در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این الگوی مفیدی است که میتواند برای سریالسازی هم به کار برود. سریالهایمان دو دسته است؛ سریالهای مناسبتی و سریالهای روتین. فکر میکنم در هر دو گونه سریالسازی میتوانیم درددلهای مردم را وارد زبان تصویر کنیم.
در سالهای اخیر تلویزیون بودجه سابق را برای تولید سریالهای تاریخی-مذهبی نداشته و اگر هم سریال مذهبی تولید شده بیشتر بر جنبههای امروزی امور مذهبی تأکید داشته. در این گونه سریالها برای حرف زدن از درددل مردم دستها بازتر است و خیلی بهتر میتوان اثرات گریز از اخلاقیات را نمایش داد.
از همه سریالسازان هم نمیتوان انتظار داشت که به یک اندازه سوژههای مردمی را دستمایه تولید کنند. هر کس باید به اندازه جایگاه داستانی مجموعهاش این سوژهها را بهکار گیرد تا نقض غرض رخ ندهد و سریال وجه شعاری نگیرد.
بازیگران هم اغلب ترجیح میدهند در سریالهایی ایفای نقش کنند که بیشتر با مردم ارتباط میگیرند پس بدیهی است که از حضور در سریالهای مبتنی بر درددل مردم بیشتر استقبال کنند و حتی در دریافت دستمزد تخفیف دهند چون به هر حال هر بازیگری دوست دارد بهتر دیده شود و در سریالی که حرفهای مردم زده میشود مجال بیشتری برای دیده شدن وجود دارد.
مخاطبشناسی بهترین راه برای تولید محصولاتی است که در گنجینه محصولات رسانهای ماندگار خواهند شد. وقتی مطابق ذائقه مخاطب محصول تولید میشود در آن صورت میتوان محصول را مانند یک اثر هنری فاخر تا سالها به مخاطب ارائه داد.
احمد ایراندوست
بازیگر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: