jamejamonline
اقتصادی اقتصاد ایران کد خبر: ۱۲۶۹۰۹۰ ۳۱ خرداد ۱۳۹۹  |  ۰۸:۴۰

این بازار سودهای باد آورده ای دارد و این سود نسیب عده معدودی خواهد شد به طور طبیعی کسانی که استاد بازار سهام هستند سود بالایی می برند. وقتی یک شرکت طی دو ماه از نظر ارزشی 50% افزایش پیدا می کند. کسانی که در بازار سهام هستند و استاد این کار هستند ارزش قیمت سهامی حتی بالاتر از ارزش روز دارایی های خود دارند. یعنی اگر می خواهید کارخانه ای بسازید می توانید با نصف قیمت تابلوی بورس ان را بسازید. یعنی حبابی واقعی و عده ای از این بازار سود می برند. این سودها خود به خود وارد بازار مسکن و ارز می شود.
من تعجب می کنم چرا کسی به این نکته توجه نمی کند. متاسفانه کسانی که چنین پول هایی کسب می کنند و ظرف دو ماه بی زحمت میلیون ها سود می کنند از مالیات معاف هستند. این پول ها وارد بازار ارز، طلا و مسکن می شود  چه بسا میزانی از این ارز از کشور خارج می شود. وقتی می گویند شاخص بورس بالا رفته است طبیعتا این افزایش شاخص اثر خود بر دلار را نشان خواهد داد. کمتر دیده شده این اثر بر بازار کالاهای مصرفی کوچک دیده شود. ولی این پول ها به خانه و ویلا در کشورهای دیگر تبدیل می شود. دولت برای جبران کسری بودجه خود، سهام شرکت های خود را در بورس به فروش گذاشته است. کسانی که اقدام به خرید این سهام کردند عمدتا از قشری هستند که به سختی این مبلغ را پس انداز می کنند. و به یکباره با کاهش قیمت سهام به شدت متضرر خواهند شد. من به شدت با این افزایش قیمت در تابلوی بورس مخالف هستم. من به عنوان کارشناس امروز قیمت می گذارم ولی فردا قیمت به یکباره درصد بالایی افزایش پیدا می کند این مساله صحیح نیست و ادامه روند کار بازار سهام به این صورت ممکن نیست.
اگر این روال به همین شکل ادامه پیدا کند و پول مردم ضعیف وارد بورس شود عده ای این پول ها را جمع می کنند و به سمت بازار ارز می روند و در پی این تقاضا بی شک قیمت دلار تا سی هزار تومان پیش می رود. ادامه داشتن این روند بازار بورس بی شک کار را به اینجا می رساند چون هیچ رابطه منطقی بین قیمت سهام و ای پی اس شرکت ها وجود ندارد. چطور می توان پی بی ای شرکتی 40 باشد این یعنی بازده دو درصد پس چگونه قیمت این سهام بالا می رود؟! چه رابطه ای در این اعداد وجود دارد؟! هیچ کسی نمی داند؟ مگر همچین چیزی می شود؟
بانک مرکزی بیشتر در پی ثابت نگه داشتن قیمت ارز است تا عملکرد خود را در این حوزه نشان بدهد و برایش مهم این نیست که در بازار بورس چه اتفاقی می افتد. وضعیت امروز یعنی، پول پس انداز اقشار ضعیف در بورس به جیب ثروتمندان قلیلی می رود و کسی به فکر این نیست. بازار بورس بازاری ثانویه است و اگر بانک مرکزی نمی تواند در مهار مشکلات موفق باشد به این دلیل است که قادر به مهار پول های باد آورده نیست.

اسماعیل غلامی، معاون سابق سازمان خصوصی سازی

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۶
غیر قابل انتشار: ۰
امیر
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۰۴ - ۱۳۹۹/۰۳/۳۱
مگر سکه که ظرف مدت سه سال از یک میلیون شده هفت میلیون حباب ندارد ؟ مگر خانه ندارد ؟ چرا وقتی به بورس می رسیم که سالها راکد بوده یکباره صدای شما کارشناسان در می آید که حباب دارد ؟
۳
۲
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۴۲ - ۱۳۹۹/۰۴/۰۴
معلومه در طمع سود بورس نشستی و داری انتظار میکشی

یادداشت

بیشتر
چرا اصلاح الگوی مصرف را جدی نگرفتیم؟

چرا اصلاح الگوی مصرف را جدی نگرفتیم؟

دقیقاً 10سال پیش، رهبر معظم انقلاب با اشراف کامل از شرایط محیطی و محاطی کشور و آگاهی از آینده جامعه، مهم‌ترین مسأله روز اقتصادی را شیوه مصرف آحاد مردم ومسؤولان و راه برون‌رفت از مشکلات پیش‌رو را صرفه‌جویی عمومی و اصلاح الگوی مصرف دانستند و بر این اساس، شعار سال 88 را «حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف» نام نهادند و فرمودند: «من آنچه را که می‌خواهم در این برهه عرض کنم این است که ملت عزیز جداً از اسراف و زیاده‌روی پرهیز کنند. چون وضع جامعه ما از لحاظ مصرف، وضع خوبی ندارد...عادت‌های ما، سنت‌های ما، روش‌های غلطی که از این و آن یاد گرفته‌ایم، ما را سوق داده است به زیاده‌‌روی در مصرف به نحو اسراف. یک نسبتی باید در جامعه میان تولید و مصرف وجود داشته باشد. امروز در کشور ما اینجوری نیست.»

ظرفیت بازار سرمایه برای تامین منابع مالی دولت

ظرفیت بازار سرمایه برای تامین منابع مالی دولت

شیوع ویروس کرونا طی شش ماه اخیر باعث شده حدود 80 درصد مشاغل و کسب و کارها تحت تاثیر قرار گیرند و با مسائلی چون تعدیل نیرو، کاهش تولید یا افزایش هزینه‌ها مواجه شوند و گاهی میزان موجودی آنها در انبار افزایش یابد.

باید به تغییر نسخه اندیشید

باید به تغییر نسخه اندیشید

آنچه امروز در عرصه اقتصاد ایران می‌گذرد نشان‌دهنده و حکایتگر وجود مشکلی ساختاری و ساختی در اقتصاد کشور است،‌ مشکلی که رفع آن فقط از طریق بازطراحی بنیادین و انقلابی این اقتصاد و تغییر نسخه کلان حاکم بر آن امکان‌پذیر است.

گفتگو

بیشتر
پیشنهاد سردبیر بیشتر