجی را گسترش می دهند. روندهای کنونی روبه جلو و تا سال 2020 توسعه داده شده اند، اما باید حاشیه خطا مجاز باشد؛ چون شرایط اقتصادی از کشوری به کشور دیگر در نوسان است

کشت مدرن پنبه مستلزم مقدار زیادی آب ، کود و آفت کش هاست و سوبسیدهای نقدی زیادی را در بسیاری از کشورها دریافت می کند. به استثناء سال 1995 ، از سال 1981 قیمت پنبه بر حسب دلار جاری امریکا به محدوده قیمت 50 تا 80 سنت در هر پوند منحصر شده است ، به طوری که پلی استر، تبدیل به یک رقابت کننده برتر شده است.
کشاورزان پی برده اند که سودشان تا نقطه ای کاهش یافته که تولیدکنندگان با کارآیی کمتر مجبور شده اند تا تجارت کشت پنبه را برای تجارت محصولات ارزشمندتر کنار بگذارند. این مساله که تا چه مدت دولتها از کشت پنبه با سوبسیدهای نقدیشان حمایت خواهند کرد، همچنان که سیاست های محیطی نفوذشان را گسترش می دهند، هنوز مورد بحث است. نظر نسل بعدی در این موضوع ممکن است عامل تعیین کننده ای باشد و نتیجه را مشخص کند.
اگر چه امروزه ، فناوری جدید تنها راه نجات است ؛ اما می توان پیش بینی کرد که در قرن 21 ، سوختهای فسیلی کافی برای تولید مواد شیمیایی و الیاف در دسترس خواهد بود و زمان کافی برای توسعه هیدروژن ، متانول و منابع انرژی خورشیدی در آینده وجود خواهد داشت. به علاوه چه کسی می داند، چه کشفیات جدید و چشمگیری در پیش روی علم فیزیک و انرژی قرار دارد؛
پیشرفت های فنی ، نه تنها در تولید الیاف و نساجی ؛ بلکه در همه زمینه های فعالیت بشر به سرعت رخ می دهد.
گرایش به جایگزینی ماشین آلات ، مقدار نیروی کار انسانی لازم برای تولید نساجی را به میزان 10 برابر در طول 10 سال کاهش داده است. تولید پوشاک تاکنون به این نرخ بهبود بهره وری رسیده است ؛ اما شکی نیست که تولید خودکار و سفارشی لباس در اوایل قرن 21 به واقعیت تبدیل خواهد شد.
جهان به مازاد ظرفیت تولید نساجی رسیده است و بیشتر آن مربوط به تجهیزات کهنه و بدون بازده است. این مازاد به طرق مختلف بالای 20 تا 30 درصد نیاز واقعی جهان تخمین زده می شود. چین از 40 میلیون دوک نصب شده ، 10 میلیون آن را به ضایعات تبدیل کرده است و به استثناء افرادی که شغلشان را از دست دادند، چیزی از دست داده نشد.
در آینده ، 4 میلیارد نیروی کار مازاد پیش بینی شده در کجا اشتغال خواهند یافت؛ به یقین برای تولید محصولات نساجی که به طور روزافزونی یک بار مصرف ، سپس بازیابی می شوند، به تعداد افراد کمتری نیاز خواهد بود.کوشیده اند تا اشتغال لازم برای برآوردن نیازهای الیاف و منسوجات جهانی از سال 1900 تا 2000 محاسبه شود؛ اما دستیابی دقیق به آن به علت عدم وجود داده های مرتبط با تولید خانگی بافندگی در مقیاس زیر صنعتی و دیگر فعالیت های ثبت نشده نساجی در بسیاری از کشورها مشکل است. در مقایسه با امروز، تولید صنعتی پارچه و پوشاک در سال 1900 به 10 برابر نیروی کار بیشتری نیاز داشت (با این واقعیت همراه است که پوشاک به جای تولید کاربر خانگی 100 سال پیش ، امروزه بیشتر به طور انبوه تولید می شود) احتمالا به نظر می رسد که اکنون تولید حجم بسیار بزرگتر نیاز جهانی منسوجات ، نیازمند میزان نیروی کار مشابه با قرن گذشته خواهد بود.
سلائق مشتریان در منسوجات ، وضعیت متغیر اجتماعی - اقتصادی هر کشور و فرهنگ را منعکس می کند. میزان تغییرات شتاب می گیرد و در نتیجه ، تقسیم شدن بازار، به یقین منجر به اوقات پر از فعالیتی در بخشهای بازاریابی می شود. بسیاری از مشخصه های مشتری جهانی قرن 21 ، در بازارهای غربی آشکار شده است. مدهای جهان وطنی و منطقه ای دستها را به یکدیگر مرتبط می کند و بیشتر افراد درصدد ابراز وجود از طریق ظاهر خود هستند. در سراسر جهان میل به راحتی و قدردانی از کیفیت و ارزش در ازاء پرداخت بهای آن وجود دارد.
حدود 500 سال قبل مایکل نوستراداموس وقوع فاجعه ای جهانی را برای سال 1999 پیش بینی کرد. این فاجعه هنوز رخ نداده و شاید زمان بندی آن به درستی درک نشده است. اگر گذشته راهنمای آینده باشد، در جهانی که از دستکاری ژنتیکی و بیولوژیکی استفاده می کند، شاید همچنان نتوان از گذشته به عنوان راهنما استفاده زیادی کرد. در عرض 100 سال 4 میلیارد نفر روی کره زمین و تعداد زیادی در فضا زندگی خواهند کرد. آنها می توانند انتظار مصرف منسوجات بیشتری را در مقایسه با گذشته داشته باشند، اما تعداد کمی برای تولید آنها استخدام می شوند. این صنعت مجبور خواهد شد راههایی برای کاهش فشار آن بر منابع جهانی پیدا کند، چون مراقبت از محیط زیست دیگر یک فعالیت نظری نیست. تداوم نابودی گونه های مشابه که روی این سیاره سکونت دارند، می تواند منجر به نابودی انسان در کمتر از یکصد سال شود و نمی توان این علائم هشداردهنده را نادیده گرفت.

نقش نانو در الیاف

نانو تکنولوژی ، توانایی و قابلیت ادعا شده در ساخت اشیا و سازه ها با دقت و مقیاس اتمی است که به طور تحت اللفظی می توان با کنار هم قرار دادن اتم به اتم مواد در ساخت اشیائ و سازه ها را به آن نسبت داد. در واقع این کار یک بازتاب و آینه ای از توانایی های دنیا و هستی است و درست همان چیزی را انجام می دهد که به هر حال اساس و پایه گذاری آن بر مبنای تحول و تکامل در چیدمان اتمهاست نه طراحی اتمها. نانو تکنولوژی کنترل سه بعدی ساختار مواد و ابزارها، فرآیندها و محصولات تولید شده آنها در سطح مولکولی و اتمی است.
در واقع انجام فرآیندهای مهندسی در ابعاد نانو (یعنی یک بیلیونیم متر، 10) را نانوتکنولوژی گویند؛ البته در دسته بندی عمومی تا ابعاد 1000 nm نیز جزو NT قرار می گیرد.
یکی از عواملی که امروزه به سرعت در حال دگرگونی و حرکت به سمت این فناوری است علوم و صنعت نساجی است که به عنوان مثال در ساخت برخی الیاف یا کامپوزیت ها بویژه کامپوزیت های لیفی داریم.


علی اخلاق نجات
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها