مروری بر سریال تفنگ سرپر و تابلوهایی که به روزی روزگاری شبیه اند تفنگ سرپر ساده و روان

ممیش بر سر چشمه قصه را روایت می کند که : دختری به نام طرلان دل درگروعشق عیبیش جوان گله بان اسبهای عزیزخان حاکم روستا دارد و عیبیش نیز متقابلا عشق او را در دل می پروراند تفنگچی های خان به سردستگی قلی برادرزاده مباشرخان
کد خبر: ۱۲۲۲۱
از راه می رسند تا عیبیش را به جرم دزدیدن یکی از اسبهای خان ، کت بسته با خود ببرند عیبیش می نالد که شازده ای اسب را به زور از او گرفته و با خود برده است اما قلی که در عشق رقیب خونی اوست و او نیز از عشق طرلان در سوز و گداز است برای از سر راه برداشتن رقیب و یکه تازی در وادی عشق فرصت را غنیمت شمرده و عیبیش را با خود می برد. طرلان با نگاهی زار و ناتوان دور شدن مرد آرزوهایش را نظاره می کند از آن سو میرزاعلی و پسر سید از راه می رسند و عیبیش را آزاد می کنند سخن گفتن از تفنگ سر پر در نگاه اول شاید کمی مشکل به نظر آید. مجموعه ای که قصه آن زمانی 16 ساله را برای پخته شدن و به ثمر نشستن سپری کرده با کارگردانی که سریالی همچون روزی ، روزگاری را در چنته هنری خود دارد و تدوینگری همچون واروژ کریم مسیحی نامی که وسواس و دقت نظرش در تمام مراحل تولید فیلم از جمله تدوین ، همچون خود احمدجو زبانزد خاص و عام جامعه فیلمسازان است علاوه بر این ، بازیگران شاخص عرصه بازیگری همچون خسرو شکیبایی و ژاله علو اینها همه دست به دست هم داده اند تا ما شاهد نمایش یک اثر داستانی جذاب و پرکشش باشیم. دوربین احمدجو ما را به عالم خیال و خاطره می برد به دامنه های پرشیب و چشمه های روان در دل این دامنه ها سرزمین هایی که در خارج از کادر دوربین احمدجو، بظاهر لخت و فارغ از هر گونه رنگ و نور طیف گونه هستند هنگامی که در کادر سازنده روزی روزگاری قرار می گیرند معنایی خاص پیدا می کنند. طیفی از رنگهای زرد و خاکستری در غبار نیمروز دشت و سایه روشن هایی که در جهت شخصیت پردازی به کمک فیلمنامه آمده به همراه حرکتهای حساب شده دوربین ، بخشی از بار معنایی قصه را به دوش می کشند از تصویر که بگذریم ، کلام در همین دو اثر تلویزیونی احمدجو جایگاه خود را یافته است تکیه کلام های نغز و دیالوگ های ساده و روان؛ از خصوصیات شاخص و برجسته فیلمنامه است بازیگری و بازیگردانی در تفنگ سرپر اما حکایت دیگری دارد و حرف و حدیث دیگری را می طلبد. توان ارائه نقشهای متنوع در شکیبایی آنقدر هست که با وجود شباهت های بسیاری که بین دو مجموعه روزی روزگاری و تفنگ سرپر وجود دارد، ما او را در این مجموعه با هیبتی تازه و سوای دزد و سر راه بگیر روزی ، روزگاری ببینیم هر چند که تجربه نشان داده هرگاه شکیبایی غرق نقشی شده ، تا مدتها تحت تاثیر آن نقش ، آثار بعدی او نیز از ترکشهای آن مصون نمانده است . اما به نظر می رسد که خانم ژاله علو از این نظر مشکل چندانی نداشته است ؛ چرا که نقش او در این سریال همان آموزگاری خاله لیلا و روزی روزگاری است منتها این بار با شاگردانی کم سن و سالتر هدایت سیاهی لشگر و کنترل "بک گراند"های باز و شلوغ و میزانسن دادن به آنها، از مقوله های دردسر ساز و پرخطر عرصه فیلمسازی است و معمولا هیچ کارگردان محافظه کاری تن به این خطر نمی دهد اما به نظر می رسد آقای احمدجو، آن احترامی را که لازمه شعور تماشاگر تلویزیون است ، برایش قائل شده و همچون گذشته صبوری به خرج داده و برای درگیر کردن ذهن مخاطب با اوج و فرود قصه و درآوردن یک سکانس خوب و جذاب از هیچ سعی و تلاشی فروگذار نکرده است.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها