در رابطه مغز و گوشی؛ رئیس کیست؟!

هفته پیش در همین ستون گفتیم که ما انسان‌ها در طول تاریخ همواره سعی کرده‌ایم با محیط پیرامون‌مان تعامل داشته و به نوعی همزیستی با آن برسیم.
کد خبر: ۱۲۳۵۴۹۲

این همزیستی تاریخی کمک‌حال ما بوده و توانسته‌ایم خودمان را متحول کنیم. ما با توجه به پیرامون‌مان، ابزارآلاتی ساختیم و اطراف‌مان را با مهارت‌هایی که به دست آوردیم تغییر دادیم. این جریان ادامه پیدا کرد تا این‌که به شکل علم، ابزارها و وسایل کنونی رسیدیم. اما اگر کمی دقیق شویم، رخداد کنونی کمی متفاوت‌تر از گذشته است. ابزارآلات و فناوری‌هایی که امروز با آنها سروکار داریم کارکردهایی شبیه هم ندارند. مثلا کارکرد گوشی هوشمند تلفن همراه ما مانند ماشین لباسشویی یا دستگاه ریش‌تراش نیست که فقط کاری را که به آنها سپرده‌ایم انجام دهند؛ امروزه گوشی‌ها می‌توانند انجام کلیدی‌ترین کارهای زندگی ما را عهده‌دار شوند.
یک نمونه خیلی پرکاربرد کنونی، مسیریابی با برنامه‌های نصب‌شده در گوشی است که به کمک ما آمده‌اند. مقصد را نشانه می‌گیریم و از برنامه مسیریاب می‌خواهیم ما را از کوتاه‌ترین و خلوت‌ترین مسیر مقصد ببرد. در سفر به یک شهر غریب، با گوشی متصل به اینترنت به‌آسانی بهترین رستوران خوب شهر را پیدا می‌کنیم و وقتی در مسیر رسیدن به رستوران متوجه روشن‌شدن چراغ بنزین خودرو می‌شویم، باز هم همین برنامه در گوشی است که ما را به نزدیک‌ترین پمپ بنزین راهنمایی می‌کند. به این ترتیب ما به نوعی خودمختاری و استقلال در فرآیند تصمیم‌گیری و انتخاب رسیده‌ایم که در طول تاریخی که به یاد داریم بی‌سابقه بوده است. اما این همه ماجرا نیست.
ما در تعامل با این برنامه و این فناوری بی‌نظیر، یک برون‌سپاری را تجربه می‌کنیم. ما فرآیند تصمیم‌گیری‌های میانی را به این برنامه محول می‌کنیم. در این برون‌سپاری، پیداکردن مسیر از میان راه‌ها و کوچه‌پس‌کوچه‌ها را به او می‌سپاریم و با رویدادهای اجتماعی و مناسبت‌های تقویمی مثل تعطیلات اعیاد و نزدیک بودن به روزهای منتهی به اول مهر و بازگشایی مدارس، رخدادهای فصلی و دوره‌ای و تصادف‌هایی که منجر به ترافیک می‌شوند کاری نداریم. به این ترتیب تعاملات اجتماعی ما هم تا حدودی کمتر می‌شود، نگاه ما به پیرامون‌مان بسته‌بندی می‌شود و وقتی قرار ملاقاتی در اداره‌ای خاص داریم با این برنامه به آنجا می‌رویم و یا دنبال پمپ بنزین هستیم، در حلقه‌ای بسته و متمرکز حرکت می‌کنیم. اگر این برنامه نبود ما ناگزیر از تعامل با مردم کوچه و خیابان، خواندن تابلوهای مشخص‌کننده نام خیابان‌ها و حتی تجربه رفتن در مسیر اشتباه بودیم.
این برون‌سپاری‌های تحلیلی به علم و محصولات فناورانه‌اش هر روز در حال بیشتر شدن است. این اتفاق رفاه قابل ملاحظه‌ای را هم برایمان به همراه آورده که چشم‌پوشی از آن منطقی نیست، اما واقعا همه چیز را به یک جسم کوچک مثل موبایل و یک برنامه می‌سپاریم؟! این همه فکر و تحلیل از یک جسم کوچک بعید به نظر می‌رسد.
خط بین ما و ابزارهایی که ساخته‌ایم در حال تغییر است. محصولات و ابزارهایی که به کمک علم و فناوری ساخته‌ایم به درون ما راه پیدا کرده‌اند و دیگر مغز ما یگانه‌عامل تصمیم‌گیر و تفکرساز نیست. چنین فناوری‌هایی دیگر کمتر شبیه ابزار هستند و بیشتر بخشی از ما و زندگی ما شده‌اند و ما را به گونه‌ای جدید تبدیل کرده‌اند. ما اکنون نوعی همزیستی جدید را با محیط پیرامون‌مان تجربه می‌کنیم و برخی تصمیم‌ها و تحلیل‌ها را برون‌سپاری می‌کنیم. آیا این برون‌سپاری در کنترل ماست؟ واقعیت این است که بخشی از آن در کنترل ما کاربران است و این موضوع مهمی است که دقت در آن به انتخاب سبک زندگی صحیح کمک می‌کند.

انسیه حیدری

دانش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها