گفت‌وگو با امرا... احمدجو در سالروز درگذشت انوشیروان ارجمند

همه چیز از «روزی روزگاری» شروع شد

امروز سالروز درگذشت انوشیروان ارجمند، چهره آشنای سینما و تئاتر ایران‌زمین است. با استاد امرا... احمدجو به همین مناسبت سخن گفتیم.
کد خبر: ۱۲۴۲۰۶۴

پدیدآورنده روزی روزگاری در آغاز به وصف ویژگی‌های فیزیکی مرحوم ارجمند پرداخت: از ظاهرشان شروع کنیم که فیزیک خیلی خاصی داشتند مناسب بسیاری از نقش‌ها به اضافه استعداد بالا در امر بازیگری. شناخت چندجانبه‌شان علاوه بر مساله بازیگری، درام و نمایش را از درون می‌شناختند کارهایشان را در نمایش بجا می‌آورند. بسیار علاقه‌مند به ادبیات و مسلط! به همین دلیل پیداکردنِ لحن‌های مناسب برای شخصیت‌ها و ادای آن گویش و لحن بسیار راه‌دست ایشان بود. همچنین حافظه فوق‌العاده‌ای که داشتند دیالوگ‌های طولانی را به خاطر می‌سپردند و این حافظه تیز به کار سرعت می‌داد.
امرا.... احمدجو درباره خلاقیت آن مرحوم افزود: خلاقیت ایشان در حرکات چهره و نگاه و بدن و شناخت دقیق‌شان از نقشی که به‌‌عهده داشتند هویدا بود و دیدنی.
شخصیت و منش انوشیروان ارجمند به گفته کارگردان پشت کوه‌های بلند از جهاتی ویژه و مخصوص بود. به گفته وی بسیار دست و دلباز بودند: اگر امر خیری در میان بود مانند کمکی به یکی از اعضای گروه، ایشان هم پیشقدم بودند و در موارد متعدد شاهد بودم که بالاترین رقم پرداختی نیز همواره از سوی ایشان بود. بسیار همکار‌دوست بود ضمن این که سعی داشتند دست دیگر بازیگرها را بگیرند و معرفی کنند و در خودِ‌کار هم تلاش داشتند هرجوری می‌شود کمک کنند.
این سخن امرا... احمدجو دلنشان است این که به بیان او مرحوم ارجمند بسیار دلچسب و رفیق دوست بود و جایشان خیلی در سینما و نمایش ما خالی است.
انوشیروان ارجمند را با اجرای نقش در فیلم‌هایی چون رستاخیز (شریح قاضی)، چراغ قرمز، قارچ سمی، دوشیزه باران، بچه غول، کیفر، دل نمک، گنج، دوئل، صبحانه‌ای برای دو نفر، قاعده بازی، تردید و... همچنین مجموعه‌هایی مانند پشت کوه‌های بلند، روزی روزگاری، پنجمین خورشید، مختارنامه، معصومیت از دست رفته، فرستاده و... همواره به خاطر داشته و خواهیم داشت.
احمدجو حجم کارهای مذهبی ایشان را و تاثیرشان را خیلی برجسته توصیف کرد و نیز درباره مجموعه روایت عشق که مرحوم ارجمند، کارگردان بخش‌هایی از آن نیز بود، افزود: تقریبا این کار جزو اولین‌های صداسیماست که به تاریخ صدر اسلام می‌پردازد و با وجودی که خیلی آبرومندانه ارائه شد اما چنان که باید و شاید حق‌شان ادا نشد با آن کیفیت و پرداختِ صدرِ اسلامی.
در این فراز به خاطره‌ای از آن مرحوم بپردازیم که استاد احمدجو به یادمان آورد: شناختی از ایشان نداشتم، همین قدر دیدم تئاتری از مشهد آورده‌اند و در آن باره صحبت می‌کنند و چهره‌شان یادم مانده بود و آن شخصیت روزی روزگاری را برای ایشان نوشتم هرچه دوستان در آغاز کار عکس آوردند و... من چون نام‌شان را نمی‌دانستم، نتوانستم سراغی از ایشان بگیرم تا این که در نشانی دادن‌های مکرر من یکی از همکاران (بیک‌زاده) گفت شما انوش رو میگی! تا این که ایشان با مجموعه همکاری را آغاز کردند بدون این که رو‌تُرش کنند که نقش خیلی کوتاه و کم است! آمدند و پذیرفتند و مجموعه کار به دلشان نشست به‌ویژه که لباس‌شان را نیز خودشان آوردند. یادمان هست که نقش ارجمند در دو سکانس نه بیشتر، برجسته است ولی با وجود کوتاهی نقش در کنار پررنگ ترین نقش‌ها به شمار می‌آید به‌خاطر حضور پررنگ و تاثیرگذاری که مرحوم ارجمند داشتند ؛ خان خُله!
این نخستین تجربه آشنایی برای احمدجو سرآغاز رفاقتی همیشگی شد با انوشیروان ارجمند. یادش سبز!

علی مظاهری

روزنامه نگار

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها