ابهام همچنان باقی است

شروع دوران جنگ سرد ، بهانهای شد تا کشورهای جهان به رقابت تسلیحاتی ، در خصوص تولید سلاحهای غیرمتعارف شامل هستهای ، میکروبی و بیولوژیکی بپردازند ، در این میان بحث تولید سلاحهای هستهای از جایگاه ویژهای برخوردار است
کد خبر: ۱۲۸۶۷۶
و علاوه بر اثر بازدارندگی ، اکنون بحث بر سوءاستفاده از این سلاحهای در درگیریهای میان دول داغ شده است.
سازمان ملل از طریق آژانس بینالمللی انرژی اتمی قصد کنترل و بازرسی کشورهای دارای فناوری تولید این سلاحهای را دارد و میخواهد جهان را از این نوع سلاحها پاک کند ؛ ولی با رویه فعلی و برخورد گزینشی که آژانس بینالمللی انرژی اتمی در پیش گرفته است ، دستیابی به این مهم نه تنها بسیار بعید؛ بلکه محال شده است. در این حرکات ، کنترل و بازرسی منطقه خاورمیانه از جایگاه خاصی برخوردار است و نهادهای بینالمللی برای حفظ منافع امریکا در این منطقه از هیچ کوششی فروگذاری نکردهاند و حفظ منافع این کشور در منطقه منوط به عقبماندگی کشورهای خاورمیانه در خصوص دستیابی به فناوری هستهای است. در این میان رژیم غاصب صهیونیستی - همپیمان قسم خورده امریکا - از همه قوانین بینالمللی جدا است و با اینکه به طور نامشروع در منطقه قد علم کرده به فعالیتهای خود درباره تولید و تکثیر سلاحهای هستهای ادامه میدهد و از همه بازرسیها و کنترلهای محسوس در امان است.
در این مقاله قصد داریم با بررسی تاریخچه فعالیتهای هستهای رژیم صهیونیستی به توان هستهای این غده سرطانی خاورمیانه اشاره کنیم و رفتار دوگانه نهادهای بینالمللی را در قبال موضوع کنترل و بازرسی از مراکز هستهای به تصویر بکشیم.

تاریخچه فعالیتهای هستهای صهیونیستها

رژیم نامشروع صهیونیستی با غصب سرزمین فلسطینیان ، خود را در خاورمیانه به منصه ظهور و همیشه در پی کسب قدرت از هر راهی بوده تا آسیبپذیری خود را در مقابل مخالفین کاهش دهد. این رژیم به خاطر حفظ منافع خود در منطقه و تبدیل شدن به قدرتی بلامنازع و ضربهناپذیر از هیچ تلاشی فروگذاری نکرده است و مساله سلاحهای هستهای در استراتژی نظامی - امنیتی این رژیم از جایگاه خاصی برخوردار است.
صهیونیستها ماجراجویی اتمی خود را بلافاصله پس از اشغال فلسطین در سال 1948 میلادی شروع کردند. بن گوریون ، اولین نخستوزیر رژیم صهیونیستی درباره افزایش توان و قدرت رژیمش بر این فلسفه تکیه داشت که در مقابل اعراب ، ضعیف و مظلوم هستیم و از این رو اولویت را به نظریه بازدارندگی همه جانبه داد و تصمیم گرفت ارتش صهیونیستی را به پیشرفتهترین سلاحها مجهز کند. از این رو تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای و فناوری تولید آن از همان زمان شروع شد. در اولین گام ، کمیته انرژی هستهای در سال 1952 تشکیل شد که وظیفه این کمیته ایجاد بسترهای لازم برای دستیابی رژیم صهیونیستی به سلاح هستهای و فناوری تولید و تکثیر آن بود. بن گوریون از سال 1955 برنامههای این کمیته را سرپرستی کرد و اولین قراردادش را در سال 1955 میلادی با امریکا بست. براساس این قرارداد امریکا موظف شد رآکتور هستهای «ناحال سوریک» را در رامالله در کرانه باختری رود اردن بسازد و به بهرهبرداری برساند ؛ البته در کنار همین طرح ، کارخانه ناحال نیز ساخته شد که سلاح تولید میکرد.
کشوری که در تجهیز این رژیم به فناوری هستهای نقش اول را بازی کرد فرانسه بود. به دلیل وجود علاقههای مشترک سیاسی و دیپلماتیک همکاری میان 2 طرف بلافاصله پس از شکلگیری رژیم صهیونیستی شروع شد. در آن زمان هر دو رژیم سرگرم سرکوب قیامهای آزادیخواهانه در منطقه بودند ، صهیونیستها از به قدرت رسیدن جمال عبدالناصر ، رئیسجمهور وقت مصر نگران بودند، فرانسه هم با انقلاب الجزایر درگیر بود که جمال از آن حمایت میکرد از این رو به دلیل وجود علاقههای مشترک همکاریها به بالاترین میزان خود رسید.
در نشستی مخفیانه در 7 نوامبر 1956 در حومه پاریس که با شرکت گلدا مایر، نخستوزیر وقت و شیمون پرز ، وزیر جنگ صهیونیستها و وزیر امور خارجه و وزیر دفاع فرانسه برگزار شد ، طرفین درباره کلیات همکاری هستهای با هم توافق کردند. سرانجام 2 رژیم در اکتبر 1957 با امضای قراردادی ساخت دومین رآکتور هستهای رژیم صهیونیستی به وسیله فرانسه را توافق کردند. این رآکتور با نام «دیمونا» در صحرای نقب در نزدیکی مرز مصر ساخته شد و در سال 1967 به بهرهبرداری رسید ، این توافق در نوع خود بینظیر بود ؛ چرا که تا آن زمان هیچیک از کشورهای دارای دانش هستهای به کشور دیگری در خصوص انتقال دانش هستهای کمک نکرده بود. دیمونا با قدرت 24 مگاوات کار خود را شروع کرد که این میزان برای تولید و تصفیه پلوتونیوم لازم برای ساخت یک کلاهک هستهای در سال کافیست ؛ البته اکنون قدرت این رآکتور به 40 مگاوات رسیده است که میتواند در طول یک سال پلوتونیوم لازم را برای ساخت 3 کلاهک هستهای تامین کند. همزمان آزمایشگاههای اتمی و مراکزی برای تصفیه و تجزیه پلوتونیوم در همین مکان و در زیرزمین برپا شد.
چگونگی دفن زبالههای این نیروگاه اتمی تاکنون مخفی باقی مانده است ؛ اما کارشناسان بر این باورند این زبالهها یا در صحرای نقب دفن شده یا به دریای سرخ ریخته میشود.
بتازگی اظهارات منابع بینالمللی حاکیست که انتشار تشعشعات و مواد پرتوزای دیمونا میتواند فاجعهای مانند آنچه در نیروگاه چرنوبیل شوروی سابق رخ داد به بار آورد. 37 سال از ساخت این رآکتور میگذرد و دیوارههای آن در این مدت فرسوده شدهاند و باعث نفوذ تشعشعات به فضای خارج نیروگاه میشود ، این موضوع میتواند زیانهای زیستمحیطی و بهداشتی زیادی برای ساکنان منطقه به وجود آورد. علاوه بر این در این نیروگاه مرتب حوادثی نظیر آتشسوزی و نشت تشعشع روی میدهد که مانند همیشه مخفی نگه داشته میشود.
از کشورهای دیگری که سهم بسزایی در دستیابی رژیم صهیونیستی به سلاحهای هستهای دارند میتوان رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی را نام برد. دهه 70 ، آفریقای جنوبی تامینکننده اصلی مواد اولیه نیروگاههای رژیم صهیونیستی بود. آفریقا در خصوص اورانیوم و مواد شکافتپذیر دیگر ، کمک مهمی به صهیونیستها میکرد و همچنین اجازه میداد که انواع سلاحهای هستهای آنها در صحراهای این کشور بارها و بارها آزمایش شوند و در عوض با دریافت کلاهکهای هستهای و در مراحل بعد فناوری تولید سلاح هستهای، اعلام رضایت میکرد.

افشای برنامههای هستهای

سیاست رژیم صهیونیستی درباره برنامههای هستهای ، سیاست پردهپوشی و ابهام است ، این رژیم از سال 1968 تاکنون از امضای پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای طفره رفته است و تاکنون اجازه بازرسی از تاسیسات هستهای خود را به سازمانها و نهادهای بینالمللی نداده است ، بنابراین اطلاعات دقیقی از شیوه و حیطه فعالیتهای هستهای آن در دست نیست ؛ اما چندین مورد اتفاق افتاد که با جمعبندی آن میتوان اطمینان یافت که این رژیم فناوری تولید سلاح هستهای را دارد و از آن برای تولید و تکثیر این سلاحها استفاده کرده است.
برنامه هستهای رژیم صهیونیستی تا سال 1960 به طور کامل بود ، یعنی همانطور که این رژیم میخواسته ؛ اما در سال 1960 یکی از هواپیماهای جاسوسی یو 2 امریکا رآکتور دیمونا را شناسایی کرد و با یافتن موقعیت آن به عکسبرداری پرداخت. هر چند مقامات صهیونیست در ابتدا وجود چنین موضوعی را انکار کردند؛ ولی در آینده پذیرفتند که چنین رآکتوری وجود دارد ، اما منظور ساخت آن اهداف صلحآمیز علمی ، پزشکی ، صنعتی و آموزشی است ، این اولین گام در افشای کلیت برنامه هستهای رژیم صهیونیستی بود.
8 سال بعد رژیم صهیونیستی درباره فعالیتهای هستهای خود سیاست علنی کردن را پیش گرفت و در 5 اکتبر 1968 لودی اشکول ، نخستوزیر وقت رژیم صهیونیستی ، اعلام کرد این رژیم دانش ساخت بمب اتمی را در اختیار دارد. این در حالی بود که سازمان جاسوسی امریکا (سیا) در همین سال اعلام کرده بود که رژیم صهیونیستی در نیروگاه دیمونا کار ساخت سلاحهای هستهای را شروع کرده است. دهه 80 ، زمانی بود که صهیونیستها بیمحابا اعلام کردند سلاح هستهای دارند و در سال 1974 افرایم کاتزیر ، رئیسجمهور وقت اسرائیل ، اعلامیهای منتشر و در آن خطاب به گروهی از دانشمندان گفت: اسرائیل از سالهای پیش قصد توسعه توان هستهای خود را داشته و ما اکنون آن توان را در اختیار داریم. در همین سال رابین ، نخستوزیر این رژیم در مصاحبهای با تلویزیون انگلستان گفت «اسرائیل ، اولین کشوری نیست که سلاح هستهای را وارد خاورمیانه میکند ؛ اما ما نمیتوانیم بنشینیم و ببینیم که دومین هستیم.»
در سال 1974 سیا اعلام کرد: اسرائیل به حدی از توانایی رسیده است که میتواند بمب اتم بسازد. در ژوئن 1981 موشه دایان که وزیر دفاع رژیم صهیونیستی بود گفت «ما بمب اتمی در اختیار نداریم ؛ اما توانایی تولید آن را داریم و در صورتی که اعراب بخواهند سلاح هستهای وارد خاورمیانه کنند ، اسرائیل هم در مدت زمانی بسیار کوتاه مجهز خواهد شد.»
از جمعبندی این صحبتها و موضعگیریها میتوان تا حدی به اصل برنامه هستهای اسرائیل پی برد ؛ اما آنچه بیش از همه ابعاد این قضیه را روشن میساخت ، افشاگری وانونو در سال 1986 بود. وی در این سال در مصاحبهای با روزنامه ساندی تایمز اطلاعات مستند خود را درباره رآکتور هستهای دیمونا منتشر کرد و شک جهان درباره فعالیت هستهای رژیم صهیونیستی به یقین تبدیل شد.
مردخای وانونو ، یهودی مراکشی ، متولد سال 1954 است که در سال 1963 به همراه خانوادهاش به سرزمینهای اشغالی مهاجرت کرد و در سن 17 سالگی به ارتش رژیم صهیونیستی پیوست. پس از پایان دوره سربازی و گذراندن دوره آموزشی به عنوان تکنیسین در تاسیسات هستهای دیمونا مشغول به کار شد و پس از 9 سال، شغل خود را رها کرد و به بهانه سفر به خاورمیانه از اسرائیل خارج شد و به استرالیا رفت. در سال 1985 به یک گروه مسیحی مخالف جنگافزارهای هستهای در استرالیا ملحق شد و به مسیحیت گروید و با تشویق اعضای این گروه اطلاعات خود را با ارائه اسناد در اختیار روزنامه ساندی تایمز لندن قرار داد و به این ترتیب حساسیت جهانی را نسبت به فعالیت هستهای رژیم صهیونیستی برانگیخت. وی اعلام کرد که اسرائیل تا آن زمان 80 بمب هستهای تولید کرده و در اختیار دارد و پیش از جنگ 1976 هم 2 بمب ابتدایی تولید کرده بود. عکسها و اسناد وی نشان داد که رژیم صهیونیستی به بمبهای نوترونی و ابزار پرتاب آنها مجهز شده است و با تغییر در ساختار هواپیماهای F-16 توانایی حمل کلاهک هستهای را به آنها داده است. وی افزود: ماشین آلات مستقر در زیرزمین و در محل رآکتور وجود دارد که سالانه 40 کیلوگرم پلوتونیوم را تجزیه و تصفیه میکند و در ساخت بمب هستهای به کار میرود.
این افشاگری بیسابقه بود ؛ چرا که نه پیش از آن و نه پس از آن حتی تاکنون ، چنین اطلاعات دقیقی از این نیروگاه به بیرون درز نکرده است. پس از این افشاگری وانونو به پیشنهاد یکی از دوستانش به ایتالیا رفت و در شهر رم اقامت گزید. به دستور شیمون پرز ، نخستوزیر وقت عوامل موساد وی را دزدیدند و پنهانی به اسرائیل منتقل کردند. وی پس از محاکمه در دادگاهی ویژه که همه جلسات آن غیرعلنی بود به جرم خیانت به کشورش به 18 سال زندان محکوم شد که 11 سال آن را در سلولهای انفرادی به سر برد. پس از پایان محکومیتاش و در روز چهارشنبه 21 آوریل 2004 (دوم اردیبهشت 83) از زندان عسقلان آزاد شد و پس از آزادی دادگاه عالی رژیم صهیونیستی با لغو تحریمهای وی مخالفت کرد. مقامات موساد اطلاعات وی را طبقهبندی شده میدانند و به همین دلیل برای وی گذرنامه صادر نشد و به او دستور دادهاند به بنادر و فرودگاهها نزدیک نشود و با خارجیها گفتگو نکند.
حتی پس از این افشاگری و با وجود آن که دول غربی داشتن سلاحهای هستهای را حق رژیم صهیونیستی دانستند ، این رژیم همچنان اطلاعات هستهای خود را مخفی تلقی میکند و آنها را بروز نمیدهد.
در سال 2001 بنیامین نتانیاهو نخستوزیر سابق و وزیر دارایی کابینه شارون خواستار پایان دادن به فعالیتهای هستهای مخفی شد و گفت: «علنی کردن این فعالیتها ضمن ایجاد فضای اقتدار باعث ایجاد بازدارندگی میان عربها میشود.» البته وی خواستار تدوین چارچوب خاصی برای انتشار اطلاعات شده بود. با شنیدن این خبر شارون برافروخت ونتانیاهو را تهدید کرد که در صورت افشای این برنامهها وی را به دلیل افشای مسائل امنیتی به زندان خواهد انداخت.
شیمون پرز پدر برنامه هستهای اسرائیل در سال 2002 برای چندمین بار بصراحت تاکید کرد که «اسرائیل سلاح اتمی دارد». وی آشکارا اعلام کرد: «اسرائیل از قدرت هستهای بسیار بزرگی برخوردار است که این توان در دوره همکاری با فرانسه و در قالب طرح توسعه دانش هستهای اسرائیل به دست آمده است.» با این وجود هیچگاه رژیم صهیونیستی حاضر نشده به طور رسمی این مساله را اعلام کند.

توان هستهای اسرائیل

مقامات رژیم صهیونیستی در 15/5/1948 بلافاصله پس از اشغال فلسطین به خاطر نیروی انسانی کم و منفور بودن در منطقه بنا را به اجرای سیاستهای نظامی و امنیتی گذاشتند و نقش اصلی را در این میان به سلاح هستهای دادند. ارنست دیوید برگمن ، دانشمند هستهای اسرائیل و اولین رئیس کمیته انرژی اتمی رژیم صهیونیستی (IAEC) که خود فردی قوی در این رشته به حساب میآید ، بلافاصله کار ساخت و تولید سلاحهای هستهای را شروع کرد و امروز به طور بیوقفه به آن ادامه میدهد ، البته تاکنون اطلاعات دقیقی از میزان تسلیحات و مراکز تولید آنها در دست نیست ، چراکه این مسائل در ردیف مسائل سری رژیم اشغالگر قدس قرار دارد به طوری که حتی اعضای پارلمان این رژیم (کنست) تاکنون اجازه بازدید از نیروگاه دیمونا را نداشتهاند ، ولی آنچه از مشاهدات و اخبار محرمانه برمیآید این است که اسرائیل نزدیک به 100 تا 200 نوع جنگافزار هستهای و 200 تا 400 کلاهک هستهای در اختیار دارد ، کارشناسان منع گسترش سلاحهای هستهای معتقدند که ممکن است به دلیل مخفی بودن اطلاعات هستهای ، در تخمین مقدار آنها غلو شده باشد ، ولی توانایی این رژیم نشان میدهد تا این آمار به واقعیت نزدیک است. هماکنون این رژیم فناوری هستهای خود را بومی کرده است و زرادخانههای آن بیوقفه در حال تولید جنگافزارهای هستهای است.
این سلاحها میان همه نیروهای این کشور تقسیم شده و هرکدام به نوبه خود از آنها استفاده میکنند. در ادامه به بخشی از این تجهیزات هستهای که نقش اول را در سیاست امنیتی این رژیم دارند اشاره میکنیم.
رژیم غاصب صهیونیستی از همان ابتدای کار به موشکهای بالستیک به دلیل برد زیاد در مدت زمان کم و احتمال پایین رهگیری ، اهمیت ویژهای داد. در میان این نوع موشکها ، 4 مدل موشک در اختیار ارتش رژیم اشغالگر قدس است.
1- موشکهای بالستیک «امجیام  C5 سی  لانس» معروف به «لانس». این موشک توانایی حمل کلاهکهای متعارف ، خوشهای و هستهای به وزن 454 کیلوگرم را دارد. این کلاهکها 72 کیلومتر برد دارد ، ولی اگر یک کلاهک هستهای با توان تخریب 10 کیلو تن داشته باشد ؛ برد آن به 130 کیلومتر میرسد. این موشک ساخت امریکاست و هماکنون 27 سکوی پرتاب آن در اختیار ارتش رژیم صهیونیستی قرار دارد. این موشکها نقش حمایت از نیروهای نظامی متحرک را بازی میکنند و در هنگام درگیری قادرند هدفهایی نظیر پایگاهها ، شهرها و تاسیسات زیربنایی را هدف قرار دهند. ایالات متحده امریکا در سال 1972 این موشک را به اسرائیل داد.
2- موشک «جریکو -1»: این موشک بالستیک که ساخت فرانسه است اولین بار در سال 1965 در صحراهای شمال آفریقا آزمایش شد. فرانسه پیش از تحریم نظامی پس از جنگ 1967 ، 14 موشک به رژیم صهیونیستی فروخت و پس از آن با به دست آوردن فناوری این نوع موشک ، خود صهیونیستها شروع به تولید آن کردند و برآورد میشود سالی 60 تا 80 موشک از این نوع ساخته باشند. این موشک توانایی حمل کلاهکهای متعارف ، هستهای و بیولوژیک را دارد و برد آن با کلاهک متعارف 563 کیلومتر است و توان حمل کلاهکهایی تا وزن 250 کیلو را دارد.
3- موشک بالستیک «جریکو  2»: این موشک به نوعی مدل پیشرفته جریکو 1 است و اولین مدل آن در سال 1981 از طرف فرانسه در اختیار رژیم صهیونیستی قرار گرفت و در می 1987 برای اولین بار مورد آزمایش مخفی قرار گرفت و پس از طی 850 کیلومتر در دریای مدیترانه سقوط کرد. صهیونیستها با ارتقاء سیستم ، موشک آن را در ژانویه 1988 مجدد آزمایش کردند و در 19 سپتامبر 1988 اولین ماهواره جاسوسی خود با نام «افق -1» را با استفاده از مدل پیشرفته و 2 مرحلهای این موشک در مدار زمین قرار دادند و در 5 آوریل 1995 سومین ماهواره خود به نام «افق -3» را با همین موشک به فضا پرتاب کردند. در 14 سپتامبر 1989 مدل ارتقاءیافته موشک آزمایش شد و پس از پیمودن 1300 کیلومتر در نزدیکی لیبی در دریای مدیترانه سقوط کرد. رژیم صهیونیستی این موشک را در کارخانهای خارج شهر بریاکف تولید میکند. این رژیم همچنین حدود 100 عدد از این موشکها را در پایگاه زکریا در جنوب شرقی تلآویو انبار کرده است. برد نهایی این موشک 1500 کیلومتر تخمین زده میشود و احتمال میرود نوع پیشرفته آن با کلاهک هستهای تا 4000 کیلومتر برد داشته باشد. این موشک میتواند کلاهکهای هستهای و متعارف به وزن 450 کیلوگرم تا 680 کیلوگرم را حمل کند.
4- موشک بالستیک «جریکو -3» ، این موشک را متخصصان رژیم صهیونیستی تولید کردند و در سال 1998 خبر تولید و آزمایش آن را دادند. توان حمل انواع کلاهکهای متعارف ، بیولوژیک و هستهای را تا وزن یک تن دارد. این موشک با برد اولیه 2000 کیلومتر آزمایش شد و با نصب سیستم ماهوارهای شابیت به یک موشک بالستیک قارهپیما با برد 5000 کیلومتر تبدیل میشود.
هراس رژیم صهیونیستی از کشورهای همسایه در به کار بردن موشکهای بالستیک علیه این رژیم ، مقامات را بر آن داشت تا روی طرح موشکهای ضدبالستیک هم فکر کنند.
پیش از جنگ خلیج فارس ، رژیم صهیونیستی موشکهای ضد بالستیک و ضد کروز «پاک 2» را در اختیار داشت. این موشکهای امریکایی که معروف به پاتریوت هستند در حمله موشکی عراق به تلآویو خوب عمل نکردند و امریکا درصدد برآمد «پاک 3» را طراحی و در اختیار دوستانش قرار دهد.
همچنین امریکا در سال 1998 در قالب طرح جنگ ستارگان، طرح دفاع ضد موشکی «آرو» را به رژیم صهیونیستی پیشنهاد کرد و در سال 1992 پس از برخورد موشکهای الحسین عراق به تلآویو با حمایتهای فنی و مالی امریکا ساخت موشکهای «آرو 1» با برد 500 کیلومتر شروع شد. مکمل این سیستم موشکی، سیستم ماهوارهای امریکاست که به سیستم هشدار سریع رژیم صهیونیستی متصل است. در روز 9/5/1383 موشک آرو در پایگاهی واقع در ایالت کالیفرنیا آزمایش نهایی شد و این آزمایش که هفتمین آزمایش بود یک موشک اسکاد واقعی رهگیری و منهدم شد. تا سال 1991 هشتاد درصد هزینههای طرح را امریکا میداد ؛ اما پس از حمله موشکی عراق به تلآویو طرفین به طور مساوی برای ساخت این موشک سرمایهگذاری کردند.
نیروی دریایی رژیم صهیونیستی هم مجهز به سلاحهای هستهای است. در سال 1988 رژیم صهیونیستی برای خرید دو زیردریایی هستهای با آلمان وارد مذاکره شد ، ولی بر سر قیمت با هم کنار نیامدند و پس از 2 سال ، مذاکرات بینتیجه پایان یافت ، اما وقتی وزیر خارجه وقت آلمان دیتریش گینشر از محل برخورد موشکهای عراق در 5 کیلومتری تلآویو بازدید کرد ، گفت: 2 فروند زیردریایی را رایگان به رژیم صهیونیستی میدهد. کادر فنی و کادر زیردریاییها آموزشهای خود را در سال 1994 آغاز کردند و با پایان تمرینات آموزشی در سال 1997 اولین زیردریایی هستهای آلمانی با نام دلفین 800 تحویل نیروی دریایی رژیم صهیونیستی شد و 2 فروند دیگر در سال 1999 به دست این رژیم افتاد. این زیردریایی در آب 1740 تن وزن دارد و روی مدل اولیه آن موشکهای هارپون امریکایی با برد 124 کیلومتر نصب شده بود ، ولی در سال 2002 مجهز به موشکهای «پاپای توریو» با برد بیش از 350 کیلومتر شدند. موشکهای کروز پاپای توان حمل کلاهک هستهای را دارند و میتوانند از زیر آب شلیک شوند و رژیم صهیونیستی این موشکها را در اقیانوس اطلس آزمایش کرده است.
پاپای میتواند کلاهکهایی تا وزن 30 کیلوگرم را حمل کند و این زیردریاییها همچنین به موشکهای هارپون پیشرفته که رژیم صهیونیستی آنها را ارتقا داده است، مجهز هستند. یکی از وظایف دلفینها محافظت از 3 سکوی پرتاب موشکهای کروز و بالستیک با برد 900 تا 1300 کیلومتر است که رژیم صهیونیستی در دریای سرخ و دریای مدیترانه مستقر کرده است.
نیروی هوایی رژیم صهیونیستی بیش از 600 فروند هواپیمای جنگنده و بمب افکن دارد که قابلیت حمل سلاحهای هستهای دارند.
«اسکای هوک ای 4» ، «فانتوم اف 4» ، «فانتوم اف 4ئی» ، «فانتوم اف 4 ئی 2000» و «اف 15 ئی» از این جمله هستند.
48 فروند هواپیمای امریکایی اسکای هاوک در سال 1966 به نیروی هوایی رژیم صهیونیستی پیوست. این هواپیماها که میتوانند در یک پرواز 3000 مایل راه طی کنند ، جنگنده و بمبافکن هستند.
170 فروند هواپیمای «فانتوم اف 4» که میتوانند با هم 1233 تن سلاح حمل کنند. 50 فروند هواپیمای «F4E» و «F4E2000» که مجهز به موشکهای هوا به زمین و ضد رادار هستند.
65 فروند جنگنده امریکایی اف 15 که برای اهداف دور دست طراحی شدهاند و میتوانند بیش از 5 تن سلاح هجومی حمل کنند.
بیش از 260 جنگنده اف 16 از مدلهای مختلف که در سالهای 1994 و 1995 به رژیم صهیونیستی داده شد ، البته50 فروند را امریکا به عنوان پاداش پس از جنگ دوم خلیج فارس به رژیم صهیونیستی داد.
همه این هواپیماها قادر به حمل موشک ، راکت و بمبهای هستهای هستند و حتی 25 فروند هواپیمای F15E معروف به عقاب ضربتی که در سال 1993 از امریکا به تلآویو آمدند و در قالب اسکادران 69 در پایگاه هوایی رمال دیوید سازماندهی شدند ، تنها برای حمله هوایی به پایگاههای هستهای آموزش دیدهاند و به همین دلیل معروف به اسکادران پتک هستند.
علاوه بر این، رژیم صهیونیستی اقدام به ساخت سلاحهایی کرده است که توپخانههای سنگین 175 و 203 میلیمتری میتوانند آنها را شلیک کنند و تعدادی از توپخانههای «ام 107» و «ام 110» خود را مجهز به سلاحهای هستهای کرده و مینهای هستهای هم ساخته است.
این رژیم در سال 1979 تولید بمبهای هیدروژنی را شروع کرد و تا سال 1986 اقدام به ساخت 35 بمب کرد که با توان تخریبی 200 مگاتن کمی از اندازههای بینالمللی کوچکتر هستند. همچنین در سال 1981 تولید بمبهای نوترونی را شروع و کارخانههای ویژهای برای ساخت این بمبها تاسیس کرد. بمبهای نوترونی هنگام انفجار به ساختمانها و تاسیسات آسیبی نمیزنند و فقط هر موجود زندهای را که در معرض اشعه آن قرار گیرد ، ظرف 24 ساعت از پا در میآورد.

نهادهای بینالمللی و برنامه هستهای رژیم صهیونیستی

در حالی که رژیم غاصب صهیونیستی به تحریک جامعه جهانی در برابر برنامههای صلحآمیز کشورهایی مانند ایران ادامه میدهد ، سازمانها و نهادهای بینالمللی تاکنون نتوانستهاند این رژیم را وادار به عمل به قطعنامه های سیاسی و امنیتی نهادهای بینالمللی کنند. این رژیم از سال 1956 به عضویت آژانس بینالمللی انرژی اتمی در آمده و تاکنون از قبول پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) طفره رفته و آن را به امضا نرسانده است. مجمع عمومی سازمان ملل و کنفرانس عمومی آژانس بینالمللی انرژی اتمی از سال 1987 تاکنون 14 قطعنامه به تصویب رساندهاند که در آنها از رژیم صهیونیستی خواسته شده است با امضای ان پی تی تولید و تکثیر سلاحهای هستهای را کنار بگذارد ، ولی با بیتوجهی این رژیم مواجه شده است و هیچ فشاری هم از جانب دیگران به وی وارد نیامده است.
محمد البرادعی ، مدیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی در تیر سال 83 از طرف 137 کشور عضو آژانس ماموریت یافت تا به سرزمینهای اشغالی سفر کند و با بازدید از برنامه هستهای این رژیم برای اجرای برنامه «خاورمیانه عاری از سلاح هستهای» تلاش کند ، ولی مقامات رژیم اشغالگر قدس در این سفر 48 ساعته، حتی به وی اجازه بازدید از برنامه هستهای خود را ندادند و وی دست خالی از این سفر بازگشت. حتی صهیونیستها به سانسور خبری این سفر دست زدند و به هیچ خبرنگاری اجازه همراهی با وی را ندادند و تنها دفتر دولتی مطبوعات رژیم صهیونیستی اخبار مربوط به این سفر را پوشش میداد.
البرادعی پیش از سفر در مسکو اعلام کرد: «این رژیم را برای رها کردن سیاست ابهام استراتژیک که بر اساس آن در اختیار داشتن سلاحهای هستهای را تایید یا تکذیب نمیکند ، تحت فشار قرار نخواهم داد». به این ترتیب پیش از سفر بر موضع متزلزل خود در قبال رژیم صهیونیستی تاکید کرد و سیاست دوگانه آژانس را در برخورد با کشورهای عضو علنی کرد.
وی پس از بازگشت از سفر بیحاصلش گفت: «آژانس اختیارات لازم را برای بازرسی از نیروگاههای اتمی اسرائیل ندارد و از این کار عاجز است؛ چراکه اسرائیل تاکنون معاهده «ان پی تی» را امضا نکرده است».
براساس توافق سال 1969 میان رژیم صهیونیستی و امریکا ، ایالات متحده متعهد شد در صورتی که اسرائیل خود را به طور رسمی قدرت هستهای معرفی نکند برای پیوستن به «ان پی تی» به این رژیم فشار نیاورد و آژانس هم در امتداد سیاستهای امریکاییاش هیچ فشاری به این رژیم برای پذیرفتن این معاهده نمیآورد و با اینکه همه جهان و نهادهای بینالمللی میدانند اسرائیل در حال تولید سلاح هستهای است ؛ اما امریکا همچنان به عهد خود پایبند است و با استفاده از نفوذ خود در این نهادها مانع از ایجاد هر نوع محدودیت و اعمال فشاری به این رژیم میشود. هانس بلیکس ، رئیس سابق بازرسان سازمان ملل در مصاحبهای با روزنامه اماراتی الخلیج گفته بود: «همه میدانند اسرائیل تسلیحات هستهای تولید میکند و دارد ، ولی این رژیم به کسی اجازه بازرسی نمیدهد».


عبدالحسین علیمددی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها