به گزارش خبرنگار جامجم، تابستان سال 93، بهدنبال وقوع یک درگیری در سهراه آذری تهران، ماموران نیروی انتظامی در جریان قتل یک مرد میانسال قرار گرفتند.
بعد از حضور نیروهای پلیس در محل حادثه، پسر مقتول در توضیح ماجرا گفت:«چند وقت قبل پدرم از یکی از اقواممان 43 هزار تومان پول گرفته بود تا کاری را برای او انجام دهد.آن مرد که نقیب نام دارد چند وقت بعد سراغ پدرم آمد و از او خواست پولش را پس بدهد. اما پدرم گفت، باید مدتی صبر کند تا بتواند پول را تهیه کند و به او برگرداند.امروز دوباره نقیب به خانه آمد و با پدرم دعوایش شد. یکدفعه یک چاقو از جیبش درآورد و به سینه پدرم زد و فرار کرد.» با اطلاعاتی که خانواده مقتول از جوان فراری در اختیار پلیس قرار دادند،متهم در منزل خود دستگیر شد و در اولین اعترافات به پلیس گفت: «چند ماه قبل به ایران آمدیم. خانواده عمهام هم همراه ما آمده بود و شوهرعمهام به ما گفت، اگر نفری 43 هزار تومان به او بدهیم، کار اقامت ما را در ایران درست میکند. من پول را به او دادم اما هر بار سوال میکردم، جواب سربالا میداد و احساس میکردم من را فریب داده است. از او خواستم پولم را برگرداند اما گوشش بدهکار نبود. بالاخره آن روز وقتی باز با او بحث کردم شد از کوره در رفتم و او را با چاقو زدم.»
بعد از اعترافات صریح متهم، به درخواست اولیایدم یعنی فرزندان مقتول، متهم به پرداخت دیه محکوم شد. اما متهم که توانایی پرداخت دیه را ندارد، با اعلام اعسار از دیه درخواست رسیدگی از سوی دادگاه کرد.
به همین دلیل شعبه چهارم دادگاه کیفری، در رسیدگی به دادخواست متهم تقاضای او را مبنی بر تقسیط دیه به ثبت رساند. رای دادگاه درخصوص دادخواست متهم بهزودی صادر میشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم