کودک 11 ساله از دام مرگ گریخت

پسر 11 ساله ورامینی که در پی آزار و اذیت های پدرش به اغما فرو رفته بود، پس از یک ماه به هوش آمد.
کد خبر: ۱۲۴۶۴۲

به گزارش خبرنگار جام جم ، ساعت 10روز 4دیماه امسال یکی از اهالی محله امرآباد ورامین با مرکز فوریت های پلیسی 110تماس گرفت و از بیهوش شدن یکی از پسران مستاجرش خبر داد.
به دنبال این تماس ، ماموران انتظامی ورامین برای بررسی محل حادثه به آنجا اعزام شدند.
ماموران با حضور در محل حادثه ، پی بردند که یکی از فرزندان مرد مستاجر به نام سعید (11ساله) با چهره ای کبود و خون آلود در گوشه ای از اتاق افتاده و دست و پایش با پارچه ای بسته شده است و 2فرزند خردسال دیگرش وحشتزده و گریان ، نظاره گر این صحنه اند.
به این ترتیب ، ماموران پسر مصدوم را برای درمان به بیمارستان شهدای 15 خرداد ورامین منتقل کردند و تلاش تیم پزشکی برای نجات وی آغاز شد.

با تحقیق از پدر سعید، این مرد در اظهاراتش ادعا کرد فرزندش از پشت بام منزل سقوط کرده و به هیچ عنوان وی را کتک نزده است.
وی در ادامه بازجویی های پلیسی دچار تناقض گویی های متعدد شد.
ماموران در مرحله دیگری از تحقیقات به بازجویی از صاحبخانه وی پرداختند.

ردپای پدر درکودک آزاری


این مرد در اظهاراتش گفت: از 2سال پیش حسین به همراه خانواده اش ، مستاجرم شدند. یک سال پیش بر اثر اختلافاتی که میان این زوج به وجود آمد، آنها از هم جدا شدند و 3فرزند آنها، نزد پدر خانواده ماندند.
منزلم را فروخته بودم ، روز حادثه چند بار در منزل مستاجرم را زدم تا با او صحبت کنم که پاسخی نداد و فقط ناله های خفیفی را شنیدم. وقتی در را گشودم ، با بدن نیمه جان سعید رو به رو شدم.
با اطلاعاتی که ماموران به دست آوردند، به تحقیق ویژه ای از پدر سنگدل پرداختند؛ ولی وی همچنان منکر آزار و اذیت پسر 11ساله اش شد.

یک ماه در جدال با مرگ


تلاش تیم پزشکی بیمارستان ادامه یافت تا این که پس از یک ماه سعید از یک قدمی مرگ به زندگی دوباره بازگشت و تحویل مرکز شبانه روزی شهید فیاض بخش ورامین شد تا از سوی مسوولان بهزیستی به وضعیت وی رسیدگی شود.

کتک پدر به خاطر بازی کودکانه


روز گذشته سعید (11ساله) به تشریح حادثه تلخی که برایش رقم خورده بود، پرداخت و به خبرنگار ما گفت: از پدرم متنفرم و حتی یک بار هم نمی خواهم او را ببینم.
او پدر بدی است ، آخر اگر خوب بود، مرا این قدر کتک نمی زد. پدرم نمی گذاشت من ، خواهر و برادرم در کوچه با بچه های همسن و سال خود بازی یا تلویزیون تماشا کنیم ، او عقیده داشت که اگر با دیگران رفت و آمد کنیم ، اخلاق مان بد می شود، حتی نمی گذاشت مدت زیادی مادرمان را ببینیم.
پسر نوجوان ادامه داد: آن روز پدرم تهدیدم کرد که اگر از منزل خارج شوم ، مرا کتک می زند، اما من هم دوست داشتم با بچه های کوچه بازی کنم ، وقتی پدرم برای انجام کاری از منزل خارج شد، فرصت را غنیمت شمردم و با بچه های محله مشغول فوتبال بازی شدم. حال و هوای خوبی پیدا کرده بودم ، گویی به همه خواسته هایم رسیده بودم.
سعید افزود: هنوز نیم ساعتی نگذشته بود که پدرم سر رسیده مرا در کوچه دید، از ترس نمی دانستم چکار کنم.
با زور مرا داخل اتاق برد و پس از بستن دست و پایم ،مرا به باد کتک گرفت و با چوب چنان به جانم افتاد که دیگر چیزی نمی فهمیدم و فقط برای یک لحظه صدای مادرم را شنیدم و به یکباره بیهوش شدم.
تو را به خدا، مرا به آن خانه و نزد پدرم نبرید، اگر من پیش او بروم ، این بار مرا می کشد، من خواهر و برادرم را دوست دارم و نمی خواهم آنها هم سرنوشتی مانند من داشته باشند. پدرم به جای این که دست نوازش بر سرم بکشد، مرا به باد کتک می گرفت ، واقعا نمی شود او را پدر نامید، او را نمی بخشم.
عبدالرضا محمدی ، سرپرست مرکز شبانه روزی شهید فیاض بخش ورامین در خصوص وضعیت سعید به خبرنگار ما گفت : تاکنون فقط سعید تحویل مرکز بهزیستی ما شده است و در تلاشیم تا پس از هماهنگی های قضایی با دادستان ورامین ، 2فرزند دیگر این خانواده هم تحویل مرکز بهزیستی شوند تا این 3بچه ، در شرایط مطلوب تر و دور از تنشهای روحی و روانی رشد کنند.
متاسفانه مادر این بچه به خاطر وضعیت مالی نامناسب و پدرش به خاطر این که لطمه های جسمی و روانی به این پسر نوجوان وارد کرده است ، صلاحیت نگهداری 3فرزندش را ندارد و امیدواریم با حمایت های قضایی که از ما صورت می گیرد، بتوانیم شرایطی حداقل مطلوب را برای این فرزندان آسیب دیده ، فراهم کنیم.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها