jamejamonline
فرهنگی سینما و تئاتر کد خبر: ۱۲۹۵۹۴۶ ۲۰ دی ۱۳۹۹  |  ۰۹:۴۸

کامبیز دیرباز از محبوب ترین چهره های سینما و تلویزیون است که برای بازی در فیلم «دوئل» موفق به كسب سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد از جشنواره فیلم فجر شد و در چند فیلم سینمایی دیگر از جمله «به نام پدر» و «سوتفاهم» هم بازی‌های درخشانی را ارائه كرد.


دیرباز در سریال «پشت بام تهران» به کارگردانی بهرنگ توفیقی که در سال ۱۳۹۴ از شبکه اول سیما به نمایش درآمد نقش شخصیتی خاکستری به نام «غیاث» را ایفا کرد که در مسیر داستان و با محکم شدن ایمانش و مدیریت کردن زندگی خود، مشکلاتش را از پیش پا برمی دارد. به بهانه بازپخش این سریال از کانال «آی‌فیلم» در جام جم آنلاین با دیرباز همکلام شدیم که در ادامه می‌خوانید.
 
این شب ها شاهد بازپخش سریال «پشت بام تهران» از شبکه آی فیلم هستیم. خودتان هم مجددا آن را تماشا می کنید؟
من این شب ها سر فیلمبرداری فیلم سینمایی «تک تیرانداز» هستم و به همین خاطر فرصت تماشای دوباره این سریال را ندارم. البته این سریال قبلا هم بازپخش شده بود و من بازپخش قبلی اش را دیده بودم.
به طور کلی زمانیکه سریال هایتان از شبکه آی فیلم بازپخش می شود از سمت مردم بازخوردی دریافت می کنید؟
بله، خیلی زیاد. خاصه در این روزها کانال آی فیلم دو سریال با بازی من را پخش می کند; «پشت بام تهران» و «نابرده رنج» به کارگردانی علیرضا بذرافشان و از مردم خیلی متشکرم که به تماشای بازپخش سریال ها هم می نشینند و به من ابراز محبت می کنند. به خصوص اینکه در هر بار بازپخش یک سریال یکسری مخاطب جدید هم آن را تماشا می کنند. مخاطبانی که در زمان پخش اصلی سریال یا کودک بودند یا مدرسه می رفتند و به هر حال بنا به هر دلیلی سن شان ایجاب نمی کرده که این سریال ها را قبلا ببینند. بازخوردهایی که از سمت این گروه از مخاطبان در بازپخش سریال ها می گیرم خیلی جالب و دلگرم کننده است.
به نظر شما چه فاکتورهایی در یک سریال تلویزیونی می تواند مخاطب را در بازپخش های مجددش هم پای تلویزیون بنشاند؟
مهمترین ویژگی یک سریال برای جذب مخاطب از نظر من، متن محکم و به قول معروف استخوان دار همراه با قصه ای باورپذیر است. قصه ای که مردم با نگاه کردن به آن احساس نکنند که وقت شان را به هدر داده اند. در مرحله بعد اگر قصه باورپذیر را دست یک کارگردان کاربلد برای ساخت بدهند قطعا می تواند مخاطب را بارها و بارها پای تلویزیون بنشاند.
پس حتما همکاری با بهرنگ توفیقی به عنوان کارگردان برایتان مثبت است که شما آن را ادامه دادید و حتی این روزها سریال «آقازاده» را هم به کارگردانی ایشان در شبکه نمایش خانگی در حال توزیع دارید؟
بهرنگ خیلی خوب است. اگر غیر از این بود قطعا همکاری ام را با او ادامه نمی دادم. بهرنگ را از زمانیکه دستیار کارگردان بود می شناسم و طی ۲۰ سالی که با هم آشنا هستیم ۴-۵ کار مشترک باهم داشتیم. از این به بعد هم اگر متن مناسبی داشته باشد حتما با او کار می کنم.
از جذابیت های نقشی که در «پشت بام تهران» دارید بگویید. چرا قبول کردید نقش «غیاث» را در این سریال داشته باشید؟
فیلمنامه نویس این سریال سعید نعمت الله است و من علاقه زیادی به قلم ایشان دارم. او در کارهایش به زیبایی مفاهیمی مانند احترام به خانواده و حفظ آن را حتی برای شخصیت های خاکستری و منفی هم به کار می گیرد و من از زمانیکه این فیلمنامه را می نوشت در جریان کاراکتر غیاث بودم. این شخصیت به هیچ عنوان تخت و یکدست نبود و حجم اتفاقاتی که در زندگی اش رخ می داد زیاد بود، به همین خاطر مدام واکنش نشان می داد و در مجموع این کاراکتر چالش زیاد داشت. تمام این ویژگی ها به اضافه آرامش بهرنگ توفیقی و خاطرات خوبی که با هم داشتیم و صد البته شانس حضور کنار خانم ثریا قاسمی فرصتی بود که نباید از دست می دادم.
عاشقانه ترین لحظات بازیگری ام را با ثریا قاسمی داشتم/ کرونا نباید زندگی مان را فلج کند
اتفاقا خانم قاسمی به تازگی ۸۰ ساله شدند...
بسیار عالی. امیدوارم ۱۲۰ سال سایه شان بر سر هنر ایران باشد. روح مادر بزرگوارشان (خانم حمیده خیرآبادی) هم شاد. زمانیکه سریال «پشت بام تهران» به پایان رسید به دوستانم گفتم که هیچوقت فکر نمی کردم عاشقانه ترین لحظات کارنامه بازیگری ام را کنار کسی بازی کنم که حدود ۳۵-۴۰ سال از خودم بزرگتر است. چون آدم همیشه فکر می کند لحظات عاشقانه کاری اش را حتما کنار کسی بازی می کند که همسن و سال خودش است یا از خودش کوچک تر. رابطه مادربزرگ با بازی خانم قاسمی و من در جایگاه نوه ایشان را به قدری سعید نعمت الله زیبا نوشت و به قدری استاد قاسمی آن را زیبا بازی کرد که عاشقانه ترین لحظات بازیگری ام در این کار ثبت شد.
خاطره شیرین و به یادماندنی از بازی مقابل خانم قاسمی به یاد دارید؟
خاطره که زیاد دارم، اما به یادماندنی ترین شان برمی گردد به یکی-دو صحنه مشخص که در ذهنم حک شده. یکی در جایی از سریال که غیاث، مادربزرگش را به سفری زیارتی می فرستد. زمانیکه مادربزرگ از سفر برمی گشت باید پایش را از پله اتوبوس روی دست من که به جای پله جلوی ایشان گذاشته بودم، قرار می داد. خانم قاسمی با اینکه حکم استادی به گردن من دارند، اما فروتنانه بسیار سعی کردند که این اتفاق نیفتد ولی من با افتخار دستم را برای ایشان پله کردم و خواستم که خیلی راحت این کار را انجام دهند. صحنه دیگری که همیشه از بازی مقابل ایشان در خاطرم می ماند صحنه ای است از زندان. بعد از مدت ها که کسی ملاقات غیاث نیامده بود، بلندگو صدایش می زند که ملاقاتی دارد. لوکیشن ما زندان قصر بود و گیشه های ملاقات در آنجا به نحوی بود که من که سمت زندانی ها بودم اگر می خواستم برای تمرین بیشتر به آنطرف گیشه پیش خانم قاسمی بروم زمان زیادی می برد. بنابراین بدون تمرین زیاد بازی را شروع کردم. با اینکه پلان، پلان من بود، اما خانم قاسمی با وجود اینکه پشت شان به دوربین و فقط گوشه ای از چادرشان در کار بود ولی به قدری این صحنه را با حس بازی کردند که من ناخودآگاه بهم ریختم. آنجا بود که فهمیدم بازی با یک پارتنر حرفه ای چقدر مهم است و من چقدر خوش شانس بودم که با ایشان همبازی شدم.
در این روزها با وجود کرونا کماکان به اندازه سابق پیشنهاد بازی در فیلم یا سریال را قبول می کنید؟
جدای از کرونا ذات بازیگری طوری است که زمانی را سر کار هستیم و مدتی را بیکار. ما همیشه سرکار نیستیم و بنابراین پذیرش زمان های بیکاری و در منزل ماندن برای من به عنوان بازیگر نسبت به بقیه مشاغل راحت تر بود. فرقی که شرایط کنونی برای ما دارد این است که برای کار پروتکل های بهداشتی را رعایت می کنیم. به خصوص همکاران پشت صحنه همیشه ماسک می زنند و به این وسیله خیال ما که جلوی دوربین نمی توانیم ماسک بزنیم را راحت می کنند. دو ماه گذشته را همانطور که گفتم سر فیلمبرداری فیلم «تک تیرانداز» به کارگردانی علی غفاری بودم که فیلمی است در ژانر دفاع مقدس و برای من که حدود ۱۵ سال است از فضای جنگی به دور بودم این کار تجربه دلچسبی است. تمام بچه های گروه با عشق، کرونا و سرمای شهرک دفاع مقدس که لوکیشن کار است را تحمل می کنند که به امید خدا این فیلم به جشنواره فجر امسال برسد.
به نکته خوبی اشاره کردید، با برگزاری جشنواره فیلم فجر در شرایط کنونی موافق هستید؟
ما نباید اجازه دهیم کرونا زندگی مان را فلج کند. حالا که خدا را شکر واکسن ها یکی پس از دیگری وارد بازار می شوند و دیگر به آخر کرونا رسیدیم، اما نباید زندگی را متوقف کنیم. کاری که باید انجام دهیم این است که سبک و سیاق زندگی مان را با این شرایط وفق دهیم. حضور در جشنواره فیلم فجر و تماشای فیلم ها اجبار نیست. هر کسی بخواهد می تواند در این دوره از جشنواره شرکت کند و هر کسی نمی خواهد می تواند شرکت نکند، اما هر کسی که شرکت کند حتما از قبل فکر کرونا و شرایط و تبعات آن را هم می کند. قیاس قیاس مع الفارقی است، به خصوص در بخش اکران آنلاین که در ایران فیلم ها به فاصله چند ساعت لو می رود و نسخه قاچاق اش در بازار پخش می شود. به همین خاطر هم تصمیم گرفتند امسال فیلم ها را فقط برای داورها به نمایش بگذارند. چون اگر این جشنواره را آنلاین برگزار کنند فیلم ها همه لو می رود. در صورتیکه وضعیت کرونا در بهمن ماه بهتر شد به نظرم امکان نمایش فیلم ها با ظرفیت نصف سالن مخاطب هم هست که آنهم البته هر کسی بخواهد در سالن می نشیند و فیلم تماشا می کند و هر کسی هم نمی خواهد تماشا نمی کند.      
 
ساناز قنبری/ گروه فرهنگ و هنر
   
ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
یک پیشرفت خیره‌کننده

یک پیشرفت خیره‌کننده

گمانم سال ۸۷ بود که گزارشی رفته‌بودیم درباره این‌که جایگاه کتاب در سبد خانوارها چقدر است؟ تیتر گزارش از آنهایی بود که به یاد می‌ماند؛ کباب یا کتاب؟ بعد هم قیمت کتاب را ( که آن زمان بسیار ارزان بود) قیاس کرده‌بودیم با خوراکی‌ها.

گره کور کرونایی بر فرهنگ و هنر

گره کور کرونایی بر فرهنگ و هنر

کرونا، گره کوری برفعالیت‌های فرهنگی و هنری جهان انداخت؛ درست مانند گره‌ای که در تاروپود سایر فعالیت‌ها ایجاد شده و در پی تجربه‌اندوزی‌های مکرر و پرحادثه در حال به اثبات رسیدن نسبی است.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

آشنایی با ضرب المثل ها

حکایتی از کلیله و دمنه

پیشخوان بیشتر