برای آن شب که جهان تاریک شد

شریعتی سخنانش را چنین آغاز کرد: در شبی چنین مقدس ، قرار نبود که من نامقدس برنامه ای داشته باشم ... این حسی است که هرکدام از ما وقتی به دور از دین فروشی و خودنمایی قرار است خویش را به خاطر آوریم هزار بار از ذهن و زبانمان می گذرد
کد خبر: ۱۲۲۹۷
بقیع : درها را بسته اند، با فاصله ای اندک از مسجدالنبی ، و تنها ساعاتی می توان از میان نگهبانان هزارساله گورهای گمشده عبور کرد و به زمینی رسید که اندامهای پاک پاکدامنان هزار ساله را در آغوش پنهان کرده اند. کمی جلوتر تنها چهارسنگ است بر چهار مزار و تو حق نزدیک شدن نداری ، اما مزار فاطمه )س ( غریب تر از تمام آنهاست . در شبی تاریک چشمانش به روشنی جهان بسته شده و در شبی تاریک در خاک نهانش کرده اند خانه علی )ع (: از دامن پیامبر )ص ( زاده شده است و همواره تکیه گاه رسول خدا)ص ( بوده است سخت ترین سالهای تنهایی پیامبر را دیده است و با معتقدترین معتقدان پیامبر و جانشین او، امام علی )ع ( وصلت کرده است در خانه کوچکش امام حسن )ع ( و امام حسین )ع ( پرورش یافته اند. روزهای تلخ بیوفایی به امام )ع ( و همراه و همسر و همدلش را دیده است و در مظلومیت به پایان زندگی خویش رسیده است همان که خداوند چشمه زاینده اش خواند و همواره هست آن خانه ، بزرگترین منشا و مبدا یک مذهب است که همواره در جهان خواهد ماند آخرین روز: شریعتی چنین روایت می کند آرام و سبکبار بر بستر خفت ، رو به قبله کرد، در انتظار ماند لحظه ای گذشت و لحظاتی ناگهان از خانه شیون برخاست پلکهایش را فروبست و چشمهایش را به روی محبوبش که در انتظار او بود گشوده و شمعی از آتش و رنج ، در خانه علی خاموش شد و علی تنها ماند با کودکانش .از علی خواسته بود تا او را شب دفن کنند، گورش را کسی نشناسدو علی چنین کرد اما کسی نمی داند که چگونه؛ و هنوز نمی داند کجا؛ در خانه اش؛ یا در بقیع؛ معلوم نیست و کجای بقیع؛ معلوم نیست آنچه معلوم است ، رنج علی است ، امشب ، بر گور فاطمه .
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها