شما هم می توانید یک داوینچی شوید

چقدر لئوناردو داوینچی را می شناسید؛ آیا درباره زندگی و آثار وی اطلاعاتی دارید؛ آیا می دانستید او 40سال پیش از این که کوپرنیک بگوید خورشید حرکت نمی کند با حروف تاکیدی درشت نوشته بود که خورشید حرکت نمی کند ، زیرا زمین در مرکز دایره خورشید است.
کد خبر: ۱۲۸۵۶۸

آیا نمی خواهید از خود بپرسید در آن عصر که علوم بشری پیشرفت چندانی نداشت ، رایانه ای وجود نداشت و ماهواره ای به فضا پرتاب نشده بود ، او چگونه توانسته بود به این مسائل پی ببرد؛
هرچند لئوناردو داوینچی در عصری زندگی کرده است که علوم بشری در آن پیشرفت چندانی نکرده بود ، ولی مساله ای که باعث شده بود وی بتواند مسائل بزرگ علمی را کشف کند و در علوم و فنون زیادی به مهارت های چشمگیری برسد این بود که او از زاویه دیگری به دنیا نگاه می کرد.

بسیاری بر این باورند که افرادی مانند داوینچی نابغه هایی خدادادی هستند ، ولی حقیقتی که به نابغه شدن این افراد کمک کرده این است که آنها به این حقیقت پی برده اند که مغز هر انسانی به مراتب بهتر از آن است که عموم فکر می کنند. درست همان طور که اگر از آهن استفاده نکنیم زنگ می زند ، همان طور که آب راکد می گندد یا به هنگام سرما یخ می بندد ، اگر از شعور و مغز خود استفاده نکنیم ، آن را از دست می دهیم.
مطالعه زندگی داوینچی ثابت کرده است که حتی خود او نیز در زندگی اش از افراد زیادی تقلید کرده است ، اما پرسش اصلی این است که آیا می توانیم با استفاده از میراثی که وی از خود بر جای گذاشته مانند او به یک نابغه تبدیل شویم یا دست کم از بودن خود لذت بیشتری ببریم؛ داوینچی برای خود اصولی طراحی کرده بود که هر انسانی با پیروی از آن می تواند به یک نابغه تبدیل شود. این اصول تنها قابل استفاده برای قشر خاصی نیستند بلکه هر انسانی می تواند به هر شکلی که دوست دارد از آن استفاده کند و آثار آن را در زندگی شخصی خود ببیند. این اصول عبارتند از:
اصل اول: کنجکاو زندگی کنید
در دنیای مدرن کنجکاوی به یک هنر از دست رفته تبدیل شده است ، به دوران مدرسه خود بیندیشید ، به کنجکاوی هایی که داشتید ، اما بر سر بچه هایی که بیش از اندازه کنجکاوی می کردند چه آمد؛ ممکن است بارها از معلم خود شنیده باشید که فرصت ندارم به همه پرسشها پاسخ بدهم. بهتر است برگردیم به موضوع درس ؛ اما حالا چطور ، به کسانی که بیش از اندازه پرسش می کنند و قرار و آرام ندارند داروی آرام بخش می دهند یا آنها را بیش از حد فعال یا کسانی توصیف می کنند که با اختلال کمبود توجه روبه رو هستند.
مطمئن باشید اگر لئوناردو داوینچی امروز زنده بود و به مدرسه ای از نوع مدارس ما می رفت ، احتمالا تحت دارو درمانی قرار می گرفت. مغزهای پرشور در تمام مدت عمر خود پرسشهای مبهوت کننده ای می پرسند. در تاریخ آمده است که لئوناردو داوینچی چنان با شور و اشتیاق از معلم ریاضی خود پرسش می کرد که معلم ریاضی اش را به دردسر می انداخت و بیشتر او را مبهوت می کرد.
آیا تا به حال به پرسشهایی که در روز به ذهن تان خطور می کند توجه کرده اید؛ آیا هیچ می دانید که پرسش هایی که در روز به ذهنتان خطور می کند هدف شما در زندگی و کیفیت زندگی شما را مشخص می کند؛ اگر مانند داوینچی دریچه های ذهنتان را بگشایید می توانید دنیایتان را وسعت دهید و جایی برای خود در تاریخ بشر باز کنید. با آن که همه ما با کنجکاوی داوینچی گونه متولد می شویم ، در مدارس به ما یاد می دهند که پاسخ مهم تر از پرسش است!
در بیشتر موارد مدارس کنجکاوی بچه ها را تحریک نمی کنند و توجه کردن به ابهامات و مهارت در طرح پرسش را رشد نمی دهند. به جای آن در مدارس ناخواسته به دانش آموزان یاد می دهند که پاسخ درست دادن مهم تر از پرسش پرسیدن است!این روش در تمام دوران دانشگاه و دوره های مدارج عالی تحصیلی نیز ادامه پیدا می کند ؛ اما با وجود تمام مشکلاتی که در دنیای مدرن بر سر راه خلاقیت ایجاد شده است هنوز راهی وجود دارد که شما با کمک آن می توانید چشمه جوشان خلاقیت های خدادادی خود را دوباره روان سازید. برای رسیدن به این هدف کافی است بر قابلیت های طرح پرسش خود بیفزایید و بکوشید هر روز موضوعی را برای کنجکاوی خود انتخاب و به جزییات کوچک و بزرگ آن توجه کنید. لازمه چنین کاری این است که به جای پاسخ درست به پرسش درست توجه کنید. کافی است از خود بپرسید چگونه می توانم از جهات مختلف به این موضوع توجه کنم؛ کنجکاوی از آن جهت اولین اصل مورد توجه داوینچی است ، زیرا میل به دانستن ، یاد گرفتن و رشد کردن ، اساس دانش و کشف کردن است.
اصل دوم: تا می توانید تجربه جمع کنید
علت این که نام لئوناردو داوینچی هنوز پس از گذشت بیش از 5 قرن برای شما آشناست این است که او در زندگی خود سعی کرد در بسیاری از علوم کنجکاوی کند و به جای این که به تجربیات دیگران تکیه کند کوشید شانس خود را در تجربه مستقیم یا بدون واسطه بیازماید. در عصری که لئوناردو داوینچی زندگی می کرد همه گمان می کردند که آموختنی ها هرچه بوده فرا گرفته شده و برای یادگیری مطلب جدیدی باقی نمانده است ، اما او هیچ وقت تسلیم این تفکر نشد و مطمئن بود که در صورت تکیه به حس کنجکاوی و تجربه شخصی اش می تواند پنجره علوم جدیدی را به سوی خود باز کند. او با تکیه بر همین تفکر بود که توانست دریچه علوم جدیدی را به روی خود باز کند. در حقیقت می توان گفت لئوناردو از کنجکاوی خود به عنوان سلاح و از تجربه خود به عنوان فشنگ استفاده می کرده است.
اصل تجربه کردن شخصی ، کلید و رمز بهره برداری هرچه بیشتر از زندگی است. لئوناردو داوینچی بیشترین تجربیات خود را زمانی به دست آورد که در سنین کودکی در کارگاهی مشغول به کارورزی شد. او به تجربه بیش از نظریه و فرضیه بها می داد و در تمام مدت زندگی خود را مطیع تجربه می دانست.
وی در خاطرات زندگی اش نوشته است: به اعتقاد من علمی که بر اثر تجربه به دست نیامده باشد علم باطل و پر از اشتباه است ؛ چرا که مادر همه اطمینان ها ، تجربه دست اول است ، تجربه ای که یکی از حواس پنجگانه انسان آن را تایید کرده باشد. اگر شما علاقه مند باشید که به اندیشه خود متکی باشید و ذهنتان را از عادتهای محدودکننده و پیش پندارها پاک کنید ، به اصل دوم داوینچی می رسید.
داوینچی در جستجوی حقیقت اصرار داشت که باورهای رایج مورد پرسش قرار بگیرند. او به اهمیت آموختن شخصی از طریق تجربه عملی اصرار داشت ، زیرا معتقد بود تجربه به انسان عظمت می دهد.
اما نکته ای که شما نباید آن را فراموش کنید این است که هیچ انسانی همیشه در اولین تلاش خود به نتیجه دلخواه نمی رسد.

علت شکست بسیاری از انسان ها در زندگی این است که پس از مواجه شدن با چند شکست موقتی ، ناامید می شوند و دست از تلاش برمی دارند

مطالعه زندگی داوینچی نشان داده است که حتی او نیز در زندگی خود مرتکب اشتباهات بزرگی شده که می توان به تجربه ناموفق او در ساخت ماشین پرنده ای که هرگز از زمین بلند نشد ، اشاره کرد. زمانی که او شروع به ساختن ماشین پرنده کرد افراد بسیاری او را دیوانه خطاب کردند ، ولی گذشت قرنها ثابت کرده که او از داناترین انسان های عصر خود بوده است. در زمانی که داوینچی به پرواز در آسمان فکر می کرد هیچ انسانی پروازی بجز پرواز پرندگان در آسمان ندیده بود و به همین دلیل با او مخالفت می کردند. در حقیقت داوینچی نیز ندیده بود که انسانی بتواند در آسمان پرواز کند ، ولی با محاسباتی که انجام داده بود به این نتیجه رسیده بود که می توان با کمک ماشین در آسمان پرواز کرد. او در تمام تلاشهای خود برای ساخت ماشین پرنده شکست خورد ولی هیچ وقت امید خود را از دست نداد و همین مساله باعث قرار گرفتن او در جایگاه خاصی از تاریخ علمی بشر شد.اما شما چطور؛ آیا تا به حال شده که پس از شکست خوردن در کاری دست از کار بکشید و امید خود را از دست بدهید؛ علت شکست بسیاری از انسان ها در زندگی این است که پس از مواجه شدن با چند شکست موقتی ناامید می شوند و دست از تلاش برمی دارند ؛ اما حقیقت این است که در پشت هر شکستی ، تجربه ای پنهان شده که در صورت تلاش شما برای رسیدن به هدف در آینده زمینه ساز موفقیت های پی درپی شما می گردد.
شما پس از شکست در زندگی تجربه به دست می آورید و به صورت ناخودآگاه دیگر از همان نقطه متضرر نمی شوید. بر اثر انباشت تجربه های کوچک و بزرگی که در طول زندگی خود به دست می آورید احساس قضاوت شما نیز رشد می کرد.
فراموش نکنید که قضاوت خوب ناشی از تجربه است. تجربیات شما هنگامی در زندگی نقش سرنوشت سازی بازی می کنند که شما از اشتباهات خود در زندگی درس بگیرید. آیا شما از اشتباهات خود درس می گیرید؛
اصل سوم: به ناشناخته ها توجه کنید
وقتی کنجکاوی تان را بیدار می کنید ، وقتی به اعماق تجربه می روید و حواستان را قبراق و هوشیار می کنید ، با ناشناخته ها روبه رو می شوید. برخورد کردن با ناشناخته ها با ذهن باز ، قدرتمندترین راه برای برخوردار شدن از توانمندی های خلاق است. یکی از اصولی ترین اقدامات لئوناردو رویایی با ابهامات و ناشناخته ها بود و می توان گفت این کیفیت یکی از ویژگی های مهم نبوغ و خلاقیت او محسوب می شود.
اگر شما هم می خواهید مانند داوینچی بتوانید به ناشناخته ها توجه کنید باید پرسشهای را از خود بپرسید که اندیشه شما را تحریک کنند و مقداری از زمان هر روز خود را به توجه به ابهامات اختصاص دهید. توجه به تضادها و تناقض ها نه تنها کلید موفقیت ، بلکه در دنیایی که بسرعت متحول می شود، مساله ای ضروری است.
حرف آخر: هوش منحصر به فردتان را آزاد کنید
اگر با کمی دقت به محیط اطراف خود نگاه کنید متوجه می شوید محیط پیرامون ما می خواهد مستقیم یا غیرمستقیم چیزی را به ما بیاموزد. انسان ها نیز همین طور هستند ، حتی می توان گفت خلاصه تمام آموزش های بشری و حرف نهایی تمام اشخاص و مکاتب تاریخ در یک جمله سه کلمه ای خلاصه می شود. درست فکر کنید. با درست فکر کردن است که انسان می تواند به رموز حیات روی کره خاکی پی ببرد.
رسیدن به مرحله درست اندیشی مقدماتی دارد. یکی از این مراحل تقلید آگاهانه است. شما می توانید با تقلید از داوینچی زندگی خود را به یک اثر علمی و هنری تبدیل کنید. فراموش نکنید که حتی داوینچی نیز تقلید می کرده است. شما هم می توانید تقلید کنید. با تقلید از داوینچی می توانید روح و روان استاد بزرگ را به درون زندگی خود وارد کنید. وقتی شما مانند داوینچی فکر کنید ارزش سرمایه عقلانی شما چند برابر و توانایی یادگیری ، تطبیق پذیری و اندیشیدن مستقل و خلاقتان چند برابر شده است. اگر مطلب را با دقت دنبال کرده باشید متوجه می شوید که تمامی اصول گفته شده مانند حلقه های یک زنجیر به یکدیگر وابسته هستند. به همین علت ، تنها در صورتی می توانید هوش منحصر به فردتان را آزاد کنید که بتوانید میان ذهن و جسم خود هماهنگی به وجود بیاورید.
فراموش نکنید که با وجود تمام پیشرفت های بشری ، هنوز مطالبی زیادی در خصوص توانمندی های انسان و توانمندی های مغزی نامحدودش بی پاسخ باقی مانده است. شاید پاسخ تعدادی از این پرسش ها در ذهن شما نهفته است. خودتان را دست کم نگیرید و بکوشید با استفاده از اصول گفته شده هوش منحصر به فردتان را آزاد کنید. فقط با درست فکر کردن است که می توانید هوش منحصر به فردتان را آزاد کنید و آن وقت است که می توانید زندگی را در مشت خود احساس کنید.


محمدصادق امینی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها