در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آن هم در روزی که گروه فرهنگی شده بود شهر زنان، همه مردان گروه رفته بودند به قول جناب آقای سعدی هر یک به اقصایی و ما مانده بودیم با این صفحات پر از آگهی.
همین آگهی محترم صفحهای که دستتان است هم که اعصاب نگذاشت برایمان. نگارنده که روزی 200 کلمه لااقل نق میزد و از آب و هوا گرفته تا مشکلات زیستمحیطی و سفر رفتن بچههای تحریریه و ... همه را به عرضتان میرساند، حالا باید در 200 کلمه بگوید در صفحهها چه خبر است. ترجیح میدهد امروز را به نق زدن بگذراند و بگوید ایداد،ایهوار! مردان گروه کجایید. ما چقدر کار کنیم و شما نباشید! البته شما هم به روی خودتان نیاورید که ما دچار آگهی بوده و روز کاری خلوتی داشتهایم. پربهپر ما بدهید بگویید نچ نچ نچ... عجب مردانی که در موقعیت حساس کنونی که دیروز بوده، حضور نداشتهاند.
رونوشت را هم میگذاریم آخر کار: رونوشت به محمدصادق علیزاده، علی رستگار و سید صابر محمدی.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: