در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یادم هست وقتی دوره برنامهسازی رادیویی را میگذراندیم اساتید میگفتند بعضی موضوعات مثل روایتهای تاریخی و زندگینامهها و... کاملا رادیویی است و بعضی چیزها را عمرا نمیشود از رادیو پخش کرد؛ مثل آموزش آشپزی و خیاطی! حالا انگار خوب که قصه بگویی مرزی وجود ندارد.
برای من ساختن برنامه رادیویی مثل بافندگی است. نرمافزار میکس صدا را که توی لپتاپ اجرا میکنم انگار جلوی دار قالی نشسته باشم. هرچند میکس صدا و موسیقی یعنی کار با یکسری خط و نمودار که جز با شنیدن قابل تشخیص نیستند، اما همین برای من یک دنیاست. ما اینجا رویا میبافیم. مثل شهرزاد قصهگو کف دو دست را به هم میکوبیم و به شنونده میگوییم خب! میدانی قرار است چه قصهای بگویم؟!
خردهصوتها، مصاحبه با آدمها، واژهها، پالس، افکت و آمبیانس (صدای محیط) و البته موسیقی باکلام و بیکلام هم ابزار این غافلگیری است. شروع ساخت هر برنامه رادیویی جدید برایم واقعا هیجانانگیز است. هرچند زمان پخش آنتن نزدیک باشد یا خیلی خسته باشم. صدا مثل تصویر نیست و این یک چالش جدی است: حرفم را چطور شروع کنم؟ با یک موسیقی خاطرهانگیز شنونده را همراه کنم یا واژهها و نشانهها را کم کم کنار هم بچینم؟
صدا مثل تصویر نیست و حرف اول و آخر را نمیزند؛ این یک امتیاز است؛ همانطور که وقتی کوچک بودیم میتوانستیم خانم نشیبای مهربان و قصههایش را هرطور دلمان میخواست تصور کنیم. نمایشنامههای رادیویی را شنیدهاید؟! یا مسابقات هیجانانگیز رادیو؟ برنامههایی که یک دنیا شور و رنگ و نور و صدا را میریزد توی گوشهای شنونده و او شاید سخت قبول کند این آدمها دراستودیویی کاملا خالی و پشت میزهای ساده نشستهاند! این همان معجزه رویابافی است.
ما رسانه قدیمی و از مدافتاده نداریم. رادیو رسانه قصههاست؛ رسانه روایت و تا زندگی هست روایت هم هست. جریان پادکستهایی که در ایران فراگیر شدهاند هم همین است: خوب که قصه بگویی تکراری نمیشوی.
فاطمه باقری
برنامهساز رادیو
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: