فردای آن روز مرد مهمان برای انجام کار اداری از خانه مرد میزبان بیرون رفت و پس از پیگیری کار و مقداری تفریح و تفرج، هنگام غروب به خانه مرد میزبان بازگشت. کار اداری مرد مهمان دو هفته به طول انجامید و در این دو هفته مرد مهمان هرشب به خانه مرد میزبان میرفت و مرد میزبان و همسرش نیز از وی پذیرایی میکردند. بعد از دو هفته مرد میزبان همسرش را به کناری کشید و گفت: من اینبابا را یکشب به خانه دعوت کردم، اما او دو هفته است که اینجا لنگر انداخته و رویم هم نمیشود به او چیزی بگویم. به نظرت چه باید بکنیم؟ همسر مرد میزبان گفت: باید تدبیری بیندیشیم. مرد میزبان گفت: من هم که همین را گفتم. همسر مرد میزبان گفت: با هم نزد او میرویم. در آنجا تو مرا جلوی او دعوا کن و کتک بزن و مرا مورد انتقاد و شماتت قرار بده که چرا از دوستت پذیرایی شایستهای نمیکنم. شاید این اتفاق موجب شود او به خود بیاید و برود و از دست او خلاص شویم. مرد میزبان پذیرفت. سپس با همسرش نزد مرد مهمان رفتند و پس از سلام و احوالپرسی، ناگهان مرد میزبان شروع به ضرب و شتم همسرش کرد و او را بابت پذیرایی نامناسب از مهمان مورد سرزنش قرار داد. همسر مرد میزبان رو به مرد مهمان کرد و گفت: ای مرد مهمان، شما چند روز اینجا بودید و امشب هم از نزد ما میروید. آیا در این مدت از من کوتاهی یا بدسلیقگی یا پذیرایی نامناسب مشاهده کردهاید؟ مرد مهمان گفت: بهخدا نه. من دو هفته در خانه شما بودم و دو هفته دیگر هم خواهم ماند، اما از شما جز خوبی و احترام و پاکیزگی و پذیرایی شایسته در حد بهترین هتلها و خانههای بومگردی ندیدم. مرد میزبان متوجه شد که با سیاستورزی نمیتواند مرد مهمان را متنبه کند. از همینرو برادرزنش را که در خانه روبهرویی ساکن بود صدا کرد و دونفری دست و پای مرد مهمان را گرفتند و او را با احترام توی کوچه انداختند. مرد مهمان ضمن محکوم کردن این عمل، وسایلش را جمع کرد و برای اقامت به یک خانه بومگردی مراجعه کرد و صبح فردا کار اداریاش را در اسرع وقت به انجام رساند و به شهر خود بازگشت.
امید مهدینژاد
طنزنویس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم