در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این گوینده با تائید موضوع گفت: نمیدانم چه بگویم ، از آنها تشکر کنم که مرا در خیابان رها نکردند یا از آنها گله کنم که چرا کیف پولم را خالی کردند. جشن تولد یکی از پسرانم بود و چون همسرم کمی کسالت داشت در خانه ماند و خودم به تنهائی به خانه پسرم که در نیروی هوائی است رفتم. ساعت یک بعد از نیمه شب بود که تصمیم گرفتم بخانه برگردم، چون آنشب اتومبیل نداشتم پسرم اصرار کرد مرا برساند ولی من قبول نکردم و گفتم این موقع شب دیگر تاکسی پیدا میشود.
در سر خیابان هنگام عبور از خیابان فرعی به اصلی ناگهان با یک اتومبیل تصادف کردم و به زمین خوردم، وقتی بهوش آمدم دیدم دکتر دارد مرا معاینه می کند. بعد از معاینه دکتر دو جوان که ظاهرا سرنشین اتومبیلی بودند که با من تصادف کرده بود، از من معذرت خواستند و گفتند که تقصیر ما نبود ولی ما وظیفه خود میدانستیم که بعد از حادثه تنهایت نگذاریم و شما را پیش دکتر بیاوریم و الان در اختیار شما هستیم که اگر شکایتی از ما دارید به کلانتری برویم. من از این جوانمردی آنها خیلی خوشحال شدم و گفتم هیچ شکایتی از شما ندارم و امیدوارم بقیه هم از شما یاد بگیرند. آنها هم تشکر کنان مرا بخانه رساندند و تحویل همسرم دادند و جریان را برای او هم تعریف کردند. همسرم هم از رفتار بسیار مودبانه و عمل جوانمردانه شان خیلی تشکر کرد. ولی صبح همانشب وقتی کیفم را باز کردم دیدم که ششهزار تومان و گردنبندی که همسرم به خاطر تولدم هدیه داده بود، توسط این دو جوان نیکوکار بسرقت رفته است.
مجله جوانان / 1357
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: