jamejamnashriyat
کد خبر: ۱۲۳۶۶۶۲   ۲۰ آبان ۱۳۹۸  |  ۰۰:۰۱

گزارشی از وضعیت آلودگی هوا در تهران و کلانشهرها و بی‌برنامگی برای مهار این معضل

بازگشت به روزهای خاکستری

کلمات هم خسته شده‌اند و نا ندارند دیگر، کاغذ هم کلافه است و تاب تحمل قلم را ندارد. از بس هر سال از پاییز به بعد نوشته‌ایم هوا آلوده است، خودمان و کلمات نیز خسته شده‌ایم و این سرفه لعنتی امان نمی‌دهد که نمی‌دهد. خط افق سیاه است، آسمان تیره،‌ پرنده‌ها در آسمان غایب و همه چیز خاکستری. شاخص کیفیت هوا در پایتخت از اول هفته افت کرده و فعلا برای گروه‌های حساس ناسالم شده، ولی پیش‌بینی کرده‌اند هرچه هفته به آخرش برسد هوا آلوده‌تر می‌شود و این بار نه فقط برای گروه‌های حساس که برای همه روی مرز ناسالم درجا می‌زند. این وضع ما در تهران است، در شهر ساختمان‌های بلند، تل سیمان و آجر، شهر باغ‌های ویران شده و چهارچرخه‌های عاصی. در بقیه کلانشهرها نیز وضع بهتر از این نیست. مدیرکل پیش‌بینی و هشدار سریع سازمان هواشناسی خبر آورده که تا پایان هفته آلودگی هوای کلانشهرها بیشتر می‌شود و این یعنی تداوم نفس تنگی، استمرار تماشای آسمان خاکستری و آرزو کردن برای بادی، بارانی، چیزی.

امروز برای تهران چند تصمیم گرفته‌اند، مسؤولان در کمیته اضطرار آلودگی هوا به رسم سال‌های اخیر دور هم نشسته‌ و به این نتیجه رسیده‌اند که باید چند اقدام اورژانسی انجام داد از جمله تعطیل کردن زنگ ورزش مدارس تا پایان هفته، تعطیل کردن مدرسه‌های ابتدایی و مهدهای کودک و پیش‌دبستانی اگر شاخص آلودگی هوا از عدد 150 رد شد و نیم‌بها کردن بلیت اتوبوس و مترو به انضمام افزایش قیمت تردد در محدوده طرح ترافیک تا 50درصد. این تصمیمات را که یک کاسه کنیم و یک‌جا به آنها نظر بیندازیم نسخه‌ای است تکراری شبیه همه نسخه‌هایی که سال‌های قبل درکمیته اضطرار پیچیده شده است با این تفاوت که سال‌های قبل چون طرح ترافیک قدیمی مرسوم بود، طرح زوج یا فرد از در منازل ابلاغ می‌شد وعده‌ای نمی‌توانستند با خودروی شخصی تردد کنند، ولی امسال چون طرح ترافیک جدید اجرا می‌شود و خبری از تردد براساس پلاک نیست همه می‌توانند با پرداخت پول بیشتر وارد محدوده طرح شوند.
حالا با این وضع چطور می‌شود به بهبود کیفیت هوا امید داشت، ا... اعلم.
این مشوق و تنبیه بحث‌برانگیز
کمیته اضطرار آلودگی هوا البته به غیر از بازگذاشتن دست رانندگان خودروهای شخصی برای تردد در شهر، تصمیم دیگری نیز اتخاذ کرده که رنگ و بوی تشویق دارد، تشویق برای استفاده از ناوگان حمل و نقل عمومی و نوعی تلنگر برای در پارک نگه داشتن خودروهای شخصی. نیم بها شدن بلیت اتوبوس و مترو از امروز تا پایان هفته در تهران مشوق کمیته اضطرار برای کاهش آلودگی هوا دراین روزهای بحرانی است، تصمیمی که با هر دو دو تا چهارتایی که ارزیابی شود، در حد‌و‌اندازه یک تشویق نیست.
افزایش50درصدی هزینه تردد در محدوده طرح ترافیک نیز که می‌توان آن را نوعی ابزار تنبیهی قلمداد کرد به معنی واقعی کلمه تنبیه نیست، واژه تنبیه را نیز که به کار نبریم، این افزایش قیمت بازدارنده نیست. چه این موضوع را با علیرضا اسماعیلی، کارشناس ترافیک در میان گذاشتیم و چه با ناصر عبدی‌آذر، رئیس کمیسیون عمران و حمل‌و‌نقل شورای عالی استان‌ها، هر دو معتقد بودند که نه آن تشویق جانداری است و نه این بازدارنده‌ای قابل اعتنا.
اسماعیلی گفت، وضعیت حمل و نقل عمومی در تهران به گونه‌ای است که بخش زیادی از مردم مجبورند از خودروهای شخصی استفاده کنند و چون هر انسانی منطق حساب و کتاب‌کردن دارد در ذهنش سختی‌های استفاده از مترو و اتوبوس را با راحتی‌های استفاده از خودروی شخصی می‌سنجد و در نتیجه تصمیم می‌گیرد کدام را انتخاب کند که معمولا نیز گزینه انتخاب شده، خودروی شخصی است.
عبدی‌آذر نیز که نیم بها شدن بلیت اتوبوس و مترو را مشوقی بسیار ناچیز و افزایش50درصدی هزینه تردد در محدوده طرح ترافیک را بازدارنده‌ای ضعیف می‌داند به ما گفت، برای بسیاری از افراد کم شدن 500تومان از قیمت بلیت یا اضافه شدن چند هزار تومان به هزینه تردد در محدوده طرح مهم نیست و آنها سوار شدن بر خودروی شخصی را به معطلی برای رسیدن اتوبوس، کندی حرکتش، پایین و بالا رفتن از انبوه پله‌های مترو و فشرده شدن در شلوغی قطار زیرزمینی ترجیح می‌دهند.
همه راه‌ها به حمل و نقل عمومی ختم می‌شود
اگر از دهک‌های پایین و میانه جامعه باشی، تردد با اتوبوس و مترو حتما برایت مقرون‌به‌صرفه است، صبور هم که باشی با همه شلوغی و کل‌کل کردن‌های ناشی از این شلوغی‌ها کنار می‌آیی، اما مجبور که نباشی یا وقتی برای تلف کردن در صف‌های اتوبوس و سکوهای مترو نداشته باشی، در ضمن آن‌قدری پول داشته باشی که حساب شهروندی‌ خود را شارژ کنی، گزینه انتخابی‌ات برای تردد در تهران حتما خودروی شخصی است به‌خصوص بعد از اجرای طرح جدید ترافیک در پایتخت که همه را برای رفت و آمد در همه خیابان‌ها و در هر نقطه‌ای که دلشان بخواهد، آزاد گذاشته است.
با این وضع چطور می‌شود به روی آوردن جامعه به استفاده ازحمل و نقل عمومی امیدوار بود؟ این سؤال اساسی را تا به حال خیلی‌ها از خود و دیگران پرسیده‌اند که پاسخ نیز فقط در یک موضوع خلاصه می‌شود، به این که تا حمل و نقل عمومی توسعه نیابد، در دسترس همگان قرار نگیرد و استفاده از آن راحت و بی‌دغدغه نباشد، اقبال به این ناوگان از اینی که هست فراتر نخواهد رفت.
علیرضا اسماعیلی، کارشناس ترافیک در توضیح وضع موجود می‌گوید، ما به جای بحران آلودگی هوا در تهران و کلانشهرها دچار بحران مدیریت هستیم و با این که سال‌ها در مورد آلودگی هوا و لزوم توسعه حمل و نقل عمومی حرف زده‌ایم، اما نتوانسته‌ایم در عمل کاری بکنیم. عبدی‌آذر نیز اضافه می‌کند با این که این نیاز را سال‌هاست احساس کرده‌ایم، اما آخرین بار که وزارت کشور اتوبوس جدید به حمل و نقل عمومی تزریق کرد مربوط است به اواخر دهه 80، اتوبوس‌هایی که حالا همگی فرسوده‌اند و مدت‌هاست دوره طلایی‌شان گذشته است.
اسماعیلی می‌گوید چون این گره تا به حال باز نشده و همچنان برای کنترل آلودگی هوای کلانشهرها غیر از نسخه‌های آنی و کوتاه‌مدت، راه‌حل‌های درازمدت اندیشیده نمی‌شود، پاییز که فرا می‌رسد آلودگی هوا دوباره بحث روز می‌شود و با سررسیدن بهار بساط این بحث و کار کمیته اضطرار آلودگی هوا نیز جمع می‌شود. اما ای‌کاش پیروزحناچی، شهردار تهران امروز به افکارعمومی توضیح می‌داد با وجود این کاستی‌ها چرا هفته قبل که با عبدا... اسکاسا، شهردار سارایوو جلسه داشت به او قول داد در زمینه کاهش آلودگی هوای این شهر نیم‌میلیون نفری آماده است هر کاری از دستش برمی‌آید انجام دهد و همه تجربیات تهران برای کنترل آلودگی هوا را در اختیارش قرار دهد؟ آیا شهردار تهران، پایتخت را شهر موفقی در این حوزه می‌داند یا این که به‌زعم او 32 روز ناسالم در سال 98 که تا امروز پنج روز از روزهای ناسالم سال 97 بیشتر شده، کارنامه قابل دفاعی است؟

فرار با پلاک مخدوش

طرح جدید ترافیک تهران که جایگزین طرح زوج یا فرد است، درست است که برای عده‌ای موجب خسران شده و به‌خصوص نان عده‌ای را که با خودروی شخصی امرار معاش می‌کنند آجر کرده، اما در عوض برای عده‌ای دیگر مفید بوده و قید و بندی را از دست و پایشان بازکرده، آن هم با پرداخت اسکناس.
به عبارت ساده‌تر هرخودرویی با هر میزان آلایندگی می‌تواند در هر جای شهر و در هر زمانی تردد کند به شرط این که بهای آن را بپردازد. از اول تیر که این طرح اجرا شد، این سؤال پیش آمد که چنین طرحی چطور می‌تواند هم باعث کاهش ترافیک و هم موجب کاهش آلودگی هوا شود که البته شهرداری تهران به‌عنوان یکی از اعضای شورای ترافیک که آتشش در دفاع از این طرح تندتر از سایر اعضا بود، نه انتقادها را پذیرفت و نه اجازه داد کسی شبهه‌ای به اثربخشی طرح ترافیک جدید وارد کند.
این وضع ادامه یافت تا این که پلیس نیز به جبهه مخالفان پیوست و گفت با این طرح نه آلودگی هوا کمتر شده و نه ترافیک، حتی با شهرداری جدال لفظی نیز پیدا کرد.
در این میان اما عده‌ای از خودرو سواران در تهران بی‌اعتنا به این بحث و جدل‌ها راه خود را می‌روند، جماعتی که از قدیم بوده‌اند و حالا به نظر می‌رسد تعدادشان بیشتر شده، مردمی که با خلاقیت‌های چشمگیر، درست پای دوربین‌های ترافیکی، پلاک خود را می‌پوشانند و مجانی وارد محدوده طرح می‌شوند بدون این که کسی بر آنها اعمال قانون کند.
پاسخ این سؤال را هنوز مسؤولی نداده که چطور با وجود حجم قابل توجه این خودروها، هوای تهران می‌تواند بهتر شود، خودروهایی که احتمالا ضمن مخدوش کردن پلاک، معاینه فنی نیز ندارند.

معاینه فنی یا طرح جامع؛ تقصیر کیست؟

دیروز از دو موضوع نمی‌شد گذشت، یکی حرف‌های آرش میلانی عضو شورای شهر تهران و دیگری آمار ابوالفضل موسوی‌پور، جانشین پلیس راهور تهران بزرگ. میلانی که معتقد بود آلودگی هوا موضوعی فرابخشی است و همه دستگاه‌ها در آن مسؤولیت دارند، می‌گفت براساس طرح جامع کاهش آلودگی هوا قرار بود در یک فرآیند چهارساله و با حدود ۲۵ هزارمیلیارد تومان هزینه، ۳۰ واحد از آلودگی هوای شهر تهران کاسته شود. او طوری ادامه بحث داد که به مخاطب القا می‌کرد این اهداف محقق نشده چون اضافه کرد باید در جریان اجرای این طرح تغییراتی صورت گیرد و مفروضات قبلی تغییر کند.
موسوی‌پور در کسوت یک پلیس نیز دیروز خبر داد که از ابتدای امسال تا به حال بیش از دو میلیون و 580 هزار خودرو به دلیل نداشتن معاینه فنی در تهران بزرگ جریمه شده‌اند.
گفته‌های این دو که کنارهم گذاشته شود عایدی‌اش یک چیز است و آن چیزی به‌جز آلودگی هوا نیست، از یک‌سو به سبب اجرایی نشدن درست و درمان طرح کاهش آلودگی هوا و از سوی دیگر به واسطه تداوم بی‌توجهی مردم به معاینه فنی خودروها؛ دو مشکل مهمی که تا برطرف نشود حال هوا نیز بهتر نخواهد شد.

مریم خباز

جامعه

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
نقطه طلایی

نقطه طلایی

یک) عکس را خیلی وقت است گذاشته‌ام. جایی که همیشه جلوی چشمم باشد. پشت عکس، بابا با خودکار آبی و خط شکسته نستعلیق نوشته: «باغ اکبرآقا- نوروز۱۳۶۵ - با محمدمهدی جان».

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

حملات و ترورهای مرگبار در سراسر افغانستان به امری روزمره بدل شده‌است. هر کسی هم می‌تواند هدف باشد.

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

از یک سنی به بعد، دیگر شخص و انسان نیستند. تبدیل می‌شوند به یک مفهوم. یک مکتب، یک تفکر. بعضی وقت‌ها با یک من عسل نمی‌شود خوردشان.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
یک عصر متفاوت

در مرحله نیمه‌نهایی عصرجدید چه اتفاقاتی افتاد؟ به همراه جزئیاتی از چگونگی برگزاری مرحله پایانی

یک عصر متفاوت

پیشخوان

بیشتر