در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش خبرنگار جامجم، 25 بهمن سال گذشته بود ماموران گشت منطقه گلابدره بومهن، به رفتار سرنشین یک خودروی وانت مشکوک شدند و او را زیرنظر گرفتند. زمانی که سرنشین خودرو در حال جابهجا کردن یک جسد از پشت وانت به درون گودالی بود، ماموران دستگیرش کردند و با این حساب متهم دیگر راه فراری از بیان حقیقت نداشت.
متهم که عظیم نام دارد در اعتراف به قتل به ماموران گفت: چند وقت قبل مبلغ ده میلیون تومان پول به دوستم صابر دادم و او به من قول داد دو ماه نشده پول را برگرداند. اما بعد از دو ماه هر بار که سراغ او میرفتم برای بازپرداخت پولم امروز و فردا میکرد و آخر سر هم گفت پولی در کار نیست و من را تهدید کرد اگر باز سراغش بروم، بلایی سرم میآورد. اما من باز هم دست روی دست نگذاشتم و هر روز سراغ او میرفتم. حتی وقتی او و دوستانش به خانه من حمله کردند و کتکم زدند تا از وصول طلبم منصرف بشوم، من کوتاه نیامدم. یک بار هم صابر به من اسید پاشید و دست و بدنم را سوزاند.
متهم در مورد روز حادثه گفت: آن روز باز هم سراغ صابر رفتم. خانوادهاش گفتند او در یک باغ مشغول کار است و من با یک موتور راهی باغ شدم. ظاهرا خانوادهاش به او اطلاع داده بودند من در راه هستم. چون در نیمه راه او را دیدم که داشت با یک وانت به سمتم میآمد. وقتی به هم رسیدیم یک لوله بزرگ از عقب وانت برداشت که با آن من را بزند. من هم در دفاع از خودم همان میله را گرفتم و به سرش کوبیدم. همان لحظه غرق در خون روی زمین افتاد و مرد.»
متهم بعد از ارتکاب به قتل برای سرپوش گذاشتن روی جنایت خود قصد دفن کردن جسد را داشت که دستگیر شد و بهزودی در دادگاه کیفری یک تهران محاکمه خواهد شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: