jamejamnashriyat
کد خبر: ۱۲۳۱۰۳۵   ۰۹ مهر ۱۳۹۸  |  ۰۰:۰۱

مردی به قصد انجام کاری اداری به مسافرت رفت. وقتی به شهر مقصد رسید ‌سراغ یکی از دوستان قدیمی‌اش رفت که در آن شهر ساکن بود. دوست مرد از او دعوت کرد شب را مهمان آنها باشد و تأکید کرد اگر به مسافرخانه یا هتل برود باید از روی جنازه وی رد شود. مرد دعوت دوستش را پذیرفت و مهمان او شد.

فردای آن‌ روز مرد مهمان برای انجام کار اداری از خانه مرد میزبان بیرون رفت و پس از پیگیری کار و مقداری تفریح و تفرج، هنگام غروب به خانه مرد میزبان بازگشت. کار اداری مرد مهمان دو هفته به طول انجامید و در این دو هفته مرد مهمان هرشب به خانه مرد میزبان می‌رفت و مرد میزبان و همسرش نیز از وی پذیرایی می‌کردند. بعد از دو هفته مرد میزبان همسرش را به کناری کشید و گفت: من این‌بابا را یک‌شب به خانه دعوت کردم، اما او دو هفته است که اینجا لنگر انداخته و رویم هم نمی‌شود به او چیزی بگویم. به نظرت چه باید بکنیم؟ همسر مرد میزبان گفت: باید تدبیری بیندیشیم. مرد میزبان گفت: من هم که همین را گفتم. همسر مرد میزبان گفت: با هم نزد او می‌رویم. در آنجا تو مرا جلوی او دعوا کن و کتک بزن و مرا مورد انتقاد و شماتت قرار بده که چرا از دوستت پذیرایی شایسته‌ای نمی‌کنم. شاید این اتفاق موجب شود او به خود بیاید و برود و از دست او خلاص شویم. مرد میزبان پذیرفت. سپس با همسرش نزد مرد مهمان رفتند و پس از سلام و احوالپرسی، ناگهان مرد میزبان شروع به ضرب و شتم همسرش کرد و او را بابت پذیرایی نامناسب از مهمان مورد سرزنش قرار داد. همسر مرد میزبان رو به مرد مهمان کرد و گفت: ای مرد مهمان، شما چند روز اینجا بودید و امشب هم از نزد ما می‌روید. آیا در این مدت از من کوتاهی یا بدسلیقگی یا پذیرایی نامناسب مشاهده کرده‌اید؟ مرد مهمان گفت: به‌خدا نه. من دو هفته در خانه شما بودم و دو هفته دیگر هم خواهم ماند، اما از شما جز خوبی و احترام و پاکیزگی و پذیرایی شایسته در حد بهترین هتل‌ها و خانه‌های بومگردی ندیدم. مرد میزبان متوجه شد که با سیاست‌ورزی نمی‌تواند مرد مهمان را متنبه کند. از همین‌رو برادرزنش را که در خانه روبه‌رویی ساکن بود صدا کرد و دونفری دست و پای مرد مهمان را گرفتند و او را با احترام توی کوچه انداختند. مرد مهمان ضمن محکوم کردن این عمل، وسایلش را جمع کرد و برای اقامت به یک خانه بومگردی مراجعه کرد و صبح فردا کار اداری‌اش را در اسرع وقت به انجام رساند و به شهر خود بازگشت.

امید مهدی‌نژاد

طنزنویس

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
ارتش انقلابی، برگ برنده ایران در روزگار پرالتهاب

ارتش انقلابی، برگ برنده ایران در روزگار پرالتهاب

إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ الَّذِینَ یقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کأَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ. بیست و نهم فروردین، روز حیات دوباره ارتش و سالروز اعتماد تاریخ‌ساز امام(ره) به این بازوی عظیم انقلابی، یادآور تجدید میثاق غیورمردانی است که جانانه و عاشقانه در راه تحقق آرمان‌های والا و انقلابی امام خود گام برداشتند.

صلح میان اشباح

صلح میان اشباح

ماه‌ها پیشتر وقتی نمایندگان دولت کابل و سران طالبان در دوحه گرد هم آمدند تا پس از توافق واشنگتن با طالبان، طرح صلحی را دراندازند، در همین ستون نوشتم که این گفتگوها با وجود سروصدای بلند رسانه‌ های آن حاصلی نخواهد داشت.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر