در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حالا مطلع شدهایم هم چاپ سوم اولین کتاب شعرش در دست انتشار است و هم کتابی دیگر درباره نسبت او با تئاتر. اولین کتاب شعر شجاعی «از آبی نفسهای کوتاه» نام داشت که نخستینبار به همت بیژن الهی در سال 1359 چاپ شد اما به بازار کتاب نرسید. نهایتا شش سال بعد، کتاب برای بار دوم چاپ شد و این بار از چاپخانه هم بیرون آمد و منتشر شد. حالا انتشارات مسطر قرار است چاپ سوم آن را پس از گذشت 39 سال منتشر کند. دومین کتاب شعر او نیز «رخهای کوچک همیشه به سوی» بود که سال 94 در انتشارات افزار به بازار کتاب آمد. «رخها...»، شعرهای بهجامانده شاعر از دهه 40 و 50 را همراه شعرهای جدید او در سالهای 92 و 93 کتاب کرده است.
محمود شجاعی و شعر
امضای اصلی؛ شعر دیگر
محمود شجاعی را عموما به خاطر امضایش پای بیانیه شعر حجم میشناسند، اما او به این امضا وفادار نبود و خود را شعر دیگری میدانست؛ شعر دیگر، عنوانی بود که در رابطه با یک حلقه شعری در دهه 40 شامل بیژن الهی، محمود شجاعی، بهرام اردبیلی، هوشنگ چالنگی، هوشنگ آزادیور، فیروز ناجی و پرویز اسلامپور به کار برده میشد و ناظر بود به فرار از مناسبات معمول در بازار شعر. البته فاصلهای که او با بوطیقای شعر دیگر حفظ میکند اگر طولانیتر از قرابتهایش با این بوطیقا نباشد، کوتاهتر هم نیست. شاید وقتی در نسبت شعر محمود شجاعی و شعر دیگر، به عنوانِ نحلهای از شعر در دهه 40 شعر فارسی سخن میگوییم، ماجرا صرفا به یک نقطه عزیمت مربوط است؛ به آن روزی از سال 1345 که او، پای یک کیوسک مطبوعاتی در تهران، «جزوه شعر» را دید و مبهوت آن شعرِ بلندِ بیژن الهی شد. از آنجا بود که جادوی شعر دیگر، او را درنوردید و «از آبی نفسهای کوتاه» روی کاغذ آمد. شجاعی اما جادوی خودش را داشت. همانطور که بهرام اردبیلی مجهز به تسهیلاتی دیگر از جادو بود.
محمود شجاعی و نمایشنامهنویسی
سهگانه مرگ
محمود شجاعی در اشتغالش به نمایشنامهنویسی بسیار مشتعل بود؛ با اینکه تنها محصول تام و تمام او در نوشتن نمایش و انتشار متن آن، فقط یک نمایشنامه با عنوان «مرگهای پس از شنوایی» بوده است، اما با همین یک اثر نیز میتوان او را جزو رستگاران نمایشنامهنامهنویسی نوین ایران در دهه 40 شمسی در نظر آورد چرا که با نوشتن همین اثر، در دومین دوره مسابقه نمایشنامهنامهنویسی تلویزیون ملی ایران، برگزیده شد و جایزه را از دست فریدون رهنما و آربی اُوانسیان گرفت. در دوره نخست، عباس نعلبندیان جایزه را برده بود. با مورد توجه قرارگرفتن «مرگهای پس از شنوایی»، شاید برخی به بالندگی جریانِ متفاوت نمایشنامهنویسی در آن سالها امید بیشتری بستند اما نسبت محمود شجاعی با تئاتر، چنانچه نسبت او با شعر، موسیقی، نقاشی، معماری، خوشنویسی، خیلی زود قطع شد؛ خب عضلات عرفان، اندام او را در خود بلعیده بود.
با این حال، علاوه بر «مرگهای پس از شنوایی» که سال 1348 نوشته و در سال 1388 منتشر شد، دستنویسِ طرحِ دو نمایشنامه دیگر از شجاعی باقی است؛ «محاق و مردگان» و «نگین پنجم بر انگشت زخمی مرگ». با این دو طرح، قرار بود شاهد تریلوژی مرگ در نمایش محمود شجاعی باشیم. کتابی که درباره محمود شجاعی و نمایشنامهنویسی در حال تدوین است، همه اینها را یکجا جمع میکند؛ کتاب، هر آنچه را در نسبت او با تئاتر هست، گروه میکند. گفتوگوی مفصل هوشنگ آزادیور، نگار حسینخانی و علیرضا سردشتی با او درباره رمزهای نمایشنامهنویسیاش هم در کتاب خواهد بود. در این میان، یادداشتهایی هم هست درباره نمایش محمود شجاعی از جمله از هوشنگ آزادیور. بخشی از پایاننامه شجاعی در مقطع کارشناسی ارشد معماری هم کتاب را تا آخر ورق میزند و تمام میکند؛ متن، نسبت معماری موسیقی و معماری صحنه را بررسی کرده است.
محمود شجاعی و نقاشی
ذات متعالی هنر
درست نیست بنویسیم محمود شجاعی نقاشی هم میکشید و تأکید این جمله بر «هم» باشد. برای او، ذات متعالی هنر مسأله بود چه با نقاشی، چه با شعر، چه با موسیقی، چه با معماری و چه با طراحی.چند نقاشی از او به جا مانده که مربوط به سالهای پایانی دهه 40 هستند؛ یکی بر جلد کتاب دوم شعر او، یعنی «رخهای کوچک همیشه به سوی» نشسته. دومی را سامان محمدی، روی جلد کتاب «عطر غریب غزال مشرقها»ی قاسم آهنینجان طراحی کرده و سومی را هم همین طراح، برای چاپ سوم «از آبی نفسهای کوتاه»، روی جلد گنجانده است.
محمود شجاعی در طراحی، خوشنویسی و موسیقی هم دستی داشت؛ معماری هم که حرفهاش بود و البته که از همه اینها، 40 سال دست شسته بود. یادش گرامی.
صابر محمدی
ادبیات و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: