البته آنچه هنوز باعث می شود قطع کامل ارتباط نسل امروز با گذشته را شاهد نباشیم باورهای مذهبی آیینی و هویت ملی عمیقی است که هر نسل می تواند با آنها ارتباط برقرار کند و به آنها ببالد. دکتر ناصر قاسم زاد ، روان شناس از دیدگاه دیگری به این جریان می پردازد و می گوید: بزرگترین تفاوت نسل امروز با نسل دو دهه پیش را می توان شرایط اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی حاکم بر جامعه ذکر کرد. باورها و ارزشهای فرهنگی جوانان دو دهه گذشته بسیار متفاوت باجوانان نسل فعلی است و انقلاب یکی از بزرگترین پدیده های این تفاوت است و بعد از آن بروز جنگ تحمیلی.
مسلما وقتی در جامعه انقلابی رخ می دهد. ارزشها و باورهای دیکته شده حکومت قبلی زیر سوال می رود و تغییر می کند. پشت پا زدن به حاکمیت نظام قبلی و علاقه مند بودن به جایگزین کردن ارزشهای فرهنگی و فکری انقلاب یک نوع شور انقلابی در جوانان آن موقع بوجود آورده بود به نوعی که در همه روابط اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی تاثیرگذار بوده. حال جوانان دو دهه پیش علاوه بر انقلابی بودن ، نسل دوران جنگ نیز نامیده می شوند. طبیعتا این معیارها و ارزشها از جوان آن موقع ، جوانی با ارزشهای اخلاقی سالم و معتقد به حرکت انقلابی ساخته بود. نوعا ما میزان آسیبهای اجتماعی ، بزهکاری ها و معضلاتی مثل اعتیاد یا سایر کجروی های اجتماعی را نسبت به نسل فعلی کمتر می دیدیم.
دکتر قاسم زاد کمتر بودن این معضلات را حاکم بودن اعتقادات راسخ فکری ارزشی و مذهبی بر جامعه آن روز می داند: به نظر من نسلی که حادثه و واقعه ای مثل انقلاب و جنگ را به سلامت رقم زند ، یک نسل پویا ، خلاق ، ایثارگر و کم توقع است که با آن بضاعت فکری و معنوی و مادی که داشته ، خالصانه در خدمت نظام و انقلاب خواهد بود. ما در فداکاری و ایثار چیزی بالاتر از جان نمی دانیم و آنها جسم و جان را فدای مقدسات و کشور کردند. به نظر من نسل دو دهه پیش با توجه به درک بالا از شرایط محیطی زمان خویش توانسته سازگاری بالایی را در برخورد با مشکلات موجود در نزد خود فراهم کند.
بسیاری از جامعه شناسان معتقدند در کنار سرعت ورود نسل جدید به دنیای تازه و فاصله گرفتن از نسل گذشته می توان با پرورش همین عناصر مذهبی آیینی و ملی اجازه نداد که حلقه زنجیر ارتباط میان نسلهای ایرانی گسته شود. با این همه نمی توان انکار کرد که دغدغه های معیشتی و مشکلات زندگی باعث شده تا نسل قبلی که اکنون نقش والدین یا گردانندگان گروههای کوچک خانوادگی را بازی می کنند ، نتوانند فرصت کافی را برای برقراری ارتباط مداوم با دنیای در حال تحول پیدا کنند و به همین دلیل که چیزی به نام شکاف میان نسلها دیده می شود که باید پرسید آیا نام آن یک ناهنجاری طبقاتی است یا اتفاقی در حال گذر؛
|
تفاوت یک نسل به واسطه ابزارهای فیزیکی
اینچنین به نظر می رسد طیفی که نسل امروز محسوب می شوند به دلیل شرایط خاص جامعه تفاوت چشمگیری با نسل قبل از خود دارند. شاید بزرگترین تفاوت ، بروز انقلاب و جنگ تحمیلی باشد که باعث شد تعریف جدیدی از علایق نسل جدید نسبت به پدیده های پیرامون پیش آید. اما پس از پایان جنگ و نزدیک شدن به جریانات و اتفاقات روز دنیا ، نسل جدید به واسطه ابزارهای فیزیکی گسترده مانند اینترنت و ماهواره ، خود را ناگهان با سرعتی بیشتر از نسل قبل به فضای جهان امروزی می رساند. پس می توان گفت یکی از دلایل مطرح شدن مباحثی چون تفاوت نسل امروز با پدران و مادران همین استفاده از ابزارهای فیزیکی و سرعت انتقال اطلاعات در فاصله بسیار کم بود. دکتر قاضی معتقد است نمی توان پیشرفت روزافزون فناوری را در این تفاوت نادیده گرفت: اگر ما از جنبه های منفی صحبت می کنیم ، جنبه های مثبت آن را نمی توانیم انکار کنیم. علاقه جوانان امروزی به پیشرفت بسیار بالاست. کمتر جوان و حتی نوجوان امروزی را می بینیم که با رایانه آشنا نباشد.

مکاتبات الکترونیکی و آشنایی با دهکده جهانی (اینترنت) برای نسل امروز ناآشنا نیست. به واسطه فراگیری و تبادل اطلاعات است که ما شاهد پیشرفت اطلاعات جوانان در زمینه هایی چون ازدواج ، تحصیل و غیره هستیم. در گذشته اگرچه فناوری تا این حد پیشرفت نکرده بود ، اما با نگاهی به گذشته می بینیم پتانسیل جوانان بسیار کمتر از اکنون است ؛ مثلا در گذشته بسیاری از خانواده ها به دلایل مختلف حق تحصیل را برای دختران قائل نبودند و اکثر دختران نسل گذشته ابزاری جز سکوت نمی یافتند ؛ اما اگر شما در حال حاضر جوان امروزی را از تحصیل منع کنید ، چه پیش می آید؛ آیا سکوت می کند؛ آیا شمع سرنوشتش را در هیاهوی دنیای امروز خاموش می کند؛ در این میان می توان به نکته دیگری اشاره کرد. استقلال فکری جوانان امروز با 20 سال گذشته بسیار متفاوت است. جوان امروز ایده و نظر خود را می گوید ، اعتراض می کند و پیشنهاد می دهد. حال آن که در گذشته کمتر شاهد این استقلال فکری و تصمیم گیری هستیم. همچنان که قبلا گفتم ، نمی توانیم جنبه های مثبت آن را نادیده بگیریم |
چرا که نسل جوان فعلی در زمان تبدیل شدن به نسل قدیمی تر (20 سال آینده) اجازه و امکانات برقراری ارتباط که اصطلاحا مدرن نامیده می شود را داشته باشند و به همین دلیل می توان تصور کرد که نسل پا به سن گذاشته بعدی بتوانند ارتباط محکم تر و مسوول تر و گسترده تر با نسل جوان بعدی داشته باشند ولی حالا چه باید کرد؛ جوان امروزی چگونه است؛
دکتر ناصر قاسم زاد معتقد است که نسل فعلی دچار بحران هویت شده است و این مساله گریبانگیر بسیاری از جوامع نیز شده است. وی در این خصوص می گوید: متاسفانه جوانان امروزی هنوز به ایدئولوژی صحیحی نرسیده اند و در جهان بینی خودشان دچار مشکل هستند که البته این مساله ریشه دار است و یک معضل مبتلا به (عمومی) جهان است و با وضعیت فرهنگی موجود بی ارتباط نیست. ما هنوز در بعد فرهنگی دچار مشکل هستیم و هر چقدر کار کنیم باز هم کم است. آهنگ حرکت فرهنگی ما بسیار کند پیش می رود. عصر فناوری و ارتباطات است.
کشورهایی که از تکنولوژی پیشرفته برخوردار هستند ، فرصت بهتری برای انتقال فرهنگ از دیدگاه آنها و البته ابتذال فرهنگی از دیدگاه ما دارند. بخش دیگر این مساله مربوط به خانواده هاست. خانواده ها وقتی که نمی توانند نقش الگوی تربیتی بودن خود را به عنوان الگوهای سالم و کامل تربیتی ایفا کنند ، طبیعتا جوان به سایر الگوهای رایج روی می آورد.
قاسم زاد حلقه سوم تقصیر را برگردن فضاهای آموزشی نظیر مدرسه و دانشگاه می اندازد و می گوید: محیط آموزش و رسانه در این زمینه کارکرد مطلوبی ارائه نداده است. سه گوش این مثلث (فرهنگ ، خانواده و آموزش) تعیین کننده الگوهای سالم ، باورهای منطقی و به عبارتی تولیدکننده نسل خلاق ، پویا و متعهد همچون جوانان دو دهه قبل است که با برنامه ریزی و آسیب شناسی نقاط ضعف مشخص می شود. به نظر من اگر امروز جوانی کنیم می توانیم به نتیجه ای مطلوب امیدوار باشیم. نباید به جوان ایراد گرفت. ایراد واقعی به سه ضلع مثلث برمی گردد چرا که این سه ضلع به جوانان اجازه نداده الگوهای موفق ، معنویت و زندگی توام با معنا و هدفمندی را احساس کنند.
تاکید بر هویت ملی
نوک پیکان باید متوجه کدام گزینه باشد؛ خانواده ، متولیان فرهنگی یا مسوولان آموزشی؛ کنار آمدن و در عین حال رفتار مناسب با جوانان امروز می تواند باعث از هم گسیخته شدن حلقه ارتباط شود. این در حالی است که به نظر می رسد نسل فعلی گمان می کند آنچه از خارج از مرزها توسط رسانه ها به او القا می شود. همان گام برداشتن در راه رسیدن به مدینه فاضله مدرنی است که دوری جستن از آن نوعی عقب ماندگی اجتماعی تلقی می شود در حالی که تجربه و تاریخ ثابت کرده هرگاه بر هویت ملی و آیین های اصیل باستانی خود به دور از خرافه پردازی اشاره کرده ایم ، توانسته ایم نگاه جوانان بسیاری از کشورهای دیگر را به خود معطوف داریم.
پس فاصله ذهنی و رفتاری نسل فعلی با نسل 20 سال پیش را می توان نتیجه دو علت عمده دانست:
1- استفاده شبه انحصاری نسل جدید از فناوری رسانه ای
2- کم توجهی دستگاه های نظارتی و حتی بخش عظیمی از توده به غنای فرهنگی و آیینی ایران.
دکتر قاسم زاد می گوید: متاسفانه خانواده ها برای مقابله با تهاجم فرهنگی ابزاری در اختیار ندارند. جامعه باید آنها را مجهز کند، یعنی بتوانیم الگوهای تربیتی سالم بودن را به آنها آموزش دهیم. ولی در هر صورت جوانان ایرانی چه نسل قبل چه نسل فعلی نوعا جوانان سالمی هستند ؛ جوانانی هستند اخلاقی ، پویا و خلاق. آنچه مهم است این است که اجازه ورود به هیجان ، احساسات و عواطف به او بدهیم و از ابراز هویت خود بیم داشته باشیم. من معتقدم که همه جوانها پذیرای باورهای ارزشی ، اخلاقی ، ایمانی و اجتماعی کارآمد هستند به شرطی که جوان را خوب دریابیم و حمایت کنیم و بدانیم که اگر باد بکاریم ، طوفان درو می کنیم.